روزنامه اطلاعات نوشت: اقلیت پرسروصدایی که به خود اجازه میدهد حتی در مقابل ستادهای نظامی کشور، مداخلات شعاری و اختلالات و تفرقات اجتماعی ایجاد کند، نمایش حقیرانهای دارد که در تاریخ ثبت خواهد شد.
به گزارش عصر ایران، سیدمسعود رضوی در یادداشتی با عنوان "درباره وضع استثنایی کنونی" در روزنامه اطلاعات با ببان این مطلب افزود:
این اندک جماعت پرهیاهو، از حضور گسترده مردم در صحنه دفاع از میهن و همیاری به دولت و ملت، بیمناک هستند، ولی منظور اصلی آنها، تعیین تکلیفی دروغین برای حرکت به سوی کسب قدرت، به نام ارزشها و آرمانهای مقدس و ملی است.
ژست نامربوط آنها، آرام آرام، از یک نمایش خستهکننده، به آزار و زیاده روی در لحظات حساس تاریخی رسیده است.
تصور میکنم تغییر رویکرد در مورد این جماعت از یک سو، و هم صدایی و دلجویی و تکیه به پیوندهای اصیل تاریخی و فرهنگی ملت بزرگ، موثرتر و مطمئنتر از این ریسمانهای پوسیده خواهد بود.
متن کامل این یادداشت را می توانید در ادامه بخوانید.
سید مسعود رضوی
روزنامه اطلاعات
مدتی توجه افکار و سیاستها، نسبت به دو انتخابات ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونی در اسرائیل معطوف شد. طبعاً در هر دو انتخابات، تأثیر جنگ با ایران ـ یا بهتر است بگویم تجاوز به وطن عزیز ـ روشن و مشهود بود. تحلیلگران سیاست بینالملل در عرصه هر دو حکومت مذکور میتوانند نتایج را تحلیل کنند و هر نتیجهای بگیرند، اما آن نتیجه خالی از تأثیر ایران نخواهد بود.
مهمترین وزن و مؤثرترین عامل در این دو رویداد، مقاومت ایران و رخدادهای مرتبط با تنگه هرمز، انرژی و جنگ ناعادلانهای است که به ما تحمیل کردند. با تمام تبلیغاتی که شده بود، نتیجه را باید نوعی نارضایتی از ترامپ و نتانیاهو ارزیابی کرد.
اما مسائل ایران را باید فارغ از علل و اسباب یا خواست و اهداف خارجی مورد توجه و بررسی قرار دهیم. اگر قرار بر این باشد که نیروهای نظامی یا سیاستگران خارجی و یا تحولات درون کشورهای متخاصم، وضع و وزن سیاست و قدرت را در ایران تعیین کنند، دچار قفلشدگی و انفعال در داخل خواهیم شد.
امری که بسیاری از تحلیلگران خبره و با تجربه بارها در همین ماهها و هفتههای اخیر گفتهاند. ما بر اساس منافع و منابع کشورمان تصمیم میگیریم و متناسب با امنیت و اهداف ایران، هر کاری لازم باشد باید انجام دهیم.
باری، نباید این تصور پیش آید که با این تغییرات در آمریکا و به ویژه در تلآویو، تحولی در تجاوز و جنگ بیرحمانه آنها علیه ایران رخ خواهد داد. البته بیتأثیر نیست، اما تجربههای گذشته نشان داده که اولا ترامپ به عنوان تصمیمگیر اصلی در واشنگتن، قابل پیشبینی نیست و هر تصمیم و ماجراجویی که در عالم سیاست عجیب باشد، ممکن است به دستور او اتفاق بیفتد.
دوم رژیم صهیون است که اهداف استراتژیک آن در ضدیت و تضعیف ایران و دشمنی قطعی با میهن و ملت و حکومت، هیچ تقلیل و کاهشی نخواهد داشت. در حقیقت اگر شیوه عوض شود، هدف تغییر نخواهد کرد و یک عبارت باید در ذهن همه نیروهای لشکری و سیاسی و امنیتی ایران تکرار شود: در مقابل قصابان تلآویو، یک لحظه نباید غفلت کرد؛ هر کاری از آنها بر میآید و برای هر جنایتی آمادگی دارند!
مسئله ایران، جبهه داخلی است و ما بارها درباره وحدت ملی و شراکت تمام جریانهای سیاسی و اصناف و طبقات اجتماعی با هر سلیقه و شیوه و سطحی از زیست و معیشت گفته و نوشتهایم. اکنون در روزهای سرنوشتسازی به سر میبریم. امکان سنجی رویدادها به ما میگوید که میتوانیم با دقت و سنجیدگی، بازیگردان رویدادها باشیم.
همچنانکه ممکن است ناچار به واکنش سخت در برابر حملات دشمنان ایران هم باشیم. در هر صورت، پشتیبانی مردم و همبستگی ملی، امری غیرقابل چشم پوشی است. اگر مردم، یعنی اکثریت قاطع و عظیم ملت ایران، موافق و مؤید و پشتیبان مقاومت و نبرد نباشد، توالی رویدادها ممکن است سمت و سوی دیگری پیدا کند.
مشارکت مردم، همواره موجب برکت و قدرت نظام جمهوری اسلامی و رویش نیروهای تازهنفس و ابداعات بیسابقه بوده و هست. حتی در آمریکا، افکار عمومی و رأی مردم بود که رویگردانی از ترامپ را به عنوان یک رئیسجمهور خودشیفته و شکست خورده، در مقابل چشم جهانیان به نمایش گذاشت.
در ایران، زندگی و معیشت ملت با مشی و مشیّت دولت و حکومت، پیوندی ناگسستنی پیدا کرده است. بخش خصوصی، تعاونیها، خیریهها و همیاریهای محلی و بومی، به دلایلی تضعیف شده و کارآیی لازم را ندارند. چرایی و دلایل آن را به وقت دیگری واگذار میکنم.
اما وسعت تاثیرگذاری بخش دولتی و نیروهای مرتبط با مدیریت کلان و دیوانسالاری اداری و اقتصادی، بزرگتر از آن است که بخش خصوصی و تعاونیها و خیریهها بتوانند در مقابل آن عرض اندام کنند. ویژگی خاصی که موجب شده همه نخهای اقتصاد و جامعه و فرهنگ و مشاغل به نخ دولت و نهادهای حکومتی وصل شود. اگر تغییری در بالا پدید آید، به سرعت بر کل نظام معیشت و روابط اجتماعی و تکانههای فرهنگی و روانی مردم اثر خواهد نهاد.
پس تصمیمگیری، در این شرایط، باید ملت و شرایط آن را با جزئیات لحاظ کند. مقاومت اصل است، مردم نمیتوانند برکنار بمانند و جنگ و مقاومت را تنها به نیروهای مسلح و حکومت بسپارند. قاطبه مردم ایران، خواسته و ناخواسته درگیر این جنگ و در تقابل با دشمنان سرزمین هستند.
پس باید در تحول و سویهای که رویدادهای جاری و تصمیمهای آتی برجای خواهد نهاد، وزن و اهمیت کافی داشته باشند و آن اثرگذاری را احساس کنند. هرگونه نادیدهانگاری، اقلیتپروری و کنارزدن مردم، میتواند نتایجی داشته باشد که نیاز به بیان آن نیست.
اقلیت پرسروصدایی که به خود اجازه میدهد حتی در مقابل ستادهای نظامی کشور، مداخلات شعاری و اختلالات و تفرقات اجتماعی ایجاد کند، نمایش حقیرانهای دارد که در تاریخ ثبت خواهد شد.
این اندک جماعت پرهیاهو، از حضور گسترده مردم در صحنه دفاع از میهن و همیاری به دولت و ملت، بیمناک هستند، ولی منظور اصلی آنها، تعیین تکلیفی دروغین برای حرکت به سوی کسب قدرت، به نام ارزشها و آرمانهای مقدس و ملی است. ژست نامربوط آنها، آرام آرام، از یک نمایش خستهکننده، به آزار و زیاده روی در لحظات حساس تاریخی رسیده است. تصور میکنم تغییر رویکرد در مورد این جماعت از یک سو، و هم صدایی و دلجویی و تکیه به پیوندهای اصیل تاریخی و فرهنگی ملت بزرگ، موثرتر و مطمئنتر از این ریسمانهای پوسیده خواهد بود.
علامه بیدل دهلوی گوید:
بر زبان، راست روان را نرود حرف خطا
خامه ظاهر نکند جز سخن دلکش را
کینهسازی، المی نیست که زایل گردد
روز و شب سینه پر از تیر بود ترکش را