عصر ایران ــ عکسی که دختر پرویز ثابتی، رئیس سابق اداره سوم ساواک در دوران پهلوی، منتشر کرد، به یکی از پردردسرترین اتفاقات زندگی او تبدیل شد.
مردی که سالها پس از انقلاب با نام مستعار پیتر در فلوریدا زندگی میکرد، در حوزه املاک و مستغلات فعالیت داشت و تقریباً هیچکس نمیدانست کجاست و چه میکند. اما انتشار عکسی از او در یک گردهمایی مخالفان جمهوری اسلامی ایران، هویتش را آشکار کرد و سرانجام برایش دردسرساز شد.
اواخر سال ۱۴۰۳، حدود فوریه ۲۰۲۵، سه ایرانی ساکن آمریکا که از زندانیان سیاسی سابق دهه ۱۳۵۰ بودند، با دیدن این عکس متوجه شدند پرویز ثابتی هنوز زنده است و در آمریکا زندگی میکند. آنها که اکنون بین ۶۸ تا ۸۵ سال دارند و ساکن کالیفرنیا هستند، مدعیاند در دوران حکومت پهلوی و در دهه ۱۳۵۰، به دست پرویز ثابتی و نیروهای تحت امر او بهشدت شکنجه شدهاند.
این سه نفر با ثبت یک شکایت مدنی در دادگاه فدرال منطقه میانی فلوریدا، شعبه اورلاندو، خواستار محاکمه ثابتی شدند.
این شکایت بر اساس قانون حمایت از قربانیان شکنجه در آمریکا مطرح شده است؛ قانونی که امکان پیگیری مدنی برخی موارد شکنجه انجامشده تحت اقتدار حکومتهای خارجی را فراهم میکند. بر اساس این قانون، قربانیان میتوانند حتی سالها پس از وقوع شکنجه، علیه عاملان آن اقدام قضایی کنند.
شاکیان در دادخواست خود از انواع شکنجهها، از جمله ضربوجرح، شوک الکتریکی، آویزان کردن از سقف و کشیدن ناخنها سخن گفتهاند. آنها همچنین مدعیاند با دستگاهی به نام آپولو شکنجه شدهاند؛ وسیلهای که در آن قربانی روی صندلی قرار میگرفت و کلاهی فلزی روی سرش گذاشته میشد تا صدای فریاد او را در سر خودش تقویت کند.
با طرح این شکایت، پرویز ثابتی به دادگاه فراخوانده شد. اما پرویز ثابتی کیست و چرا نام او در میان مقامهای امنیتی دوران پهلوی تا این اندازه با سرکوب و شکنجه گره خورده است؟
پرویز ثابتی متولد سال ۱۳۱۵ در سنگسر سمنان است. او یکی از بلندپایهترین مقامهای امنیتی دوران محمدرضا شاه پهلوی محسوب میشود.
ثابتی در سال ۱۳۳۷، پس از دریافت مدرک کارشناسی حقوق از دانشگاه تهران، بهعنوان تحلیلگر سیاسی وارد سازمان اطلاعات و امنیت کشور، یعنی ساواک، شد. او خیلی زود در این سازمان پیشرفت کرد و به ریاست بخش کمونیستی و سپس اداره کل امنیت داخلی رسید.
از حدود سال ۱۳۴۹ معاون اداره کل سوم ساواک شد و از سال ۱۳۵۲ تا ماههای پایانی حکومت پهلوی، ریاست این اداره را بر عهده داشت.
اداره کل سوم، مهمترین و مقتدرترین بخش ساواک در حوزه امنیت داخلی بود. مقابله با مخالفان سیاسی، گروههای چریکی، کمونیستها و فعالیتهای براندازانه از جمله مسئولیتهای آن محسوب میشد. بازداشت و سرکوب مخالفان سیاسی هر بخش مهمی از فعالیتهای این اداره بود و کمیته مشترک ضدخرابکاری، یکی از مراکز اصلی بازداشت و بازجویی مخالفان، زیرمجموعه آن قرار داشت.
ثابتی در سالهای پایانی حکومت پهلوی، علاوه بر ریاست اداره سوم، در جایگاه قائممقام یا معاون ساواک هر فعالیت میکرد و گاهی بهعنوان سخنگوی امنیتی حکومت در برابر رسانهها ظاهر میشد. از جمله در کنفرانسهای مطبوعاتی مربوط به فعالیت گروههای مخالف حکومت، مانند ماجرای سیاهکل.
اما او سرانجام در نهم آبان ۱۳۵۷، حدود صد روز پیش از پیروزی انقلاب، با نامی مستعار از فرودگاه مهرآباد خارج شد. ابتدا به اروپا رفت و سپس راهی آمریکا شد. خانوادهاش هر همراه او بودند.
ثابتی در فلوریدا ساکن شد و نامهای غربی پیتر و نانسی را برای خود و همسرش انتخاب کرد. او در حوزه املاک و مستغلات فعالیت اقتصادی موفقی داشت و ظاهراً چندین ملک در شهرستان اورنج فلوریدا خریداری کرد که یکی از آنها عمارتی بسیار مجلل بود.
او برای چند دهه زندگی نسبتاً مخفیانهای داشت. از خودش عکس منتشر نمیکرد و اطلاعات چندانی از محل زندگی و فعالیتهایش در دسترس نبود.
یکی از معدود نشانههای حضور او در فضای عمومی، انتشار کتابی در سال ۱۳۹۱ با عنوان «در دامگه حادثه» بود؛ کتابی حاصل گفتوگوی مفصل او با عرفان قانعیفرد که در آن درباره فعالیتهایش در ساواک و دوران حکومت پهلوی صحبت کرده بود.
اما در سال ۱۴۰۱، یعنی ۲۰۲۳، انتشار عکسی از ثابتی حضور او را علنیتر کرد. پس از آن هر در یک مصاحبه تلویزیونی مفصل شرکت کرد و درباره فعالیتهای امنیتی خود پیش از انقلاب و اقداماتی که در ساواک انجام داده بود، گفت.
بسیاری از منتقدان و زندانیان سیاسی سابق، او را یکی از معماران اصلی نهادینه شدن سرکوب و شکنجه در ساواک میدانند و معتقدند مسئولیت مستقیم یا دستکم مسئولیت فرماندهی این اقدامات بر عهده او بوده است.
در اکتبر ۲۰۲۶، یعنی مهر ۱۴۰۵، پرویز ثابتی از قاضی پرونده درخواست کرد به دلیل مرور زمان، شکایت مطرحشده علیه او مختومه اعلام شود. اما دادگاه این درخواست را نپذیرفت.
قاضی با اشاره به پنهان ماندن طولانیمدت محل زندگی ثابتی و ترس از شاکیان از مواجهه با انتقامجویی، این شرایط را استثنایی دانست به همین دلیل، پرونده مختومه نشد و رسیدگی به آن ادامه پیدا خواهد کرد.
شاکیان این پرونده، به دلیل نگرانیهای امنیتی و ترس از واکنش طرفداران حکومت پهلوی و حامیان پرویز ثابتی، نام واقعی خود را فاش نکردهاند. آنها با نامهای مستعار جان یک، جان دو و جان سه در پرونده شناخته میشوند.
در این شکایت، نقش ثابتی در بازداشتهای خودسرانه، بازجوییها و شکنجه زندانیان سیاسی مورد اعتراض قرار گرفته و شاکیان خواستار دریافت حدود ۲۲۵ میلیون دلار غرامت شدهاند.
پرونده اکنون وارد مرحله جمعآوری و تبادل اسناد، مدارک و شهادتها شده است؛ مرحلهای که ممکن است حدود یک سال طول بکشد. همچنین تدابیر حفاظتی برای حفظ هویت شاکیان در نظر گرفته شده است. با این حال، گزارشهایی درباره تهدید شاکیان و وکلای آنها هر مطرح شده است.
سازمانهایی مانند عفو بینالملل و مرکز عدالت و پاسخگویی هر از ادامه رسیدگی به این پرونده استقبال کردهاند.
این پرونده حالا به یکی از نمونههای مهم تلاش برای پاسخگو کردن مقامهای سابق حکومت پهلوی در برابر اتهام شکنجه در آمریکا تبدیل شده است؛ پروندهای که میتواند پیام روشنی برای عاملان شکنجه داشته باشد؛ گذشت زمان، تغییر کشور محل زندگی و پنهان شدن پشت نامهای مستعار، لزوماً به معنای فرار از عدالت نیست.