نشست تخصصی بازخوانی جایگاه ابنسکیت دورقی و ملا فاضل سکرانی، با هدف بررسی نقش دو چهره علمی و ادبی در شکلگیری و انتقال میراث فرهنگی عربهای خوزستان و نسبت این میراث با هویت ملی برگزار شد.
در این نشست، هاشم خنفری، نماینده مردم شادگان در مجلس شورای اسلامی، با تأکید بر ضرورت عبور از معرفی سطحی مفاخر و حرکت به سمت شناخت علمی آثار و اندیشه آنان، ظرفیتهای فرهنگی خوزستان را بخشی از سرمایه اجتماعی و ملی کشور دانست و تصریح کرد که توجه روشمند به فرهنگ بومی، نه در برابر هویت ملی، بلکه در امتداد تقویت انسجام و یکپارچگی ایران قابل فهم است.
خنفری با اشاره به ساختار متنوع فرهنگی و اجتماعی ایران، تفاوتهای موجود میان مناطق و جوامع مختلف را در حوزههایی همچون آداب، اندیشه، فرهنگ، ادبیات و سبک زندگی، امری طبیعی در یک جامعه متکثر دانست و در عین حال، «انسجام ملی، وحدت و یکپارچگی کشور» را وجه مشترک و بنیادین این تنوع معرفی کرد.
به گفته وی، قومیتهای مختلف ایران را باید به عنوان ظرفیت و فرصت شناخت و از توان فرهنگی آنان در چارچوب منافع و مصالح عمومی کشور بهره گرفت.
خنفری با اشاره به جایگاه تاریخی خوزستان در تحولات فرهنگی و مذهبی کشور، تأکید کرد که این منطقه در طول تاریخ، شخصیتهای برجستهای را در عرصههای علمی، ادبی و مذهبی پرورش داده است؛ اما بخشی از این ظرفیت تاریخی هنوز به شکل متناسب مورد مطالعه و بهرهبرداری فرهنگی قرار نگرفته است.
خنفری بر این اساس، انجام پژوهشهای دقیق و چندجانبه درباره شخصیتهای تاریخی و فرهنگی منطقه را ضروری دانست و خاطرنشان کرد که صرف ثبت نام، تاریخ تولد و وفات یا چند روایت درباره یک شخصیت، نمیتواند او را به سرمایهای مؤثر برای جامعه تبدیل کند.

از نگاه وی، زمانی میتوان یک چهره تاریخی را به سرمایه علمی و اجتماعی تبدیل کرد که ابعاد فکری، علمی، ادبی و اجتماعی او بهصورت روشمند مورد بررسی قرار گیرد و یافتههای حاصل از این پژوهشها نیز در اختیار جامعه قرار گیرد. خنفری این رویکرد را لازمه بهرهگیری واقعی از ظرفیتهای تاریخی خوزستان دانست.
خنفری در ادامه، ابنسکیت دورقی را از شخصیتهای برجسته علمی، ادبی و مذهبی مرتبط با تاریخ خوزستان دانست و بر ضرورت بازخوانی جایگاه او تأکید کرد.
وی با اشاره به حضور نام این شخصیت در منابع تاریخی، تصریح کرد که اهمیت چهرههایی از این دست، صرفاً با یادکرد تاریخی آنان محقق نمیشود و برای شناخت جایگاه واقعیشان، باید ابعاد مختلف اندیشه و آثار آنان مورد مطالعه و تحلیل قرار گیرد.
به گفته وی، کمتوجهی به این ظرفیتها، موجب شده است بخشی از میراث علمی و فرهنگی منطقه متناسب با شأن تاریخی خود شناخته نشود. از این رو، مؤسسات فرهنگی، پژوهشگران و فعالان حوزههای علمی و ادبی میتوانند با تعریف پروژههای پژوهشی مشخص، اسناد و آثار مرتبط را گردآوری و زمینه معرفی دقیقتر این شخصیتها را فراهم کنند.
خنفری تأکید کرد که چنین مطالعاتی، در صورت برخورداری از پشتوانه علمی و پژوهشی، میتواند آثار خود را فراتر از حوزه تاریخ محلی نشان دهد و به تولید دانش، تقویت شناخت فرهنگی و افزایش سرمایه اجتماعی منجر شود.
نماینده مردم شادگان در مجلس در بخش دیگری از سخنان خود، ملا فاضل سکرانی را از چهرههای برجسته شعر معاصر خوزستان دانست که آثارش به دلیل پیوند عمیق با فرهنگ و زندگی مردم، همچنان در مناسبتهای اجتماعی و فرهنگی منطقه حضور دارد. وی ماندگاری شعر این شاعر را ناشی از همخوانی آن با فرهنگ مردم، سبک زندگی، فضای اجتماعی و باورهای مذهبی آنان دانست.
خنفری با اشاره به حضور گسترده مردم از نقاط مختلف خوزستان و خارج از استان در مراسم تشییع ملا فاضل، این استقبال را نشانهای از جایگاه اجتماعی و فرهنگی این شاعر ارزیابی کرد و گفت که آثار او همچنان در محافل و مناسبتهای مختلف مورد استفاده قرار میگیرد.
وی بر ضرورت آن تأکید کرد که این حضور اجتماعی، تنها به بزرگداشت و یادبود محدود نماند و با ثبت، گردآوری و توسعه فعالیتهای ادبی و فرهنگی، به یک میراث پایدار تبدیل شود.
خنفری همچنین محتوای شعر ملا فاضل را فراتر از جنبههای ادبی آن ارزیابی کرد و گفت که مفاهیمی مانند اخوت و برادری، مقابله با جهل و نادانی، تشویق به علم و تحصیل و تقویت ویژگیهای مثبت فرهنگی در آثار او بازتاب یافته است. از این منظر، شعر او تنها وسیلهای برای بیان احساسات فردی نبوده، بلکه در مقاطعی حامل پیامهای اخلاقی، اجتماعی و مذهبی نیز بوده است.
خنفری در ادامه سخنان خود، نسبت فرهنگ بومی با هویت ملی را مورد توجه قرار داد و تأکید کرد که هویتهای محلی، از جمله هویت فرهنگی عربهای خوزستان، در صورت قرار گرفتن در چارچوب هویت ملی، میتوانند به تقویت انسجام اجتماعی کمک کنند.
به گفته وی، مسائل فرهنگی و ادبی را نمیتوان جدا از زیرساختهای اجتماعی و فکری جامعه بررسی کرد و تقویت هر یک از این حوزهها میتواند بر حوزههای دیگر نیز اثرگذار باشد.
وی با اشاره به ظرفیتهای قانونی موجود برای توجه به تنوع فرهنگی، خاطرنشان کرد که فرهنگهای محلی بخشی از مجموعه ظرفیتهایی هستند که در شکلگیری حیات اجتماعی و فرهنگی کشور نقش دارند. از دیدگاه او، ارتباط میان سیاستهای کلان فرهنگی و ظرفیتهای فرهنگی مناطق مختلف باید تقویت شود تا داشتههای بومی از حالت محلی و محدود خارج شوند و در ساختار گستردهتر فرهنگی کشور امکان عرضه و تبادل پیدا کنند.
خنفری در همین چارچوب، فرهنگ بومی را یکی از ابزارهای تقویت انسجام اجتماعی در برابر فرسایش فرهنگی دانست و بر ضرورت شناخت، حفظ و تقویت این ظرفیتها تأکید کرد.
وی معتقد بود که هرچه پیوند میان ظرفیتهای فرهنگی مناطق مختلف و هویت ملی مستحکمتر شود، امکان بهرهگیری از این تنوع در مسیر تقویت همبستگی اجتماعی نیز افزایش خواهد یافت.
نماینده مردم شادگان در مجلس در بخش دیگری از سخنان خود، به سابقه تاریخی مقاومت مردم خوزستان و جنوب ایران در برابر قدرتهای استعماری اشاره کرد و گفت که ایستادگی مردم این مناطق در برابر استعمار، بخشی از تجربه تاریخی آنان را تشکیل میدهد.
وی با اشاره به رویارویی تاریخی مردم منطقه با قدرتهایی همچون انگلیس، فرانسه و پرتغال، این تجربه را نشانهای از ظرفیت تاریخی جامعه محلی برای دفاع از سرزمین و منافع عمومی دانست.
خنفری، اتحاد و انسجام اجتماعی را از عوامل مهم موفقیت در چنین بزنگاههایی دانست و با اشاره به تجربههای تاریخی و دینی، از جمله فرهنگ عاشورا، بر نقش عناصر مشترک در شکلگیری همبستگی اجتماعی تأکید کرد. وی همچنین تحولات معاصر و مقاومت جمهوری اسلامی ایران در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی را در امتداد تجربهای تاریخی از ایستادگی و اتحاد ارزیابی کرد و گفت که این تجربهها، در کنار ابعاد سیاسی و دفاعی، دارای وجوه فرهنگی و اجتماعی نیز هستند.
از منظر خنفری، پیوندهای فرهنگی میان جوامع مختلف منطقه و اشتراکات تاریخی و دینی نیز میتوانند در شکلگیری ارتباطات اجتماعی و فرهنگی مؤثر باشند؛ ظرفیتی که در صورت مدیریت صحیح میتواند به افزایش تعامل فرهنگی و تقویت سرمایه اجتماعی منجر شود.
خنفری در پایان، نقش مؤسسات فرهنگی را در عبور از شناخت محدود و محلی مفاخر و رساندن آنان به سطح ملی مورد توجه قرار داد و برگزاری جشنوارهها، نشستها و برنامههای فرهنگی در مناطق مختلف کشور را یکی از ابزارهای تحقق این هدف دانست.
به گفته وی، آشنایی با فرهنگهای متنوع کشور، بهویژه در جریان سفرها و ارتباط مستقیم با مناطق مختلف، نشان میدهد که در بسیاری از نقاط ایران ظرفیتهای فرهنگی و هنری قابل توجهی وجود دارد که هنوز به اندازه کافی معرفی و به اشتراک گذاشته نشدهاند.

وی بر ضرورت بهرسمیتشناختن این ظرفیتها با حفظ گویشها، زبانها و ویژگیهای فرهنگی مناطق مختلف تأکید کرد و افزود که داشتههای فرهنگی خوزستان نیز باید در معرض تعامل و تبادل با سایر نقاط کشور قرار گیرند. از نگاه او، این فرایند میتواند ضمن افزایش شناخت متقابل میان جوامع مختلف، ظرفیتهای فرهنگی کشور را در سطح ملی تقویت کند.
مجموع سخنان هاشم خنفری را میتوان بر یک گزاره راهبردی استوار دانست: میراث فرهنگی زمانی از یک یادگار تاریخی به سرمایه ملی تبدیل میشود که از مرحله بزرگداشت عبور کند و وارد چرخه پژوهش، ثبت، آموزش، معرفی و تعامل فرهنگی شود. در این چارچوب، مسئله اصلی صرفاً شناساندن ابنسکیت دورقی یا ملا فاضل سکرانی نیست؛ مسئله آن است که ظرفیتهای تاریخی و فرهنگی مناطق مختلف چگونه میتوانند به بخشی فعال از سرمایه فرهنگی ایران تبدیل شوند.
بر این اساس، نخستین ضرورت، تغییر رویکرد از «معرفی شخصیت» به «مطالعه شخصیت» است؛ به این معنا که درباره مفاخر، مجموعهای منسجم از آثار، اندیشهها، زمینه اجتماعی، تأثیرات فرهنگی و نسبت آنان با تحولات زمانه تدوین شود. چنین رویکردی میتواند از تبدیل میراث فرهنگی به مجموعهای از اطلاعات پراکنده و مناسبتی جلوگیری کند و زمینه تولید دانش معتبر درباره تاریخ فرهنگی خوزستان را فراهم آورد.
گام دوم، تبدیل این دانش به دسترسپذیری عمومی است. پژوهش زمانی به سرمایه اجتماعی تبدیل میشود که در قالب کتاب، مستند، پایگاه اطلاعاتی، نشست تخصصی، برنامههای آموزشی، جشنوارههای فرهنگی و تولیدات رسانهای در اختیار جامعه قرار گیرد. در این مسیر، مؤسسات فرهنگی میتوانند میان پژوهش تخصصی و مخاطب عمومی نقش واسط ایفا کنند و میراثی را که تاکنون عمدتاً در حافظه محلی باقی مانده است، به بخشی از روایت عمومی فرهنگ ایران تبدیل کنند.
گام سوم، ایجاد شبکه تبادل میان ظرفیتهای فرهنگی مناطق مختلف کشور است. در این نگاه، فرهنگ بومی نه یک جزیره مستقل، بلکه یکی از لایههای متنوع فرهنگ ایران تلقی میشود و ارزش آن زمانی بیشتر آشکار میشود که امکان گفتوگو و تبادل آن با دیگر فرهنگهای محلی فراهم شود. برگزاری برنامههای مشترک، معرفی متقابل مفاخر و ایجاد پیوند میان مراکز فرهنگی میتواند این تنوع را از یک واقعیت موجود به یک ظرفیت فعال برای شناخت متقابل و همبستگی اجتماعی تبدیل کند.
در نهایت، رویکرد مطرحشده در سخنان خنفری بر پیوند سه سطح «حفاظت از میراث، تولید دانش درباره میراث و تبدیل میراث به سرمایه اجتماعی» استوار است. در چنین الگویی، پاسداشت فرهنگ عربهای خوزستان نه در قالبی منفصل از هویت ملی، بلکه به عنوان بخشی از تجربه تاریخی و فرهنگی ایران دنبال میشود. حاصل چنین سیاستی میتواند آن باشد که تنوع فرهنگی، به جای باقی ماندن در سطح تفاوتهای محلی، به منبعی برای شناخت متقابل، افزایش سرمایه اجتماعی و تعمیق انسجام ملی تبدیل شود.