عصر ایران ؛ علی نجومی ــ هفتم آبان ماه 1305 کوچه های تهران را بارندگی روزهای اخیر پر از گل و لای کرده بود. سید بلندقامت اردستانی از خانه اش در کوچه نصیرالدوله محله عودلاجان زد بیرون. چند قدم بیشتر برنداشته بود که فهمید دو نفر دارند تعقیبش می کنند. سعی کرد خودش را نبازد. بار اول نبود که آدم های رضا خان دوره اش می کردند.
گام هایش را سریع تر کرد و انتهای کوچه سریع پشت دیوار پنهان شد از این چند لحظه ای که در دید آن دور نفر نبود نهایت استفاده را کرد و عبا و عمامه اش را در آورد و عصایش را به زیر آن ها ستون کرد. و خودش هم زیر آن ها پنهان شد و راه افتاد و مسیر خودش را ادامه داد.چند لحظه بیشتر نگذاشته بود که تیراندازی شروع شد. ضاربان خیالشان راحت بود که محال است سید زنده از این کوچه بیرون برود.
اما سید عمرش به دنیا بود. ترفندی که به کار برده بود باعث شد که تیر ها به جایی که به قلب و سرش بخورد به دست هایش اصابت کند.
صدای تیراندازی باعث هجوم چند نفر به صحنه تیراندازی شد و این باعث شد آن دو نفر ضارب سید سریع صحنه را ترک کنند و فرصت زدن تیر خلاص را نیابند.
سید را به سرعت به بیمارستان نظمیه و بعد هم مریض خانه احمدی( بیمارستان سینای فعلی) رساندند و حدودا 2 ماهی در آنجا بستری ماند تا مرخصش کردند.
این روایت را می توان مشت نمونه خروار از سختی های سیاست ورزی در دوران رضاخان دانست. سید حسن مدرس یا همان سید بلندقامت اردستانی قصه ما دو سه باری بدجوری با رضاخان و سیاست هایش سرشاخ شده بود.
اول قضیه جمهوریت در سال 1302 که مدرس و یارانش نقشه های رضاخان برای انقراض سلسله قاجار و اعلام جمهوریت را نقش برآب کردند. اما مورد شاید کمی مهم تر بر می گردد به 7 مرداد 1304 که دیگر نفس های سلسله قاجار و حکومت احمدشاه به شماره افتاده بود.
مدرس، ملک الشعرای بهار و چند نفر از دیگر از نمایندگان مجلس شورای ملی رضا خان سردار سپه را که در آن زمان نخست وزیر بود استیضاح کردند. آن روز در میدان بهارستان غوغایی به پا بود. طرفداران مدرس و یارانش فریاد زنده باد مدرس سر داده بودند آن طرف هم طرفداران رضاخان شعار مرده باد مدرس می دادند.
قضیه داشت بیخ پیدا می کرد که مدرس رفت قاطی طرفدارانش و گفت ادامه ندهید. بعد برگشت به طرفداران رضاخان آن جمله مشهورش را گفت: اگر مدرس بمیرد دیگر کسی به شما پول نخواهد داد.
وقتی سلطنت رضا خان کم کم جا افتاد و پرده از مشت آهنینش افتاد تیره روزی های آیت الله سید حسن مدرس شروع شد ابتدا در سال 1307 دستگیرش کردند و بعد به دامغان و مشهد و بعد هم به خواف تبعید شدند.

مدرس 7 سال در خواف تبعید بود تا اینکه در مهر 1316 به کاشمر فرستاده شد و در آنجا به شکل فجیعی به قتل رسید.
رکن الدین مختاری رییس کل شهربانی کشور با دستور مستیم رضاخان عملیات را پیگیری و هدایت کرد.
از ذوق و سلیقه سید حسن خیلی گفته اند و نمونه اش آن که خانه وزیر مختار فرانسه را در عودلاجان خرید. خانه ای که وصف زیباییش را فقط خواجه حافظ شیرازی نشنیده بود و به نگین تهران مشهور بود.
در مورد مرحوم مدرس مشهور است که پیش بینی کرده بود انگلیسی ها روزی رضاخان را تبعید می کنند و خودش هم در ایران به قتل می رسد.
ایوان های ستون دار، پنجره های ارسی و طاقچه هایی که با تابلوهای نقاشی تزیین شده بودند. همه این ها زینت بخش این خانه چشم نواز بودند. اما آن خانه به مرور ایام و سال ها قطعه قطعه شد و بخشی از آن که یک سوم ملک اولیه را تشکیل می دهد در سال ۱۳۹۳ توسط حاج محمد انصاری خریداری و پس از مرمت بهعنوان دارالقرآن و خانه موزه شهید مدرس احیا شد.
خانه مدرس دارای سه حیاط، یک درخت کاج قدیمی با قطر بیش از یک متر یک استخر و باغچه، دارای دو زیرزمین وسیع که یکی از آن زیرزمینها دارای حوض میباشد، یک حیاط خلوت با حوض مجزا، حیاط اندرونی با حوض مجزای دیگر سه درخت توت سفید و سیاه، درخت خرمالو و انجیر، و طبقات فوقانی زیرزمینها یکی با ایوانی بزرگ میباشد همچنین مجموعهای از هنرها شامل گچبری، حجاری، آجرکاری، گرهچینی، نقاشی و کتیبه نگاری. کتیبههای چاپ قدیمی متن با سطح فلزی احتمالاً سرب و بدنه چوبی به تعداد زیاد در این خانه نگهداری میشد. قسمت عقبی آن در انتهای کوچه که برخلاف بخش سالم دارای آینهکاری زینتی بسیار بودهاست تقریباً ویران گشت به استثنای یک دروازه چوبی بسیار کهن که در انتهای کوچه واقع شده بود.
ضلع جنوبی خانه با یک سوله کوچک جدید با نمای سیمان محدود شده و از خانههای دوم و سوم بدین صورت جدا میشود اما اتاق سمت راست ایوان (جنوب) یک در به پشت خانه دارد که دیگر متعلق به این خانه نیست و نشانه بزرگتر بودن خانه پیش از این دارد. این باور محلی که دو خانه پشت آن بخشی از خانه اصلی بودهاند جای بحث دارد اما دو خانه تاریخی دیگر در ادامه این خانه بودهاند که یکی از آنها تقریباً ویران شد.
بخش جلویی این خانه دارای ۳ در ورودی هر ۳ به یک کوچه میباشد یک در به حیاط خلوت یک در بزرگ به حیاط اصلی و یک در مجزا به ساختمان مجاور کوچه.