فیلم بیشتر »»
کد ۴۶۷۰۷۶
انتشار: ۰۸:۰۱ - ۲۱-۰۲-۱۳۹۵

اس ام اس جدید سری بیستم

هنوز خیره شدن در چشمان تو

شبیه لذت بردن از شمردن ستاره

در یک شب صحرای یست

و هنوز اسم تو تنها اسمی است

در زندگی من

که هیچ کسی نمی تواند چیزی در موردش بگوید





**********************



برای اینکه دوستم داشته باشی

هر کاری بگویی می کنم

قیافه ام را عوض می کنم

همان شکلی می شوم که تو می خواهی

اخلاقم را عوض می کنم

همان طوری می شوم که تو می خواهی

حتی صدایم را عوض می کنم

همان حرفهایی را می زنم که تو می خواهی

اصلاً اسمم را هم عوض می کنم

هر اسمی که می خواهی روی من بگذار

خب حالا دوستم داری ؟

نه ، صبر کن

لطفاً دوستم نداشته باش

چون حالا انقدر عوض شده ام

که حتی حال خودم هم از خودم به هم می خورد





**********************



یکی را دوست دارم

ولی افسوس او هرگز نمیداند

نگاهش میکنم شاید

بخواند از نگاه من

که او را دوست می دارم

ولی افسوس او هرگز نمیداند





**********************



این ابرها را

من در قاب پنچره نگذاشته ام

که بردارم

اگر آفتاب نمی تابد

تقصیر من نیست

با این همه شرمنده توام

خانه ام

در مرز خواب و بیداری ست

زیر پلک کابوس ها

مرا ببخش اگر دوستت دارم

و کاری از دستم بر نمی آید





**********************



جهان سیاه است ، مثل شب

زندگی نیزه ای به سمت خورشید

جاده ها همیشه به سمت دریا نمی روند

باران همیشه زیبا نیست

خواب ها همیشه تعبیر خوبی ندارند

دیروز خوب نبود ، باشد که فردا ، روشن و شادی آفرین باشد

همه ی این جمله ها از ذهن اسبی می گذرد که از کارزار برمی گردد





**********************



وقتی نام کوچک او را

در حضور من بر زبان می آورند

از کنار هیزمی خاکستر شده

از گذرگاه جنگلی میگذرم

بادی نرم و نابهنگام میوزد

و قلب من در آن

خبرهایی از دوردست ها میشنود ، خبرهای بد

او زنده است ، نفس میکشد

اما ، غمی به دل ندارد





**********************



خوبا اغلب خودشون خودشونو می کشن

تا خلاص شن

اونائی ام که میمونن

اصلا درست نمی فهمن

چرا همه میخوان

از دستشون خلاص شن





**********************



انبوهی از این بعدازظهرهای جمعه را

بیاد دارم که در غروب آنها

در خیابان

از تنهایی گریستیم

ما نه آواره بودیم ، نه غریب

اما

این بعدازظهر های جمعه پایان و تمامی نداشت

می گفتند از کودکی به ما

که زمان باز نمی گردد

اما نمی دانم چرا

این بعد از ظهر های جمعه باز می گشتند





**********************



من عاشق ترین آفتاب گردان مزرعه عشق بودم

که با آفتاب نگاهت به هر سو که می خواستی

آرام آرام می چرخیدم

با هر چرخشم با صبوری افکارت را می دزدیدم

ودر قلب ناباورت ذره ذره خانه ای برای فردایم می ساختم

و در زیر پلک های مهربانت

تصویر زیبایی و معصومیتم را تا ابد حک می کردم

من عاشق ترین و بی پروا ترین آفتاب گردان مزرعه عشق بودم

که یک نگاهت را به عالمی نفروختم





**********************



تو بیش از آنچه من قادر به گفتن باشم

به من گوش می دهی

تو ضمیر آگاه را می شنوی

تو با من به جاهایی می روی که

کلمات من قادر به بردن تو به آنجاها نیستند
برچسب ها: اس ام اس جدید
ارسال به دوستان
چرا پشه ها بعضی افراد را بیشتر نیش می زنند؟ کشف سلیقه خاص پشه‌ها! آپدیت جدید اینستاگرام: چگونه کامنت های خود را ویرایش کنیم؟ دلایل شگفت انگیزی که به شما ثابت می کند باید بیشتر بخوابید بررسی تخصصی سامسونگ گلکسی A57؛ پادشاه جدید میان رده‌ها ترجمه همزمان صوتی؛ ناجی جدید جلسات در اپلیکیشن گوگل میت کبوتر خانگی که بیش از 2 برابر عمر طبیعی اش زندگی کرد! چگونه یوگا به درمان افسردگی و کاهش اضطراب کمک می کند؟ حتی فضانوردان هم در فضا یبوست می گیرند! چرا انسان ها دم ندارند؟ رازی که پس از ۲۰ میلیون سال فاش شد بررسی تخصصی سامسونگ گلکسی A37: یک میان رده مطمئن، اما تکراری! ۶ خوراکی بی نظیر برای کاهش فشار خون خانه ای نقلی که دست کمی از یک آپارتمان جادار ندارد مهم ترین کاری که در بهار برای چمن باید انجام دهید آویزان شدن زن از وانت در حال حرکت برای گیر انداختن شوهر خیانتکار چرا داشتن دوست صمیمی زن برای مردان مفید است؟ ۳ یافته جالب از تحقیقات روان شناسی