فیلم بیشتر »»
کد خبر ۲۷۵۲۸۱
تاریخ انتشار: ۰۹:۱۷ - ۰۲-۰۳-۱۳۹۲
کد ۲۷۵۲۸۱
انتشار: ۰۹:۱۷ - ۰۲-۰۳-۱۳۹۲

ماجرای شکم درد و داروي چشم!

شخصي نزد طبيب رفت و گفت: شکم من درد مي کند. طبيب گفت: «امروز چه خورده اي؟». گفت: «نان سوخته بسيار خورده ام.»

طبيب به پيشکار خود گفت: «داروي چشم را بياور تا در چشم او بکشم».

مريض گفت: «من درد شکم دارم، تو داروي چشم براي من تجويز مي کني؟» گفت: «اگر چشمت روشن بود، نان سوخته نمي خوردي.»

لطايف الطوايف

 
برچسب ها: داستان کوتاه
ارسال به دوستان
captcha
وقتی هیچ‌چیز عادلانه نیست؛ سختی‌های زندگی چگونه جهان‌بینی ما را بازسازی می‌کنند؟ سقوطِ معمارِ ساواک؛ چرا تیمور بختیار از نمادِ قدرت به مخالفِ دربار تبدیل شد؟ ۵ باور اشتباه درباره موفقیت که آرامش را از شما می‌دزدند نخستین چراغ راهنمایی جهان چگونه متولد شد؟ چه عینک آفتابی به فرم صورت شما می‌آید؟ ترفند ۵ ثانیه‌ای برای انتخاب مدل مناسب می‌خواهید در تصمیم‌گیری بهتر شوید؟ از مورچه بپرسید!/ پنج نکته آموزشی از دنیای حشره‌ها هفت اثرِ (به‌اصطلاح) نفرین‌شده در موزه‌های سراسر جهان (+عکس) راز سانسور سه‌هزار ساله؛ باستان‌شناسان نام سه پادشاه حذف‌شده آشور را پیدا کردند راز سرمایه‌گذاری هنگفت ایرلاین‌ها روی کابین هواپیما چیست؟ خورورات یا کباب ارمنی؛ ترکیبی هنرمندانه از گوشت ترد و آبدار، سبزیجات کاراملی و ادویه‌های معطر هیولای کوچکی که فرش و لباس می‌خورد! حداکثر قد مجاز برای نشستن پشت فرمان تانک آمریکایی M1 Abrams چقدر است؟ نادیده گرفتن نیازهای شخصی؛ این ۲ زنگ خطر را جدی بگیرید هفت عبارتی که افراد کنجکاو و متفکر در گفتگوهای غیررسمی به زبان می‌آورند چرا خوشحال نیستیم؟ ۲ چیز را از ذهنتان حذف کنید