عصر ایران؛ مهرداد خدیر - با این که ماراتُن دو و میدانی 10 کیلومتری تهران در صبح جمعه 27 شهریور و با حضور زنان و مردان به صورت جداگانه برگزار شد اما به خاطر تصاویر زنان بدون پوشش رسمی خبرساز شد تا جایی که دادستانی تهران اعلام جرم کرده و پرونده تشکیل داده است.
قبل از آنکه دلیل تشکیل پرونده اعلام شود این نویسنده پنداشت به سبب همزمانی آن با رزمایش جانفدایان بوده بعد روشن شد به این خاطر نیست چون نه تداخلی با هم داشتهاند و نه از حیث ساعت همزمان بوده بلکه به خاطر پوشش شماری از دختران دونده و شرکت کننده بوده است.
اطلاعات بعدی حاکی از آن است 500 دختر و زن حاضر بودهاند و شاید کمتر از 10 درصد روسری نداشتند یا اول داشتند و در مسیر افتاده و این هم در هر جا که ورودی و حراست دارد عادی شده که اول دارند و از دورازه که بگذرند برمی دارند و در اینجا فرض افتادن غیر عمد را هم باید لحاظ کرد چون موقع دویدن نمیتوان سفت و محکم نگاه داشت و البته لابد با فرض جدا و آزاد بودن حساسیت نداشتند.
مهمتر اینکه کافی است سری به فروشگاههای مانتو یا روسری و شال بیندازیم و ببینیم مانتو در روپوش اداری محدود شده و خانمهای باحجاب هم چادر را ترجیح میدهند. تیپ دونده و اهل ورزش و مسابقه هم قاعدتا جوان است و چه بسا قصد اعتراض و کنش سیاسی هم ندارد بلکه حسب عادت روزمره که موقع راه رفتن روسری ندارد هنگام دویدن به طریق اولی ندارد!
اگر مقامات محترم در دستگاههای گوناگون فرض را بر رعایت نزد اکثریت گذاشته و بر این اساس هنجار را تعریف کردهاند کافی است هر لحظه از روز به مدت 5 دقیقه تصاویر رهگذران در چند میدان شهر مانند میدان ولیعصر یا ونک یا هفتحوض نارمک در شرق تهران یا فلکه صادقیه و میدان صنعت در غرب تهران به نمایش درآید. حال آن که میدانیم صدا و سیما این کار را نمیکند و گویا از فیلمسازان هم خواسته اند برای تصاویر سطح شهر در فیلمها هم از هنرور استفاده شود تا تصویر شهروندان عادی بی حجاب در فیلم نباشد! این یعنی چه؟ یعنی پوشش بخش قالب توجهی از دختران و زنان در سطح شهر مطلوب صدا و سیما نیست. تکرار همین در یک مسابقه دو که هیجان هم بر آن حاکم است با این نگاه اتفاق عجیبی نیست.
به جز شبها که به خاطر تجمعات حمایتی خانمهای چادری در میدانها حضور دارند در باقی روز و در رفت و آمد عادی شهروندان ترکیبی از باحجاب و بیحجاب را شاهدیم و حتی کمحجاب رو به افول است و این یعنی هنجار جدیدی شکل گرفته است و با این وصف نمیتوان دوندگان را به هنجارشکنی دستکم عمدی متهم کرد.
مضافا به این که رقابت دو به یاد شهدای مدرسه شجره طیبه میناب و با همکاری هیات دوومیدانی استان تهران و باشگاه دوندگان پیشرو در بوستان ولایت و با حضور ۵۰۰ دونده خانم و دختر ورزشکار آقا و پسر در دو نوبت مجزا برگزار شده و طبعا مجوزهای لازمه را پیشتر دریافت کرده بودند و این امکان فراهم نبوده که پشت سر هر دوندۀ زن یک مأمور حراست زن هم بدود و بگوید خانم حجابت را رعایت کن.
نگرانی دستگاه قضایی هم البته قابل درک است. البته معمولا در رسانهها هیچ نوشتهای نباید متوجه دستگاه قضا باشد هر چند بعد از دوران 10 ساله صادق لاریجانی چه در دورۀ آقای رییسی و چه آقای اژهای از این حیث فشاری وارد نیست ولی آن قدر در زمان صادق لاریجانی رسانهها را عملا منع کرده بودند که حتی مجال نقد به سبک دوران شیخ محمد یزدی هم فراهم نبود که آقای عبدی در روزنامۀ سلام دربارۀ حکمی مینوشت و مرحوم شیخ هم در نماز جمعه تهران دفاع میکرد و توضیح میداد و حُسن اقامۀ نماز با امامجمعههایی در سطح رییس جمهور و رییس مجلس و رییس قوۀ قضاییه همین بود.
این نوشته طبعا نقدی بر ورود دادستانی ندارد و لابد مصلحتی دیدهاند یا نگران عادیسازی بیشتر و رسمیت بخشیدناند و وفق قانون عمل میکنند در حالی که همین دیروز آقای علمالهدای مشهد دربارۀ ضرورت حجاب در دانشگاهها گفت "دانشگاه، معبد است و باید رعایت کنند وگرنه نیروهای قضایی و امنیتی ورود کنند" و با این وصف بعید نیست نوبت بعد بگوید "بوستان و خیابان معبد است و در آن هم باید رعایت کنند".
او احتمالا خواسته جملۀ مشهور شهید بهشتی را به شکل دیگری بیان کند که گفته بود "حزب، معبد است" تا ذهنیت منفی در قبال حزب به خاطر سابقۀ حزب توده را اصلاح کند و دانشگاه، معبد است نیز تنها از این حیث میتوانست موضوعیت داشته باشد که نگاه مثبت به آن بیشتر شود نه برای بگیر و ببند!
به هر رو. فارغ از بحث قضایی 5 نکتۀ مشخص:
نخست این که تنوع سبک زندگی و پوشش در جامعه امروز قابل انکار نیست و سیاست حکومت هم سر به سر مردم گذاشتن نیست. با این وضع گرانی کالاها و مخصوصا خوراکی. حتی اگر نخواهیم توصیه و تأکید رهبری کنونی نظام به حفظ وحدت و انسجام و قبول تنوع را این گونه تفسیر کنیم باز این تنوع یک واقعیت است و نباید برداشت اعتراض سیاسی از آن داشت. چون خیلی از دختران نسل امروز کاری با سیاست ندارند.
دوم این که واقعا برگزار کنندگان چگونه میتوانند پوشش 500 دختر و زن دونده در طول 10 کیلومتر را کنترل کنند؟
سوم هم این یادآوری که تصویری که از کلیت مسابقه از فضای شاد و پرنشاط تهران به رغم جنگ با آمریکا به جهان مخابره میشود به سود نظام است یا خبر برخورد که قطعا در رسانههای برانداز بزرگنمایی هم خواهد شد؟
نکته چهارم این که شنیدم با اسپانسرها هم برخورد شده است. بی آنکه با هیچ یک از آنها ارتباطی داشته باشم چون صرف حمایت از رخداد فرهنگی یا ورزشی یا اجتماعی باری از دوش دولت وشهرداری برمیدارد چنین حامیانی را باید قدر دانست که در این اوضاع و احوال به جای تبدیل دارایی به طلا و ارز به این کارها دست میزنند. شمار این شرکتها زیاد نیست و همینها را باید نگاه داشت. به خصوص اسپانسرهای فرهنگی و ورزشی که نگاه صرفا تجاری و انتفاعی ندارند اگرچه طبعا سود و درآمدی بر حمایت شان مترتب است. یادمان باشد بدون حامی مجال برگزاری مسابقات عمومی نیست. در برخی کشورها مانند ژاپن درصد قابل توجهی از عواید مسابقاتی از این دست را به فرهنگ اختصاص میدهند و میان ورزش و مسابقه و سرگرمی با فرهنگ ارتباط مالی برقرار میکنند.
دستآخر این که اگر نقدی وارد باشد به کلمۀ "ماراتُن" است. هر چند این اصطلاح رایج شده ولی یادمان باشد بعد از شکست ایران از روم و به خاطر مسافتی که سرباز روم برای اعلام خبر پیروزی پیمود و گویا نام منطقهای بوده که خبر را اعلام کرده ماراتن برای ما خوشیُمن نیست و سِزَد که فرهنگستان و وزارت ورزش و فدراسیون دو و میدانی به فکر معادلی برای آن باشند به ویژه حالا که نحسی آن گریبان برگزار کننده و اسپانسر و احتمالا دوندگانی را گرفته!