عصر ایران؛ امیر صدرا صیام- رئالیتیشوها را شاید بتوان یکی از مهمترین نشانههای تغییر نسبت رسانه و واقعیت در روزگار ما دانست، جایی که دیگر قرار نیست صرفا داستانی ساخته شود تا مخاطب آن را تماشا کند، بلکه خودِ زندگی، رفتار، واکنش و حتی ترس انسانها به ماده خام سرگرمی تبدیل میشود.
از این منظر، «۲۱ روز» را هم نمیتوان فقط یک مسابقه تازه در شبکه نمایش خانگی دانست. اهمیت چنین برنامهای در این است که چهرههای شناختهشده را از قلمرو آشنای شهرت بیرون میکشد و آنها را در موقعیتهایی قرار میدهد که قرار است بخشی از خودِ واقعی شان را آشکار کند.
در فصل «PRO» این برنامه، حضور چهرههایی از حوزههای متفاوت ــ از ورزش و موسیقی تا بازیگری ــ خود واجد معناست. ناهید کیانی، بنیامین بهادری، الهام نامی و فرهاد آییش هر کدام با یک تصویر اجتماعی مشخص وارد برنامه میشوند؛ تصویری که طی سالها فعالیت حرفهای ساخته شده و مخاطب کموبیش با آن آشناست. اما «۲۱ روز» ظاهراً میخواهد همین تصویر تثبیتشده را به چالش بکشد.
پرسش اصلی این است. وقتی یک قهرمان ورزشی، خواننده یا بازیگر از نقش حرفهای خود فاصله میگیرد و در برابر ترس، اضطراب، فشار و موقعیتی ناشناخته قرار میگیرد، چه چیزی از شخصیت او باقی میماند؟
این همان نقطهای است که رئالیتیشو از یک مسابقه ساده فراتر میرود. جذابیت این قالب، در فاصله میان «تصویر» و «شخص» شکل میگیرد.
ما معمولاً سلبریتیها را نه بهعنوان انسانهایی عادی، بلکه بهمثابه شخصیتهایی رسانهای میبینیم. آنها همیشه در قاباند؛ روی صحنه، مقابل دوربین، در مسابقه، روی فرش قرمز یا در مصاحبه.
دوربین در چنین وضعیتی معمولاً ابزار نمایش موفقیت است. اما رئالیتیشو میتواند دوربین را به ابزار مشاهده شکست، تردید، ترس و آسیبپذیری هم تبدیل کند.
از همین منظر، عنوان «۲۱ روز» نیز معنادار است. عدد ۲۱ در فرهنگ عمومی امروز یادآور ایده تغییر عادت و ساختن یک الگوی رفتاری تازه است؛ هرچند ادعای علمی مشهور درباره اینکه هر عادتی دقیقاً در ۲۱ روز شکل میگیرد، سادهسازی یک بحث پیچیده است.
با این حال، همین عدد برای یک برنامه رقابتی واجد بار معنایی است. گویی قرار است مخاطب شاهد یک دوره گذار باشد. دورهای که شرکتکننده در آن از وضعیت عادی و روزمره فاصله میگیرد تا با نسخه دیگری از خودش مواجه شود. اما نکته مهمتر، مسئله «ترس» است.
جامعه امروز، بیش از هر زمان دیگری، انسان موفق و مسلط را تحسین میکند. شبکههای اجتماعی نیز تصویری از زندگی بینقص، بدن بینقص، موفقیت بیوقفه و اعتمادبهنفس دائمی ارائه میدهند. در چنین فرهنگی، اعتراف به ترس و ناتوانی نوعی خروج از هنجار محسوب میشود. رئالیتیشو دقیقاً از همین شکاف تغذیه میکند: مخاطب دوست دارد ببیند آدمی که همیشه او را قدرتمند دیده، در یک موقعیت واقعی چگونه دستپاچه میشود، میترسد، عقب میکشد یا دوباره خودش را پیدا میکند.
از این منظر «۲۱ روز» را میتوان نوعی آزمایش اجتماعی کوچک هم دانست. آزمایشی درباره اینکه شهرت تا چه اندازه در مواجهه با موقعیتهای واقعی به کار میآید.
سرمایه اجتماعی و فرهنگی یک سلبریتی در فضای حرفهای خود بسیار بالاست، اما وقتی قواعد بازی عوض میشود، این سرمایه الزاماً کارکرد سابق را ندارد.
خواننده بودن، بازیگر بودن یا قهرمان ورزشی بودن، لزوماً انسان را برای مواجهه با همه اشکال اضطراب و دشواری آماده نمیکند.
در اینجا البته یک تناقض جذاب وجود دارد: برنامه میخواهد «واقعیت» را نشان دهد، اما خود یک محصول رسانهای کاملاً طراحیشده است.
یعنی آنچه ما بهعنوان رفتار طبیعی شرکتکنندگان میبینیم، درون یک ساختار تولید، انتخاب، تدوین و روایت قرار گرفته است.
بنابراین «واقعی بودن» در رئالیتیشو هرگز به معنای واقعیت خام نیست، بلکه نوعی واقعیتِ روایتشده و تدوینشده است. همین مسئله میتواند نقطه قوت یا ضعف برنامه باشد.
اگر چالشها صرفاً به نمایشهای هیجانی و تولید ترس برای سرگرم کردن مخاطب تقلیل پیدا کنند، «۲۱ روز» چیزی بیشتر از یک مسابقه پرهیجان نخواهد بود. اما اگر برنامه بتواند از دل این موقعیتها به شخصیت، مناسبات انسانی، اضطراب و مواجهه آدمها با خودشان نزدیک شود، آن وقت میتوان درباره آن بهعنوان یک تجربه رسانهای قابل تأمل حرف زد.
شاید مهمترین پرسش «۲۱ روز» نه این باشد که چه کسی برنده میشود، بلکه این باشد که شرکتکنندگان در پایان این مسیر چه تصویری از خودشان پیدا میکنند و مخاطب چه تصویر تازهای از آنها به دست میآورد.
رئالیتیشو زمانی جدی میشود که پشت هیجان و رقابت، چیزی از انسان را به نمایش بگذارد که در قابهای معمول شهرت دیده نمیشود. «۲۱ روز» اگر بتواند از نمایش صرفِ ترس عبور کند و ترس را بهانهای برای شناخت انسان قرار دهد، میتواند یکی از تجربههای متفاوت شبکه نمایش خانگی باشد.
تجربهای که در آن، سلبریتی نه قهرمان دستنیافتنی، بلکه انسانی است که درست مثل همه ما، گاهی میترسد، تردید میکند و برای عبور از خودش باید دوباره خودش را پیدا کند.