عصر ایران؛ فرزانه متین - ۱۰ روز چهل و ششمین سالگرد شروع جنگ عراق علیه ایران در سال ۱۳۵۹ است اما شاید کمتر کسی بداند که اختلافات مرزی میان ایران و عراق، نه به دوران پهلوی، بلکه به چند قرن پیش و دوران صفویه بازمیگردد.
از همان زمان، اختلاف بر سر حاکمیت بر منطقه بینالنهرین و مرزهای آبی، به یکی از مهمترین چالشهای روابط ایران و عثمانی و بعدها ایران و عراق تبدیل شد.
در ادامه نیز اختلاف بر سر «خط القعر» یا آنچه بیشتر با عنوان «خط تالوگ» شناخته میشود، به یکی از اصلیترین موضوعات مناقشه میان دو کشور بدل شد؛ تا جایی که حکومت عراق پا را فراتر گذاشت و استان خوزستان را با نام «عربستان» بخشی از قلمرو خود میدانست.
«تالوگ» یا «خط القعر» در حقوق بینالملل، اصلی برای تعیین مرز میان دو کشور است؛ زمانی که رودخانه، مرز مشترک آنها باشد.
این خط از عمیقترین بخش قابل کشتی رانی رودخانه عبور میکند و مبنای تعیین مرز آبی قرار میگیرد.
با این حال، این اصل حقوقی نه آنقدر مبهم و ناشناخته بود و نه آنقدر مناقشهبرانگیز که بهتنهایی بتواند یکی از طولانیترین جنگهای قرن بیستم، یعنی جنگ هشتساله ایران و عراق، را رقم بزند.
از همین رو، فرشید اکتسابی در مستند «خط القعر» با روایتی بیطرفانه و دوربینی فارغ از جانب داری، داستانی را روایت میکند که نشان میدهد تنها اختلاف بر سر خط مرزی، عامل آغاز جنگ نبوده، بلکه مجموعهای از رویدادهای سیاسی، تاریخی و منطقهای زمینهساز این نبرد خانمانسوز شدهاند.
این مستند ۸۸ دقیقهای با نریشن گرم و دل نشین خود و نمای آغازینی از یک پاکت کاهی که روی آن عبارت «خط القعر» نوشته شده است، مخاطب را به سفری در دل تاریخ میبرد؛ سفری از دوران صفویه تا ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ و حمله عراق به فرودگاههای مهم ایران.
فیلم از همان ابتدا مخاطب را دعوت میکند تا بدون پیشداوری و سوگیری، روایت ارائهشده را دنبال کند و با زوایای کمتر دیدهشده شکلگیری این جنگ آشنا شود.
اگرچه درباره دفاع مقدس و عملیاتهای نظامی و قهرمانان جنگ، مستندها و آثار سینمایی متعددی ساخته شده است، اما جای چنین مستندی خالی بود و حالا فرشید اکتسابی اینبار بهجای روایت میدان نبرد، به چرایی وقوع جنگ میپردازد.
همین تفاوت، «خط القعر» را از بسیاری آثار مشابه متمایز میکند.
پس از پایان مستند، مخاطب درمییابد که خط القعر نه عامل اصلی جنگ، بلکه تنها یکی از حلقههای زنجیرهای از عوامل سیاسی، تاریخی و منطقهای بوده است که در نهایت به آغاز جنگ انجامید.
«خط القعر» از منظر پژوهشی یکی از جامعترین مستندهای ساختهشده درباره ریشههای جنگ ایران و عراق به شمار میرود.
فیلم با تکیه بر دو منبع اصلی، روایت خود را پیش میبرد: نخست منابع مکتوب شامل کتابها، مقالات علمی، اسناد تاریخی و بخشی از اسناد بینالمللی که پس از جنگ عراق و آمریکا به دست ایالات متحده و بریتانیا افتاد؛ و دوم منابع شفاهی که شامل گفتوگوها و تصاویر آرشیوی افرادی است که کمتر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفتهاند، همچنین نظرات پژوهشگران تاریخ و روابط بینالملل. حضور دو چهره شاخص، رضا قاسمی ـ تهیهکننده اسناد نهایی قرارداد الجزایر ـ و دکتر علی بیگدلی، پژوهشگر تاریخ سیاسی و روابط بینالملل که در زمان امضای قرارداد الجزایر بهعنوان خبرنگار حضور داشته است، بر اعتبار پژوهشی مستند میافزاید.
نوع روایت مستند نیز به دلیل پرداختن به ریشههای تاریخی، چیزی از جذابیت یک روایت داستانی کم ندارد و اجازه نمیدهد مخاطب دچار خستگی یا سردرگمی شود. اکتسابی در «خط القعر» در پی اثبات یا رد هیچ دیدگاهی نیست؛ بلکه اسناد و شواهد موجود، بهویژه درباره دوران پهلوی دوم، وقوع انقلاب اسلامی و تنشهای داخلی تا شهریور ۱۳۵۹ را کنار یکدیگر قرار میدهد تا مخاطب خود به چرایی آغاز جنگ برسد.
هرچند نمایش تصاویر و سخنان صدام حسین در برخی سکانسها بار احساسی فیلم را افزایش میدهد و احساسات مخاطب را برمیانگیزد، اما کارگردان با هوشمندی از غلبه احساسات بر روایت جلوگیری میکند و بار دیگر مستند را به مسیر تحلیل تاریخی بازمیگرداند؛ تلاشی برای آنکه، پس از سالها، داستان آغاز جنگ ایران و عراق را بر پایه اسناد و در قالب تصویر روایت کند