اضطراب گاهی با یک اتفاق مشخص آغاز میشود؛ مانند امتحان، مصاحبه شغلی، تصمیمی مهم یا انتظار برای دریافت یک خبر. در این شرایط، تپش قلب، دلشوره و فکر کردن به سناریوهای مختلف، واکنشهایی قابل انتظار هستند.
اما اگر نگرانی حتی پس از پایان موقعیت ادامه پیدا کند یا بدون وجود خطر مشخص، ذهن همچنان درگیر احتمال وقوع اتفاقی بد باشد، لازم است این وضعیت جدیتر بررسی شود.
به گزارش خبرآنلاین، اضطراب واکنش ذهن و بدن به موقعیتهایی است که آنها را مهم، نامطمئن یا تهدیدکننده میدانیم. وقتی مغز احتمال خطر را تشخیص میدهد، بدن برای واکنش آماده میشود. به همین دلیل ممکن است ضربان قلب افزایش پیدا کند، عضلات منقبض شوند یا تمرکز دشوار شود.
اضطراب همیشه نشانه بیماری نیست. برای مثال، کمی اضطراب پیش از امتحان میتواند فرد را به مطالعه بیشتر ترغیب کند یا در موقعیت خطرناک، سرعت واکنش را افزایش دهد.
مشکل زمانی آغاز میشود که اضطراب شدید، طولانیمدت یا کنترلناپذیر باشد و عملکرد روزمره فرد را مختل کند. در این شرایط احتمال وجود یک اختلال اضطرابی مطرح میشود.
اضطراب فقط یک تجربه ذهنی نیست و میتواند همزمان ذهن، بدن و رفتار را تحت تأثیر قرار دهد.
علائم رایج اضطراب عبارتاند از:
همه افراد همه این نشانهها را تجربه نمیکنند و شدت علائم نیز میتواند از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد.
اضطراب معمولاً یک علت واحد ندارد. عوامل مختلفی میتوانند در ایجاد یا تشدید آن نقش داشته باشند؛ از جمله:
بهتر است اضطراب را نشانه ضعف شخصیت ندانیم. پرسش مناسب این است: «چه چیزی باعث شده سیستم هشدار ذهن و بدن من بیش از اندازه فعال شود؟»
استرس معمولاً واکنشی به یک فشار یا عامل مشخص است؛ مانند نزدیک شدن موعد تحویل پروژه یا امتحان.
نگرانی بیشتر به فکر کردن درباره یک مسئله یا احتمال آینده مربوط میشود.
اضطراب میتواند از این مرحله فراتر برود و حتی زمانی ادامه پیدا کند که خطر مشخصی وجود ندارد. فرد ممکن است احساس کند اتفاق بدی در راه است، اما نتواند دلیل روشنی برای این احساس پیدا کند.
این مفاهیم کاملاً جدا از هم نیستند و ممکن است یک فرد همزمان استرس، نگرانی و اضطراب را تجربه کند. شدت، تداوم و تأثیر این حالتها بر زندگی، اهمیت بیشتری دارد.
دلشوره پیش از یک مصاحبه شغلی یا امتحان معمولاً واکنشی طبیعی است. اما اگر نگرانی پس از پایان آن موقعیت ادامه پیدا کند، موضوع نگرانی مرتب تغییر کند یا هفتهها و ماهها ذهن فرد را درگیر نگه دارد، وضعیت متفاوت است.
اضطراب زمانی نیازمند توجه بیشتری است که:
اضطراب شکلهای مختلفی دارد و همه افراد آن را به یک شکل تجربه نمیکنند.
در اختلال اضطراب فراگیر، نگرانی درباره موضوعات مختلف زندگی مانند کار، خانواده، وضعیت مالی یا سلامت، شدید و مداوم میشود. فرد معمولاً میداند میزان نگرانیاش ممکن است بیش از اندازه باشد، اما کنترل آن برایش دشوار است.
حمله پانیک میتواند به صورت موجی ناگهانی از ترس یا ناراحتی شدید ظاهر شود. علائم احتمالی آن عبارتاند از:
اگر حملات تکرار شوند، زندگی فرد را مختل کنند یا باعث نگرانی دائمی درباره حمله بعدی شوند، مراجعه به متخصص اهمیت دارد.
در اضطراب اجتماعی، ترس از قضاوت شدن، خجالتزده شدن یا قرار گرفتن در موقعیتهای اجتماعی میتواند آنقدر شدید باشد که فرد از صحبت کردن، ارائه دادن، حضور در جمع یا برقراری ارتباط اجتناب کند.
اضطراب اجتماعی با خجالتی بودن معمولی تفاوت دارد؛ شدت ترس و تأثیر آن بر زندگی، عامل اصلی این تفاوت است.
فوبیا ترس شدید و مداوم از یک شیء یا موقعیت مشخص است؛ مانند ارتفاع، برخی حیوانات یا موقعیتهای خاص. اگر این ترس با خطر واقعی تناسب نداشته باشد و باعث اجتناب یا اختلال در زندگی شود، میتواند نیازمند ارزیابی و درمان باشد.
هنگامی که مغز خطر را تشخیص میدهد، بدن وارد حالت آمادهباش میشود. این واکنش میتواند باعث افزایش ضربان قلب، تعریق، لرزش، گرفتگی عضلات، دلدرد یا تغییر در تنفس شود.
بنابراین وقتی فرد میگوید «اضطراب را در بدنم احساس میکنم»، این تجربه واقعی است و صرفاً در ذهن او رخ نمیدهد.
اولین قدم، جنگیدن با اضطراب نیست؛ بلکه شناختن آن است. میتوانید از خود بپرسید:
برای مدیریت اضطراب روزمره، برخی اقدامات میتوانند کمککننده باشند:
این راهکارها برای مدیریت اضطرابهای روزمره هستند و جای درمان تخصصی را نمیگیرند.
وقتی اضطراب بهطور ناگهانی افزایش پیدا میکند، هدف نخست این است که چرخه ترس و واکنش بدنی کمی آرام شود.
برای این کار میتوانید:
تلاش برای سرکوب اضطراب یا تکرار جمله «نباید مضطرب باشم» گاهی فشار بیشتری ایجاد میکند. پذیرش موقت این احساس و توجه به زمان حال، میتواند رویکرد مفیدتری باشد.
بله. اختلالات اضطرابی قابل درمان و مدیریت هستند. یکی از روشهای شناختهشده، درمان شناختی ـ رفتاری یا CBT است. در این روش، فرد افکار و رفتارهایی را که اضطراب را تشدید میکنند شناسایی میکند و شیوههای مؤثرتری برای مواجهه با آنها میآموزد.
در برخی شرایط، پزشک یا روانپزشک نیز ممکن است دارو تجویز کند. انتخاب دارو به نوع اختلال، شدت علائم، شرایط جسمی و روانی فرد و تشخیص متخصص بستگی دارد.
داروهای روانپزشکی نباید خودسرانه شروع، قطع یا مقدارشان تغییر داده شود.
اگر اضطراب مداوم شده، کنترل آن دشوار است یا زندگی روزمره را مختل کرده، صحبت با روانشناس یا روانپزشک میتواند قدم مناسبی باشد.
همچنین در صورت مشاهده علائم شدید، جدید یا نگرانکننده جسمی، نباید همه نشانهها را بدون بررسی به اضطراب نسبت داد؛ زیرا برخی علائم ممکن است علت پزشکی دیگری داشته باشند.
اگر اضطراب با احساس ناامیدی شدید، افکار آسیب زدن به خود یا دیگران، یا ناتوانی جدی در انجام فعالیتهای روزمره همراه است، باید در اسرع وقت از خدمات تخصصی و اورژانسی کمک گرفت.
هدف واقعبینانه این نیست که انسان هرگز مضطرب نشود. اضطراب بخشی از سیستم هشدار بدن است و در برخی موقعیتها میتواند مفید باشد.
هدف این است که وقتی اضطراب سراغمان میآید، بتوانیم آن را بشناسیم، علت احتمالیاش را بررسی کنیم و اجازه ندهیم تمام تصمیمهای زندگی را به جای ما بگیرد.
گاهی اضطراب پیام میدهد: «برای این اتفاق آماده شو.» اما گاهی همان سیستم هشدار، بدون وجود خطر متناسب، مرتب تکرار میکند: «مراقب باش، اتفاق بدی در راه است.»
شناخت تفاوت میان این دو وضعیت، یکی از قدمهای مهم برای ایجاد رابطهای سالمتر با اضطراب است.
خیر. نگرانی و اضطراب در موقعیتهای مختلف بخشی طبیعی از زندگی هستند. زمانی اهمیت بالینی بیشتری پیدا میکنند که شدید، مداوم، کنترلناپذیر یا مختلکننده باشند.
خیر. اضطراب میتواند همزمان ذهن، بدن و رفتار را تحت تأثیر قرار دهد.
خواب منظم، فعالیت بدنی، تمرینهای آرامسازی و کاهش عوامل تحریککننده میتوانند به مدیریت اضطراب کمک کنند؛ اما در اختلالات اضطرابی، درمان تخصصی ممکن است ضروری باشد.
بله. روشهای مؤثری برای درمان و مدیریت اختلالات اضطرابی وجود دارد و انتخاب روش مناسب به نوع و شدت اضطراب بستگی دارد.
اضطراب بخشی طبیعی از زندگی است؛ اما وقتی از یک واکنش موقت فراتر میرود و به نگرانی شدید، مداوم و مختلکننده تبدیل میشود، باید آن را جدی گرفت.
شناخت علائم اضطراب، تفاوت آن با استرس، آشنایی با انواع اختلالات اضطرابی و دانستن زمان مراجعه به متخصص، به فرد کمک میکند زودتر برای حل مسئله اقدام کند.
خبر خوب این است که اضطراب قابل مدیریت و درمان است. قرار نیست همیشه آرام باشیم؛ قرار است یاد بگیریم وقتی ذهن و بدنمان زنگ خطر را به صدا درمیآورند، بفهمیم واقعاً چه اتفاقی در حال رخ دادن است. گاهی نخستین قدم برای آرامتر شدن، حذف اضطراب نیست؛ بلکه شناختن آن و کمک گرفتن از یک متخصص است.