شهروز فلاحتپیشه رایزن فرهنگی ایران در توکیو، نوشت: کشور ژاپن با حمایت از استادکاران، انتقال مهارتهای سنتی و تجاریسازی صنایع دستی، حفظ میراث ناملموس خود را به اقتصاد خلاق و رقابت صنعتی گره زده است.
به گزارش عصر ایران شهروز فلاحتپیشه، رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در ژاپن در یادداشتی که آن را در اختیار ایرنا قرار داده است با اشاره به اینکه در ساختار اقتصادی و فرهنگی ژاپن معاصر حفظ هنرهای سنتی و انتقال بیننسلی مهارتهای دستی تنها یک رسالت نمادین یا موزهای نیست، مینویسد: در شرایط فعلی حفظ میراث ناملموس با اقتصاد خلاق و رقابت صنعتی به بخشی جداییناپذیر از هویت کشور ژاپن در بازارهای جهانی تبدیل شده است. رویکردی که هسته بنیادین آن در مفهوم و مکتب «مونوزوکوری» و به عبارتی فرهنگ ساخت و تولید دقیق نهفته است.
اگرچه واژه مونوزوکوری در ترجمه تحتاللفظی به معنای «ساختن اشیا» است اما در ادبیات دانشگاهی و صنعتی ژاپن به یک نگرش ذهنی، تعهد عمیق به تولید بینقص، وقف شدن به حرفه و توانایی بهبود مستمر سیستمها و فرآیندها دلالت دارد.
این گزارش با استناد به دادههای مستند وزارت اقتصاد، تجارت و صنعت ژاپن، قوانین حمایتی دولت و آرای نظریهپردازان برجسته ژاپنی، ابعاد متقاطع اقتصاد هنر، چالشهای بازار و سیاستهای نهادی ژاپن در حفظ میراث ناملموس و صنایع دستی سنتی را بررسی میکند.
برای درک جایگاه امروز اقتصاد هنر در ژاپن بررسی مبانی فکری آن ضروری است. در اواخر دهه ۱۲۸۰ و اوایل دهه ۱۳۱۰ همزمان با نفوذ گسترده ماشینآلات صنعتی جنبشی فکری و هنری تحت عنوان «مینگِی» هنر مردمی در ژاپن شکل گرفت.

این جنبش به رهبری فیلسوف و زیباییشناس برجسته ژاپنی، مونهیوشی یاناگی که با نام سوتسو یاناگی نیز شناخته میشود بر ارزشهای نهفته در سادگی کارایی و میراث فرهنگی اشیای روزمرهای تاکید داشت که توسط صنعتگران گمنام روستایی ساخته میشدند.
یاناگی معتقد بود «انرژی تجسمیافته در صنایع دستی» از زیبایی زندگی روزمره سرچشمه میگیرد و باید در برابر تهاجم تولید انبوه صنعتی صیانت شود. این چارچوب فکری، مبنایی را ایجاد کرد که دههها بعد دولت ژاپن سیاستهای کلان اقتصادی خود را برای حفظ صنایع دستی بهعنوان داراییهای ارزشمند ملی بر آن استوار ساخت.
با وجود ارزشگذاری بالای فرهنگی، اقتصاد هنر سنتی ژاپن در دهههای اخیر با چالشهای ساختاری و بحران بازار مواجه بوده است. بررسی گزارشهای آماری وزارت اقتصاد، تجارت و صنعت ژاپن تصویری روشن از این دگردیسی اقتصادی ارائه میدهد.
در دوران شکوفایی اقتصادی ژاپن ارزش کل تولیدات صنایع دستی سنتی در سال ۱۳۶۲ به اوج خود یعنی ۵۴۰ میلیارد ین معادل تقریبی ۴.۷ میلیارد دلار رسید اما پس از ترکیدن حباب اقتصادی در سال ۱۳۷۰ و همزمان با تغییرات بنیادین در سبک زندگی و ترجیحات مصرفکنندگان این بازار با افت شدیدی مواجه شد بهگونهای که ارزش تولیدات در سالهای اخیر به حدود ۹۶ میلیارد ین کاهش یافته است.

همزمان با این افت اقتصادی بحران نیروی انسانی و خروج استادکاران از چرخه تولید نیز شدت گرفت. تعداد شاغلان بخش صنایع دستی سنتی از حدود ۲۸۸ هزار نفر در سال ۱۳۵۸ به حدود ۶۲ هزار و ۶۹۰ نفر کاهش یافته است. منابع پژوهشی نیز اوج اشتغال این بخش را حدود ۲۸۸ هزار نفر در سال ۱۳۵۸ و ارزش تولید را ۵۴۰.۶ میلیارد ین در سال ۱۳۶۲ ثبت کردهاند.
این دادهها نشان میدهد اتکای صرف به ارزشهای سنتی بدون خلق تقاضای جدید و تجاریسازی مدرن برای بقای اقتصاد هنر کافی نیست. از همین رو سیاستگذاران ژاپنی رویکرد خود را از «تولید سنتی برای مصرف سنتی» به سمت نوآوری در کاربرد ضمن حفظ اصالت تکنیک تغییر دادهاند.
در پاسخ به خطر زوال مهارتهای اصیل دولت ژاپن یکی از پیشرفتهترین نظامهای حمایت حقوقی و مالی از میراث ناملموس را طراحی کرده است. مبنای این نظام «قانون حمایت از اموال فرهنگی» مصوب سال ۱۳۲۹ است.
بر اساس این قانون مهارتهای هنری نظیر سرامیکسازی، نساجی، لاکتراشی، فلزکاری و هنرهای نمایشی بهعنوان «اموال فرهنگی ناملموس مهم» تعریف میشوند.
وزارت آموزش، فرهنگ، ورزش، علم و فناوری ژاپن استادان و هنرمندانی را که به بالاترین سطح استادی در این مهارتها دست یافتهاند بهعنوان «حافظان اموال فرهنگی ناملموس» تایید میکند که در ادبیات عمومی از آنان با عنوان «گنجینه ملی زنده»؛ گنجینه انسانی ملی یاد میشود.
این ساختار حمایتی کاملاً برنامهریزیشده و دارای سقف بودجهای است. دولت ژاپن بودجهای ثابت معادل ۲۳۲ میلیون ین در سال برای این بخش اختصاص داده است. بر این اساس هر هنرمند برگزیده سالانه ۲ میلیون ین کمکهزینه ویژه دریافت میکند.
به دلیل محدودیت بودجه در هر زمان تنها حداکثر ۱۱۶ نفر میتوانند در قید حیات این عنوان را در اختیار داشته باشند و تا زمانی که جایگاهی به دلیل فوت خالی نشود فرد جدیدی جایگزین نمیشود.
دریافت این بودجه مشروط به تعهد هنرمند برای برگزاری کارگاههای آموزشی، نمایشگاههای عمومی و مهمتر از همه تربیت شاگردان و انتقال سینهبهسینه مهارتهاست. بدین ترتیب دولت ژاپن بودجه هنری را مستقیماً به تضمین بقای هنر پیوند زده است.
مفهوم حفظ هنر در ژاپن به کارگاههای سنتی محدود نمانده است. پروفسور تاکاهیرو فوجیموتو نظریهپرداز برجسته دانشگاه توکیو و مؤلف آثار کلیدی در زمینه اقتصاد تولید و قدرت عملیاتی ژاپن در تحقیقات خود تبیین کرده است که قابلیتهای سازمانی و صنعتی ژاپن ریشه در همین مفهوم «مونوزوکوری» دارد.
فوجیموتو در نظریات خود توضیح میدهد که شرکتهای ژاپنی متمرکز بر «گِمبا» محل واقعی انجام کار توانمندیهای خود را از طریق ارتباطات مستمر و انطباق معماری محصولات با دقت و وسواس سنتی ارتقا میدهند.

«گمبا» در زبان ژاپنی به معنای «محل واقعی انجام کار» یا «صحنه وقوع رویداد» است و یکی از محوریترین مفاهیم برای درک فرهنگ کار، مدیریت صنعتی و تفکر عملیاتی ژاپن به شمار میرود. این مفهوم که از کارگاههای سنتی استادان صنایع دستی تا خطوط تولید مدرن و پیچیده شرکتهای فراملیتی ژاپن ریشه دوانده مرز میان «نظریه پشت میز» و «واقعیت میدانی» را مشخص میکند. برخلاف دیدگاههای سنتی مدیریتی که دفتر مدیرعامل را مرکز اصلی فرماندهی میداند در تفکر ژاپنی ارزش واقعی در «گمبا» خلق میشود و سایر بخشها از جمله مدیران و ستاد وظیفه پشتیبانی از محل واقعی انجام کار را بر عهده دارند.
بر اساس آرای فوجیموتو این «دیانای مونوزوکوری» که روزگاری تنها در خلق ظروف سرامیکی یا کیمونوهای دستباف تجلی مییافت امروز به یکی از مبانی موفقیت صنایع پیچیده ژاپنی، از خودروسازی از جمله نظام تولید تویوتا تا رباتیک تبدیل شده است.
این رویکرد نشان میدهد که اقتصاد هنر و میراث ناملموس تنها یک مقوله تاریخی نیست بلکه میتواند زیرساخت فکری و فرهنگی نیروی کار ژاپن برای تولید محصولات باکیفیت در اقتصاد جهانی باشد.
تجاریسازی هنر سنتی در ژاپن امروز نیز با استفاده از همین زیرساخت دنبال میشود و تلفیق طرحهای سنتی در محصولات لوکس مدرن، مانند قطعات داخلی خودروهای سفارشی یا تجهیزات الکترونیک با پوششهای سنتی «اوروشی»؛ لاک سنتی ژاپنی ارزش افزودهای مضاعف برای اقتصاد این کشور ایجاد میکند. در واقع در مکتب «مونوزوکوری»، «گمبا» محلی است که دانش نهایی، مهارت دستی و حس مسئولیتپذیری در آن تجلی مییابد.
با توجه به غنای بیبدیل هنرهای سنتی صنایع دستی و میراث ناملموس در ساختار فرهنگی و تاریخی ایران، بررسی دقیق استراتژیهای اقتصادی و حمایتی ژاپن میتواند الگوهای راهبردی و عملیاتی قابل توجهی را برای سیاستگذاری در ایران فراهم کند.
نخست ایجاد نظام حقوقی و مالی مدون؛ ایجاد نظامی مشابه سیستم «گنجینههای ملی زنده» ژاپن و تخصیص بودجههای هدفمند به استادان برجسته، مشروط به تعهد قطعی آنان به تربیت نسل جدید و مستندسازی شیوههای کار میتواند از انقراض مهارتهای هنری اصیل بومی بهطور مؤثری جلوگیری کند.

دوم پیوند صنایع دستی با نیازهای بازار مدرن؛ مطالعه روند نزولی بازار سنتی ژاپن و نحوه عبور این کشور از بحران نشان میدهد تولیدات صنایع دستی باید از حصار کالاهای صرفاً تزئینی و موزهای خارج شوند و با نیازهای زندگی مدرن و سلیقه بازارهای جهانی پیوند بخورند. تلفیق کاربردی هنرهای سنتی با صنایع روزمره ضمن حفظ اصالت تکنیک میتواند مسیر پایداری برای خلق ثروت و پویایی اقتصاد هنر فراهم کند.
سوم نهادینهسازی فرهنگ مونوزوکوری در آموزش و صنعت؛ ترویج مفهومی مشابه «مونوزوکوری» در نظام آموزشی و صنعتی بهگونهای که تعهد به کمال و دقت هنری بهعنوان یک ارزش ملی در تمامی سطوح تولید، از صنایع دستی تا صنایع سنگین و فناوریهای نوین نهادینه شود میتواند رقابتپذیری محصولات و برند ملی ایران را در بازارهای بینالمللی ارتقا دهد.
تجربه ژاپن نشان میدهد صیانت از میراث ناملموس زمانی به یک راهبرد پایدار تبدیل میشود که انتقال مهارت، حمایت مالی، نوآوری در کاربرد و تجاریسازی در کنار یکدیگر قرار گیرند. مکتب مونوزوکوری نیز با پیوند دادن مهارت، کیفیت، انضباط و بهبود مستمر، میتواند پلی میان میراث فرهنگی و اقتصاد مدرن ایجاد کند؛ پلی که تجربه ژاپن نشان میدهد از کارگاه استادکار تا کارخانه پیشرفته و بازار جهانی امتداد مییابد.