عصر ایران؛ مهرداد خدیر- چنان که در یادداشت قبلی توضیح دادم برخی از نقلقولهای منتشره در فضای مجازی فارغ از هر داوری دربارۀ گوینده ارزش تأمل یا نقد دارند و میتوانند بهانهای باشند برای گریز به برخی نکات تا در مجموع در مواجهه با هر آنچه در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی یا صدا و سیما یا رسانههای دیگر میخوانیم یا میبینیم و میشنویم برخورد منفعلانه نداشته باشیم و اگر آن جمله ارزش درنگ داشته بر آن بیشتر تأمل کنیم و سرسری نگذریم و امروز هم 5 فقره:
1. " مردم، چند روز قبل از 13 آبان 1358 مقابل سفارت آمریکا تحصن کردند. بعد رفتند داخل و دولت ترسوی بازرگان هم بعد از چند روز استعفا کرد." - آقای میثم نیلی فعال سیاسی و رسانهای و برادر داماد مرحوم سید ابراهیم رییسی رییس جمهوری پیشین.
آقای نیلی متولد 1359 و بعد از اشغال سفارت آمریکا در تهران است و طبعا خاطرۀ مستقیم ندارد و این مورد یا شنیده یا جایی خوانده یا حدس زده اما درست نیست. چون هیچ تحصنی برای خون خواهی شهدا در قبال استرداد شاه در کار نبود. فضای منفی بعد از سفر شاه به مکزیک و سپس آمریکا ایجاد شده بود و تشدید آن به خاطر دیدار هیأت ایرانی در الجزایر با زیبگنیو برژینسکی مشاور امنیت ملی جیمی کارتر رییس جمهوری وقت آمریکا بود. گروههای چپ و مشخصا نشریات حزب توده و روزنامه نگاران متمایل به آنان در دو روزنامۀ کیهان و اطلاعات به این فضا دامن میزدند. گروه جنبش مسلمانان مبارز به رهبری دکتر پیمان هم منتقد دولت موقت بود. در آن دیدار مهندس بازرگان، دکتر چمران، دکتر یزدی و محمد مجتهد شبستری حضور داشتند و به گفته دکتر یزدی برای دریافت مطالبات و هشدار در قبال تبعات سفر شاه بود.
با این حال هیچ تظاهرات و تحصنی در مقابل سفارت آمریکا در خیابان تخت جمشید (طالقانی) انجام نشد و اقدام دانشجویان ناگهانی بود. در 13 آبان 1358 آیتالله خامنهای و آیتالله هاشمی رفسنجانی در سفر مکه بودند و بالای بام ساختمان محل اقامت و حین تماشای چشمانداز شهر خبر را شنیدند و مانند دیگران پنداشتند کار گروههای چپ است و بعدتر دانستند جوانان مسلمان حول محور موسوی خویینیها دست به این کار زده و امام هم با قوت حمایت کرده است.
پس اولا تحصنی مردمی در کار نبود و کار یک گروه مسلمان دانشجویی بیاطلاع رهبران بود. ثانیا دولت بازرگان همان روز استعفا کرد در حالی که قبل تر هم چند بار استعفا داده بود و تکرار کرد و این بار پذیرفته شد. کلمۀ خونخواهی در هیچ یک از پیامها و شعارها نبود. هدف اصلی اعتراض به سفر شاه و تقاضای استرداد او و توجیه کار سوءاستفاده برخی از کارکنان سفارت از مصونیت دیپلماتیک و اقدام به جاسوسی و بین تدارک کودتا مانند 28 مرداد به قصد بازگرداندن شاه بود.
اشاره آقای نیلی البته یک دلیل دیگر دارد و آن هم این که دانشجویان منتظر جلب نظر موافق و تأیید رهبری نماندند و کار خود را انجام دادند و بعد تأییدیه گرفتند. او در واقع دکتر پزشکیان را مانند مهندس بازرگان میداند و معتقد است همان گونه که بازرگان - منصوب امام- با اقدام دانشجویان کنار رفت و امام از اقدام دانشجویان حمایت کرد نیروهای معترض هم میتوانند زمینۀ برکناری پزشکیان را ولو مورد حمایت و تأیید شده باشد فراهم سازند. اگر انتقاد شود منتخب مردم است و در حال جنگ هستیم احتمالا این توضیح را در آستین دارند که اولین رییس جمهوری هم منتخب مردم و فرمانده کل قوا هم بود اما با رأی مجلس و تأیید امام برکنار شد. پیش از آقای پزشکیان هم جریانی اصرار داشت حسن روحانی و سید محمد خاتمی را به بنیصدر تشبیه و سرنوشت او را مطالبه کند.
هر چند ابوالحسن بنیصدر تنها 18 ماه رییس جمهوری بود و 40 سال را بعد از آن در پاریس گذراند و در سال 1400 درگذشت اما چه در حیات و چه در ممات همواره این تشبیه به کار رفته هر چند آقای نیلی ابتکار به خرج داده و کمی به عقبتر رفته و با مهندس بازرگان قیاس کرده است. همفکران او همچون امیر حسین ثابتی اما با الگو قرار دادن دکتر عبدالحمید دیالمه (نماینده مشهد در مجلس اول) تمثیل بنیصدر را بیشتر میپسندند.
2. "احتمالا احمدینژاد، دو طرفه بوده که با او کاری ندارند"- سید محمدعلی ابطحی این جمله را رییس دفتر رییس جمهوری پیشین و اولین بلاگر سیاسی ایران در گزارش دیدار خود با آقای کروبی که چندی است از حصر 15 ساله خلاص شده آورده است. آقای ابطحی کلمۀ "جاسوس" را نیاورده تا بار حقوقی نداشته باشد ولی احتمالا ناظر به گزارش پر سر و صدای نیویورک تایمز است که در توجیه حملۀ اسراییل به مکان استقرار محافظان و نه خود احمدینژاد نوشته بود آنها میخواستند او را از دست مراقبین نجات دهند و به قدرت برسانند!
اخبار تازه و گزارشی در تارنمای "هممیهن" اما حاکی از آن است که اساسا او هدف نبوده بلکه چون محافظ یک فرمانده ارشد سپاه به تیم حفاظتی رییس جمهوری پیشین پیوسته بود از روی خط تلفن همراه او به دنبال آن فرمانده بودند نه احمدینژاد.
نکات دیگر گزارش دیدار ابطحی با آقای کروبی هم جالب است و با این که رازداری کرده ولی توانسته منظور خود را در لفافه برساند. جالبترین نکته آنجاست که سیاستمدارِ حالا 90 ساله به عضو تشکل سابق خود گفته است: حکومتی شدیها!
تعبیر حکومتی در نقد را مهدی کروبی به کار برده که دو دوره رییس مجلس و دو دوره نامزد انتخابات ریاست جمهوری و قبل از 88 مشاور رهبر دوم و از نزدیک ترین کسان به رهبر اول جمهوری اسلامی ایران بوده تا جایی که امام خمینی از او با عنوان " دوست خوب من" یاد کرده بود.
3. "سناتور لیندسی گراهام در مصاحبهای در نوامبر 2018 گفته بود تست دیانای داده تا کوچکترین میراث ژنتیکی ایرانی نداشته باشد. تف بر آن ایرانی که در مجلس ختم او شرکت کرد."- محمد منظرپور از همکاران سابق بیبیسی فارسی.
اشارۀ او به احتمال بسیار به حضور رضا پهلوی است. انتقادات ضد اپوزیسیونی روزنامهنگارانی که سابقۀ فعالیت مخالف جمهوری اسلامی یا در رسانههای آن طرف را دارند بازتاب فراوانی در داخل دارد. ویژگی متمایز کننده منظورپور کدها و استنادات اوست و مثلا این ادعا که بدون نشانی قابل تکذیب و تردید بود و با این حال جا دارد به منبعی که نقل کرده مراجعه شود در همان نوامبر سال 2018 تا راستیآزمایی دقیقتر صورت پذیرد.
4. "ساختار تعرفهگذاری انرژی ما مربوط به زمان هوخشتره است." سورنا ستاری، رییس بخش فناوری شورای روابط خارجی.
آقای ستاری را همچنان به عنوان معاون علمی رییس جمهوری ( در دوره روحانی) و فرزند خلبان شهید ستاری بیشتر میشناسیم تا با این عنوان نامأنوس تازه اما سخن او قابل تأمل است. تعرفه گذاری خدمات باید به گونهای باشد تا افراد را به سمت مصرف بهینه هدایت کند و بهترین اصلاح در نظام قیمتگذاری است. اگر شخص بداند مصرف در ساعات پیک گرانتر تمام می شود این کار را نخواهد کرد یا اگر پاداشی برای این پرهیز درنظر بگیرند. سعید لیلاز همیشه این مثال را می آورد که با این همه توصیه بر حرمت نان چندان در مراقبت آن دقت نمیشود ولی زعفران را خانمهای خانهدار دور از دسترس و جای امن قرار می دهند. چرا؟ چون قیمت آن بالاست. البته این توصیه نباید این تصور را ایجاد کند که با کاهش سطح رفاه مردم مصرف را پایین بیاوریم.
5. " مدارس در اول مهر بازگشایی می شود." وزیر آموزش و پرورش.
هر چند این خبر را آقای کاظمی در واکنش به سخنان عمران عباسی عضو کمیسیون آموزش مجلس گفته که به جای مهر در آبان باز میشود و با این که طبعا گفته وزیر معتبرتر است اما در سخنان آقای کاظمی هم "مگر"هایی دیده میشود که نشان میدهد مرجع اصلی جای دیگر است: نه وزارتخانه نه کمیسیون آموزش مجلس بلکه شورای عالی امنیت ملی.
با این حال مدارس غیر انتفاعی از یادآوریهای مکرر وزیر آموزش و پرورش خرسندند چون برخی از اولیا در ثبت نام فرزندان خود و پرداخت شهریههای به نسبت کلان دچار تردید شده بودند اگر چه وزیر بیشتر نگران اُفت شدید آموزش در کل مدارس و با مجازی شدن آموزش است تا شهریۀ غیر انتفاعیها.