کد خبر ۱۱۷۱۹۰۴
تاریخ انتشار: ۰۸:۴۶ - ۳۱-۰۳-۱۴۰۵
کد ۱۱۷۱۹۰۴
انتشار: ۰۸:۴۶ - ۳۱-۰۳-۱۴۰۵

نامه حرمله به توماس استوارت؛ هیچ خونی در جنگ مثل خون بچه‌ها نیست

نامه حرمله به توماس استوارت؛ هیچ خونی در جنگ مثل خون بچه‌ها نیست
سال‌ها تجربه جنگ به من آموخته که خون مردان را گاه می‌توان پشت سر گذاشت، اما خون کودکان راه خود را پیدا می‌کند.

 حجت الاسلام محمدرضا جوان آراسته نوشت:

بسم‌الله الرحمن الرحیم

از حرمله‌بن‌کاهل اسدی؛ تیرانداز سپاه عمر بن سعد، به توماس استوارت؛ فرمانده یگان موشکی ناوگان پنجم نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا در بحرین.

اما بعد، این را می‌نویسم به مردی که گمان می‌کنم مرا بهتر از بسیاری از هم‌عصرانم بفهمد.

خبر آن مدرسه را که شنیدم، تو در خاطرم قهرمان شدی. نه ازآن‌رو که جنگ دیده‌ای که جنگ را بسیاری دیده‌اند؛ و نه ازآن‌رو که فرماندهی کرده‌ای که فرمانده بسیار بوده است. تو قهرمان شدی زیرا شنیدم تیری از تیرهای تو بر کودکان فرود آمد. این کار را هر کسی نمی‌تواند. من در کربلا مردی از میان لشکر نبودم. نزدیک عمربن‌سعد می‌ایستادم. هر کس را برای کاری می‌فرستادند و مرا برای کاری دیگر. مرا برای آن می‌خواستند که تیر خطا نرود. تیر بسیار انداخته بودم و می‌دانستم چطور تیرها را باید رها کرد. مرد جنگی اگر تیرش اندک باشد، آن را به هر سو نمی‌فرستد.آن روز نیز چنین بود.

حسین کودکش را بر دست گرفته بود. من می‌دیدم. فاصله چندان نبود که چشم خطا کند. کمان را کشیدم. پس از آن دیگر همه چیز چنان شد که خود می‌دانی. می‌دانی که میان رهاکردن تیر و رسیدنش به هدف، زمانی هست کوتاه؛ اما برای تیرانداز همان زمان از یک‌عمر درازتر است. چشم از تیر برنمی‌داری. رفتنش را می‌بینی. گویی هوا شکافته شده و همه چیز خاموش می‌شود تا آن لحظه که تیر به‌جای خویش بنشیند. من آن لحظه را دیده‌ام. گمان می‌کنم تو نیز دیده‌ای. پس از آن، مردم بسیار کشته شدند. در کربلا خون بسیار ریخته شد. اما بعدها دانستم که مردمان بیش از همه از همان یک تیر یاد می‌کنند. نه از جنگ. نه از سپاه. نه از پیروزی. از تیرِ من.

بعضی خون‌ها بر زمین نمی‌ریزند. بر گردن مرد می‌مانند. من این را پس از سال‌ها فهمیدم. وقتی دیدم نام بسیاری از جنگاوران آن روز از یاد رفت، اما نام آن کودک از یاد نرفت. وقتی دیدم بعضی از مردان لشکر، پس از آن واقعه دیگر مانند پیش از آن نبودند. وقتی دیدم زمزمه در میان سپاه افتاد. وقتی دیدم مردانی که از حسین نمی‌ترسیدند، از یاد آن کودک می‌ترسند. گمان می‌کنم شکست ما از همین‌جا آغاز شد. نه دمی که حسین کشته شد. نه ساعتی که اسبان بر بدن‌ها تاختند. پیش از آن. در همان لحظه که تیر از کمان جدا شد و تو این سخن را بهتر از دیگران می‌فهمی. شنیده‌ام که پس از آن واقعه نیز بسیاری از کسان شما از خود پرسیدند که آن آتش چرا بر آن‌جا فرود آمد و آن کودکان چرا کشته شدند.

سال‌ها تجربه جنگ به من آموخته است که خون مردان را گاه می‌توان پشت سر گذاشت، اما خون کودکان راه خود را پیدا می‌کند. از خیمه‌ها می‌گذرد. از لشکرها می‌گذرد. از سال‌ها می‌گذرد و روزی به صاحب تیر می‌رسد.

والسلام.

سال 61 هجری قمری برابر با سال 680 میلادی؛ 1086 سال قبل از تاسیس ایالات متحده آمریکا

منبع: تسنیم

ارسال به دوستان
captcha
ترکیبات موجود در شاخ گوزن شکستگی استخوان بدن انسان را ظرف چند روز ترمیم می‌کند بزرگترین کهکشان جهان کشف شد جنگنده پنهانکار F-117 روی ناو هواپیمابر؛ پروژه‌ای که به تولد F-35C منجر شد (+عکس) راز تجربیات ذهنی ما؛ آیا ممکن است مغز اصلاً تولیدکننده آگاهی نباشد؟ مراقب زندگی در نزدیکی خشکشویی‌ها باشید! تصویری از محلۀ «کاشانک» تهران در حدود یک قرن قبل دلیل فرسودگی سریع‌تر باتری خودرو در فصل گرما چیست؟ زیباترین شهرهای جهان در سال ۲۰۲۶ به انتخاب ساکنان محلی (+ اینفوگرافیک) ۶ گل در یک بازی؛ جدال یحی گل‌محمدی و علیرضا منصوریان برنده نداشت پزشکیان: دشمن تصور می‌کرد وقتی نیروهای انتظامی ما را زد، بسیج ما را زد، مردم به خیابان‌ها خواهند آمد وزیر بهداشت: اینکه گفته می‌شود دارو و تجهیزات مشمول تحریم نیستند، یک دروغ بزرگ است وزارت دفاع آلمان برای وقوع شرایط جنگی آماده می‌شود گفت وگوی تلفنی وزرای امور خارجه ایران و مصر یمن تحریم‌های آمریکا علیه حزب‌الله و مقاومت لبنان را محکوم کرد تشکیل شعب ویژه در دادسرای مشهد برای رسیدگی به پرونده‌های برهنگی و بی‌عفتی
نظرسنجی
با توجه به بحرانی شدن وضعیت بنزین در ایران، شما کدام روش را برای مدیریت آن بهتر یا کم ضررتر می دانید؟