عصر ایران؛ مهرداد خدیر- دقایقی بعد از آن که خبرگزاری فارس با شوق و ذوق زایدالوصفی نوشت «توافق در یک شنبهٔ موعود ترامپ امضا نشد» نخستوزیر پاکستان اعلام کرد: مراسم رسمی امضای توافقنامه روز جمعه ۱۹ ژوئن ( ۲۹ خرداد) در سوییس برگزار خواهد شد.
او تصریح کرده است: توافق صلح بین ایالات متحدهٔ آمریکا و جمهوری اسلامی ایران حاصل شده است. هر دو طرف، پایان فوری و دایمی عملیات نظامی در تمام جبههها از جمله لبنان را اعلام کردهاند.
در این متن از رهبری قطر و پادشاه عربستان سعودی هم تشکر و اعلام شده سند توافق جمعه امضا میشود.
ساعتی بعد دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی در تهران اطلاعیهای صادر کرد که در آن از تعبیر «یادداشت تفاهم» استفاده و توافق نهایی به بعد از اجرای تعهدات موکول شده است. هر قدر شوراهای عالی دیگر در عمل کاری موازی انجام میدهند یگانه شورای عالی قید شده در قانون اساسی با اعضای حقوقی و متناسب با دولت مستقر در بزنگاهها نقش تاریخی خود را ایفا کرده و این مورد هم یکی از مهمترین آنهاست.
بدین ترتیب از این پس ۲۹ خرداد در تقویم رسمی تنها یادآور درگذشت دکتر علی شریعتی نخواهد بود و مناسبت تازه که امضای یادداشت تفاهم رسمی میان ایران و آمریکاست آن هم در پی دو جنگ مستقیم ۱۲ و ۴۰ روزه موضوع گفتوگو و یادآوری خواهد شد.
اینها را اما طی این چند ساعت در خبرها خوانده و دیده و شنیده اید و این یادداشت در پی یک یادآوری دیگر است: این که امروز جمعه 25 خرداد 1405 خورشیدی است و تا ۲۹ خرداد ۴ روز فاصله است تا مخالفان داخلی توافق تکلیف خود را با خودشان و با نظام سیاسی و با مردمی که چون آنان نمیاندیشند، روشن کنند.
دلیل مخالفت و ناخرسندی براندازان خارج نشین طبعا قابل درک است و حتی سزد اگر اینترنشنال از نوار مشکی هم استفاده کند چون در سودای دیگری بودند ولی مدعیانی که در دو سه شب اخیر از هتاکی و پردهدری در قبال مقامات ارشد کشور پرهیز نکردند ۴ شب فرصت دارند یا همسو با براندازان خارجنشین شوند یا به صفوف ملت بپیوندند. چرا که بیهیچ تردیدی اکثریت قاطع مردم ایران خواستار پایان این منازعهاند و اندک حامیان استمرار جنگ با توجیه انتقام هم دریافتهاند حملات اسراییل به ضاحیه لبنان اتفاقا به قصد برهم زدن همین توافق انجام شد و شاید باز هم تکرار کنند و ایران نخواست در این دام بیفتد ولو پاسخی حساب شده و محدود در دستور کار باشد.
مردم خوشحالاند به یک دلیل ساده چون به تعبیر بامداد شاعر: بودن به از نبود شدن خاصه دربهار و جمعه ۲۹ خرداد هنوز بهار است و این شعر مصداق دارد.
بهار هم هنوز تمام نشده و این "نبود شدن" هم شکل فیزیکی و جسمانی داشت در قالب مردن زیر بمب و موشک و هم تدریجی و تحت فشار اقتصادی و معیشتی یا در فقدان دارو و افزایش گرفتاریها و اگر توافق به معنی ترجیح "بودن بر نبود شدن" باشد چرا که نه؟ چرا خوشحال نباشیم که نمیمیریم یا این که قرار نیست روند له شدن زیر بار تورم ادامه یابد و قرار است ترمز این سقوط را بکشند. آرمانها تازه اگر قابل تحقق و زمینی باشند برای انساناند نه انسان برای آنها.
توافق به قصد پایان جنگ قاعدتا باید برای همه خوشآیند باشد و قابل انتظار خاصه نزد نسل ما که دو تجربهٔ گرانسنگ آزادی گروگانها و پایان جنگ ۸ ساله را از سر گذرانده است.
احساس براندازان هم قابل درک است. هم تصور دیگری از تبعات ۱۸ و ۱۹ دی داشتند و هم از ۹ اسفند به بعد و البته محقق نشده و حالا سرخورده شدهاند. آنها به کنار اما داخلیهای هوادار ساختار دیگر چرا باید ناراضی باشند؟ اگر هستند این ۴ شبانه روز با خود خلوت کنند و از این حس و حال به درآیند.
وجه عاطفی قضیه البته قابل انکار نیست. دست طرف توافق به خون عالیترین مقامات و فرماندهان ما آلوده است و اصطلاح «پدر کشتگی» در اینجا صدق میکند: پدر کشتی و تخم کین کاشتی...
نفوذیهای اسراییل مانند داستان برجام هم دوست ندارند توافقی درگیرد و طبعا ظاهرالصلاح هستند ولی حکایت الیکوهن در سوریه باید برای همه درسآموز باشد.
با این حال اگر نخواهند از این فرصت روزه هم برای ارزیابی و بازیابی خود بهره ببرند و همچنان به نام انقلابیگری بر طبل مخالفت با توافق بکوبند میتوان دربارهشان ۱۰ فقره را حدس زد اگرچه شخصا حدس میزنم چندان استقلال عمل ندارند و صدای شان دیگر بلند نخواهد بود یا به موضوعات دیگر شیفت میکنند مثلا باز سراغ حجاب میروند! البته باید دید امثال آقای علم الهدای مشهد هم چه موضعی میگیرند. در این مدت به نظر می رسید جدای مجلس که خوش بختانه تعطیل بود ( و با سرکشی چند نماینده به چند وزارتخانه تظاهر میکردند در حال اِعمال نظارتاند) مرکز هدایت محتوای نمازجمعه ها در تهران هم به درستی تعطیل بود و به آنها خوراک نمیداد و از این رو ادبیات واحدی نداشتند و از آرشیو ذهنی بهره میگرفتند.
با این توضیح، فرض نوشته این است که در این ۴ روز به لحاظ شخصی یا سیاسی یا تشکیلاتی توجیه نشدهیا در دل همچنان ناخرسند باشند. در چرایی این حس میتوان گفت:
۱. این اقلیت شیفتهٔ استثناست و نمیخواهد باور کند قاعدۀ جهان بر جنگ نیست و جنگ باید استثنا باشد. در قضیه اینترنت هم گرفتوگیر وزیر همین بود که دوست داشتند قطع اینترنت قاعده باشد نه استثنا! در همه امور شیفته ترجیح استثنا بر قاعده هستند!
۲. اینان به جای نظام به نهضت مستمر باور دارند و گمان میبرند هیچ گاه نباید وارد وضعیت تثبیتی شد. با این نگاه تعبیر "رهبر عالیقدر نظام" در اطلاعیه شورای عالی امنیت ملی جز آن که توجه میدهد توافق در چارچوب کلی صورت میپذیرد به کارگیری کلمه "نظام" هم دقیق است و احتمالا به قصد یادآوری اقتضائات یک ساختار سیاسی و حقوقی حال آن که در انقلاب و انقلابیگری وجه نفی میچربد.
۳. چنان که در یاداشت قبل نوشتم افرادی چون آقای میرباقری این جنگ را نقطهٔ شروع برخورد تمدنی میدانستند و طبعا دوست نداشتند تمام شود. آقای قالیباف اما همان موقع از عقلانیت ایرانی گفت. مرحوم منیر الهاشمی هم در مجلس خبرگان قانون اساسی سال ۵۸ از این حرفها میزد ولی مرحوم بهشتی به او دور نمیداد و تازه منیرالهاشمی را امام میشناخت.
میرباقری و آخرالزمانیها حق دارند عقاید خود را ابراز کنند اما از خودشان باید هزینه کنند نه از ملت. ایرانیان علی الاغلب اهل مدارا و صلحاند و اگرچه اکثریت شیعهٔ ۱۲ امامیاند و باورمند به منجی و نیاکان زرتشتی ما هم به سوشیانس باور داشتند که هر هزار سال ظهور میکند اما نه سوشیانس و نه مهدی موعود از مردم نخواستهاند قبل از ظهورشان جان خود را به مخاطره اندازند و سرسار زندگی را در التهاب به سر برند بلکه به عکس اتفاقا باور به ظهور منجی در برخی نیروهای مذهبی چه در شیعه و چه در آیین زرتشت آرامش خاطر ایجاد کرده که خود خدا هر گاه صلاح بداند اقدام میکند و از او میخواهند شتاب کند نه که ما شتاب کنیم. این جماعت اما انگار خودشان میخواهند/ میخواستند آخرالزمان را جلو بیندازند! یا آخرالزمان شان اتفاقا با حال و هوای آخرالزمان غربی سازگارتر است تا آنچه در متون قدیمی ما آمده است.
با این حال از موضع متأخر آقای میرباقری قابل درک است که او یا توجیه شده یا ترجیح میدهد به جای اصرار بر این موضع که به تقابل با نظام و حذف و انزوا تعبیر یا تبدیل خواهد شد انرژی خود را صرف مراحل بعدی کند.
۴. نتایج مادی این توافق چه برای دولت پزشکیان و چه طیف قالیباف موفقیتهایی به بار میآورد که در انتخابات آتی کار را برای گروه جلیلی و پایداری دشوار خواهد ساخت و یکی از دلایلی که مایل نبودند تفاهمی دربگیرد همین بود. حالا باید دید چگونه خود را منطبق میکنند. شامگاه یکشنبه که شایعه برکناری سعید جلیلی از شورای عالی امنیت ملی منتشر شد به سرعت تکذیب کردند و همین نشان میدهد اینها مثل ماهی به شدت به ظرف آب قدرت نیاز دارند و بیرون آن فرصت و امکانی برای خود نمیبینند.
۵. اگر کشور بار دیگر در مسیر توسعه بیفتد بیم آن دارند مانند دوران هاشمی و خاتمی و کمی هم اوایل دوره روحانی الزامات توسعه هم بالطبع مطرح شود در حالی که با اصطلاح توسعه هم مشکل دارند و به جای آن میگویند پیشرفت.
۶. آدمهای ایدیولوژیک به جای انطباق خودشان با دنیای بیرون اصرار دارند جهان خارج را با ذهن خودشان منطبق کنند. توافق و مذاکرات بعدی اما نسبتی با ذهنیات اینان ندارد. نوع مواجه شان نشان میدهد چقدر در این انطباق توفیق داشتهاند و واقعا آرزو میکنیم داشته باشند.
۷. یکی از ویژگیهای این مخالفان حمله و تخطئهٔ برجام (توافق هستهای در دولت روحانی) بود. از این رو تکرار آن را نمیتوانند تحمل کنند. با این حال هواداران توافق از هر گونه مقایسه و ملامت باید به جد بپرهیزند و این که چرا فلان سال این کار را نکردید و مگر نگفته بودیم نه تنها هیچ مشکلی را حل نمی کند که تهدید کننده دستاوردهاست و یادمان نرود یکی از دلایلی که در مقابل برجام صف آراستند همین طعنهها بود و این بار نباید تکرار شود.
۸. بخشی از این طیف از وضعیت کنونی نفع میبرند. مثل قضیه اینترنت. وقتی خودشان داشتند غمی نداشتند. اتفاقا دیگران را لایق نمیدانستند. از این منظر رنج مردم را درک نمیکردند. به خاطر همین استمرار آن وضعیت دردشان نمیآورد. با این نگاه مخالفتشان اتفاقا کاسبکارانه است اگر ادامه یابد و بهتر آن است که نیابد.
۹. نقل است که مرحوم فخرالدین حجازی - ناطق مشهور مذهبی - به مرحوم محمد تقی فلسفی - واعظ شهیر- گفته بود: آقا! ما هم بالای منبر همانی را میگوییم که شما تبلیغ میکنید. چرا مخالفت میکنید؟ فلسفی به حجازی میگوید: محاکم و محاضر را دستگاه از ما گرفته منابر را هم شما میخواهید بگیرید؟! حالا در این حکایت شاید بگویند موضوعاتی چون حجاب و اینترنت را که از ما گرفتید. نوبت به مذاکره رسید و این را هم میخواهید بگیرید؟ پاسخ این است نمی شود که دیگران را با ادعای تبعیت خودتان از نظام متهم کنید و در این فقره به جای اطاعت گردنکشی کنید و البته اغلب ساکت خواهند شد و ساختار سیاسی این هنر را دارد که انرژی متراکم اینان را به جای خشم بر سر توافق در مسر دیگری تخلیه کند.
۱۰. سرانجام این که پس از توافق ناچارند تغییراتی در دستگاه فکری خود انجام دهند و کار سختی است. اما باید انجام دهند و بهترین کار این است که مدتی دور از انظار به مراقبه مشغول باشند و از هیاهوی بیرون فاصله بگیرند. در انتظار رفتار و گفتار بعد از این مراقبه هستیم.