فیلم بیشتر »»
کد خبر ۸۰۶۴۰۸
تاریخ انتشار: ۱۲:۲۷ - ۱۳-۰۷-۱۴۰۰
کد ۸۰۶۴۰۸
انتشار: ۱۲:۲۷ - ۱۳-۰۷-۱۴۰۰
به بهانۀ تحریکات و تحرکات اخیر

ما را به این درخت‌ها ببندید...

عصر ایران
پیران به گریه افتادند و گفتند: تنها آرزوی ما در زندگی این است که این درخت بزرگ شود، و اینجا باز" ملک ایران " شود، و ماموران مالیه .... پاهای مارا به این چنارها بسته چوب بزنند

   عصر ایران؛ رضا شاه ملکی- "نباید غفلت کرد.. ما در منطقۀ جغرافیایی حساسی هستیم... متأسفانه ایران هیچ‌گاه خوش همسایه نبوده و همسایه‌هایی گِردش را گرفته که یا به مال او، یا به خاک او چشم طمع داشته‌اند و یا از روی حسد نیک‌خواه او نبوده‌اند" - [راه و بی‌راه؛ محمد علی اسلامی ندوشن]  

  نمی‌توان تاریخ ایران را خواند و سالیان دراز آن را تدریس کرد و به سرزمین ایران و مردم ایران دل نبست. فراز و فرودهای بی پایان تاریخ ایران به یقین روح هر  تاریخ‌پژوه  و معلم تاریخ و دانش آموختۀ تاریخ را به ایران و هویت ایرانی گره می‌زند. به قول شاعر کاشی:

  به کشتن از تو مخلص نگسلد مهر
  به تیغ این رشته را نتوان بریدن

   چگونگی و کیفیت راز بقای ایران و هویت ایرانی با همه دگرگونی‌ها در درازنای تاریخ، داستانی است پیچیده و خواندنی و  دل‌کش. با فراز‌ها و فرودهای ایران و مردمانش. اما پیوستگی و مانایی روح ایرانی و هویت ایرانی ، در خط سیر بی رحم روزگار و معرکۀ جهانی، هربار با واکنشی نو، حفظ شده و خواهد شد. این چیزی است در پیوند با روح و نه جسم و میرایی از آنِ جسم است...

   در جهانی که هویت‌ها با شتابی فزاینده به سوی دگرگونی می‌روند، باید پیشینه را در نظر داشت و آن را به درستی فهم کرد تا برای بیم و امید های آینده راهی درست را نشان داد.

   آنچه در ابتدای یادداشت  از استاد اسلامی ندوشن آورده شد جمله‌ای بود ساده اما همراه با تعمق تاریخ‌نگری و خطاب آن باید به مسؤولین خودمان باشد که هوشیاری را از دست ندهند و گاه، مار در آستین نپرورند و البته قدر مردم ایران و ایران را بیش از پیش بدانند و از برخی کم‌کاری‌ها و خطاها در سیاست خارجی تاریخ معاصر، درس بگیرند.

   اما بعد، خدمت اولیای امور در کشور نوپای آذربایجان و البته رفیق روزهای خوشی! و باز نوبنیاد آنها ترکیه و البته دوست اجاره ای ایران‌ستیزشان یعنی نفتالی بنت،(این یکی هم که باید همان نفتعلی باشد)، عرض می‌شود که دل بستن به اینکه در ایران آذری داریم و عرب داریم و بلوچ داریم و غیره، برای روز مبادا (که مبادا) و حساب کردن روی این خیال که آنها در حکم خودی، پشت به ایران یعنی وطن خود می کنند، توهم و بیهوده اندیشی است.

   عرض کردم، تاریخ درس های بزرگی به همراه دارد. روایت ایران برای همه ایرانیان از کرد و آذری و و عرب و...روایتی تاریخی ، تنیده در روح است. زیرا همه ما از رودخانه تاریخ و فرهنگ ایران نوشیده‌ایم . درس تاریخ می‌گوید دیکتاتور عراق هم بر همراهی و همدلی هموطنان عرب ما دل بسته بود ، اما عرب‌های ایران در خط اول جنگ با مرد دیوانه بودند. به قول دیوار نوشته ی مدرسه عبدالفیض سلطان شهر استروشن تاجیکستان: خط غلط؛ معنی غلط، املا غلط... انشا غلط...

    شاهد آن‌که، روح استقلال جو و بیدار ایرانی گاه از مردمان جنوب و دلوار بر می آید و گاه از گیلان. گاه ستارخان است از آذربایجان و گاه دست انتقام نادر خراسانی است و گاه پایداری سید جواد و مصطفی میرشاکی لرستانی. درخت هویت ایرانی بسی تناور است و سایه گسترده . به تندبادها و توفان ها نیفتاده ، به گرد و خاکهای گذرا فقط تنی می‌تکاند.

   گویا تقی‌زاده معروف ، پنجاه، شصت سال پیش در باشگاه مهرگان سخنرانی یی داشته و ازروزگاری تعریف کرده بود که پس از قضایای مشروطه از تبریز آواره شده، و سر ازقفقاز درآورده:

    "رفتم و در سه روز به جلفا رسیدم. روز آخر در قریه سوجا ، بیتوته نمودم که فردا صیح به رود ارس رسیده و رد بشویم. در آنجا از دهاتیها که در قهوه خانه بودند این حکایت را که یکی از آنها نقل کرد شنیدم که می گفت: روزی به قریه مجاور ساحل روسی ارس به نام باجی رفته بود. آنجا در میدانی جلوی مسجد دید که جمعی از پیرمردان قریه نشسته و صحبت میکنند و درختهای چنار کاشته آبیاری میکردند و هرروز مراقبت به آنها میکردند. پس به آن پیرمردها گفتم : عمو شماها که سن زیاد دارید. فایده صرف اوقات برای نهال چنار که سالیان دراز برای رشد آن لازم است چیست؟

   چون این را گفتم، پیران به گریه افتادند و گفتند: تنها آرزوی ما در زندگی این است که این درخت بزرگ شود، و اینجا باز" ملک ایران " شود، و ماموران مالیه ایران برای جمع مالیات اینجا بیایند، و ما قادر بر ادای مالیات نباشیم ، و پاهای مارا به این چنارها بسته چوب بزنند، و هی به فارسی بگویند: پدر سوخته ها زود باشید مالیات عقب افتاده را حاضر کنید، ..... و ما هی به ترکی فریاد بزنیم: به خدا نداریم، والله نداریم، به سر قبله عالم نداریم..." - (نقل از مجله یغما- شماره چهارم، سال سیزدهم)

   خلاصه آنکه ، ایران در تندباد حوادث، و هنگامۀ خیره ماندن چشمان طمع‌کاران به سویش، بیش از هر زمان دیگر ایران میشود وایرانیان بیش از هر زمان دیگری، ایرانی.

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
captcha
عکس زنان افغان، برنده جایزه عکس صلح سال ۲۰۲۶ شد رئیس فراکسیون زنان: زنان موتور‌سوار در خلأ حمایتی بیمه گرفتارند مصرف کاهو ۱۲ هزار نفر را بیمار کرد؛ یک شیوع عجیب در آمریکا/ آیا شستن کاهو انگل را از بین می‌برد؟ قاب صمیمی ابوالفضل پورعرب و نعیمه نظام‌دوست، دو بازیگر محبوب سینما آیا با ادبیات کنونی اصلاح طلبانه می توان کاری برای ایران کرد؟ روزنامه خراسان: مدعیان کارشناسی جز نسبت دادن انفعال به نیروهای مسلح و " ما از اول گفته بودیم" حرفی ندارند؟ تصویرسازی یک استاد دانشگاه از ایران سال ۱۴۷۵؛ از احیای ارومیه تا سکونت در ماه و مریخ محمد مهاجری : سعید جلیلی آش تندروها را هم می‌زند/ باید یک وفاق ملی بر سر پایان جنگ به وجود بیاید عکس یادگاری «اسفندیار، مطرب شهر ساری» با پسرک تنبک‌زن؛ 135 سال قبل پایان موفقیت‌آمیز عملیات جست‌وجو در مینودشت/ نجات بانوی ۲۱ ساله مفقودشده در گلستان کاهش علائم افسردگی با یک تغییر کوچک در رژیم غذایی مذاکره هیات ایرانی و پاکستانی در حاشیه نشست مسکو هشدار روزنامه جمهوری اسلامی: خرید آب از افغانستان، راهبرد نجات نیست، تله‌ی دیپلماتیک است تعطیلی مدارس در این استان‌ها دبیرکل جبهه پایداری: امنیت فقط در حجاب تعریف می‌شود؟ نرخ ارز و قیمت بنزین مشکل امنیتی نداشت؟