فیلم بیشتر »»
کد خبر ۷۰۰۱۱۳
تاریخ انتشار: ۱۱:۵۰ - ۰۴-۰۹-۱۳۹۸
کد ۷۰۰۱۱۳
انتشار: ۱۱:۵۰ - ۰۴-۰۹-۱۳۹۸

مهر پدری

مردی سالخورده با پسر تحصیل کرده‌اش روی مبل خانه خود نشسته بودند ناگهان کلاغی کنار پنجره‌شان نشست.

پدر از فرزندش پرسید: «این چیه؟» پسر پاسخ داد: «کلاغ».

پس از چند دقیقه دوباره پرسید: «این چیه؟» پسر گفت: «بابا من که همین الان بهتون گفتم، کلاغه.»

بعد از مدت کوتاهی پیر مرد برای سومین بار پرسید: «این چیه؟» عصبانیت در پسرش موج میزد و با همان حالت گفت: «کلاغه کلاغ!»

پدر به اتاقش رفت و با دفتر خاطراتی قدیمی برگشت. صفحه ای را باز کرد و به پسرش گفت که آن را بخواند.

مهر پدری

بیشتر بخوانید: پاره‌ای از هستی

در آن صفحه این طور نوشته شده بود: امروز پسر کوچکم ۳ سال دارد. و روی مبل نشسته است هنگامی که کلاغی روی پنجره نشست پسرم ۲۳ بار نامش را از من پرسید و من ۲۳ بار به او گفتم که نامش کلاغ است.

هر بار او را عاشقانه بغل می‌کردم و به او جواب می‌دادم و به هیچ وجه عصبانی نمی‌شدم و در عوض علاقه بیشتری نسبت به او پیدا می‌کردم.

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
۲۰ ایده خلاقانه برای تبدیل ماست به یک وعده غذایی کامل و مغذی ۱۵ راز داشتن یک زندگی آرام و بدون استرس رومیان باستان چگونه «جاده‌های مستقیم» می‌ساختند؟ بهترین کتاب های درمان افسردگی؛ ۱۷ کتابی که حال و روزتان را تغییر می‌دهند ۵ نشانه اضطراب در مردان که نباید عادی تلقی شوند؛ مردان همیشه «خوب» نیستند چگونه زندگی آرام‌تری داشته باشیم؟ چگونه یک جوان ۲۰ ساله جنگ جهانی اول را جرقه زد؟ چرا «گنج‌ها» در زیر خاک باقی مانده‌اند؟ ۱۵ عادت روزمره که نشان‌دهنده اضطراب زیاد شماست چرا اروپایی‌ها کولر ندارند؟ با این روش ساده در خانه پنیر خوشمزه درست کنید آیا پدربزرگ شما هم نازی بود؟/ افشای حقایق تاریک اجداد آلمانی‌ها تنها با یک کلیک هفت دریاچه در سراسر جهان که به وسیلۀ «شهاب‌سنگ» به وجود آمده‌اند(+عکس) هیتلر برای سر این زن ۲ میلیون دلار جایزه گذاشته بود شهرهای مرموز جاده ابریشم پس از ۱۰۰۰ سال /کلان‌شهرهایی در ارتفاعی باورنکردنی ۷۲۰۰ پایی