فیلم بیشتر »»
کد خبر ۳۰۹۴۸۷
تاریخ انتشار: ۱۵:۰۰ - ۲۵-۰۹-۱۳۹۲
کد ۳۰۹۴۸۷
انتشار: ۱۵:۰۰ - ۲۵-۰۹-۱۳۹۲

خاطره سپانلو از بازداشت فروغ فرخزاد

 محمدعلی سپانلو شاعر و نویسنده، خاطره‌ای از بازداشت دو ساعته فروغ فرخزاد روایت کرده است.
 
به گزارش ایسنا به نقل از ماهنامه نمایه تهران، سپانلو می‌گوید: «من خاطرات زیادی از تهران دارم که گاهی خودم را درونش حل می‌کنم و گاهی خاطرات در افکار من حل می‌شود و شاید بهتر باشد که این خاطرات با یک اسم شناخته‌شده و در لحظه منتشر شود.
 
اوایل دهه ۴۰ بود و ما دانشجویان جوانی بودیم در دانشگاه تهران که پس از هشت سال خاموشی که به خاطر وقایع ۲۸ مرداد اتفاق افتاد بود، ساواک هر نوع شرایط دانشجویی را یک تظاهرات سیاسی تلقی می‌کرد و هر نوع شلوغی را پلیس تهران به همراه ساواک و کماندو‌ها محاصره می‌کرد.
 
در‌ همان حال و احوالات بود که ما در دانشگاه تهران حضور داشتیم و حتی شب‌ها تا صبح آنجا می‌ماندیم و یادم هست که مرحوم شمشیری برای ما یک بار غذا فرستاده بود و آن هم چه غذایی؛ چلوکباب، که من خیلی هم دوست داشتم. اما پلیس آن را توقیف کرده بود ولی این مردم تهران بودند که نان می‌خریدند و از آن طرف دیوار‌ها پرت می‌کردند درون محوطه دانشگاه برای ما که شب‌ها در دانشگاه می‌ماندیم تا گرسنه نمانیم.
 
در همین روزگاران بود و فروغ فرخزاد که سرش همیشه برای این‌جور مسائل که باید بگویم خیلی خیلی صادقانه درد می‌کرد و دوست داشت که همیشه وسط این قیل و قال‌ها باشد، برایش این مساله به وجود آمده بود که چطور اعلامیه‌های «جبهه ملی» را که «جبهه ملی دوم» بود (و اتفاقا هنوز مصدق زنده بود) برای ما جابه‌جا کند. فروغ آن وقت‌ها یک فولکس واگن قورباغه‌ای داشت و ما که از او خواستیم یک بسته از اعلامیه‌ها را پخش کند، نه گذاشت و نه برداشت و یک‌راست رفت سمت پلیس و گارد، این اعلامیه‌ها را پخش کرد. فروغ را دستگیر کردند و بردند به پاسگاه کلانتری. کل ماجرای دستگیری فروغ دو ساعت بیشتر طول نکشید که او را آزاد کردند.
 
آن موقع هنوز بگیر بگیر ساواک به آن شکل‌ها نبود و مردم تازه عادت کرده بودند به تظاهرات و شلوغ‌بازی. این ماجرای دستگیری فروغ برای او شده بود یک داستان جالب و هر وقت ما را می‌دید می‌گفت: «یک بار حبس رفتیم؛ آن هم به خاطر شما».
 
این یک خاطره از تهران شلوغ و تازه جهنده دهه ۴۰ بود که فروغ را در بخشی از خاطرات تهران من ثبت کرد. این نکته را هم بگویم، در آن سال‌ها تهران هنوز پل هوایی نداشت اما فروغ فرخزاد را داشت. حالا تهران پل هوایی دارد اما فروغ فرخزاد را ندارد. آن موقع وقتی سر چهارراه‌ها یک تظاهرات می‌شد و جمعیتی جمع می‌شد، پلیس هم سریع با کامیون‌هایش سر و کله‌اش پیدا می‌شد. در این تهران پخش کردن اعلامیه‌های جبهه ملی توسط فروغ فرخزاد یک یادگاری از تهران دهه چهل بود که من تقدیم شما کردم.»
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
captcha
چرا افلاطون نفس انسان را به سه بخش تقسیم کرد؟ معاون رئیس‌جمهور: تولید خودرو‌های پرمصرف و بی‌کیفیت از دلایل کمبود بنزین است /۳ سناریوی دولت برای بنزین چیست؟ جنگنده انتحاری آمریکا؛ پرنده ای که برای کوبیدن به بمب افکن ها ساخته شد! (+تصاویر) رازهای واقعی Herkimer Battle Jitney/ غول زرهی سینما از کجا آمد؟ (+عکس) چرا صندلی کابین F-16 بر خلاف جنگنده‌های دیگر خمیده است؟ علی باقری: نپذیرفتن پایان تجمعات شبانه پس از اعلام نظر حاکمیت شک‌برانگیز است سروش محلاتی: «یا لثارات الحسین» سخن ائمه نیست / با خونخواهی چرخه خشونت ادامه می‌یابد شرط‌بندی سنگین عربستان روی جاه‌طلبی‌های فضایی ایلان ماسک بعد از بیدار شدن صورتتان ورم دارد؟ این چند دلیل را بشناسید «کلود» بهتر است یا «چت‌جی‌پی‌تی»؟ حسین شریعتمداری خواستار اجرای قانون حجاب شد تعطیلات در قمر زحل؛ آیا می‌توان در دریاچه‌های تیتان موج‌سواری کرد؟ تفاوت روغن آب‌بندی و روغن موتور؛ چرا موتور نو به روغن مخصوص نیاز دارد؟ واکنش طنزآمیز بقائی به اظهارات روبیو صدا و سیما روی ترازوی خراسان