عصر ایران؛ مهرداد خدیر- تصویر روبوسی رییس جمهور پزشکیان با مهدی کروبی در مجلس ترحیم حاج احمد ناطق نوری در مسجد نور تهران مورد توجه قرار گرفته هر چند واقعیت این است که اصل توجه مردم به قیمت ارز و گرانی اقلام خوراکی و بیم درگرفتن جنگی دیگر است و مانند قبل، اخباری از این دست را دنبال نمی کنند یا برای بهبود اوضاع کافی نمیدانند.
با این حال از منظر سیاسی دیدار و روبوسی رییس جمهوری ایران با رییس پیشین مجلس شورای اسلامی که بعد از ۱۵ سال حصر خانگی به تازگی از آن خلاصی یافته واجد ارزش خبری است.
هر چند حدس زده می شود آقای حسین شریعتمداری از این کار آقای پزشکیان انتقاد کند و مواضع سیاسی نامزد معترض انتخابات سال ۸۸ را یادآور شود ولی بعید است زبان تندی به کار گیرد چون در پاسخ می تواند گفت برای مصافحه با رییس دو دوره مجلس خاصه زمانی که من وزیر بهداشت بودم و او حامی من بود و برای دیدار با پیرمردی ۹۰ ساله نیاز به اخذ مجوز ندارم و خودم رییس شورای عالی امنیت ملی ام و نگران نباشید!
حافظه مسعود پزشکیان البته مثل آرشیو کیهان نیست که بعد از حصر کروبی در بهمن 1389 ترجیح دادند بخشی از شماره های قبل انتخابات 88 را حذف کنند چون در آنها برای ایجاد اختلاف در میان اصلاح طلبان سخنان او را برجسته می کردند به خصوص اگر با میر حسین موسوی زاویه داشت.
با این حال به نظر می رسد اگر قرار بر خشم باشد از مواجهۀ گرم پزشکیان با حسن روحانی بیشتر عصبانی باشند چون تصویر دو رییس جمهوری فعلی و قبلی در حالی در یک قاب قرار گرفت که در روزهای اخیر جماعت رادیکال علیه روحانی شعار دادند و نوشتند که چرا گفته برای ادامه جنگ نیاز به اتحاد ملی است و او را متهم کردند امر مقدس دفاع در مقابل متجاوز را منوط به همه پرسی کرده است! چه کسی را؟ او که 24 سال تمام یعنی نیمی از عمر جمهوری اسلامی و به اندازه تمام عمر برخی منتقدان یا رییس شورای عالی امنیت ملی بوده یا دبیر آن و در جنگ هشت ساله و دو جنگ آمریکا در دو سوی ایران نقش کلیدی داشته اگرچه در جریان دو جنگ 12 و 40 روزه کنار بوده است.
با این همه بعید نیست مخالفان و منتقدان طعنه بزنند که اصلاح طلبان و اعتدال گرایان انتظار داشتند پزشکیان در نیویورک با ترامپ دیدار کند ولی در تهران با غرب گرایان ملاقات کرد و آن را به نیابت از ترامپ بدانند!
اگر سید محمد خاتمی هم بود قطعا با او نیز روبوسی می کرد ولی رییس جمهوری پیشین ایران به خاطر شکستگی پا در خانه بستری است و بعید است مانند سال های قبل از حضور در یک محفل عمومی منع شده باشد.
مهدی کروبی دبیر کل سابق مجمع روحانیون مبارز است و ناطق نوری عضو تشکل رقیب آن اگر چه عملا از جامعه روحانیت مبارز فاصله گرفته است.
در حکومتی که دنیا به نام روحانیون می شناسد اسباب شگفتی ناظران خواهد بود که مواجهه گرم رییس جمهوری آن با دو روحانی که یکی 8 سال رییس جمهوری بوده و دیگری 7 سال رییس مجلس موجب اعتراض شود.
در نگاه خوش بینانه این حضور و ملاقات ها از باز شدن نسبی فضا حکایت می کند اما واقعیت این است که مجالس ترحیم همواره شرکت کنندگانی از طیف ها و اقشار گوناگون را به خود دیده و دوربین عکاسان تصویر علی انصاری ملک بانک منحل شده آینده را هم در صف اول ثبت کرد.
انبوه شرکت کنندگان برای شرکت در مجلس ترحیم احمد ناطق نوری و تسلیت به علی اکبر ناطق نوری رفته بودند. متوفا 28 سال یعنی 7 دوره که در نوع خود رکورد به حساب می آید نماینده شهرستان نور در مجلس شورای اسلامی بوده است و باید دید روز جمعه چه جمعیتی برای گرامی داشت یاد او در مصلای نور گرد می آیند. خود ناطق نوری هم دو دوره رییس مجلس و یک بار نامزد ریاست جمهوری بوده است و جالب است به یاد آوریم که از حاضران در مسجد نور هیچ کس به اندازۀ مهدی کروبی برای رییس جمهور نشدن ناطق نوری در سال 76 تلاش نکرد و البته موفق شد و خاتمی را به ریاست جمهوری رساند و ناطق هم دیگر درصدد تکرار آن سودا بر نیامد بر خلاف چند نامزد مشهور دیگر.
ناطق نوری نامزد جامعه روحانیت و جامعه مدرسین قم و حزب مرتلفه و اصطلاحا جناح راست بود که بعدتر اصول گرا خوانده شد و سید محمد خاتمی کاندیدای مجمع روحانیون به دبیر کلی مهدی کروبی و مورد حمایت اقلیتی در روحانیت و اکثریتی در میان مردم و طیف گشترده ای که به نام اصلاح طلبان شهرت یافتند.
20 سال بعد هم رقابت مشابهی درگرفت با این تفاوت که این بار ناطق نوری خود حامی نامزد مورد حمایت اصلاح طلبان - حسن روحانی- در مقابل کاندیدای تشکل متبوع خود - ابراهیم رییسی - بود و راز نزدیک شدن ناطق و روحانی و کروبی و خاتمی به هم ظهور پدیده ای به نام محمود احمدی نژاد در سال 84 است که هر چهار نفر در مخالفت با او متفق بودند و این که روی کار امدن مرحوم رییسی را علامت یک دست شدن می دانستند.
از 9 اسفند 1404 به این سو و به خاطر عیبت رهبری سوم از محافل عمومی رسانه های خارجی این انگاره را القا کرده اند که جمهوری اسلامی بیش از آن که حکومت روحانیون باشد به حکومت نظامیان تبدیل شده است و احترام رییس جمهوری به دو روحانی مشهور می تواند یادآور نقش پیشین روحانیت در این ساختار باشد.
از نکات قابل توجه این که هم زمان با حضور مهدی کروبی در یک مراسم عمومی شایعه درگذشت میرحسین موسوی آخرین نخست وزیر ایران هم پیچید که با کروبی به حصر رفت ولی با او بیرون نیامد و 5 سال از او کوچک تر است. خوش بختانه این شایعه تکذیب شد هر چند این پرسش را درانداخت که چرا این قدر ادامه یافته است؟
منتقدان دوست ندارند پزشکیان با سران اصلاحات و اعتدال دیدار داشته باشد و از یاد نبرده ایم زمانی چقدر تابو بود چندان که شیخ محمد یزدی یک مرجع تقلید را توبیخ کرد که چرا با "آدم های مسأله دار" دیدار کرده اید؟
اگر شیخ زنده بود احتمالا بر پزشکیان نیز خرده می گرفت هر چند توبیخ مرحوم شبیری زنجانی را به این اعتبار انجام داد که او رییس عالی حوزه است و مراجع باید زیر نظر باشند حداقل در کنش های سیاسی!
توجه رسانه ای به دیدار رییس جمهوری با دو روحانی ارشد که بیرون از ساختار قرار دارند از واقعیت دیگری هم خبر می دهد و آن هم این است که آن قدر عرصه از رجال خالی شده که همین چند چهره باسابقه باقی مانده مانند خاتمی و روحانی و کروبی و ظریف برای بسیاری مایۀ دل گرمی است. در حالی که صدا و سیما به هیچ یک تریبون نمی دهد و مجریان و شبه کارشناسان تمام شبکه ها را قرق کرده اند و پا به سن گذاشته شان جواد لاریجانی است که با 75 سال سن و به جای آن که در رثای برادر شهید خود سخن و خاطره بگوید گیر داده به حجاب زنان و دختران در حالی که پدر مرحوم او که در شمار مراجع بود چندان به امور اجتماعی و سیاسی کار نداشت و خود او هم در گرماگرم انقلاب در آمریکا بود و تازه سال 59 بازگشت.

در شهری که کثیری از مردم کاسه چه کنم در دست گرفته اند و نمی دانند فردا چه خواهد شد رییس جمهوری که تمام تلاش خود را به کار بسته تا توافق اسلام آباد احیا شود با کروبی و روحانی گرم گرفت که بستن تنگۀ هرمز را به بهای تنگی معیشت مردم نمی خواهند و این را با صراحت بر زبان می آورند. شهری که شهرداری دارد که طرح تازه ای درانداخته با عنوان تورم صفر برای ثابت نگاه داشتن قیمت 12 قلم کالای حیاتی تا آخر سال اگرچه متهم شده نگاه تبلیغاتی و انتخاباتی دارد و این ئرسش را درانداخته که پس غیر تهرانی ها چه و شهرداران دیگر چه کنند که چنین توانی ندارند؟
با همۀ نکات پیش گفته پزشکیان دایرۀ وفاق حود را چنان گسترده گرفت که کم مانده بود سعید جلیلی هم در آن جای گیرد و از این رو برخورد گرم با روحانی و کروبی جای تعجب ندارد.
برای پیر 90 ساله شدۀ سیاست شاید دیدار با رییس جمهوری آن قدر قابل تأمل نبود که شنیدن خبر قیمت ارز یا مواجهه با دختران و زنان در میدان فاطمی که بی پوشش رسمی درترددند و شباهتی به بافتار تجمعات شبانه در همین میدان ندارند.
تنها می توانیم آرزو کنیم سایۀ جنگی دیگر دور و محاصره دریاهای جنوب و مشکلات پروازی رفع شود تا مردم بی دغدغه زندگی کنند و وزن هر گروه سیاسی در انتخابات آزاد مشخص شود.
راستی، تصاویر سیاسیون آن قدر پررنگ بود که حضور ورزشکاران چندان به چشم نیامد در حالی که احمد ناطق نوری 28 سال رییس فدراسیون بوکس بود. فدراسیونی که بعد از پیروزی انقلاب تعطیل شد و امام خمینی اواخر عمر خود اعلام کرد که نه ورزش بوکس مشکل شرعی دارد نه شطرنج و هر دو صاحب فدراسیون شدند. ناطق نوری اصرار داشت از خود واژۀ "بوکس" استفاده شود و می گفت مگر به کاراته و تکواندو می گویید لگد پرانی که به بوکس می گویید مشت زنی و این در حالی بود که قبل از تعطیل و ممنوعیت به مشت زنی شهرت داشت و بوکسورها را مشت زن می گفتند.
سیاست البته به شطرنج بیشتر نیاز دارد تا مشت زنی اما پهنۀ سیاست در ایران چه در داخل و چه خارج به رینگ مشتزنی بدل شده است!