فیلم بیشتر »»
کد خبر ۲۰۵۱۴۲
تاریخ انتشار: ۱۱:۰۰ - ۰۷-۰۱-۱۳۹۱
کد ۲۰۵۱۴۲
انتشار: ۱۱:۰۰ - ۰۷-۰۱-۱۳۹۱

پیرمرد



هر کس او را می دید ناخود آگاه سرش را پایین می انداخت. عده ای هم از کنارش عبور می کردند، بدون اینکه حتی متوجه حضورش بشوند. گوشه ای نشسته بود با صورت آفتاب سوخته، دست های کار کرده و نگاهی مهربان غرق در کار خود، انگار بین او و دور و برش حفاظ نامریی کشیده بودند. این نگاه های آزار دهنده، سر و صدای خیابان و آفتاب تند مرداد ماه هیچ کدام در فضای شاد اطرافش نفوذ نمی کرد.

به او که رسیدم، بی اختیار سرم را پایین انداختم، زیاد کهنه نبودند اما لایه ضخیمی از گرد و غبار رویشان جا خوش کرده بود. با خود فکر کردم: اگر برس کفاش رویشان کشیده شود تمیز و براق نمی شوند. سه دقیقه بعد کفشهایم براق شده بود، چشمان پیر مرد هم برق می زد.

برچسب ها: داستان کوتاه
ارسال به دوستان
چرا داشتن دوست صمیمی زن برای مردان مفید است؟ ۳ یافته جالب از تحقیقات روان شناسی زهر عنکبوت چگونه به سلول های انسان آسیب می زند؟ چرا گربه ها غذای خود را کامل نمی خورند؟ احتمال عرضه دو نسخه از Galaxy Watch Ultra 2 سامسونگ؛ تفاوت مدل‌ها چه خواهد بود؟ رکورد شگفت انگیز یک دختر 9 ساله؛ بلند کردن وزنه ای 3 برابر وزن بدن الگوی تمرینی شگفت انگیزی که با سالم ماندن مغز در سنین بالا ارتباط دارد قابلیت جدید اندروید ۱۷ برای گیمرها؛ امکان شخصی‌سازی کامل دکمه‌های کنترلر طرز تهیه سوپ سیب زمینی و پنیر با ژامبون باریک ترین خانه جهان؛ خانه ای عجیب با عرض فقط ۶۳ سانتی متر گوشت آزمایشگاهی چیست و آیا مصرف آن واقعاً ایمن است؟ تندترین گیاه جهان؛ ماده ای که فلفل های فوق تند را هم بی اثر نشان می دهد! آیا فولکس واگن بالاخره پیکاپی برای بازار آمریکا عرضه می کند؟ دیابت چیست؟ آشنایی کامل با علائم، انواع، روش تشخیص و درمان احتمال ورود وان پلاس به بازار کنسول های دستی چطور از شر موش ها خلاص شویم؟