عصر ایران؛ مهرداد خدیر- ویدیویی از حجت الاسلام محسن حیدری آلکثیر نمایندۀ استان خوزستان در مجلس خبرگان رهبری پخش و دست به دست میشود که در آن شیخ به زبان عربی میگوید:
«فردی از بیرون از مجلس خبرگان رهبری و به صورت غیر قانونی به اجلاسیه فوق العاده آمده بود و دو نامزد را مطرح کرد: علیرضا اعرافی و صادق لاریجانی.نظر اکثریت اعضا البته نه به این دو بود و نه موافق حضور آن شخص بودند که با تنی مجروح از حمله به بیت رهبری خود را به اجلاسیه رسانده بود.
در آن میان من برخاستم و گفتم معیار ما باید بر اساس گفتهها و آموزه های دو رهبر جمهوری اسلامی ( امام خمینی و آیتالله خامنهای ) این باشد که موضع دشمن به چه کسی مثبت و به چه کسی منفی است. مثبت را کنار بگذاریم و آن را برگزینیم که موضع دشمن به او منفی است. امروز ترامپ اعلام کرده میخواهد برای جمهوری اسلامی رهبر انتخاب کند و در میان نامزدها او فقط با یک نفر مخالفت کرده با آیتالله سید مجتبی خامنهای. بر اساس این معیار ما جز به ایشان رأی نمیدهیم.
وقتی این حرف ها را با صدای بلند گفتم آقای سید احمد خاتمی هم گفت: بله. ما باید کسی را انتخاب کنیم که اگر ترامپ نام او را شنید آخ بگوید. همین طور اگر سید محمد خاتمی اسم او را شنید آخ بگوید! آخ یعنی دردشان آمده!»

این که یک نمایندۀ خبرگان رهبری روایتی شنیدنی از نحوۀ انتخاب سومین رهبر جمهوری اسلامی ایران از اجلاسیه فوق العاده ارایه داده به لحاظ خبری طبعا جذاب است و نمی تواند مانند سید احمد علم الهدای خراسان بگوید آنچه از او نقل شده در یک جمع نخبگانی بوده ( موضع علیه مذاکره).
همچنین هر که حق دارد بر اساس معیارهای خود انتخاب کند. ایشان هم خواسته توجه خبرگان را به این معیار جذب کند که تنها انتخاب آقا سید مجتبای خامنه ای می تواند دشمن را مأیوس کند و از این نظر هم مهم است که به فرد مشهوری اشاره دارد که برای اهل فن قابل حدس است چه کسی بوده و این که بر خلاف شایعات آن دو نفر دیگر آقایان اعرافی و صادق لاریجانی بوده اند و نه حسنین ( نوه امام و روحانی).
نکتۀ شگفت آور ماجرا اما این است که حجت الاسلام احمد خاتمی که قبل از آن ظاهراً موضع متفاوتی داشته ناگهان به صحنه آمده و گفته هم ترامپ آخ بگوید و هم سید محمد خاتمی رییس جمهوری پیشین ایران!
این که یک روحانی شیعه هملباس خود را هم ردیف دشمنی بنشاند که در جنگ با ایران است اسباب شگفتی است. مگر عنوان هر دو حجت اسلام و مسلمین نیست؟ آن هم با کسی که به تعبیر احمد زید آبادی تنها در یک حرف با او حسب ظاهر اختلاف دارد اگرچه هیچ نسبتی سببی و نسبی و سیاسی ندارند. ( هر دو سید و هر دو خاتمی ولی یکی احمد و دیگری محمد!)
برخی معتقدند اساساً ظهور احمد خاتمی و برکشیدن او بعد از دوم خرداد 76 به قصد آن بود که در سال 80 به رقابت با محمد خاتمی بفرستند تا هر رأی به نام خاتمی که بدون نام کوچک بود تقسیم شود!
این کار یک بار در انتخابات مجلس پنجم و بدون قصد قبلی انجام شده بود به گونه ای که گفتند آرای عبدالله نوری به نام خود او و آرای ناطق نوری هم طبعا برای او قرائت شده ولی هر جا نوری آمده بین هر دو به تساوی تقسیم شده است. این در حالی بود که ناطق نوری اتفاقا به ناطق شهرت داشت یا ناطق نوری و کسی به او نوری نمی گفت ولی خود توضیح داد فزندانم در مدرسه به نوری شهرت دارند.

شاید با همین انگیزه بود که بعد از دوم خرداد نام احمد خاتمی آرام ارام مطرح شد و از سخنران جلسات انصار حزب الله به تریبون نماز جمعه ارتقا یافت.
مهدی کروبی هم گفته بود تاریخچه همه فعالان سیاسی پیش از انقلاب خاصه روحانیون را می دانم ولی هرگز نامی از آقای احمد خاتمی نشنیده بودم.
کروبی البته 23 سال از احمد خاتمی بزرگ تر است ( اولی متولد 1315 و دومی 1338) ولی از معمم جوان 19 ساله هم انتظار فعالیت در سال ۵۷ بوده و توضیح داد یک بار که در سمنان در مسجدی سخنرانی می کرده با کمک حسین فریدون برادر حسن روحانی موفق به خروج از درِ دیگر شده است و فریدون هم این یکی را تأیید کرد.
در سال 1380 البته سید احمد رقیب سید محمد نشد و از هر طیف نامزدی فرستادند و شورای نگهبان بیشترین تعداد را تأیید کرد شاید به این امید که هر کدام یک میلیون رأی بیاورند و خاتمی 20 میلیونی 10 میلیونی شود و به عکس 22 میلیونی شد.
آقای احمد خاتمی هم نه از استان خود (سمنان) که از جای دیگر ( گویا کرمان) نماینده خبرگان شد.
در این فقره البته و با فرض صحت نقل قول و از بخت بد آقای احمد خاتمی در مراسم ترحیم خواهر آن یکی خاتمی که ناشبیه است به او ، معاون بین الملل دفتر رهبری ( حجت الاسلام محسن قمی) هم یکی از شرکت کنندگان بود و این رخداد هرگز با آن آخ گفتن و ناخرسندی سازگار نیست و باز از بخت بد ایشان حضور انبوه مردم و شخصیت ها و پیشاپیش شان رقیب دیروز و رفیق امروز خاتمی اصلی نشان داد که سید محمد خندان از چشم مردم نیفتاده و اگر خدای ناکرده احمد آقا سوگوار شود بعید است در کرمان و سمنان یا تهران چنین جمعیتی از حیث کمیت و کیفیت را شاهد باشد.
حالا و با این نقل قول و انتساب، احمد آقای خاتمی سه گزینه دارد: یکی این که قضیه تأیید کند و حتی بر شاخ و برگ آن بیفزاید. دوم این که بالکل تکذیب کند که طبعا شیخ نقل کننده را وامی دارد شاهدانی ارایه کند و با توصیه هر هفته آقایان به تقوا سازگار نیست و سوم این که سکوت کند و واکنشی نشان ندهد.
هیچ یک از این سه حالت اما افزوده ای برای او ندارد ضمن این که "دفاع بد "محسوب خواهد شد و احمد خاتمی را مقربتر نخواهد کرد چه بسا از دایره بیرون گذاشته شود.
تنها نکته باقی مانده همان است که خانم مؤمنه و متدین دوست خانوادگی ما در سال 90 که احمدی نژاد چموشی می کرد و تحریم ها تازه خود را نشان می داد در تاکسی از یک معمم پرسیده بود و آن هم این که در هر صنفی هوای هم صنفهای خود را دارند، صنف شما چرا همه همت خود را صرف این کرد که هم لباس تان را با آن همه خدمت ناموفق جلوه دهد و پشت سر این فرد ( احمدی نژاد) قرار گرفتید؟ آن سید چه بدی یی به شما کرده بود جز این که در داخل و خارج برای شما اعتبار و آبرو آورد و به روحانیت شیعه در دنیا شخصیت دیگری بخشید؟ و باز ادامه داده بود: این که در داخل و خارج به احترام یک هملباس شما و سیدی خوش سیما و مؤدب بایستند و جوانان را جذب کند بهتر است یا... و چنان که می گفت در تمام آن عتاب و خطاب معمم مخاطب سر به پایین انداخته بود.
عین همان پرسش اکنون از سید احمد خاتمی هم قابل تکرار است با این نکته اضافی که مگر در خطبه های نماز جمعه مدام نمازگزاران را به تقوا توصیه نمی کند؟ کدام تقوا به او اجازه داده ادعا یا تصور کند سید محمد خاتمی از انتخاب آقا سید مجتبی به درد آمده و آخ گفته در حالی که او هیچ گاه نامزد خبرگان هم نشده و به احتمال زیاد رهبر کنونی که در دوره ریاست جمهوری سید محمد خاتمی، 28 تا 36 ساله بوده شاهد مناسبات گرم پدر و او هم بوده ( چه به لحاظ حقوقی میان رهبر و رییس جمهوری و چه علایق فرهنگی مشترک و چه علاقه وافر به مرحوم آیت الله خاتمی و احترام به مادر در دوران تبعید به ایرانشهر و توقف در مسیر در اردکان).
چون اتهامات سنگین تر هم طی این همه سال به رییس جمهوری پیشین وارد آمده خاتمی عادت دارد و اتفاقا جفای اصلی به رهبری جدید است اگر نقل قول درست باشد چون معیار را سلبی معرفی کرده نه ایجابی و قضیه ای با این اهمیت را به مقوله ای فرعی فروکاسته و کل استدلالات فقهی و سیاسی و ویژگی های شخصی را به این مقوله تقلیل داده که ببینیم کی آخ می گوید و مصداقی می تواند بود از همان تعبیر " دفاع بد "که دکتر شریعتی می گفت.