فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۳۴۳۷۰
تعداد نظرات: ۲ نظر
تاریخ انتشار: ۲۱:۰۰ - ۱۱-۰۶-۱۳۸۹
کد ۱۳۴۳۷۰
انتشار: ۲۱:۰۰ - ۱۱-۰۶-۱۳۸۹

شب عمليات ؛‌ كلاه و گلوله

عصر ایران
مهدی پورامین
شب عملیات من  جلو بودم و علی پشت سرم. به دو به سمت خاکریز می رفتیم.

 از زمین و آسمان آتش دشمن می بارید.
 در یک لحظه کلاه از سرم افتاد.
علی داد زد: «کلاتو بردار!» خم شدم کلاه را بردارم که حس کردم یک گلوله از لای موهایم رد شد و پوست سرم را خراش داد!.

 برگشتم به علی بگویم «پسر! عجب شانسی آوردم»
... گلوله توی پیشانی علی بود.

 
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی:
غیر قابل انتشار:
ناشناس
Germany
۱۶:۲۵ - ۱۳۸۹/۰۶/۲۷
0
7
الله اکبر
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۱:۴۵ - ۱۳۸۹/۰۷/۲۵
2
6
تامل برانگیز بود
captcha
سیر را در یخچال نگذارید؛ قانون طلایی نگهداری سیر تنهایی با انزوای اجتماعی فرق دارد؛ کدام یک می‌تواند ما را بیمار کند؟ تفاوت اضطراب کودک‌ با لجبازی و حساسیت/ کودک مضطرب را سرزنش نکنید نشانه‌های زودهنگام افسردگی فرزندان که والدین نادیده می‌گیرند ایرانیان قدیم‌ها چطور عاشق می‌شدند؟ مردم ری در برابر لشکر اسکندر مقدونی/ نخستین نبرد شهری سازمان‌یافته مقابل قدرتمندترین لشکر جهان باستان سالانه چند هواپیمای مسافربری در جهان اسقاط می‌شود؟ + طول عمر و معیارهای بازنشستگی وقتی هیچ‌چیز عادلانه نیست؛ سختی‌های زندگی چگونه جهان‌بینی ما را بازسازی می‌کنند؟ سقوطِ معمارِ ساواک؛ چرا تیمور بختیار از نمادِ قدرت به مخالفِ دربار تبدیل شد؟ ۵ باور اشتباه درباره موفقیت که آرامش را از شما می‌دزدند نخستین چراغ راهنمایی جهان چگونه متولد شد؟ چه عینک آفتابی به فرم صورت شما می‌آید؟ ترفند ۵ ثانیه‌ای برای انتخاب مدل مناسب می‌خواهید در تصمیم‌گیری بهتر شوید؟ از مورچه بپرسید!/ پنج نکته آموزشی از دنیای حشره‌ها هفت اثرِ (به‌اصطلاح) نفرین‌شده در موزه‌های سراسر جهان (+عکس) راز سانسور سه‌هزار ساله؛ باستان‌شناسان نام سه پادشاه حذف‌شده آشور را پیدا کردند