کد خبر ۱۲۰۳۵۲۴
تعداد نظرات: ۲ نظر
تاریخ انتشار: ۰۹:۰۴ - ۱۲-۰۸-۱۴۰۵
کد ۱۲۰۳۵۲۴
انتشار: ۰۹:۰۴ - ۱۲-۰۸-۱۴۰۵
تحلیلی بر اساس اطلاعات استخراج شده بر پایه 52 شاخص بین المللی- بخش اول

ایران امروز کجای دنیا ایستاده؟ 10 سال دیگر می‌توانیم کجا باشیم؟

توسعه انسانی
هر چند عنوان گزارش ایران 2035 است اما وضعیت کنونی و جایگاه فعلی ایران در جهان را بررسیده و اگرچه این روزها چشم به آسمان داریم تا ببینیم نماد شر دچار خبط و خطا علیه ایران ما خواهد شد یا نه اما ما را با توانایی ها و کاستی ها آشنا می کند و این متن کوشیده زبان آن را ساده تر سازد...

   عصر ایران؛ مهرداد خدیر- وقتی دوستی متن کامل گزارش " ایران 2035" را در اختیار من قرار داد تا در تحلیل‌ها و نوشته‌های خود از اطلاعات و داده‌های آن استفاده کنم، گمان اولیه این بود که متنی است حاوی هدف‌گذاری‌های رؤیایی و آرمانی و غالبا دست نایافتنی مانند آنچه در برنامه‌های 5 سالۀ توسعه یا پیشرفت شاهد بوده‌ایم.

  به ویژه آن که سند چشم‌انداز ایران- 1404 نه تنها در موعد سررسید آن محقق نشد بلکه ایران در سال 1404 یکی از دشوارترین سال‌های خود را پشت سر گذاشت به جای آن که هدف سند چشم‌انداز 20 ساله تحقق یافته باشد.

  جدای این در روزهایی که سایۀ جنگ سنگینی می‌کند و همه درگیر روزمرّگی و کثیری گرفتار امروز هستند و برای فردای نزدیک هم نمی‌توانیم برنامه‌ریزی کنیم چگونه می‌توان چشم‌انداز 9 یا 10 سال دیگر و افق 2035 را ترسیم کرد؟!

 با این حال وقتی دانستم این گزارش طرحی است با مدیریت دکتر مجتبی لشکر بلوکی که بیش از 100 خبره و نخبۀ ایران‌دوست با آن همکاری کرده‌اند مشتاق شدم آن را به دقت مطالعه کنم.

  اطلاعات ناب و بی‌طرفی گزارش و مقایسه‌های جالب و قابل‌تأمل با دو کشور دیگر منطقه – ترکیه و عربستان سعودی- آن قدر به کار می‌آید که جا داشت به صورت کامل منتشر شود اما در این حالت با یک متن حجیم و شبیه کتاب و پر از نمودار روبه رو می‌شدیم که شاید برای مخاطب عادی جذاب نبود و نقض غرض و تصور می‌شد متن یک پایان‌نامه سفارشی است که کار‌به‌دستان برای ارتقای مدرک ارایه می‌دهند!

  راه دوم این بود که از برخی داده‌های آن به عنوان سوژه برای یادداشت‌های خود بهره ببرم اما این هم خودخواهانه بود چون مدیر این طرح پرزحمت را این گونه شسته رُفته ارایه نکرده تا ما هر از گاهی از اطلاعات آن استفاده کنیم بلکه باید به مثابۀ آیینه‌ای تمام قد در آن بنگریم. همچنین جا دارد یادآوری شود نشست رونمایی و ارایۀ گزارش افق 2035 را "نوبیتکس" حمایت و برگزار کرد. این یادآوری از این روست که اولا نگاه ملی فراتر از منافع بنگاهی اهمیت دارد و ثانیا بدون این حمایت‌ها اشخاص حقیقی که به کار فکری و ملی و علمی مشغول‌اند یا باید دست نیاز به جانب دستگاه‌ها دراز کنند و طبعا ملاحظات آنها دخالت پیدا می‌کند یا از صرافت کار و پژوهش می‌افتند. دکتر لشکر بلوکی البته از همکاری و مشاوره نخبگان بسیاری هم در کنار خود برخوردار بوده است. 

 باری، اصل قصه همان آیینه است که در برابر ما قرار می‌دهد تا روی و موی خود را در آن ببینیم هر چند خوی و سوی ما را نتواند بازتاباند. در قاب این گزارش و از منظر شاخص‌های بین‌المللی و بر اساس 32 گزارش و 52 شاخص می‌توانیم فارغ از شعارها و ادعاها و هیاهوها و باید و نبایدها بدانیم کجای جهان ایستاده‌ایم. البته اگر بخواهیم در جهان واقعیت‌ها سیر کنیم. 

 این آیینه به ما امکان می‌دهد نه چنان غرق واقعیت‌ها شویم که از ادامۀ مسیر بازبمانیم و نه آن قدر آرمان‌پردازی کنیم که به برنامه‌های تحقق‌نیافته و سند اجرا نشده شبیه شود.

 با این توصیفات در ادامه خواهیم دید که وضعیت و جایگاه ایران بر اساس این شاخص‌ها کجاست. تنوع شاخص‌ها هم قابل توجه است: از توسعۀ انسانی و گرسنگی و شکنندگی دولت در آن هست تا بهبود وضعیت جامعه و نیز از شادکامی تا آزادی. یک سبد کامل. کمترین ثمر این چند مقاله شاید این باشد که کار به دستان ما به برخی از اعداد و ارقام آن استناد کنند و دست از این همه شعار و ادعا بردارند. یکی چرا چرا می‌کند و به جای پاسخ می‌پرسد چرا چنین است و دیگری باید و نباید می‌کند و سخنرانی‌ها ملال آور و به تعبیر یک استاد علوم ارتباطات « سالاد کلمات» شده!

  کاش معلمان هم در مدارس همین مقولات را با بچه ها در میان بگذارند و اسیر محتوای کتب درسی نشوند و باب بحث و سؤال را بگشایند.

 خسته‌تان نکنم. ایران امروزمان را که در این آیینه ورانداز کنیم با این واقعیت روبه‌رو می‌شویم که در ربع یا چارَک سوم و چهارم قرار داریم در حالی که اگر نه چارک (‌یک‌چهارم/ ربع) اول که دست‌کم چارک دوم جای شایستۀ ماست و جایگاه کنونی (‌سوم و چهارم) به خاطر آن است که:   در بسیاری از شاخص‌ها وضعیت نزولی داشته‌ایم و در مواردی هم البته بهبود هم رخ داده است. ( چارَک، واژه فارسی است که از "چهاریَک" گرفته شده به معنی یک‌چهارم یا ربع. وقتی مثلا دایره را به چهار قسمت تقسیم می‌کنیم. یا بازی بسکتبال به 4 "کوارتر" تقسیم می‌شود. چارَک دقیقا معادل کوارتر است).

 به زبان عدد و رقم در قیاس با میانگین جهانی در 63درصد شاخص‌ها بدتر از میانگین جهانی قرار داریم ولی در 37 درصد این شاخص‌ها در میانۀ جهان ایستاده‌ایم یا بالاتر از میانگین جهانی.

  درست است که در زندگی شخصی آسوده‌تریم اگر از مسابقه و مقایسه خارج شویم ولی برای این که بدانیم در جهانی با 200 کشور کجای آن ایستاده‌ایم چاره‌ای جز قیاس نیست و این گزارش بیشتر به مقایسه با دو کشور عربستان سعودی و ترکیه پرداخته است (‌دو قدرت منطقه‌ای مثل ایران) و واقعیت بازتاب‌یافته در طرح «ایران 2035» این است که در رقابت با این دو قدرت منطقه‌ای فقط در یک مورد (‌به اندازۀ 2 درصد شاخص‌ها) برتری هم‌زمان بر دو رقیب داریم و در 71 درصد شاخص‌ها از هر دو ضعیف‌تریم و در 27 درصد باقی مانده با یکی برابری یا از آن سبقت داریم.

نقاط امیدوار کننده در ایران

برای این که تصور نشود قصد سیاه‌نمایی در میان است همین ابتدا می‌توان نقاط امیدوار کننده مصرح در این گزارش را برشمرد تا بدانیم ما چه قابلیت‌هایی داریم تا بتوانیم با همان‌ها به سوی آینده‌ای بهتر خیز برداریم:

-موقعیت جغرافیایی

- سرمایۀ انسانی

- کاهش چشم‌گیر نابرابری جسیتی در دو بخش آموزش و بهداشت

- مهارت‌های فرهنگی

- انسجام بالای اجتماعی

- ظرفیت بالا در نوآوری

- برخورداری از هر سه نوع قدرت (‌نرم، سخت و ترکیبی)

- ذخایر طبیعی

-جذابیت های گردش‌گری 

- اندازۀ جمعیت

-بازار بزرگ

مهم‌ترین نقاط نگران‌کننده

طبعا این پرسش پدید می‌آید که با آن 11 نقطۀ امیدوار کننده چرا جایگاه ما این قدر نامناسب است ( چارَک سوم و چهارم)؟

پاسخ را باید در مهم‌ترین نقاط نگران کننده یافت و مشخصا این 8 فقره:

1. تنهایی (حاشیه نشینی در جهان)

2. آزادی سیاسی (محدود)

3. آزادی اقتصادی (نامطلوب)

4. کارآمدی حکم‌رانی ( رو به افول)

5. تعصبات جنسیتی

6. امنیت سرمایه گذاری (بسیار پایین)

7. حقوق مالکیت ( نامطلوب)

8. مشروعیت ساختار سیاسی 

  احتمالا با مشاهده 8 نقطه نگران‌کننده شاید شاهد این موضع باشیم که این شاخص‌ها را به گونه‌ای تعریف و تدوین کرده‌اند که مخالفت نظام سیاسی ایران با نظم حاکم بر جهان و بلوک‌های قدرت و سرمایه‌داری سبب شده شاخص‌ها به گونه‌ای تعیین شود که به نتیجۀ مطلوب خودشان برسند.

  این جملات البته از نویسندۀ این سطور است و در گزارش نیامده. آنچه در طرح بر آن تصریح شده  پیش‌آگاهی‌هایی دربارۀ شاخص‌های جهانی است که بر اساس آنها جایگاه تعیین شده است.

  منظور از پیش‌آگاهی یا هشدار این است که این‌گونه نیست که خود را به طور کامل به شاخص‌ها سپرده باشیم بلکه خطاهای آنها را هم باید در نظر داشته باشیم از این قرار:

1. لغزش یا سفسطۀ "مک نامارا"  

مک ناراما وزیر دفاع آمریکا بود در جنگ ویتنام و انتساب این لغزش یا سفسطه به او به خاطر آن است که فقط به آمار کشته‌ها توجه می‌داد و با آن جنگ تجاوزکارانه را توجیه می کرد. در حالی که کمّی‌سازی همۀ امور توهّم علمی است. منظور این است که به جنبه‌های دیگر جنگ توجه نداشت. به عبارت روشن تر جهان هستی را تنها با عدد و رقم نمی توان تبیین کرد. اما شاخص ها به ما کمک می کنند امور ظاهرا غیر قابل اندازه‌گیری را تا حدی اندازه‌گیری کنیم.

2. سوگیری نور خیابان

به این معنی که گم‌شدۀ خود را زیر نور جست‌و‌جو می‌کنیم و کاری به بخش های تاریک و غیر قابل سنجش نداشته باشیم. یعنی شاخص هایی تعریف کنیم که کار دربارۀ آنها راحت تر باشد و اصل قصه را کنار بگذاریم.

3. بار ایدیولوژیک

این واقعیت را نمی‌توان نادیده انگاشت که تعیین‌کنندگان این شاخص‌ها رشد کمّی را بر عدالت اجتماعی و پایداری محیط زیست ترجیح می‌دهند. به بیان دیگر امور معنوی را نمی‌توان با ترازوی مادی سنجید. ( تعبیر اخیر از نویسندۀ این متن).

4. تکرار در شاخص‌های دیگر

مشخصا این که بانک جهانی شاخص حکم‌رانی خوب را در چند شاخص ترکیبی دیگر تکرار می‌کند.

  با این توضیحات باید پذیرفت که این 52 شاخص جهانی 100 درصد واقعیت را بازتاب نمی‌دهند و 100 درصد هم منصفانه نیستند و 100 درصد هم با جهان‌بینی ما ایرانیان از هستی و انسان و سعادت هم‌خوان نیستند. 100 درصد نیستند ولی 20 درصد و 10 درصد هم نیستند!

  بله. نمی‌توانند اخلاق و معنویت و انسانیت را اندازه‌گیری کنند اما اگر این نقایص و کاستی‌ها را دارند در عوض به 6 دلیل ارزش توجه و اعتماد دارند:

اول این که شاخص‌های معتبر جهانی مثل شاخص توسعه انسانی اگر معیار کمّی و عینی نداشت اسیر قضاوت‌های سلیقه‌ای می‌شدیم که به مراتب خطا‌پذیرتر بود.

دوم این که یادمان نرود داده‎ها را از خود کشورها گرفته‌اند. کما این‌که آنچه دربارۀ ایران گفته شده مبتنی بر اطلاعات مرکز آمار ایران و بانک مرکزی است.

سوم این نکته که اگر نگاه سیاسی می‌چربید تا بر اساس گزاره توهم توطئه بگوییم کلکی در کار است کشورهای غیر هم‌سو با خودشان را در قعر جدول می‌گذاشتند حال آن که می‌بینیم چنین نیست.

چهارم با واقعیت‌های میدانی نسبتا هم‌سوست. یعنی اگر در گزارش آمده بود که شاخص ما در نابرابری جنسیتی در آموزش و بهداشت هم مطلوب نیست درمی‌یافتیم که غرضی در کار است چون با واقعیت سازگار نیست ولی می‌‎بینیم که در این زمینه‌ها به صراحت از کاهش چشم‌گیر نابرابری جنسیتی سخن گفته شده است.

دلیل پنجم برای اعتماد به داده‌ها و نتایج گزارش/ طرح این است که اگر هم کاملا راست و درست ندانیم کمترین فایدۀ آن در این است که ما را با تصویری که جهان از ما دارد آشنا می‌کند تا برای بهبود و اصلاح آن بکوشیم.

دلیل مهم ششم هم این که اگر هم به فرض کم‌برآوردی و بیش‌برآوردی داشته باشد باز هم روند صعود و نزول را نشان می‌دهد. 

حالا ببینیم این شاخص‌ها کدام ها هستند که بر اساس آنها می‌خواهیم بدانیم در کجا قرار داریم.

به خاطر این مقدمۀ طولانی در بخش نخست، مجال اشاره به 10 فقره فراهم است و باقی در نوبت های بعد:

1.شاخص توسعۀ انسانی

در این شاخص با سه بُعد سلامت و آموزش و استانداردهای معیشتی رو‌به‌روییم. کشورها به چهار دسته «بسیار بالا، بالا، متوسط و پایین» تقسیم شده‌اند. مثلا وضع ما در توسعۀ سبز و توسعۀ انسانی و توسعۀ برابر بهتر از متوسط جهان است و در توسعۀ جنسیتی بدتر از متوسط جهان.

2. شاخص کام‌یابی و آزادی

رتبه ایران در بین 163 کشور، 157 است. برای ساختاری که آزادی یکی از شعارهای اصلی انقلاب آن بوده این رتبه مطلقا قابل قبول نیست. در گزارش نیامده و اضافه می‌کنم احتمالا در مقام دفاع خواهند گفت معیار آنها آزادی‌های غربی است ولی آزادی را به غربی و شرقی تقسیم نکرده‌اند بلکه ابعاد چهار گانه آن (سیاسی و حقوقی و اقتصادی و رفاهی) را برشمرده‌اند.

از حیث رفاه و کامیابی هم در بین 164 کشور در جایگاه 88 قرار داریم. (‌در مقایسه سه کشور: عربستان، اول. ترکیه دوم و ایران، سوم است).

3. شاخص شادکامی

این شاخص را با تصور نردبان ارزیابی زندگی به دست می‌آورند. به این شکل که نردبانی را تصور کنید که پله های آن از صفر در پایین تا 10 شماره‌گذاری شده باشد. احساس می‌کنید روی کدام پله ایستاده‌اید؟ میانگین پاسخ در این گزارش پلۀ 5.1 است در حالی که فنلاند 7.7 است و افغانستان 1.4.

بدین ترتیب رتبه ایران در بین 147 کشور 97 است.

بدیهی است که این جایگاه چندان مناسب نیست و باید برای بهبود آن کوشید. 

اما این احساس از کجا آمده؟ نکتۀ تأسف‌بار این که ایران از منظر تجربۀ احساسات منفی و مثبت در چارَک چهارم قرار دارد. (‌ربع آخر). چرا؟ چون این احساسات را دو مؤلفه می‌سازد: اولی واقعیت و دومی روایت.

واقعیت ما چیست؟ انباشت و هم‌زمانی و تداوم بحران‌های تورم و بیکاری و کاهش قدرت خرید و لمس فقر و فساد و تبعیض که سطح نگرانی و منفی را بالا می‌برند و سطح خوش‌حالی و مثبت را پایین می‌آورند و با هم ترکیب شده‌اند. روایت را هم رسانه‌ها و نخبگان و مقامات می‌سازند که بیشتر به واقعیت‌های منفی و سخت اشاره دارد ( در فقرۀ سوم خصوصا در موسم انتخابات یا اگر دولت به دست خودشان نیفتد. این یادآوری از نویسندۀ این متن است).

4. شاخص شکنندگی دولت

با 4 پرسش به این شاخص می‌رسند:

-آیا دولت می‌تواند نظم و امنیت را حفظ کند؟

-نهادهای حکومتی کار می‌کنند؟

-شکاف‌های قومی و سیاسی و اقتصادی یا اجتماعی کشور را تهدید می‌کنند؟

-دولت در برابر بحران‌ها و فساد و جنگ و فروپاشی بی ثباتی تاب‌آوری دارد؟

پاسخ به این سوالات رتبه ایران را 43 تعیین می‌کند. در حالی که ترکیه 41 است و عربستان سعودی 103

5. شاخص الگوی شکنندگی

در تعیین این شاخص سه مفهوم نقش دارد:

اقتدار به معنی توانایی دولت در کنترل خشونت و اعمال حاکمیت در تمامی قلمرو.

ظرفیت به معنی توانایی دولت در ارایه خدمات پایه و کالاهای عمومی به شهروندان.

مشروعیت که میزان باور و اعتماد شهروندان به دولت و نهادهایی است که اطاعت از قوانین را توجیه کند.

شوربختانه رتبه ایران در هر سه پایین است و در دو فقره از آن دو کشور هم پایین‌تر. 

6. شاخص بهبود وضعیت جامعه

رتبه ایران در این شاخص 102 از 171 کشور است. رتبه نخست از آن فنلاند است و تر کیه در جای 85 قرار دارد و عربستان در 68.

برای به دست آوردن این شاخص سه پرسش درانداخته‌اند:

یک. آیا جامعه می‌تواند نیازهای ضروری خود را تأمین کند؟

دو. آیا زیرساخت‌های لازم برای بهبود کیفیت زندگی مردم فراهم است؟

سه. آیا افراد جامعه فرصت دارند به پتانسیل‌های خود دست یابند؟

7. شاخص میان فرهنگی

لطفا این یکی را با دقت بیشتر بخوانید چون وضع ما در مهارت‌ها و ارزش‌ها و انسجام اجتماعی خوب و مناسب است. حتی بالاتر از میانگین جهانی است. همین از یک پارادوکس حکایت دارد. جامعه‌ای برخوردار از مهارت‌ها و ارزش‌ها و انسجام اجتماعی در محدودیت‌های ساختاری سیاسی و نهادی گرفتار شده است و شکافی فاحش مشهود است میان آمادگی جامعه برای زیست مدرن و گفت و گو با سیاست گذاری های رسمی.

 اجازه بدهید جملۀ اخیر را که جان کلام این گزارش است ( به گمان من) و خود با صدای بلند خواندم یک بار دیگر بنویسم و شما هم با صدای بلند بخوانید: جامعه‌ای برخوردار از مهارت‌ها و ارزش‌ها و انسجام اجتماعی در محدودیت‌های ساختاری سیاسی و نهادی گرفتار شده

این واقعیت را نویسندۀ این سطور بارها در یادداشت‌ها یادآوری کرده که آنچه در جامعه می‌بینیم با آنچه در صدا و سیما تماشا می‌کنیم یا از خطبه‌های نماز جمعه یا از زبان کسانی با عنوان نماینده مجلس یا شبه کارشناسان و مجریان هیجان زده تلویزیون می‌شنویم تطابق ندارد و ایرانیان انگار در چند ساحت زندگی می‌کنند. (این یک برداشت سیاسی است و در گزارش به این شکل نیامده!)

8. شاخص گرسنگی

وضعیت ایران امروز در شاخص گرسنگی در نقشه طبعا نه مثل آفریقا قرمز و نارنجی است و نه مانند پاکستان و افغانستان، زرد و نارنجی. سوء تغذیه وجود دارد اما به لطف موفقیت‌های بهداشتی مرگ و میر کودکان بسیار پایین است. ( انصافا پیشرفت‌های ایران در دهه‌های اخیر در شاخص‌های بهداشتی موجب تمایز ما با بسیاری از کشورهای منطقه در مقایسه‌های مختلف شده)

 با این حال گزارش هشدار می‌دهد خطر کوتاه قامتی کودکان از تبعات سوء تغذیه است. (همین حالا شمای مخاطب به قد و قامت کودکان‌تان توجه کنید.)

9. قدرت جهانی

قدرت را به سه عرصۀ مشهود و نیمه مشهود و نامشهود تقسیم کرده‌اند. منظور از قدرت مشهود، همان قدرت اقتصادی و نظامی است که پیش چشم همه است. در بخش اقتصاد قدرت مشهود ایران در بین 125 کشور 16 است (و با توجه به تحریم‌ها بسیار قابل اعتناست).

در بخش نیمه مشهود، کیفیت زندگی مد نطر است که در جاهای دیگر توضیح داده شده و و در مورد قدرت نامشهود یا همان قدرت نرم سه پرسش تعیین‌کننده است: 

اول این که چقدر یک ملت، شناخته شده است؟

دوم این که چه قدر نگاه دنیا به آن مثبت است؟

سوم هم این‌که چقدر بر تصمیمات  و مسیر کشورهای دیگر اثر دارد؟

امتیاز 31 ایران در قیاس با 56 عربستان و 52 ترکیه قابل توجه است.

10. شاخص خواص و نخبگان

دو پرسش برای ارزیابی این شاخص قابل توجه و مهم است:

اول این که نخبگان از قدرت سیاسی و اقتصادی خلق ارزش می کنند یا رانت خواری؟

دوم این که چقدر به فکر نسل های آینده هستند؟ به زبان روشن‌تر، ثروت بر جای می گذارند یا بدهی؟

به موجب این شاخص به صراحت مشخص می‌شود که مدل نخبگانی حاکم فاصله بسیار زیادی با استانداردهای خلق ارزش‌های جهانی دارد و برای کشوری با قابلیت‌های ما قابل قبول نیست که در رتبه 127 قرار گرفته باشیم در حالی که عربستان سعودی 56 و ترکیه 63 است.

*چنان که در ابتدا آمد شمار شاخص ها 52 فقره است و اگر به مذاق مخاطبان خوش نشسته باشد با همین دقت و جزییات در چند قسمت آینده باقی اطلاعات ارایه خواهد شد و اگر نه در قالب گزارشی جمع و جور به اتمام می‌رسد.

با امید به ایرانی بهتر در افق 2035 که صد البته مستلزم عبور از وضعیت فعلی است.... 

ارسال به دوستان
انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۱
غیر قابل انتشار:
علی
Iran (Islamic Republic of)
۱۱:۰۵ - ۱۴۰۵/۰۸/۱۲
0
0
ممنون وسپاس
کیان
Iran (Islamic Republic of)
۱۱:۲۷ - ۱۴۰۵/۰۸/۱۲
0
0
با درود و سپاس
به همین ترتیب و شیوه ادامه بده