عصر ایران - اتاق بازرگانی ایران بهعنوان یکی از کلیدیترین نهادهای اقتصادی کشور، پیوسته در حال تکاپوست. از انتشار گزارشهای تخصصی و اعزام هیئتهای تجاری گرفته تا حضور در شوراهای عالی تصمیمگیری؛ بااینحال اگر از فعالان اقتصادی درباره کارکرد اصلی و ملموس این نهاد بپرسید، احتمالاً با پاسخهای متفاوتی روبهرو میشوید. گروهی آن را تنها مرجعی برای صدور کارت بازرگانی میدانند، عدهای آن را مشاور دولت میخوانند و برخی دیگر، آن را باشگاهی انحصاری برای بازرگانان بزرگ و صنایع کلان میپندارند. این تشتت آرا نشان میدهد اتاق بازرگانی ایران با وجود پرکاری، از یک تصویر و برند روشن و منسجم در ذهن مخاطبانش بیبهره است.
اتاق نهاد کمکاری نیست. انتشار منظم شاخصهایی مانند «شامخ» یا پایش محیط کسبوکار و برگزاری نشستهای متعدد، گواه این مدعاست. اما برند یک سازمان، مجموعهای از ادعاها یا حجم فعالیتهای روزمره آن نیست. برند، برداشتی است که در ذهن مخاطب رسوب میکند. ممکن است اتاق خود را صدای بخش خصوصی بداند اما اگر اعضا احساس کنند صدایشان شنیده نمیشود یا جلسات پرشمار خروجی ملموسی ندارند، برند واقعی با تعریف رسمی نهاد فاصلهای عمیق پیدا میکند.
مسئله امروز اتاق، کمبود شعارهای زیبا نظیر حمایت از بخش خصوصی یا بهبود محیط کسبوکار نیست؛ بلکه فقدان نمونههای ملموسی است که نشان دهد این نهاد چگونه در زندگی و کار اقتصادی اعضایش تغییری عینی ایجاد کرده است.
هر برند قدرتمندی بر یک وعده اصلی استوار است. اتاق ایران نیز باید مشخص کند که دقیقاً چه وعدهای را در کانون توجه خود قرار داده است. عنوان مهم «پارلمان بخش خصوصی» انتظارات بزرگی میآفریند. یک پارلمان باید نماینده واقعی تمامی صداها باشد و نشان دهد چگونه در میان منافع متضاد گروههای مختلف، به یک موضع مشترک میرسد.
یکی از آسیبزاترین ضدروایتها علیه این نهاد، تقلیل آن به باشگاه بزرگان و صاحبان سرمایه است. برای خنثی کردن این تصویر، اتاق نمیتواند صرفاً به ارائه فهرست جلسات بسنده کند. اعتمادسازی با بخشنامه و اعلامیه محقق نمیشود؛ بلکه اتاق باید در عمل نشان دهد چگونه مطالبات کسبوکارهای کوچک، زنان کارآفرین، فعالان استانی و شرکتهای دانشبنیان را پیگیری کرده و موانع را از مسیر آنها برداشته است.
اتاق در رابطه با دولت به یک تعادل ظریف و هوشمندانه نیاز دارد. نزدیکی بیش از حد به دولت، اتاق را در نگاه اعضا به بخشی از ساختار حاکمیت تبدیل میکند و درگیری و نقد مداوم و جنجالی نیز، توان چانهزنی آن را میگیرد. هنر اتاق باید بیان دقیق، مستند و بهموقع حرفهای سخت و ادامه مذاکره تا حصول نتیجه نهایی باشد.
متأسفانه در اخبار این نهاد، عباراتی نظیر «بررسی شد» یا «تأکید شد» بهوفور دیده میشود. این اقدامات شاید بخشی از مسیر باشند اما نتیجه نهایی نیستند. فعال اقتصادی تشنه تغییر است. او میخواهد بداند آیا زمان صدور یک مجوز کاهش یافته یا بخشنامهای مخرب اصلاح شده است؟ برند اتاق زمانی قوام مییابد که گزارشهای مستدل از نتایج قطعی منتشر کند و اگر مطالبهای ناکام ماند، صادقانه دلایل و موانع آن را با اعضا در میان بگذارد.
حتی گزارشهای ارزشمندی چون «شامخ» نیز تنها زمانی به سرمایه برند تبدیل میشوند که از قالب فایلهای تخصصی خارج شده و چهرههای معتبر اتاق مهمترین یافتههای آن را به زبانی ساده و در قالب مطالباتی روشن از حاکمیت، برای جامعه تشریح کنند.
نهادها تنها با ساختمانها و آییننامهها زنده نیستند بلکه انسانها به آنها معنا میبخشند. برند اتاق به یک چهره انسانی نیاز دارد. مدیریت برند برخلاف تصور رایج، صرفاً وظیفه روابط عمومی نیست. روابط عمومی میتواند اخبار را سامان دهد اما نمیتواند برای یک نهاد اصالت و اعتماد بسازد. مسئولیت اصلی این مهم بر دوش رئیس و هیئترئیسه است.
رئیس اتاق نباید تنها در تشریفات رسمی یا سفرهای خارجی دیده شود. مواضع، سکوتها، اولویتبندیها و حضور زنده او در میان فعالان اقتصادی، عیار استقلال و اثرگذاری اتاق را مشخص میکند. هیئترئیسه نیز باید پیش از هر چیز، بر سر هویت و پیام واحد اتاق به توافق برسد تا از ارسال پیامهای متناقض به جامعه جلوگیری شود. مدیران باید ارزیابی کنند که اتاق قرار است با چه هویتی شناخته شود و جامعه اقتصادی چه نمرهای به اعتماد و اعتبار آن میدهد.
برند قدرتمند، مهمترین ابزار و پشتوانه اتاق در مذاکره با حاکمیت است. اتاقی که اعضایش آن را نماینده واقعی خود بدانند، هرگز از موضع ضعف وارد گفتوگو نمیشود. کارنامه نهایی مدیران اتاق با تعداد سفرها، نشستها یا تفاهمنامهها سنجیده نخواهد شد بلکه قضاوت تاریخ بر این مبناست که آیا در پایان دوره مدیریتشان، این نهاد در ذهن جامعه اقتصادی معتبرتر و رساتر شده است یا منزویتر و کماثرتر.
برند اتاق، یک دارایی عمومی و متعلق به تمام بخش خصوصی ایران است. مدیران، مالکان این دارایی نیستند؛ آنها امانتدارانی هستند که وظیفه دارند این سرمایه تاریخی را معتبرتر و خوشنامتر از روز نخست، به نسل بعدی بسپارند.