فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۹۲۹۸۸
تاریخ انتشار: ۱۰:۰۰ - ۳۰-۰۶-۱۴۰۵
کد ۱۱۹۲۹۸۸
انتشار: ۱۰:۰۰ - ۳۰-۰۶-۱۴۰۵

بررسی برند علی انصاری در گفتگو با رسول بابایی

برند
دکتر رسول بابایی در گفت‌وگویی با عصر ایران، برند علی انصاری را از منظر رابطه میان ثروت، قدرت اقتصادی، اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی بررسی کرده و معتقد است بزرگی پروژه‌ها و دارایی‌ها لزوماً به معنای شکل‌گیری یک برند شخصی روشن و منسجم نیست.

عصر ایران - در گفت‌وگوهای قبلی، برند سیاستمداران مختلف را بررسی کردیم تا نشان دهیم سیاستمداران چگونه جایگاه خود را می‌سازند، چگونه رأی و اعتماد جلب می‌کنند و چرا گاهی میان تصویر مطلوب آن‌ها و ادراک جامعه فاصله می‌افتد.

اما برندسازی منحصر به سیاستمداران نیست.

هر شخصیتی که سرمایه، نفوذ و اثر عمومی دارد، با مسئله برند روبه‌روست. کارآفرینان بزرگ، مدیران ارشد اقتصادی، صاحبان بنگاه‌ها و سازندگان پروژه‌های کلان نیز باید بدانند مردم، کارکنان، مشتریان، شرکا و نهادهای عمومی چه تصویری از آن‌ها دارند.

علی انصاری از چهره‌هایی است که می‌تواند این بحث را وارد حوزه اقتصاد کند. نام او با مجموعه‌هایی مانند ایران‌مال، بازار موبایل ایران و بانک آینده پیوند خورده است. البته درباره بانک آینده باید میان نقش تاریخی و بنیان‌گذاری، مالکیت، مدیریت و وضعیت حقوقی فعلی تفکیک قائل شد؛ زیرا این بانک در سال 1404 منحل و فعالیت‌های آن به بانک ملی منتقل شد.

دکتر رسول بابایی معتقد است علی انصاری نمونه مناسبی برای پاسخ به این پرسش کلیدی است:

«چگونه یک شخصیت اقتصادی می‌تواند دارایی و قدرت اقتصادی خود را به اعتبار، اعتماد و مشروعیت اجتماعی تبدیل کند؟»

- آقای دکتر، چرا تصمیم گرفتید پس از چندین گفت‌وگو درباره برند سیاستمداران، سراغ یک شخصیت اقتصادی بروید؟

سلام عرض می‌کنم خدمت شما و مخاطبان عصر ایران.

به نظر من برندینگ را نباید به سیاستمداران محدود کرد. هر فردی که بر منابع، تصمیم‌ها و زندگی دیگران اثر می‌گذارد، با مسئله برند روبه‌روست.

در سیاست، فرد با رأی مردم، اعتماد اجتماعی، ائتلاف و مشروعیت سیاسی سروکار دارد. در اقتصاد، با مشتری، سرمایه‌گذار، کارمند، شریک، بانک، نهادهای عمومی و افکار عمومی مواجه است.

این حوزه‌ها تفاوت دارند اما مسئله مشترکی دارند: تصویری که دیگران از شما دارند، بر قدرت و آینده حرفه‌ای شما اثر می‌گذارد.

پیش‌تر بررسی کردیم که یک سیاستمدار چگونه سرمایه سیاسی را به رأی تبدیل می‌کند. حالا درباره یک شخصیت اقتصادی می‌پرسیم که چگونه سرمایه مالی و مدیریتی خود را به اعتماد و اعتبار عمومی تبدیل می‌سازد. به همین دلیل، علی انصاری انتخاب مناسبی برای ورود به این بحث است.

علی انصاری

- آیا می‌توان علی انصاری را یک برند دانست؟

این پرسش مهمی است. باید میان «شناخته‌شدن» و «برند داشتن» تفاوت بگذاریم.

ممکن است فردی شناخته‌شده باشد اما برند روشنی نداشته باشد؛ یعنی مردم نام او را شنیده و پروژه‌هایش را بشناسند، اما ندانند چه ارزش یا هویتی را نمایندگی می‌کند.

در مورد آقای انصاری هم با همین وضعیت روبه‌رو هستیم. پروژه‌ها و دارایی‌های او شناخته‌شده‌اند، اما هویت برند خود او روشن نیست. مردم ایران‌مال و بازار موبایل ایران را می‌شناسند و درباره بانک آینده روایت‌های مختلفی شنیده‌اند، اما آیا می‌دانند او دقیقاً چه نوع کارآفرینی است؟ آیا او را سرمایه‌دار می‌دانند، بانکدار، توسعه‌گر شهری یا صاحب مجموعه‌های بزرگ؟

وقتی پاسخ این پرسش روشن نباشد، فرد به‌رغم شهرت، هنوز برند شخصی منسجمی ندارد.

- پس تفاوت میان ثروتمند بودن و برند اقتصادی چیست؟

ثروت یک واقعیت اقتصادی است، اما برند یک ادراک اجتماعی است.

ممکن است فردی ثروتمند باشد اما جامعه به او اعتماد یا احترام نداشته باشد. برعکس، فردی با ثروت کمتر به دلیل اعتبار و تخصص، برند اقتصادی قوی‌تری دارد.

برند اقتصادی علاوه بر میزان دارایی، به این پرسش‌ها پاسخ می‌دهد:

  • چگونه این دارایی ساخته شده است؟
  • چه ارزشی برای دیگران ایجاد کرده‌اید؟
  • چه مسئله‌ای را حل کرده‌اید؟
  • با چه اصولی کار می‌کنید و در بحران‌ها چه رفتاری دارید؟
  • چه چیزی باعث اعتماد مردم به شما می‌شود؟

بنابراین ثروت شرط کافی برای برند نیست؛ حتی ثروت زیاد بدون روایت و پاسخ‌گویی می‌تواند به ضدبرند تبدیل شود.

- شما از مفهوم «برند قدرت اقتصادی» صحبت کردید. این مفهوم یعنی چه؟

برند قدرت اقتصادی برندی است که اثرش از یک کسب‌وکار خصوصی فراتر می‌رود.

تصمیم‌های یک بانک، مجتمع تجاری بزرگ یا مجموعه سرمایه‌گذاری کلان، بر سپرده‌گذاران، کسبه، کارکنان، پیمانکاران، بازار و افکار عمومی اثر می‌گذارد. در این مرحله، شخصیت اقتصادی دیگر صرفاً صاحب کسب‌وکار نیست، بلکه یک کنشگر عمومی است.

با افزایش اثر عمومی، انتظار جامعه از شفافیت و پاسخ‌گویی نیز بیشتر می‌شود:

«هرچه دامنه قدرت اقتصادی بیشتر شود، مسئولیت اجتماعی و برندی نیز افزایش می‌یابد.»

- آیا این مسئولیت فقط مسئولیت حقوقی است؟

خیر، باید میان سه نوع مسئولیت تفاوت بگذاریم:

  1. مسئولیت حقوقی: قانون درباره نقش فرد چه می‌گوید.
  2. مسئولیت مدیریتی: فرد در عمل چه نقشی در تصمیم‌ها داشته است.
  3. مسئولیت برندی: افکار عمومی فرد را تا چه اندازه با عملکرد مجموعه مرتبط می‌داند.

ممکن است این سه منطبق نباشند، اما در افکار عمومی، مسئولیت برندی بر اساس نام، نقش و میزان ارتباط فرد شکل می‌گیرد. کسی که در دوره موفقیت‌ها به‌عنوان مالک یا بنیان‌گذار معرفی شده، نمی‌تواند در دوره بحران کاملاً خود را بی‌ارتباط نشان دهد.

- آیا این همان اتفاقی است که درباره بانک آینده افتاد؟

درباره بانک آینده باید بر اساس اسناد رسمی صحبت کرد و میان دوره‌ها، ساختار مالکیت و نقش اشخاص تفکیک قائل شد.

اما از نظر برندسازی، یک اصل روشن وجود دارد: وقتی نام یک شخصیت اقتصادی با یک مجموعه پیوند می‌خورد، اعتبار و بحران آن مجموعه به شخص سرایت می‌کند.

حتی اگر از نظر حقوقی فرد مسئول مستقیم همه تصمیم‌ها نباشد، افکار عمومی با پیچیدگی‌های حقوقی حرکت نمی‌کند، بلکه به نام‌ها و تصاویر توجه دارد. این پدیده را «سرایت برند» می‌نامیم.

- سرایت برند دقیقاً چگونه اتفاق می‌افتد؟

فرض کنید در ذهن مخاطب زنجیره‌ای شکل گرفته است: علی انصاری، بانک آینده، ایران‌مال و سایر دارایی‌ها.

در این زنجیره، حتی با ساختار حقوقی مستقل، مجموعه‌ها در ذهن جامعه از هم جدا نیستند. اگر یکی دچار بحران شود، سوالات برندی متوجه سایر بخش‌ها نیز خواهد شد.

در دنیای امروز، اعتبار میان مجموعه‌های مرتبط سیال است. به همین دلیل، صاحبان مجموعه‌های بزرگ باید از ابتدا معماری برند خود را طراحی کنند.

- معماری برند یعنی چه؟

معماری برند یعنی تعیین دقیق رابطه میان برند شخصی فرد، برند هلدینگ و برند پروژه‌ها.

برای مثال باید روشن باشد:

  • آیا ایران‌مال باید با نام علی انصاری شناخته شود؟
  • آیا بخش مالی باید مستقل از نام بنیان‌گذار برند شود؟
  • در صورت بحران در یک بخش، دامنه آسیب تا کجا منتقل می‌شود؟
  • آیا نام شخص باید در مرکز قرار گیرد یا پشت پروژه‌ها بایستد؟

بدون این معماری، فرد در زمان موفقیت از اعتبار همه پروژه‌ها بهره می‌برد، اما در زمان بحران توان کنترل دامنه آسیب را نخواهد داشت.

- درباره ایران‌مال چه تحلیلی دارید؟

 ایران‌مال را می‌توان پروژه امضادار علی انصاری دانست؛ پروژه‌ای که بیش از سایر فعالیت‌ها تصویر کارآفرین را می‌سازد.

ایران‌مال صرفاً یک مرکز خرید نیست، بلکه یک پروژه بزرگ شهری، تجاری و فرهنگی است. ازاین‌رو، معانی متفاوتی ایجاد می‌کند: ممکن است برای گروهی نماد توان ساخت‌وساز ایرانی باشد، برای گروهی نماد تجمل یا نابرابری، و برای گروهی دیگر محل سؤال درباره منابع مالی. پروژه وجود دارد، اما معنای آن برای جامعه هنوز یکدست نیست.

- چرا یکدست نبودن معنای پروژه مهم است؟

چون مالکیت فیزیکی با مالکیت معنایی تفاوت دارد.

ممکن است شما مجموعه‌ای را ساخته باشید، اما نتوانید معنای آن را در ذهن مردم تعیین کنید. اگر روایت رسمی و مستند ارائه نشود، روایت‌های دیگر جای آن را می‌گیرند. این پدیده «شکاف مالکیت و معنا» نام دارد.

برای مدیریت معنا، باید مشخص شود:

  • ایران‌مال چه مسائلی را حل کرده است؟
  • چه ارزشی برای شهر، اقتصاد و گردشگری ایجاد کرده؟
  • چه تعداد شغل پایدار و کسب‌وکار فعال به وجود آورده؟

روایت باید متکی بر آمار، اسناد و تجارب واقعی باشد.

- آیا می‌توان از علی انصاری به‌عنوان یک کارآفرین ملی نام برد؟

این عنوان باید با دقت به کار رود. هر صاحب سرمایه‌ای الزاماً کارآفرین نیست. کارآفرین کسی است که فرصت تازه، کسب‌وکار، اشتغال و ارزش می‌سازد و ریسک می‌پذیرد. توسعه‌گر یک گام بالاتر است و ظرفیت‌های ماندگار اقتصادی، شهری یا فرهنگی خلق می‌کند.

باید مشخص شود آقای انصاری می‌خواهد با کدام عنوان شناخته شود: سرمایه‌دار، بانکدار، کارآفرین یا توسعه‌گر شهری؟ برای تثبیت عناوین کارآفرین یا توسعه‌گر، باید درباره آثار واقعی فعالیت‌ها صحبت شود، نه فقط حجم دارایی‌ها.

- مفهوم «ثروت بی‌روایت» که درباره علی انصاری مطرح کردید، چیست؟

ثروت بی‌روایت یعنی جامعه حجم ثروت را می‌بیند، اما داستان شکل‌گیری، ریسک‌ها، مدیریت و کارکرد اجتماعی آن را نمی‌داند.

وقتی صاحب ثروت روایت خود را نسازد، دیگران آن را می‌سازند که معمولاً ساده، قطبی و گاهی منفی است. اگر صاحب برند سکوت کند، جامعه ممکن است روایت‌های منفی را باور کند.

- آیا منظور شما این است که علی انصاری باید درباره همه جزئیات زندگی‌اش توضیح دهد؟

خیر. شفافیت با عریان‌کردن حریم خصوصی تفاوت دارد.

شخصیت اقتصادی حق داشتن حریم خصوصی دارد، اما در ابعاد عمومی باید درباره مواردی پاسخ‌گو باشد؛ از جمله: نسبت مالکیت و مدیریت، منابع مالی پروژه‌ها، ساختار تصمیم‌گیری، آثار اقتصادی و اجتماعی، و نحوه مواجهه با بحران‌ها.

- شما از «مالیات ابهام» صحبت کردید. این مفهوم یعنی چه؟

مالیات ابهام هزینه‌ای است که یک برند به دلیل عدم شفافیت می‌پردازد.

با کاهش اطلاعات معتبر، شایعات و ضدروایت‌ها رشد می‌کنند. این هزینه به شکل کاهش اعتماد عمومی، حذر کردن شرکا، پذیرش سریع‌تر اخبار منفی و انتقال بحران میان مجموعه‌ها پرداخت می‌شود. سکوت هم هزینه دارد و هزینه آن کاهش اعتبار است.

- آیا شفافیت همیشه به نفع برند است؟

شفافیت واقعی، به‌موقع و مستند در بلندمدت به نفع برند است، اما شفافیت نمایشی نتیجه معکوس دارد. انتشار چند تصویر تبلیغاتی شفافیت نیست. شفافیت باید واقعیت را قابل فهم کند، نه اینکه صرفاً تصویری خوب ارائه دهد.

- درباره ضدروایت‌های پیرامون علی انصاری چه می‌توان گفت؟

شخصیت‌های اقتصادی بزرگ همواره با ضدروایت مواجه می‌شوند. ضدروایت، روایتی بدیل است که موفقیت را به عوامل دیگری منتسب می‌کند.

در اینجا روایت مثبت بر کارآفرینی و ریسک‌پذیری تمرکز دارد و ضدروایت بر دسترسی به منابع یا مناسبات ویژه. این دو در ذهن جامعه رقابت می‌کنند. نادیده‌گرفتن ضدروایت اشتباه است؛ باید تحلیل کرد که کدام بخش آن نادرست است و کدام بخش حاصل سکوت و ابهام بوده است.

- چگونه باید با ضدروایت‌ها مواجه شد؟

طی چهار گام:

  1. شناسایی دقیق ضدروایت‌ها (بدون متهم‌کردن یکجای آن‌ها به دشمنی).
  2. پذیرش بخش‌های درست یا قابل بررسی.
  3. پاسخ مستند به ادعاهای نادرست.
  4. شکل‌دهی به روایتی جامع‌تر و معتبر.

تکذیب صرف کافی نیست؛ باید توضیح داد واقعیت چیست و چرا قابل باور است.

- آیا حضور رسانه‌ای محدود علی انصاری به برند او آسیب زده است؟

احتمالاً بله. این وضعیت «برند غایب» نام دارد؛ برندی که آثار قدرتش دیده می‌شود اما خود فرد حضور روشنی ندارد. غیبت رسانه‌ای در این مقیاس ممکن است به پنهان‌کاری، بی‌اعتنایی یا ناتوانی در توضیح کارنامه تعبیر شود.

حل این مسئله نیازمند حضور هدفمند، سنجیده و پاسخ‌گو است، نه شوهای تبلیغاتی روزمره.

- این حضور باید شخصی باشد یا از طریق مدیران انجام شود؟

هر دو. مدیران می‌توانند درباره اعداد و عملیات توضیح دهند، اما در مسائل هویتی و بحران‌های کلان، خود صاحب برند باید مسئولیت برندی را بپذیرد. حضور بنیان‌گذار باید محدود، دقیق و معنادار باشد.

- در اینجا مفهوم «اعتبار وثیقه‌ای» چه کاربردی دارد؟

وقتی نام یک شخصیت اقتصادی پشت یک پروژه قرار می‌گیرد، مردم اعتبار او را تضمین پروژه می‌دانند. من این را «اعتبار وثیقه‌ای» می‌نامم. این رابطه دوطرفه است: همان‌طور که موفقیت پروژه به فرد اعتبار می‌دهد، بحران آن نیز اعتبار شخص را کاهش خواهد داد.

- آیا ثروت و قدرت اقتصادی بدون سرمایه اجتماعی پایدار می‌ماند؟

ثروت قدرت می‌آورد، اما سرمایه اجتماعی قدرت را پایدار می‌کند. بدون سرمایه اجتماعی، مجموعه در برابر بحران‌ها به‌شدت آسیب‌پذیر خواهد بود. مسئله اصلی برند علی انصاری، تبدیل سرمایه اقتصادی به سرمایه اجتماعی است.

- این تبدیل چگونه اتفاق می‌افتد؟

با چند اقدام هم‌زمان:

  • ارائه روایت صادقانه از مسیر حرفه‌ای.
  • شفاف‌کردن ساختار مالکیت، مدیریت و مسئولیت.
  • ارائه گزارش از آثار واقعی پروژه‌ها (اشتغال، تولید و گردشگری).
  • پاسخ‌گویی در بحران‌ها.
  • ارتباط مستمر با ذی‌نفعان.
  • در نظر گرفتن مسئولیت اجتماعی در هسته اصلی کسب‌وکار.

- یعنی فعالیت خیریه برای ساختن برند کافی نیست؟

قطعا کافی نیست. خیریه جایگزین مسئولیت اقتصادی و مدیریتی نمی‌شود. مسئولیت اجتماعی واقعی یعنی پاسخ‌گویی به پیامدهای اصلی کسب‌وکار؛ مانند نحوه رفتار بانک با سپرده‌گذار یا کیفیت اشتغال و اثر شهری یک مجتمع بزرگ.

- آیا رابطه علی انصاری با نهادهای عمومی و قدرت، بخشی از برند اوست؟

بله. هر پروژه بزرگی نیازمند تعامل با نهادهای عمومی است و این به‌خودی‌خود منفی نیست. اما باید میان «سرمایه رابطه‌ای» (توان مذاکره و تعامل قانونی) و «ادراک رانتی» (تصور اتکا به امتیازات ویژه) تفکیک قائل شد. برای اصلاح ادراک رانتی، باید سازوکار تصمیم‌گیری، منابع و قراردادها شفاف شوند.

- آیا قانونی‌بودن برای مشروعیت برند اقتصادی کافی است؟

خیر. ما سه سطح مشروعیت داریم: حقوقی (مجوز)، عملکردی (کارآمدی) و اجتماعی (پذیرش جامعه). یک پروژه ممکن است مجوز داشته باشد اما از نظر اجتماعی آسیب‌پذیر باشد. برندهای بزرگ باید هر سه سطح را تامین کنند.

- شما از «مجوز اجتماعی فعالیت» صحبت می‌کنید. این مجوز یعنی چه؟

مجوز اجتماعی یعنی جامعه، مشتریان و ذی‌نفعان یک مجموعه را مفید و قابل اعتماد بدانند. این مجوز با شفافیت و پاسخ‌گویی به دست می‌آید.

- مهم‌ترین ضعف برند علی انصاری در یک جمله چیست؟

فاصله میان بزرگی دارایی‌ها و وضوح برند شخصی.

این وضعیت «شکاف مقیاس برند» نام دارد. پروژه‌های او بزرگ‌اند، اما روایت شخصی، مدیریتی و اجتماعی او به همان اندازه رشد نکرده است.

- مهم‌ترین نقطه قوت برند او چیست؟

مقیاس و جسارت.

ساخت پروژه‌هایی در این ابعاد نشان‌دهنده بلندپروازی، ریسک‌پذیری و توان بسیج منابع است. اما این نقطه قوت زمانی به سرمایه برند تبدیل می‌شود که برای جامعه قابل فهم و ارزشمند باشد.

- آیا تنوع فعالیت‌های اقتصادی به برند کمک می‌کند؟

هم فرصت است و هم تهدید. تنوع فعالیت‌ها در صورتی که به یک ایده مرکزی (مانند توسعه زیرساخت‌های تجاری یا پروژه‌های ماندگار) وصل نشود، برند را پراکنده و مبهم می‌کند. برند قوی پراکندگی را به یک داستان واحد تبدیل می‌کند.

- اگر علی انصاری بخواهد برند خود را بازتعریف کند، از کجا باید شروع کند؟

از یک ممیزی کامل برند برای تحلیل تصویر فعلی، شناسایی نقاط قوت، ضعف و ضدروایت‌ها، و سپس طراحی جایگاه مطلوب برای آینده.

- آیا او باید از غیبت رسانه‌ای خارج شود؟

بله، اما از طریق ایجاد یک سیستم ارتباطی منظم، مستند و پاسخ‌گو، نه حضور تبلیغاتی روزمره. غیبت نباید باعث شود دیگران درباره روایت او تصمیم بگیرند.

- آیا این مصاحبه می‌تواند آغاز یک برندینگ تازه برای او باشد؟

می‌تواند سرآغاز یک گفت‌وگوی جدی باشد. مصاحبه به‌تنهایی برند نمی‌سازد؛ برند از هماهنگی میان پیام، عملکرد و تجربه واقعی ساخته می‌شود.

- شما چگونه به تیم یک شخصیت اقتصادی کمک می‌کنید؟

فرآیند ما شامل تحلیل برند، تعریف جایگاه مطلوب، طراحی معماری برند، تدوین روایت بنیادین و سیستم ارتباطی، و ارزیابی مستمر عملکرد است.

- اگر بخواهید چند توصیه فوری به علی انصاری بدهید، چه می‌گویید؟

  • شفاف‌کردن نسبت دقیق خود با هر دارایی.
  • ارائه روایت مستند از مسیر حرفه‌ای.
  • انتشار گزارش عمومی از آثار واقعی پروژه‌ها.
  • عدم سکوت در برابر بحران‌ها و پرسش‌های اصلی.
  • ایجاد معماری روشن میان برند شخصی و برند مجموعه‌ها.

- آیا مسئله اصلی علی انصاری فقط رسانه‌ای است؟

خیر. رسانه تنها بخشی از ابزار است. برند او به مسائل بنیادی‌تری مانند ساختار مالکیت، شفافیت مالی، نحوه پاسخ‌گویی در بحران و تجارب ذی‌نفعان مربوط است. بهترین رسانه، عملکرد واقعی است.

- در نهایت، علی انصاری چگونه می‌تواند از یک سرمایه‌دار بزرگ به یک برند معتبر اقتصادی تبدیل شود؟

باید از «صاحب دارایی» به «سازنده ارزش» حرکت کند؛ یعنی به جای تاکید بر اندازه پروژه‌ها، اثر آن‌ها را بر مردم، شهر و اقتصاد نشان دهد و در بحران‌ها پاسخ‌گو بماند.

جمع‌بندی من این است که علی انصاری پروژه‌های بزرگی ساخته، اما آینده برند او به این بستگی دارد که آیا می‌تواند سرمایه اقتصادی را به سرمایه اجتماعی تبدیل کند و به یک توسعه‌گر پاسخ‌گو و سازنده ارزش تبدیل شود یا خیر. این همان نقطه‌ای است که برند اقتصادی به برند عمومی تبدیل می‌شود.

- آقای دکتر، شما سال‌ها قبل مصاحبه‌هایی درباره برند سیاستمداران انجام می‌دادید که برای مدت طولانی متوقف شد. حالا هم این گفت‌وگو درباره یک شخصیت اقتصادی است. آیا قول می‌دهید این مصاحبه‌ها را ادامه دهید؟

بله، حتماً. واقعیت این است که این گفت‌وگوها از ابتدا فقط برای تحلیل چند سیاستمدار طراحی نشده بود. هدف اصلی من این بود که با بررسی شخصیت‌های واقعی، مفاهیم برندینگ را به زبان ساده توضیح دهم و به یک مدل کاربردی برای تحلیل شخصیت‌های اثرگذار برسم.

متأسفانه این مصاحبه‌ها برای مدتی طولانی متوقف شد. درحالی‌که در این فاصله، هم فضای سیاسی و رسانه‌ای ایران تغییر کرد و هم برند بسیاری از شخصیت‌های سیاسی، اقتصادی و مدیریتی با تحولات مهمی روبه‌رو شد. برخی برندها رشد کردند، برخی آسیب دیدند، برخی از نو ساخته شدند و بعضی هم نتوانستند خودشان را با شرایط تازه هماهنگ کنند.

حالا قصد داریم این گفت‌وگوها را به‌صورت منظم ادامه دهیم. همچنان برند سیاستمداران را بررسی خواهیم کرد، اما خودمان را به سیاست محدود نمی‌کنیم. سراغ کارآفرینان، صاحبان صنایع، مدیران اقتصادی، مدیران ارشد، چهره‌های فرهنگی و هر شخصیتی می‌رویم که بر منابع، تصمیم‌ها و افکار عمومی اثر می‌گذارد.

در هر گفت‌وگو هم تلاش می‌کنیم فقط درباره قوت و ضعف یک فرد حرف نزنیم. می‌خواهیم از دل هر مورد، یک مفهوم تازه، یک روش تحلیل و چند راهکار عملی بیرون بیاوریم. یعنی مخاطب هم آن شخصیت را بهتر بشناسد و هم چیزی درباره برند، قدرت، روایت، اعتبار و اعتماد یاد بگیرد.

بنابراین بله، قول می‌دهم این مسیر را ادامه دهیم؛ البته به شرطی که این گفت‌وگوها به تعریف و تمجید یا تخریب اشخاص تبدیل نشوند. قرار است منصفانه تحلیل کنیم، پرسش‌های سخت را مطرح کنیم و در کنار نقد، راه‌حل هم ارائه دهیم.

به نظرم جامعه ما به چنین گفت‌وگوهایی نیاز دارد. شخصیت‌های اثرگذار نیز باید بدانند چگونه دیده می‌شوند، چه سرمایه‌هایی دارند، چه خطرهایی برندشان را تهدید می‌کند و برای حفظ یا بازسازی اعتماد عمومی چه باید بکنند.

این مصاحبه درباره علی انصاری پایان یک گفت‌وگو نیست؛ آغاز دوباره یک مجموعه است.

ارسال به دوستان
captcha
توقیف پژوپارس قاچاقچی که با شلیک پلیس هم متوقف نشده بود! (+عکس) چالش های یونان و ترکیه در آستانه انتخابات اتحادِ کشورهای نامتحد؛ از بریکس و شانگهای تا رقابتِ چین و هند و بازیگرانِ چندمسیره چینی‌ها در چه مواردی از جنگ اخیر به کمک ایران آمده‌اند؟ این نوشیدنی محبوب قند خونتان را غافلگیر می‌کند! شیائومی 17 اولترا و عملکرد جالب در برابر آیفون 18 پرومکس (+نمونه عکس دوربین ها) نیویورک‌تایمز: ترامپ به یمن حمله نمی کند زیرا برای جنگ علیه ایران به همکاری ریاض نیاز دارد نسیم ادبی، بازیگر «رویای نیمه‌شب» در جشن تولد ۵۰ سالگی‌اش (+عکس) موی بینی را نکنید؛ پزشکان درباره یک عادت خطرناک هشدار می‌دهند در نوسانات قیمت طلا، خرید قسطی چه مزیتی نسبت به خرید نقدی دارد؟ کبد چرب چگونه به‌ بیماری جدی تبدیل می‌شود؟ آخرین قیمت خودروهای ایران خودرو امروز 30 شهریور ؛ افزایش قیمت سورن، دنا، 207 و تارا (+جدول) استایل خاص لاله مرزبان در ونیز؛ از اسکله تا دریافت جایزه (+عکس) نوسان شدید در شروع معاملات بورس قیمت طلا در انتظار خبر بزرگ/ بازار به کدام سمت می‌رود؟