فرزین سوادکوهی - نفت خبر
همین روزهای اخیر، انتشار مجموعهای از گزارشهای تازه آژانس بینالمللی انرژی، بلومبرگ و چند نهاد معتبر جهانی دیگر، تصویری متفاوت از آینده انرژی جهان ترسیم کرده. تصویری که در آن خورشیدیها نهتنها رکوردهای تاریخی تولید را پشت سر گذاشتهاند، بلکه به بازیگری تعیینکننده در توازن قدرت انرژی تبدیل شدهاند.
این جهش برای کشورهای تولیدکننده نفت و گاز ، پیامدهایی مستقیم دارد و در حقیقت از تغییر مسیر سرمایهگذاری گرفته تا بازتعریف نقش منطقهای می تواند تعبیری از این پیامدها تلقی شود.
ایران نیز در میانه این تغییرات، با فرصتها و چالشهای تازهای روبهروست؛ فرصتهایی که اگر جدی گرفته نشوند، بهسرعت جای خود را به تهدیدهای ساختاری خواهند داد.
تازهترین گزارش آژانس بینالمللی انرژی می گوید خورشیدیها اکنون مهمترین منبع اضافهشدن ظرفیت جدید برق در جهان هستند. این روند البته ناگهانی نیست؛ اما سرعت آن در ماههای اخیر بهگونهای بوده که بسیاری از تحلیلگران از آن به عنوان نقطه عطف یاد می کنند. کاهش هزینه پنلها، جهش راندمان، توسعه زنجیره تأمین در چین و اروپا و ورود بازیگران جدید در آمریکای لاتین، انرژی خورشیدی را از یک گزینه جانبی به انتخاب اول بسیاری از دولتها و شرکتها تبدیل کرده .
در برخی بازارها، قیمت تمامشده برق خورشیدی حتی بدون یارانه، با گاز رقابت میکند و در پروژههای بزرگ، از آن پیشی میگیرد. این تغییر، فقط یک تحول تکنولوژیک نیست بلکه چه بسا بازتعریف مفهوم امنیت انرژی باشد. یعنی کشوری که تا دیروز برای تأمین برق خود به واردات گاز یا نفت وابسته بود، امروز میتواند با سرمایهگذاری در حوزه خورشیدی، بخشی از این وابستگی را کاهش دهد و قدرت چانهزنی خود را در برابر صادرکنندگان فسیلی افزایش دهد.
نفت و گاز در برابر خورشیدی؛ رقابتی آرام اما عمیق را شکل داده است. واقعیت این است که حالا دیگربازار نفت هنوز با قیمتهای بالا، تنشهای ژئوپلیتیک و اختلالهای عرضه، جایگاه خود را حفظ کرده ؛ اما زیر پوست این بازار، تغییرات ساختاری در جریان است. رشد خودروهای برقی، سیاستهای کاهش انتشار و توسعه تجدیدپذیرها، بهتدریج تقاضای نفت در بخش حملونقل را محدود میکند. در حوزه گاز، وضعیت پیچیدهتر است؛ گاز همچنان نقش مهمی در تأمین برق و پشتیبانی از تجدیدپذیرها دارد، اما هرچه ذخیرهسازی و مدیریت شبکه پیشرفت میکند، وابستگی به گاز برای پیکبار کاهش مییابد.
خورشیدیها با ترکیب باتری و مدیریت هوشمند شبکه، در حال تصاحب بخشی از نقشی هستند که تا دیروز به گاز اختصاص داشت. این روند، اگرچه در کوتاهمدت جای نفت و گاز را نمیگیرد، اما جهتگیری سرمایهگذاری را تغییر میدهد؛ سرمایهای که بهجای چاههای جدید، به سمت مزارع خورشیدی و فناوریهای ذخیرهسازی حرکت میکند.
در کنار این تحولات جهانی، یک روند دیگر نیز در حال شکلگیری است که اهمیت خورشیدیها را دوچندان میکند و آن اینکه تغییر رفتار سرمایهگذاران بزرگ انرژی دارد عملا صورت می پذیرد. شرکتهایی که تا چند سال پیش بخش عمده سرمایه خود را صرف توسعه میادین نفت و گاز میکردند، اکنون بخش قابلتوجهی از بودجه سالانه را به پروژههای خورشیدی، ذخیرهسازی و شبکههای هوشمند اختصاص میدهند. این تغییر رویکرد، فقط ناشی از فشارهای اقلیمی نیست؛ بلکه نتیجه محاسبات اقتصادی تازهای است که نشان میدهد بازدهی بلندمدت پروژههای خورشیدی در بسیاری از بازارها، از پروژههای فسیلی پیشی گرفته . همین موضوع باعث شده است که رقابت برای توسعه فناوریهای خورشیدی شدت بگیرد و کشورهایی که زودتر وارد این عرصه شدهاند، اکنون در موقعیت برتری قرار گیرند.
بازار انرژی، از جنگها و تحریمها تا رقابت بر سر خطوط لوله و مسیرهای صادرات، همیشه با مقوله های ژئوپلیتیک گره خورده . اما خورشیدیها معادله را تغییر میدهند. اروپا که در سالهای اخیر با بحران گاز روسیه مواجه بود، اکنون بخش قابلتوجهی از ظرفیت جدید برق خود را از خورشیدی تأمین میکند. این تحول، وابستگی تاریخی اروپا به واردات انرژی را کاهش میدهد و قدرت چانهزنی این قاره را در برابر صادرکنندگان فسیلی افزایش میدهد.
در آسیا نیز کشورهایی مانند چین، هند و ویتنام با سرعتی چشمگیر در حال توسعه خورشیدی هستند. چین اکنون بزرگترین تولیدکننده و مصرفکننده پنل خورشیدی در جهان است و این جایگاه، قدرت اقتصادی و سیاسی این کشور را در بازار انرژی تقویت کرده است. در چنین شرایطی، نقش سنتی نفت و گاز در سیاست خارجی کشورها، بهتدریج محدودتر میشود و مفهوم «سلاح انرژی» کارکرد گذشته خود را از دست میدهد.
اما پرسش اینست که حالا ایران در میانه این تغییرات در فرصت بسر می برد یا تهدید؟ برای ایران، رکوردشکنی خورشیدیها دو چهره دارد؛ یک چهره که تهدید است و آن یکی دیگر فرصت. تهدید از آن جهت که اگر جهان بهتدریج وابستگی خود به نفت و گاز را کاهش دهد، بازارهای سنتی صادراتی ایران در بلندمدت با فشار مواجه میشوند؛ بهویژه اگر تحریمها ادامه یابد و ایران نتواند سهم خود را در بازارهای جدید تثبیت کند.
اما در سوی دیگر، فرصت بزرگی نیز وجود دارد و آن اینکه ایران یکی از بهترین پهنههای خورشیدی جهان را در اختیار دارد؛ از کویر مرکزی تا جنوب و شرق کشور، تابش خورشید در سطحی است که بسیاری از کشورها حسرت آن را میخورند.
اگر سیاستگذاری انرژی در ایران، خورشیدی را نه بهعنوان پروژهای نمادین، بلکه بهعنوان ستون اصلی توسعه برق در نظر بگیرد، میتوان بخشی از فشار بر شبکه فرسوده برق و گاز را کاهش داد و حتی در آینده، به صادرکننده فناوری و برق پاک در منطقه تبدیل شد. این مسیر البته نیازمند اصلاحات جدی در سیاستهای قیمتگذاری، یارانهها، حمایت از سرمایهگذاری و تنظیمگری بازار برق است؛ اصلاحاتی که بدون آن، خورشیدیها همچنان در حاشیه باقی خواهند ماند.
در ایران نشانههایی از تغییر نگاه دیده میشود، اما این تغییر هنوز به مرحلهای نرسیده که بتواند مسیر آینده انرژی کشور را دگرگون کند. برخی صنایع بزرگ، بهویژه در مناطق مرکزی و جنوبی، بهصورت پراکنده پروژههای خورشیدی را برای تأمین بخشی از برق خود آغاز کردهاند؛ پروژههایی که اگرچه کوچکاند، اما نشان میدهند فشار بر شبکه برق و هزینههای انرژی، صنایع را به سمت راهحلهای جدید سوق داده است. با این حال، نبود یک چارچوب پایدار برای خرید تضمینی برق، نوسان مقررات و محدودیتهای مالی، مانع از آن شده که این حرکت پراکنده به یک جریان فراگیر تبدیل شود. اگر سیاستگذار بتواند این موانع را برطرف کند، خورشیدیها میتوانند در ایران نقشی فراتر از یک منبع مکمل ایفا کنند و به یکی از پایههای توسعه صنعتی و امنیت انرژی کشور تبدیل شوند
رکوردشکنی خورشیدیها برای صنعت نفت ایران مفهومی مشخص را تبیین می کند چرا که دوران اتکای مطلق به نفت خام رو به پایان است. این به معنای سقوط ناگهانی تقاضا نیست، اما به معنای تغییر کیفیت تقاضاست. جهان بهتدریج از نفت بهعنوان سوخت ارزان و بهعنوان خوراک صنایع شیمیایی و پتروشیمی نگاه میکند چون ارزش افزوده در چنین رویکردی بالاتر است و رقابت با تجدیدپذیرها بصورت مستقیم نیست.
این برای ایران یعنی ضرورت حرکت از صادرات نفت خام به توسعه زنجیره ارزش که سود آوری بسیار بیشتری در پی دارد. حرکت از پالایشگاههای سنتی به مجتمعهای پتروشیمی پیشرفته نیز همین انتفاع را به دنبال خواهد داشت. فروش نفت بهعنوان سوخت واقعا دیگر توجیهی ندارد وقتی فروش محصولات با فناوری بالاتر مزیت های فراوان خود را تحمیل می کند. خورشیدیها میتوانند نقش مکمل ایفا کنند.آنها تأمین برق ارزان برای صنایع، کاهش مصرف داخلی سوخت و آزادسازی بخشی از نفت و گاز برای صادرات یا استفاده در صنایع با ارزش افزوده بیشتر را محقق می سازند.
بالا گرفتن کارر خورشیدیها و تغییر توازن انرژی جهان، یک روند بلندمدت است، اما پیامدهای آن از همین امروز از تغییر مسیر سرمایهگذاری شرکتهای بزرگ نفتی تا بازتعریف راهبردهای امنیت انرژی در اروپا و آسیا در حال ظاهر شدن است. برای ایران، این انتخاب از پیش روشن است.ماراهی نداریم جز اینکه یا این تغییر را بهعنوان تهدیدی بیرونی ببینیم و همچنان بر نفت و گاز بهعنوان تنها ستون اقتصاد تکیه کنیم، یا آن را بهعنوان فرصتی برای تنوعبخشی به سبد انرژی، کاهش فشار بر شبکه فرسوده و ارتقای جایگاه منطقهای در عصر گذار انرژی در نظر بگیریم. خورشیدیها از سایه بیرون آمدهاند؛ پرسش این است که ایران میخواهد در این عصر جدید، تماشاگر باشد یا بازیگراین موضوع مشخص می کند که سیاست گذاریهای ما از این پس باید چه راهی را در پیش بگیرد.