فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۹۱۰۲۴
تاریخ انتشار: ۱۲:۳۳ - ۲۱-۰۶-۱۴۰۵
کد ۱۱۹۱۰۲۴
انتشار: ۱۲:۳۳ - ۲۱-۰۶-۱۴۰۵

روز سینما؛ به احترام آنان که سینما را نفروختند

.
سینما با بودجه و ساختمان و تبلیغات بزرگ نمی‌شود؛ با فیلم خوب بزرگ می‌شود. سینمای ایران زمانی برای خود اعتبار خرید که فیلمسازانی چون کیارستمی، فرهادی، تقوایی، بیضایی، مهرجویی و بسیاری دیگر، سینما را جدی گرفتند.

عصر ایران؛ محسن سلیمانی فاخر- روز سینما،  پیش از روز تبریک گفتن؛ روز یاد کردن از کسانی است که برای سینما هزینه دادند، اما سینما را به قیمت زندگی، شرافت و باورهایشان نفروختند.

در روز سینما، باید پیش از هر چیز یاد سینماگرانی باشیم که امروز به هر دلیل امکان ساخت فیلم ندارند یا حتی از خانواده دورند.

کسانی که به هر دلیل از آزادی، کار و امکان حضور در عرصه‌ای که تمام زندگی‌شان را برای آن گذاشته‌اند محروم شده‌اند. 

پشت هر فیلم، انسانی ایستاده که گاه برای آنچه باور داشته، هزینه‌ای سنگین پرداخته است. اگر قرار است روز سینما معنایی داشته باشد، باید این آدم‌ها را نیز در حافظه خود نگاه داریم.

باید از داریوش مهرجویی و همسرش، وحیده محمدی‌فر، یاد کنیم؛ از دو هنرمندی که خون شان به شکلی هولناک بر زمین ریخت و فقدان شان هنوز یکی از تلخ‌ترین زخم‌های حافظه معاصر سینمای ایران است. 

مهرجویی بخشی از تاریخ فرهنگی ایران بود. یاد او در روز سینما، یادآوری این حقیقت تلخ است که گاهی یک جامعه نه فقط هنرمند، بلکه بخشی از حافظه فرهنگی خودش را از دست می‌دهد.

[جدای نام داران از سینماگری که چند ماه قبل قربانی شد] و سینما به او بدهکار است. گاهی یک سینما به کسانی بدهکار می‌شود که در حاشیه مانده‌اند، دیده نشده‌اند یا سهم واقعی‌شان از تاریخ این هنر هرگز به اندازه رنجی که کشیده‌اند، بازشناخته نشده است.

روز سینما باید روز یادآوری سینماگرانی باشد که سینما را با پول و تجارت اشتباه نگرفتند. کسانی که سینما را به معیشت صرف، واسطه‌گری و مناسبات پشت پرده تقلیل ندادند. کسانی که برای گرفتن یک پروژه، حاضر نشدند وارد هر رابطه‌ای شوند و برای ماندن در میدان، شأن حرفه‌ای خود را معامله نکردند.

این آدم‌ها وجود دارند؛ حتی اگر کمتر دیده شوند. بسیاری سال‌هاست بیکارند؛ نه لزوماً به دلیل ناتوانی، بلکه گاه درست به دلیل آنکه عضو شبکه‌ای از روابط و زدوبندها نیستند. در ساختاری که گاهی رابطه می‌تواند از توانایی مهم‌تر شود، طبیعی است که گروهی از شایسته‌ترین نیروهای سینما به حاشیه رانده شوند.

تلخ‌تر آنکه سینماگرانی هستند که تمام زندگی‌شان را با عشق به سینما گذرانده‌اند و امروز برای تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای زندگی خود با مشکل مواجه‌اند. کسانی که جوانی‌شان را پای فیلم، تئاتر، فیلمنامه، دوربین و صحنه گذاشتند، اما سهمشان از این عشق، در سال‌های بعد، گاهی فقط بیکاری و فراموش‌شدن بوده است.

باید از سینماگرانی یاد کنیم که سینما را با رابطه و رشوه و مناسبات پشت پرده آغاز نکردند. آنان باور داشتند که برای ورود به این حرفه باید دانش داشت، فیلم دید، ادبیات خواند، جهان را شناخت، تجربه کرد و چیزی برای گفتن داشت. سینما قرار نبود حیاط خلوت روابط باشد؛ قرار بود عرصه خلاقیت، اندیشه و آفرینش باشد.

و باید از کسانی یاد کنیم که مخاطب را تحقیر نکردند. فیلم‌سازانی که تصور نکردند هر محصولی را می‌توان به نام سینما به مردم عرضه کرد. سینماگرانی که با فیلم‌های نازل و بی‌مایه، ذائقه مخاطب را به بازی نگرفتند و سینما را به محلی برای تولید آثار بی‌ارزش تبدیل نکردند.

مخاطب حق دارد انتخاب کند. حق دارد فیلم خوب ببیند. حق دارد از فیلم بد انتقاد کند و سینماگر نیز وظیفه دارد برای این مخاطب احترام قائل باشد. 

عامه‌پسند بودن الزاماً به معنای مبتذل بودن نیست و هنری بودن نیز تضمین‌کننده کیفیت نیست. تاریخ سینما بارها نشان داده که می‌توان فیلمی برای مردم ساخت و در عین حال، به شعور مردم احترام گذاشت.

در سوی دیگر، باید از سینماگرانی گفت که بدون دانش و تجربه، با تکیه بر بودجه عمومی، فیلم‌هایی نساختند که مخاطبشان فقط همان ارگان سفارش‌دهنده باشد. وقتی پول مردم صرف تولید اثری می‌شود که مردم تماشایش نمی‌کنند؛ بی‌اعتنایی به خواست اجتماعی جامعه است.

سینما با بودجه و ساختمان و تبلیغات بزرگ نمی‌شود؛ با فیلم خوب بزرگ می‌شود. سینمای ایران زمانی برای خود اعتبار خرید که فیلمسازانی چون عباس کیارستمی، اصغر فرهادی، ناصر تقوایی، بهرام بیضایی، داریوش مهرجویی و بسیاری دیگر، سینما را جدی گرفتند.

آنان برای سینمای ایران اعتبار بین‌المللی ساختند؛ نه با شعار، بلکه با فیلم. نام ایران را به جشنواره‌ها بردند، مخاطب جهانی را با انسان ایرانی آشنا کردند و نشان دادند که یک فیلم می‌تواند از دل یک جامعه مشخص برخیزد و در عین حال، مسئله‌ای جهانی را بیان کند.

این اعتبار یک‌شبه به دست نیامده است. پشت آن سال‌ها تجربه، دانش، شکست، سانسور، محرومیت، مطالعه و ایستادگی وجود دارد. به همین دلیل، هر فیلمی که با عنوان «سینمای ایران» ساخته می‌شود، خواه‌ناخواه بخشی از اعتبار این تاریخ را با خود حمل می‌کند.

پس روز سینما را باید به کسانی تبریک گفت که به سینما احترام گذاشتند.

به کسانی که آن را نفروختند؛ نه به پول، نه به شهرت، نه به رابطه و نه به قدرت. به آنان که مخاطب را جدی گرفتند، به آنان که سینما  را ابزار سفارش و تبلیغ نکردند، به آنان که سال‌ها بیکار ماندند اما برای بازگشت به صحنه، شأن خود را حراج نکردند.

به آنان که هنوز سینما را عشق می‌دانند، حتی اگر این عشق برایشان نان نشده باشد و سرانجام، به همه کسانی که باور دارند سینما چیزی فراتر از یک شغل است؛ سینما بخشی از حافظه، فرهنگ و وجدان یک جامعه است.

روز سینما، روز آنان است که به سینما احترام می‌گذارند؛ حتی وقتی سینما به آنان احترام نگذاشته است.

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
captcha