عصر ایران ؛ حسن ظهوری ــ تالاب بینالمللی چغاخور، یکی از مهمترین تالابهای ایران و از زیستگاههای ارزشمند پرندگان آبزی و مهاجر، حالا با بحرانی جدی روبهروست؛ پهنهای که زمانی مملو از آب و حیات بود، امروز در بخشهای گستردهای خشک شده و باد، خاک خشک و مرده بستر آن را به هوا میبرد.
چغاخور در استان چهارمحالوبختیاری، در نزدیکی شهرستان بروجن و شهر بلداجی و در ارتفاع حدود دو هزار و ۲۰۰ متری از سطح دریا قرار دارد. این تالاب با وسعتی حدود هزار و ۶۰۰ هکتار، در سال ۱۳۸۹ در فهرست تالابهای بینالمللی کنوانسیون رامسر ثبت شد و در محدوده ذخیرهگاه زیستکره تنگ صیاد ـ سبزکوه قرار دارد. تمام پهنه تالاب نیز منطقه شکارممنوع است.
با این حال، امروز بخش بزرگی از این پهنه آبی از دست رفته است؛ بحرانی که به گفته کارشناسان، حاصل یک عامل واحد نیست و مجموعهای از تصمیمهای نادرست و فشارهای انسانی در شکلگیری آن نقش داشتهاند.
یکی از مهمترین نقاط این داستان به پروژهای بازمیگردد که قرار بود برای مدیریت منابع آب منطقه اجرا شود، اما در نهایت به یکی از عوامل آسیب به چغاخور تبدیل شد.
احداث تونل سبزکوه ـ چغاخور حدود سال ۱۳۸۹ آغاز شد و در سال ۱۳۹۴، پس از بروز پیامدهای گسترده، به دستور سازمان حفاظت محیطزیست متوقف شد.
بر اساس گزارشهای زیستمحیطی، عملیات احداث تونل پیش از تکمیل مطالعات ارزیابی زیستمحیطی آغاز شده بود. دستگاه حفاری تیبیام پس از پیشروی حدود ۴۰۰ متر به گسل سولقان برخورد کرد و در پی آن، آب با دبی حدود ۱۰۰ لیتر بر ثانیه وارد تونل شد.
در ادامه مشخص شد این آب به چشمههای منطقه، از جمله چشمههای ساکیآباد، شیرکشته، سیبک و چغاخور، ارتباط دارد. به این ترتیب، حفر تونل به منابع آبیای آسیب زد که بخشی از آب مورد نیاز روستاهای اطراف و تالاب چغاخور را تأمین میکردند.
پیامدهای این اتفاق فقط زیستمحیطی نبود. آب چند روستا نیز قطع شد و بحران اجتماعی در منطقه شکل گرفت.
برای کاهش این پیامدها، حوضچهای احداث شد و آب چشمهها با استفاده از لوله و پمپ به سمت روستاها منتقل شد؛ یعنی آبی که طبیعت سالها بدون هزینه و مصرف انرژی در اختیار ساکنان منطقه قرار میداد، حالا باید با استفاده از تجهیزات و صرف هزینه دوباره منتقل میشد.
اما خسارت اصلی به منابع تغذیه تالاب وارد شده بود و خشک شدن چشمهها، ضربهای جدی به چرخه طبیعی آب در چغاخور وارد کرد.
چغاخور تنها یک پهنه آبی نیست. بیش از ۱۰۰ گونه گیاهی در این منطقه شناسایی شده و این تالاب از زیستگاههای مهم آبزیان و ماهیان نیز به شمار میرفته است.
در سالهای گذشته نزدیک به ۶۰ گونه پرنده در چغاخور شناسایی شدهاند؛ از انواع مرغابی و اردک، از جمله اردک سرسبز و اردک تاجدار، تا گونههایی از غاز، حواصیل و لکلک سفید.
اما کاهش آب، بخش قابل توجهی از زیستگاه این گونهها را از بین برده است. به گفته افراد محلی، تعداد پرندگان در سالهای اخیر به شکل چشمگیری کاهش یافته و بسیاری از گونهها دیگر مانند گذشته در تالاب دیده نمیشوند.
ماهیگیران قدیمی منطقه نیز با شرایط متفاوتی روبهرو شدهاند. جایی که زمانی امکان صید وجود داشت، حالا ممکن است ماهیگیر ساعتها منتظر بماند و چیزی نصیبش نشود.
تونل تنها عامل فشار بر چغاخور نیست. گسترش زمینهای کشاورزی و ساختوساز در اطراف تالاب و فراتر رفتن از ظرفیت و حریم طبیعی آن، فشار بر این اکوسیستم را بیشتر کرده است.
با عقبنشینی آب، برخی کشاورزان زمینهای خشکشده را به محدوده کشت خود اضافه میکنند؛ روندی که در صورت ادامه میتواند بخشهای بیشتری از بستر تالاب را از امکان احیا خارج کند.
دامداری نیز فشار دیگری بر بستر تالاب وارد میکند. ورود گلههای گوسفند به قسمتهای خشکشده و مرطوب تالاب، خاک را بر اثر رفتوآمد دامها فشرده میکند و میتواند توانایی خاک برای نفوذ و نگهداری آب را کاهش دهد.
در کنار اینها، ورود فاضلاب برخی خانههای اطراف به تالاب یا منابع آبی آن نیز به آلودگی و تشدید بحران کمک میکند.
زبالههای رهاشده در اطراف تالاب نیز تصویری دیگر از فشار انسانی بر این منطقه است؛ در حالی که همچنان از منابع آب تالاب برای کشاورزی استفاده میشود.
بحران چغاخور تنها تهدیدی برای طبیعت نیست. در نزدیکی تالاب، محوطه باستانی ساکیآباد قرار دارد؛ محوطهای که قدمت آن به دوره مس و سنگ، یعنی بیش از شش هزار سال پیش، بازمیگردد.
آثار بهدستآمده از این محوطه، شواهدی از استقرار جوامع کوچنشین و ساخت سکونتگاههایی ساده با استفاده از سنگ و گل را نشان میدهد. به نظر میرسد این منطقه در گذشته یکی از محلهای ییلاق عشایر بوده و ساکنان آن در فصل سرد به مناطق گرمتر، از جمله فارس و خوزستان، کوچ میکردهاند.
بخشهایی از این محوطه تاریخی با پیشروی زمینهای کشاورزی از بین رفته است. بخش دیگری نیز در جریان عملیات عمرانی مرتبط با پروژه تونل در معرض آسیب قرار گرفت. حتی گزارشهایی درباره استفاده پیمانکار از خاک تپه ساکیآباد برای اجرای پروژه منتشر شد که با ورود سازمان میراث فرهنگی متوقف شد و پس از آن اطراف محوطه برای حفاظت بیشتر فنسکشی شد.
آنچه امروز در چغاخور دیده میشود، نتیجه یک اتفاق ناگهانی نیست. سالها کاهش منابع آب، آسیب به چشمههای تغذیهکننده تالاب، توسعه کشاورزی، ورود فاضلاب، ساختوساز، فشار دام و برداشت از منابع آب، این اکوسیستم را به نقطهای رسانده که از پهنه گسترده آن، تنها بخش کوچکی هنوز آب دارد.
شاید همین بخش کوچک آخرین امید برای بازگشت چغاخور باشد؛ آبی که هنوز میتواند میزبان حیات باشد، اما دیگر از روزهای پرآب گذشته خبری نیست.
تالابی که زمانی محل حضور هزاران پرنده مهاجر بود، امروز در بخشهای گستردهای به زمینی خشک تبدیل شده است؛ زمینی که باد از روی آن خاک بلند میکند.
چغاخور هنوز بهطور کامل نمرده است، اما اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، ممکن است خیلی زود از یک تالاب زنده، تنها خاطرهای باقی بماند.