فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۸۸۵۶۶
تاریخ انتشار: ۱۶:۰۴ - ۱۰-۰۶-۱۴۰۵
کد ۱۱۸۸۵۶۶
انتشار: ۱۶:۰۴ - ۱۰-۰۶-۱۴۰۵
نگاهی تحلیلی به سریال «سجاد پهلوان‌زاده» و مسیر حرفه‌ای‌ او

«کوری»؛ استعاره‌ای که به قلب داستان می‌زند

س
کارگردان با تکیه بر موقعیتی بحرانی، بیننده را به جهانی مملو از تودرتویی، پنهان‌کاری و تنگناهای اخلاقی می‌کشاند. «کوری» صرفاً تریلری جنایی برای سرگرم‌کردن مخاطب نیست؛ می‌خواهد از جامعه‌ای حرف بزند که شهروندانش چشم بر حقیقت بسته‌اند.

عصر ایران؛ یلدا آذرپی- این روزها شاهد یکی از بهترین سریال‌های اجتماعیِ شبکۀ نمایش خانگی هستیم. «کوری» ساختۀ «سجاد پهلوان‌زاده»، تریلر (داستان مهیج و دلهره‌آور)ی جنایی- اجتماعی است که از فاجعۀ واقعی الهام گرفته و سراغ موضوعی کمتر روایت‌شده رفته است. در شرایطی که بخش عمده‌ای از تولیداتِ نمایش خانگی به داستان‌های تک‌ساحتی اختصاص یافته‌اند،  با سریالی مواجهیم که وضعیت متمایزی دارد و در تلاش است ژانر جنایی و معمایی را به مسئلۀ اجتماعی پیوند بزند. جسارتِ کارگردان در ورود به قلمروی حساس، فراگیر و پرشُبهه قابل‌توجه است.

خالقِ اثر، موضوعی سخت‌بیان را در کانونِ روایتی پرتعلیق قرار داده و مخاطب را به تماشا واداشته است. کارگردان با تکیه بر موقعیتی بحرانی، بیننده را به جهانی مملو از تودرتویی، پنهان‌کاری و تگناهای اخلاقی می‌کشاند. «کوری» صرفاً تریلری جنایی برای سرگرم‌کردنِ مخاطب نیست؛ می‌خواهد از جامعه‌ای حرف بزند که شهروندانش چشم بر حقیقت بسته‌اند. آیا کارگردانی که بخش مهمی از مسیر حرفه‌ای‌اش را از تدوین آغاز کرده، توانسته در این اثر از مهارتش در ساختِ ریتم و تعلیق فراتر برود و به عمقِ شخصیت‌ها برسد؟ آیا «کوری» می‌تواند بین جذاب‌بودن و اجتماعی‌بودن تعادل برقرار کند؟

«کوری»؛ استعاره‌ای که به قلب داستان می‌زند

«سجاد پهلوان‌زاده» برای مخاطبان سینما چهرۀ گمنامی نیست. او پیش از ورود به عرصۀ کارگردانی، سال‌ها در حوزۀ تدوین فعالیت کرده و همکاری با جریان سینماییِ «محمدحسین مهدویان» --به‌ویژه در آثاری مانند «ایستاده در غبار» و «ماجرای نیمروز»-- نقش مهمی در شناخته‌شدن‌اش داشته است. همین سابقه را می‌توان یکی از کلیدهای فهمِ سبکِ او دانست. او فیلمسازی است که بیش از دیگران، به ریتم، میزانسن و نحوۀ هدایتِ نگاه مخاطب مسلط است.

نخستین تجربۀ جدیِ کارگردانی‌اش، «سقوط»، بر تعلیق و فضای امنیتی و پرتنش استوار بود؛ مینی‌سریالی جذاب، پربیننده و پرتعلیق دربارۀ گرفتارشدن زوج جوانی در دام داعش. «حیثیتِ گمشده» مسیر متفاوتی طی کرد، از زخم‌ها و رازهای پنهانِ خانواده‌ای پرده برداشت و به درام اجتماعی نزدیک‌تر شد. «کوری» ادامۀ همین مسیر است؛ تجربه‌ای که در آن، روایتِ پرتعلیق، درام اجتماعی و مفهومِ داوری درهم تنیده شده‌اند.

سریال با ریتمِ تند و فضای ملتهب، مخاطب را قدم‌به‌قدم در دل ماجرا پیش می‌برد و در کنار تعلیق و کششِ داستانی، لایه‌هایی از مسائل اجتماعی و انسانی را به تصویر می‌کشد. شاید عنوان «کوری» در نگاه اول، قابل‌اعتنا نباشد، اما یکی از هوشمندانه‌ترین عناصر مفهومیِ سریال است. «کوری» تداعی‌گر رمان مشهور «ژوره ساراماگو» نیز هست و مسئلۀ ندیدن، چشم‌پوشی، کتمانِ حقیقت و نابینایی اجتماعی را مطرح می‌کند.

«کوری»؛ استعاره‌ای که به قلب داستان می‌زند

کوری تلنگری به تمایز میانِ «چشم سر» و «چشم حقیقت‌بین« است. سریالِ پهلوان‌زاده، اقتباس از کوری ساراماگو نیست و داستان مستقلی دارد ولی این هم‌نشینیِ مفهومی، عنوان اثر را معنادارتر می‌کند. «کوری» استعاره‌ای است از ندیدنِ حقیقت و به تبع آن فروپاشی اخلاقی و اجتماعی. انگار عمداً وقایعی دیده نمی‌شوند و هر کدام از شخصیت‌ها در برابر حقیقت، مسئولیت و پیامدِ تصمیم‌هایشان، شکلی از نابینایی را تجربه می‌کنند.

یکی نمی‌خواهد حقیقت را ببیند، دیگری مسئولیت نمی‌پذیرد و یکی هم آن‌قدر درگیر روایت شخصی است که قادر نیست واقعیت را از زاویۀ دیگر ببیند. از این منظر، عنوان سریال، کلیدِ ورود به مضمون است. «کوری» می‌پرسد آیا انسان همیشه قربانی شرایط است یا گاهی خودش تصمیم می‌گیرد واقعیت را نبیند؟ آیا پوشاندنِ حقیقت، شکلی از دروغگویی نیست و جامعه‌ای که در برابر مسائل سکوت می‌کند، به بخشی از مسئله مبدل نمی‌شود؟ همین چندلایگی باعث می‌شود عنوان سریال در پایان هر قسمت معنای تازه‌ای بیابد و مخاطب را به تفسیر شخصیت‌ها و محیط اجتماعی بکشاند.

ماجرای کوری از آغاز حاشیه‌ساز شد. سریال قرار بود در پلتفرمِ فیلم‌نت منتشر شود، اما درست پیش از آغاز پخش، انتشارش متوقف شد و گمانه‌زنی‌ها دربارۀ توقیفِ سریال بالا گرفت. مسئولان رسماً اشاره‌ای به توقیف نکردند. چُنین گفته شد که برخی نهادها نسبت به محتوای سریال ملاحظاتی دارند و اصلاحاتی مدنظرشان است. همین توقفِ ناگهانی، بدون توضیحِ فوری و صریح، کنجکاوی مخاطبان را بیشتر کرد و «کوری» را حتی پیش از نمایش، به یکی از بحث‌برانگیزترین سریال‌ها مبدل کرد.

در ارزیابی سریال نمی‌توان کارنامۀ کارگردان را نادیده گرفت. او به ریتم، کات، مونتاژ، غافلگیری و تعلیق مسلط است و می‌داند چگونه مخاطب را چند قدم جلوتر از شخصیت‌ها یا چند گام عقب‌تر نگه دارد. «کوری» برآمده از تجربۀ دو اثر پیشینِ کارگردان است. همان توانایی در ایجاد تعلیق و موقعیت‌های پرتنش، این بار در خدمت داستانی با ادعای اخلاقی و اجتماعیِ وسیع‌تر قرار گرفته است. درنتیجه با آزمونی برای سنجش بلوغِ کارگردان مواجهیم. آیا می‌تواند از جهان تکنیک عبور کند و به جهان درونی آدم‌ها برسد؟

ساختار کوری بر موقعیتی بحرانی بنا شده؛ حادثه‌ای که به‌ظاهر می‌تواند رخدادی مستقل باشد، اما به‌تدریج روابط، رازها، تصمیم‌ها و مسئولیت‌های پنهانِ شخصیت‌ها را آشکار می‌کند. همین‌جا یکی از نقاط قوتِ سریال شکل می‌گیرد و حادثه، بهانه‌ای برای ورود به زندگی آدم‌ها می‌شود. در روایتِ متعارف از هر جنایت، پرسش اصلی این است که چه اتفاقی افتاده و چه‌کسی مقصراست؟ کوری این ظرفیت را دارد که پرسش را یک گام جلوتر ببرد و بگوید چرا این اتفاق رخ داد؟ چه تصمیم‌هایی پیش از آن گرفته شد؟ چه‌کسانی در شکل‌گیری شرایط نقش داشتند؟ و آیا می‌توان مسئولیتِ فاجعه را به‌سادگی بر دوش یک نفر گذاشت؟ همین گذار، داستان جنایی را به درام اجتماعی تبدیل می‌کند.

از این حیث، شاید بد نباشد «کوریِ» پهلوان‌زاده را با سریال «محکوم» به کارگردانی «سیامک مردانه» و نگارش و مشاورۀ «مهران و محمدحسین مهدویان» مقایسه کنیم. محکوم، داستان دادیاری به نام «نسرین» است که پس از مرگ همسرش درگیر زندگی جدید و پرونده‌ای می‌شود که پای پسرش را به میان می‌کشد. «مهیار» (پسر نسرین)، شخصیتی بیمار و سرکش دارد و درگیر رفتارهای مسئله‌دار است. بیننده با تماشای «محکوم» و روایتِ گنگ و تجویزیِ نویسنده نمی‌تواند سر در بیاورد داستان از چه قرار است و به پاسخ‌های قانع‌کننده برای سؤالاتش نمی‌رسد.

«کوری»؛ استعاره‌ای که به قلب داستان می‌زند

«کوری» اما حادثه را نقطۀ آغاز می‌گیرد و با گذر از تصویرِ آغازین، آن را شرح و بسط می‌دهد. سعی سریال بر موشکافیِ تصمیم‌ها، روابط و مسئولیت‌های پیش از فاجعه است. مرز میان قربانی و مقصر در کوری مبهم است و با واکاویِ بخش‌های مختلف داستان، سعی بر واکاوی حادثه دارد؛ درنتیجه متقاعدکننده‌تر است، چون جوانب بیشتری را در نظر می‌گیرد، اطلاعات بیشتری به بیننده می‌دهد و داستانِ کامل‌تری ارائه کرده است. کوری با موفقیت، داستان جنایی را به درام اجتماعی تبدیل می‌کند؛ درامی که به‌جای جست‌و‌جوی مقصر و قربانی، مسیر نیل به حادثه را نشان می‌دهد.

یکی از جذاب‌ترین وجوه سریال، بازی با حدود و تعاریفِ «قربانی و مقصر» است. آدم‌های داستان باورپذیرند چون تصنعی نیستند و در دو طبفِ خیر و شر گنجانده نشده‌اند. بیننده شاهد است که شخصیتی در یک اپیزود قربانیِ موقعیت شده و در اپیزود دیگر، بخش از آسیبِ منجر به حادثه را رقم می‌زند. نمایشِ این پیچیدگی در خلقِ درام اجتماعی اهمیت دارد؛ چراکه زندگی واقعی، از نظم‌ ساده تبعیت نمی‌کند.

آدم‌ها همیشه در نقش و موقعیتِ ثابت قرار ندارند و تصمیمی که از نگاه یک شخصیت، منطقی و ضروری است، ممکن است از نگاه شخصیت دیگر پیامدهای جبران‌ناپذیر داشته باشد. «کوری» از همین زاویه، امکان طرح پرسش‌هایی دربارۀ عدالت و داوری را می‌یابد و می‌گوید عدالت به چه معناست؟ آیا عدالتِ قضایی لزوماً همان عدالتِ اخلاقی است؟ آیا حکم شخص یا قاضی می‌تواند حقیقتِ ماجرا را شرح دهد؟ آیا فردی که مسئول یا مقصر شناخته شده، تنها عاملِ شکل‌گیری بحران است؟

«عدالت و داوری» از مضامین مهم ادبیات مدرن هستند و نویسندگان سرشناسی چون داستایفسکی، تولستوی، کافکا و کامو از زوایای متفاوت به این مفاهیم پرداخته‌اند. داستایفسکی در «جنایت و مکافات» و «برادران کارامازوف»، مرز بین گناه، مسئولیت اخلاقی و قضاوت قانونی را می‌کاود. تولستوی در «رستاخیز»، به بی‌عدالتیِ نظام قضایی و فاصلۀ بین قانون و عدالت می‌پردازد. «کامو» در «بیگانه» و «سقوط»، مفهومِ قضاوت اخلاقی و اجتماعی را به چالش می‌کشد و «کافکا» در «محاکمه» جهانی تصویر می‌کند که در آن فرد بی‌آنکه بداند جرمش چیست، در برابر دستگاهی ناشناخته داوری می‌شود.

ولی «کوری» به رغم نقاط قوت بسیار، می‌تواند از همان جنبه‌ای که عامل جذابیتش شده، آسیب‌پذیر باشد. سریال گاهی بیش از حد به پنهان‌کردنِ اطلاعات و غافلگیری متکی است. این شیوه اگر به‌اندازه استفاده شود، مخاطب را مشتاق نگه می‌دارد ولی اگر به‌وفور به‌کار رود و راز جای شخصیت‌سازی را بگیرد، با این خطر مواجه است که کشفِ هر معما و شناخت هر شخصیت را به قسمتِ بعد حواله دهد. مخاطب ایرانی که زخم‌خوردۀ پایان‌بندی‌های سرهم‌بندی‌شده و اقناع‌نشدنی است، می‌تواند حدس بزند که فرجامِ قابل‌قبولی در انتظار این تودرتویی نباشد. این همان جنبه‌ای است که «کوری» باید بر آن وقوف داشته باشد و از آن حذر کند.

نقطۀ قوت دیگر سریال، بازی‌های خوب و کنترل‌شده است. به‌ندرت با بازی غیرحرفه‌ای و اغراق‌شده مواجهیم. بازیگران توانسته‌اند لایه‌های روانی و تناقض‌های شخصیت‌ها را باورپذیر کنند. در بسیاری از صحنه‌ها با مکث‌های بجا، نگاه‌های معنادار، واکنش‌های ظریف و دیالوگ‌های مناسب روبه‌رو هستیم. حضور هنرمندانۀ تیم بازیگری به فضای پرتنش سریال عمق بخشیده است. حضور بازیگران جوان‌ در کنار بازیگران باسابقه، حُسن سریال است و به طبیعی‌شدنِ روابط و فضای اجتماعی کمک کرده است. بازی‌ها مکمل یکدیگرند، در خدمتِ «هدف روایی» قرار دارند و به باورپذیریِ موقعیت منجر شده‌اند.

«کوری»؛ استعاره‌ای که به قلب داستان می‌زند

به عنوان مثال، «مریلا زارعی» در نقش مادری بحران‌زده، بازی پیجیده، کنترل‌شده و پرجزئیاتی دارد. برادران نوروزی درخشان ظاهر شده‌اند و به‌ویژه بازی «امیر نوروزی» در نقش پلیس، مثال‌زدنی و بی‌نظیر است. بازی «ستایش دهقان» به‌خصوص در لحظاتِ پرتنش، طبیعی و باورپذیر درآمده. «محسن قصابیان» هم طبق معمول بازی زیرپوستی و پرکششی دارد. در مقابل بازی «سارا بهرامی» در انتقالِ پیچیدگی شخصیت، موفق نیست. «امیر جعفری» هم به‌رغم تجربه و تسلط، انگار با همان الگوی مألوفِ بازی‌هایش ظاهر شده و خلاقیتی به خرج نداده است.

اثر اجتماعی باید بتواند رابطۀ بین فرد و ساختار را نشان دهد. امیدواریم همۀ اتفاقات درنهایت به اشتباهِ چند فرد تقلیل پیدا نکند. اگر چُنین شود، کوری صرفاً درامی جنایی با پس‌زمینۀ اجتماعی است، ولی اگر بتواند نشان دهد خانواده، فرهنگ، قانون، فشار اجتماعی، مناسبات قدرت و انتخاب‌هاس شخصی به‌اتفاق درخیل‌اند و در کنار هم به تحقق بحران انجامیده‌اند، ادعای اجتماعی‌بودنِ سریال جدی‌تر می‌شود.

«کوری» اثر بی‌نقصی نیست. وابستگی بیش از حد به تعلیق، برخی ضعف‌ها در شخصیت‌پردازی و گاه دیالوگ‌های غیرضروری دارد، اما هم‌نشینیِ تعلیق، فضای اجتماعی، بازی‌های خوب و کارگردانیِ مسلط باعث شده سریال به تجربه‌ای قابل‌توجه در شبکۀ نمایش خانگی تبدیل شود. مهم‌ترین ارزشِ «کوری» در طرح پرسش‌هایی است که پیش روی مخاطب گذاشته است؛ پرسش‌هایی از این قبیل که قربانی کیست؟ مقصر کیست؟ حقیقت تا کجا قابل دیدن است و چه وقت‌هایی تصمیم می‌گیریم چشم‌ بر واقعیت ببندیم؟

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
captcha
انگلیسی آسان: اپل محبوب تر است یا کوکاکولا؟ (فیلم آموزشی - 2) قیمت لحظه ای ارز، سکه و طلا در بازار آزاد تهران جبلی: صحبت‌هایم در واکنش به حرف رئیس جمهور نبود «کوری»؛ استعاره‌ای که به قلب داستان می‌زند حمله بهاره افشاری به سانسورچی تلویزیون: ۴ سال عقبی از جامعه/ به خیابون ولیعصر یه نگاه بنداز (+عکس) قاتل توپاک شکور پس از 30 سال محکوم شد فهیمه رحیمی به روایت دخترش آیا «هومر» واقعا وجود داشته است؟ نشانه های عفونت کلیه را بشناسید رای مهم دیوان عدالت به نفع خریداران خودرو خیار و گوجه فرنگی؛ واقعا نباید با هم خورده شوند؟ چرا سلولیت بیشتر در ران ها و باسن دیده می شود؟ مهاجری: جبلی واقعاً آدم چندان توانمندی در حوزه خبر نبوده؛ در میان مدیران صداوسیما یک مدیر درجه سه بود/ تقریبا محال است کسی علاقمند به ابقای جبلی باشد طبقه متوسط در گرداب تورم؛ خانوار ایرانی تا کجا می‌تواند دوام بیاورد؟ زندگی نزدیک بزرگراه چه تاثیری بر خطر زوال عقل دارد؟