فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۸۶۱۵۵
تاریخ انتشار: ۱۴:۴۲ - ۳۱-۰۵-۱۴۰۵
کد ۱۱۸۶۱۵۵
انتشار: ۱۴:۴۲ - ۳۱-۰۵-۱۴۰۵

خطر تکرار سرنوشت یارانه نقدی برای بنزین

قیمت بنزین
اجرای طرح سقاب بدون تعیین دقیق مدت اجرا، سازوکار خروج، نسبت آن با اصلاح قیمت و جایگاه آن در یک برنامه جامع اصلاح انرژی، می‌تواند خطر تکرار طرح یارانه نقدی برای بنزین را به همراه داشته باشد؛ طرحی که شاید امروز برای عبور از یک بحران جذاب به نظر برسد، اما در صورت تثبیت، می‌تواند خود به مانعی در برابر حل بحران تبدیل شود.

عصر ایران؛ علیرضا سلطانی؛ استاد دانشگاه و کارشناس اقتصاد انرژی - با تشدید مخاطرات و چالش‌های مصرف بنزین در ایران و دشوارتر شدن تأمین آن، به‌ویژه در شرایط تحریم، محدودیت واردات و کسری روزانه حدود ۱۵ تا ۲۰ میلیون لیتر، طرحی خام و تجربه نشده از سوی سازمان مدیریت راهبردی و بهینه‌سازی مصرف انرژی (سقاب) روی میز دولت برای تصمیم‌گیری قرار گرفته است که می‌تواند یادآور تجربه طرح یارانه نقدی باشد.

 این طرح در ظاهر با هدف عادلانه‌تر کردن توزیع یارانه بنزین طراحی شده، اما در صورت اجرا و تثبیت، این نگرانی جدی وجود دارد که همان مسیر انحرافی تجربه هدفمندی یارانه‌ها را تکرار کند؛ یعنی سیاستی که با هدف حل یک مسئله آغاز می‌شود، اما به تدریج خود به یک تعهد پایدار و مانعی برای اصلاحات بعدی تبدیل می‌شود.

بر اساس طرح پیشنهادی، سهمیه بنزین به جای خودرو به فرد اختصاص می‌یابد؛ بنابراین همه افراد، چه خودرو داشته باشند و چه نداشته باشند، از سهمیه برخوردار خواهند شد. سهم هر فرد حدود ۳۰ لیتر در ماه پیش‌بینی شده و امکان انتقال، خرید و فروش این سهمیه نیز وجود خواهد داشت. همچنین حدود ۳۰ میلیون لیتر بنزین در روز برای حمل‌ونقل عمومی و تاکسی‌های آنلاین و غیرآنلاین اختصاص می‌یابد تا افزایش هزینه سوخت به قیمت خدمات این بخش منتقل نشود.

در نگاه نخست، این ایده می‌تواند جذاب و حتی عادلانه به نظر برسد؛ زیرا یارانه بنزین که اکنون عمدتاً به مصرف‌کنندگان سوخت تعلق می‌گیرد، به همه افراد اختصاص داده می‌شود. اما ارزیابی یک سیاست عمومی نباید تنها بر اساس ظاهر توزیعی آن انجام شود. پرسش اساسی این است که آیا این طرح به حل ناترازی و اصلاح نظام بنزین کمک می‌کند یا صرفاً شکل جدیدی از توزیع یارانه ایجاد می‌کند؟ نگرانی جدی آن است که این طرح، با ماهیت عمدتاً توزیعی و پوپولیستی خود، به جای قرار گرفتن در مسیر اصلاح، به یک انحراف بزرگ در فرآیند اصلاح نظام بنزین تبدیل شود.

تجربه هدفمندی یارانه‌ها در ایران برای سیاستگذار در این زمینه یک هشدار جدی است. هدف اولیه این سیاست، اصلاح قیمت حامل‌های انرژی، کاهش مصرف، افزایش بهره‌وری و جایگزینی یارانه‌های غیرشفاف با حمایت مستقیم از خانوارها بود. اما در عمل، بخش مهمی از اصلاح قیمت‌ها متوقف شد و پرداخت یارانه نقدی به یک تعهد مستمر دولت تبدیل شد.

 امروز، حذف یا کاهش این پرداخت حتی در شرایطی که آثار اقتصادی اولیه آن تغییر کرده، به دلیل شکل‌گیری انتظار عمومی، بسیار دشوار است. مشکل تجربه یارانه نقدی فقط هزینه مالی آن نیست؛ مشکل بزرگ‌تر، تبدیل یک سیاست موقت به یک حق مورد انتظار و سپس یک محدودیت برای سیاستگذاری آینده است.

نکته قابل توجه اینکه خطر تکرار همین تجربه در حوزه بنزین حتی بیشتر است.چه اینکه  برای طرح هدفمندی یارانه ها 2 سال زمینه سازی درحوزه توسعه حمل و نقل عمومی ، توسعه سی ان جی و تامین منابع مالی برای پیش پرداخت قبل از اجرای طرح شکل گرفت  و به این سرنوشت دچار شد اما طرح بنزین فی البداهه و در یک بازه زمانی 15 روزه قرار است بررسی ، تصویب و اجرا شود.

علاوه بر این  سهمیه ۳۰ لیتری ماهانه اگر به طور رسمی به هر فرد اختصاص یابد و قابلیت خریدوفروش پیدا کند، به مرور می‌تواند از یک ابزار مدیریت مصرف به یک دارایی اقتصادی تبدیل شود. بخشی از مردم ممکن است فروش سهمیه خود را به عنوان یک درآمد مستمر تلقی کنند و بخشی دیگر نیز مصرف بنزین خود را بر اساس این سهمیه تنظیم کنند. در نتیجه، پس از مدتی هرگونه تصمیم برای حذف، کاهش یا تغییر ساختار سهمیه می‌تواند با مقاومت اجتماعی مواجه شود.

این مسئله زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که وضعیت شکننده عرضه بنزین در کشور را در نظر بگیریم. اکنون کشور با کسری روزانه ۱۵ تا ۲۰ میلیون لیتر مواجه است و تأمین این کسری نیز در شرایط تحریم و محدودیت‌های وارداتی آسان نیست.

اگر در آینده یک شوک جدید ــ از تشدید جنگ و تحریم گرفته تا آسیب به پالایشگاه‌ها یا اختلال در مسیرهای واردات ــ موجب کاهش بیشتر عرضه شود، دولت با یک پرسش بسیار دشوار مواجه خواهد شد: آیا می‌تواند سهمیه ۳۰ لیتری هر فرد را کاهش دهد؟ کاهش سهمیه  مثلا از ۳۰ به ۲۰ یا ۱۵ لیتر در آینده ، در شرایطی که این سهمیه به یک حق عمومی تبدیل شده است، دیگر صرفاً یک تصمیم اقتصادی نخواهد بود.

دولت باید با میلیون‌ها شهروندی مواجه شود که انتظار دریافت سهمیه دارند و ممکن است بخشی از درآمد خود را نیز بر مبنای امکان فروش آن تنظیم کرده باشند. بنابراین، سیاستی که امروز با هدف ایجاد رضایت و عدالت اجرا می‌شود، ممکن است فردا انعطاف دولت برای مدیریت بحران را کاهش دهد و به مسئله‌ای اجتماعی، سیاسی و حتی امنیتی تبدیل شود.

از سوی دیگر، طرح فردمحور اساساً مسئله اصلی مصرف بنزین را حل نمی‌کند. انتقال سهمیه از خودرو به فرد، مالکیت یارانه را تغییر می‌دهد، نه منطق مصرف را. تا زمانی که قیمت بنزین فاصله قابل توجهی با هزینه واقعی تأمین و قیمت سوخت در کشورهای منطقه داشته باشد، انگیزه استفاده گسترده از خودروی شخصی، مصرف بالا و قاچاق سوخت پابرجا خواهد بود. بنابراین ممکن است کشور یک نظام پیچیده‌تر توزیع یارانه ایجاد کند، بدون آنکه علت اصلی ناترازی را برطرف کرده باشد.

پیچیدگی اجرایی نیز مسئله‌ای جدی است. اجرای چنین طرحی نیازمند سامانه‌های احراز هویت، تخصیص سهمیه، انتقال اعتبار، خریدوفروش، تسویه مالی، کنترل تراکنش‌ها و نظارت بر تخلفات است. میلیون‌ها شهروند باید با این سازوکارها کار کنند و دولت نیز باید زیرساخت آن را به صورت مستمر اداره کند. در نتیجه، برخلاف یارانه نقدی که سازوکار پرداخت نسبتاً ساده‌ای داشت، این طرح یک تعهد نهادی و اجرایی مستمر نیز برای دولت ایجاد می‌کند.

به همین دلیل، سیاستگذار باید میان مدیریت اضطراری بحران و اصلاح ساختاری نظام بنزین تفکیک قائل شود. در شرایط فعلی، اگر کسری عرضه ادامه یابد، اعمال محدودیت موقت و هدفمند بر مصرف یا نوعی جیره‌بندی شفاف و زمان‌دار می‌تواند برای عبور از شرایط اضطراری قابل بررسی باشد. اما چنین اقدامی نباید به ایجاد یک نظام دائمی توزیع یارانه منجر شود که خروج از آن در آینده دشوار باشد.

مسئله اصلی این نیست که طرح سهمیه فردی در کوتاه‌مدت می‌تواند برای برخی افراد جذاب یا عادلانه باشد. مسئله این است که آیا کشور می‌خواهد تجربه انحراف هدفمندی یارانه‌ها را دوباره در حوزه بنزین تکرار کند؟ تجربه گذشته نشان داده است که ایجاد یک تعهد عمومی آسان است، اما اصلاح آن پس از تثبیت انتظارات اجتماعی بسیار دشوار خواهد بود.

 از این منظر، اجرای طرح سقاب بدون تعیین دقیق مدت اجرا، سازوکار خروج، نسبت آن با اصلاح قیمت و جایگاه آن در یک برنامه جامع اصلاح انرژی، می‌تواند خطر تکرار طرح یارانه نقدی برای بنزین را به همراه داشته باشد؛ طرحی که شاید امروز برای عبور از یک بحران جذاب به نظر برسد، اما در صورت تثبیت، می‌تواند خود به مانعی در برابر حل بحران تبدیل شود.

سیاستگذار نباید برای حل مشکل امروز، ساختاری ایجاد کند که فردا اصلاح آن از اصل بحران بنزین دشوارتر و پرهزینه‌تر باشد.

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
captcha
جریمه 400 میلیون دلاری شبکه اجتماعی چینی در آمریکا استقبال از کتاب نویسنده‌ ناموفق بعد از 80 سال! خدمات بانک ملی ایران پایدار شد؛ امکان انجام امور بانکی فراهم است سرپرست وزارت دفاع: ایران هرگز تسلیم فشار نمی شود کشف بیش از یک تن مواد مخدر در کرمان؛ دستگیری بیش از ۱۵۰۰ نفر در طرح آرامش شوک در هفته اول؛ منچستریونایتد برابر هال‌سیتی تازه‌صعودکرده شکست خورد ساخت فیلمی درباره جوانی ابن‌سینا در تاجیکستان سی‌ان‌ان: تنگه هرمز تا حد زیادی بسته است تنها شماری نفتکش با مجوز ایران عبور می‌کنند هشدار توانیر درباره گرمای ماندگار؛ مدیریت مصرف برق ادامه دارد ادعای وزیر جنگ اسرائیل: ترکیه امنیت ما را تهدید می کند خداحافظی المپیاکوس با مهدی طارمی واکنش غیرمنتظره اینفانتینو به پرسش درباره استعفا / شوخی با خبرنگار کچل! برای زندگی بهتر قانون بنویسید نه زندگی محدودتر! این بار زنجبیل فقط یک ادویه نیست؛ دانشمندان یک کاربرد عجیب برای آن پیدا کردند حملهٔ پهپادی اوکراین ۲ پالایشگاه روسیه را از مدار خارج کرد
نظرسنجی
با توجه به بحرانی شدن وضعیت بنزین در ایران، شما کدام روش را برای مدیریت آن بهتر یا کم ضررتر می دانید؟