فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۸۵۱۴۱
تاریخ انتشار: ۱۸:۴۶ - ۲۶-۰۵-۱۴۰۵
کد ۱۱۸۵۱۴۱
انتشار: ۱۸:۴۶ - ۲۶-۰۵-۱۴۰۵

اندر احوالات تئاتر «بساز و بفروشی» ؛ جنگ گیشه با اندیشه

تئاتر بساز وبفروشی
اینکه امروز یک کارگردان باسابقه تئاتر از تبدیل شدن این هنر به «بساز و بفروشی» سخن می‌گوید، فقط گلایه یک هنرمند از وضعیت حرفه خود نیست، بلکه هشداری درباره تغییر ماهیت یکی از مهم‌ترین نهادهای فرهنگی کشور است.

عصر ایران ؛ نهال موسوی - چند روز قبل شکرخدا گودرزی تهیه‌کننده و کارگردان تئاتر در مصاحبه‌ای با ایرنا به نکات جالب توجهی اشاره کرد و گفت: «تئاتر هم این روزها تبدیل به کارهای سینمایی بساز بفروشی شده است. 

زمانی هشدار می‌دادیم و می‌گفتیم رونمایی ماشین مگان را می‌توانند در جای دیگری برگزار کنند نه در تالارهای اصلی تئاتر. تالار وحدت سالن عروسی نیست، ویترین فرهنگی ماست. با این چنین روندی نمی‌شود گفت چرا میخ‌فروش هم تهیه‌کننده تئاتر می‌شود.

با چنین روندی، تئاتر از یک کالای فرهنگی به کالای تجاری صرف تبدیل و ماهیت آن تغییر کرد، اینجاست که کارکرد آن عوض می‌شود و نوع آدم‌هایی که کنار تئاتر می‌آیند نیز تغییرپذیر شد. وقتی ماهیت تجاری به هنری تئاتر می‌چربد، طبیعتا عده‌ای تاجر با هر شغلی فرقی نمی‌کند و در این عرصه وارد تهیه‌کنندگی می‌شوند. شاید بتوان گفت که طرف پول‌دار فکر می‌کند فرهنگ هم دارد.»

یکی از مشهورترین جملات تاریخ تئاتر را آگوستو بوآل گفته است: «تئاتر شکلی از شناخت است؛ باید وسیله‌ای برای دگرگون کردن جامعه باشد.» و همچنین آرتور میلر هم نوشته است: «تئاتر مکانی است که یک ملت، خود را به خودش معرفی می‌کند.»

اینکه امروز یک کارگردان باسابقه تئاتر از تبدیل شدن این هنر به «بساز و بفروشی» سخن می‌گوید، فقط گلایه یک هنرمند از وضعیت حرفه خود نیست، بلکه هشداری درباره تغییر ماهیت یکی از مهم‌ترین نهادهای فرهنگی کشور است. مسئله فقط حضور سرمایه در تئاتر نیست، بلکه غلبه منطق بازار بر هنری است که اساساً قرار بوده محل اندیشه، تجربه و گفت‌وگوی اجتماعی باشد.

سال‌هاست تئاتر ایران با مشکلاتی مانند کاهش حمایت‌های دولتی، گرانی تولید، افزایش هزینه سالن‌ها و افت قدرت خرید مخاطبان دست‌وپنجه نرم می‌کند. در چنین شرایطی طبیعی است که سرمایه‌گذار به دنبال بازگشت سرمایه باشد. اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که فروش، تنها معیار ارزش‌گذاری یک نمایش می‌شود و همه چیز، از انتخاب متن و کارگردان گرفته تا بازیگر و شیوه تبلیغات، در خدمت گیشه قرار می‌گیرد.

تئاتر بساز و بفروشی ؛ جنگ گیشه با اندیشه

نتیجه چنین روندی را امروز به‌وضوح می‌توان دید، نمایش‌هایی که بیش از آنکه بر کیفیت هنری، نوآوری یا دغدغه فرهنگی تکیه داشته باشند، بر حضور چهره‌های مشهور، تبلیغات پرزرق ‌و برق و فروش بلیت‌های گران حساب باز می‌کنند. در این میان، بسیاری از گروه‌های جوان، نمایشنامه‌های خلاق، آثار تجربی و جریان‌های تازه تئاتر، عملاً از چرخه اجرا حذف می‌شوند؛ زیرا توان رقابت با پروژه‌های پرهزینه و ستاره‌ محور را ندارند.

البته نباید سرمایه را دشمن تئاتر دانست. در همه کشورهای صاحب تئاتر، بخش خصوصی نقشی جدی در تولید آثار نمایشی دارد. تفاوت در این است که آنجا دولت همچنان از تئاترهای پژوهشی، تجربی و فرهنگی حمایت می‌کند تا بازار، تنها تعیین‌کننده سرنوشت هنر نباشد. اقتصاد هنر زمانی خطرناک می‌شود که جای سیاست فرهنگی را بگیرد.

نکته نگران‌ کننده دیگر، تغییر نگاه به سالن‌های نمایشی است. سالن‌های مهم تئاتر، صرفاً مکان‌هایی برای کسب درآمد نیستند، آنها بخشی از حافظه فرهنگی یک جامعه‌اند. 

وقتی این فضاها به محلی برای برگزاری هر رویداد درآمدزا تبدیل شوند، به‌تدریج هویت فرهنگی خود را از دست می‌دهند. آنچه از بیرون شاید یک تصمیم اقتصادی به نظر برسد، در واقع تغییری در تعریف کارکرد این نهادهای فرهنگی است.

از سوی دیگر، ورود سرمایه‌گذارانی که هیچ شناختی از تئاتر ندارند نیز مسئله‌ای قابل تأمل است. سرمایه‌گذاری در هنر ذاتاً اتفاق بدی نیست، اما زمانی که انگیزه اصلی، کسب اعتبار اجتماعی، معافیت‌های مالیاتی یا نمایش جایگاه اقتصادی باشد، هنر به ابزاری برای اهدافی خارج از خودش تبدیل می‌شود. 

در چنین وضعیتی، کیفیت اثر دیگر اولویت نخست نیست، مهم این است که پروژه دیده شود، عکس‌های افتتاحیه منتشر شود و نام سرمایه‌گذار در کنار چهره‌های مشهور قرار بگیرد.

اگر این روند ادامه پیدا کند، شاید سالن‌ها همچنان پر باشند و آمار فروش نیز رکورد بزند، اما پرسش مهم این است که آیا تئاتر همچنان همان نقش تاریخی خود را ایفا خواهد کرد؟ 

تئاتر همیشه آیینه جامعه، محل طرح پرسش‌های دشوار و آزمایشگاه اندیشه‌های تازه بوده است. اگر این ویژگی‌ها به نفع فرمول‌های تضمین‌شده فروش کنار گذاشته شوند، چیزی که باقی می‌ماند شاید یک صنعت سرگرمی باشد، اما دیگر نمی‌توان آن را به معنای واقعی کلمه «تئاتر» نامید.

تئاتر برای زنده ماندن، هم به اقتصاد نیاز دارد و هم به فرهنگ. حذف هر کدام، تعادل این هنر را بر هم می‌زند. امروز به نظر می‌رسد آنچه بیش از کمبود سرمایه، تئاتر ایران را تهدید می‌کند، کم‌رنگ شدن همان نگاه فرهنگی است که روزگاری صحنه نمایش را به یکی از مهم‌ترین ویترین‌های اندیشه و هنر این سرزمین تبدیل کرده بود.

ارسال به دوستان
captcha