لیگ بیستوششم در شرایطی آغاز میشود که برای دومین بار در تاریخ لیگ برتر، هیچ مربی خارجی روی نیمکت ۱۸ تیم حضور ندارد. حالا همه نگاهها به مربیان ایرانی است تا از این فرصت طلایی استفاده کنند.
به گزارش ایرنا، لیگ بیستوششم فوتبال ایران در شرایطی رو جمعه (۲۳مرداد) آغاز میشود که یک اتفاق کمسابقه، چهره نیمکتهای این رقابتها را متفاوت کرده است. در فصل جدید هیچ سرمربی خارجی در لیگ برتر حضور نخواهد داشت و هر ۱۸ تیم با مربیان ایرانی وارد رقابت میشوند. این اتفاق، برای دومین بار در تاریخ لیگ برتر رقم میخورد و پیش از این در لیگ بیستم نیز شاهد چنین شرایطی بودیم.
این تغییر در حالی رخ داده که طی سالهای گذشته حضور مربیان خارجی، بهویژه در تیمهای مدعی، به بخشی از معادلات طبیعی فوتبال ایران تبدیل شده بود. مربیانی از کشورهای مختلف روی نیمکت تیمهای ایرانی قرار گرفتند که برخی موفق به کسب جام شدند و برخی دیگر بدون دستاورد قابل توجه، فوتبال ایران را ترک کردند. اکنون اما لیگ بیستوششم بدون هیچ چهره خارجی آغاز خواهد شد تا بار دیگر این پرسش مطرح شود که آیا فوتبال ایران میتواند از ظرفیت مربیان داخلی برای اداره بالاترین سطح رقابت باشگاهی خود استفاده کند؟
بررسی وضعیت نیمکت تیمهای لیگ برتری نشان میدهد ترکیب مربیان فصل جدید کاملاً داخلی است. در میان تیمهای مدعی، سهراب بختیاریزاده هدایت استقلال را برعهده دارد، مهدی تارتار روی نیمکت پرسپولیس خواهد نشست، محرم نویدکیا سرمربی سپاهان است و جواد نکونام هدایت تراکتور را در اختیار دارد.
حتی در مقایسه با فصول گذشته نیز تغییر قابل توجهی دیده میشود. در لیگ بیستوسوم، برای نمونه، ۶ سرمربی خارجی در طول فصل در تیمهای مختلف فعالیت کردند و اوسمار ویرا با قهرمانی پرسپولیس موفقترین آنها بود. اکنون اما هیچ باشگاهی برای آغاز فصل سراغ مربی خارجی نرفته است. موضوعی که میتواند هم یک فرصت برای سرمربیان ایرانی باشد.
یکی از مهمترین پیامدهای این اتفاق، افزایش میدان برای مربیان ایرانی است. سالها یکی از انتقادهای مطرحشده از سوی مربیان داخلی این بود که باشگاهها در بسیاری از مواقع برای جذب سرمربی خارجی حاضر به هزینه و ریسک بیشتری هستند، اما به مربی ایرانی فرصت کافی برای ساختن تیم داده نمیشود.
لیگ بیستوششم میتواند این معادله را تا حدودی تغییر دهد. مربیان ایرانی حالا نه به عنوان گزینه جایگزین، بلکه به عنوان انتخاب اصلی باشگاهها وارد فصل میشوند. در چنین شرایطی، عملکرد آنها میتواند معیار مهمی برای تصمیمگیری باشگاهها در سالهای آینده باشد.
این فرصت البته فقط به مربیان شناختهشده محدود نمیشود. گسترش اعتماد به مربیان داخلی میتواند به نسل جدیدی از مربیان نیز امکان حضور در سطح اول فوتبال کشور را بدهد. مربیانی که ممکن است در شرایط عادی پشت نامهای بزرگتر یا گزینههای خارجی قرار بگیرند.
اما صرف «ایرانی بودن» نمیتواند معیار مناسبی برای انتخاب سرمربی باشد. اگر قرار باشد حذف مربیان خارجی تنها به پر کردن نیمکتها با گزینههای داخلی منجر شود، بدون اینکه کیفیت، دانش فنی، سابقه و توانایی مدیریت تیم در نظر گرفته شود، این اتفاق به خودی خود هیچ ارزش توسعهای برای فوتبال ایران نخواهد داشت.
حضور مربی خارجی به تنهایی تضمینکننده موفقیت نیست. همانطور که نبود مربی خارجی نیز لزوماً به معنای افت کیفیت نیست. فوتبال ایران در سالهای گذشته نمونههای مختلفی از هر دو حالت را تجربه کرده است. برخی مربیان خارجی با دانش تاکتیکی، تجربه بینالمللی و نگاه متفاوت خود توانستند تغییراتی در ساختار تیمهای ایرانی ایجاد کنند و سطح رقابت را بالا ببرند. در مقابل، مربیانی نیز حضور داشتند که نه تنها دستاورد فنی قابل توجهی نداشتند، بلکه قراردادهای آنها به پروندههای مالی و حقوقی تبدیل شد.
از سوی دیگر، حضور مربی خارجی در ایران همواره با دشواریهایی همراه بوده است. مسائل مربوط به انتقال ارز، پرداخت دستمزد، شرایط اقتصادی، تفاوتهای فرهنگی، امکانات تمرینی و حتی فضای مدیریتی باشگاهها، کار با مربیان خارجی را پیچیدهتر کرده است. بنابراین حذف این بخش از بازار مربیان، اگرچه بخشی از مشکلات مدیریتی باشگاهها را کاهش میدهد، اما نباید باعث شود فوتبال ایران از ارتباط با دانش و تجربه بینالمللی فاصله بگیرد.
بخش مهم ماجرا را باید روی نیمکت چهار تیم پرهوادار و مدعی قهرمانی جستوجو کرد. استقلال، پرسپولیس، سپاهان و تراکتور این فصل را با مربیان ایرانی آغاز میکنند. چهار مربی که هرکدام با شرایط متفاوتی وارد رقابت شدهاند.
در این میان، فشار روی نیمکت تیمهای بزرگ طبیعتاً بیشتر از سایر تیمها خواهد بود. هوادار استقلال و پرسپولیس صرفاً نمایش قابل قبول نمیخواهد و معمولاً نتیجه را معیار اصلی قضاوت قرار میدهد. در سپاهان و تراکتور نیز شرایط کموبیش مشابه است.
این مسئله میتواند به یک تناقض جدی منجر شود. از یک سو باشگاهها به مربی ایرانی اعتماد میکنند و از سوی دیگر، ممکن است تنها چند هفته پس از شروع مسابقات، به دلیل چند نتیجه ضعیف، همان مربی را در معرض تغییر قرار دهند. اگر چنین اتفاقی رخ دهد، عملاً فرصتی که برای مربی داخلی ایجاد شده، پیش از آنکه به یک پروژه فنی تبدیل شود، از بین خواهد رفت.
لیگ بیستم نخستین دورهای بود که لیگ برتر بدون سرمربی خارجی برگزار شد. بررسی آن فصل نشان میدهد نبود مربی خارجی الزاماً به معنای کاهش رقابت یا افت فنی نبود. یحیی گلمحمدی با پرسپولیس، محرم نویدکیا با سپاهان و فرهاد مجیدی در استقلال از جمله مربیانی بودند که عملکرد قابل توجهی داشتند.
اکنون پنج سال بعد، فوتبال ایران دوباره به شرایطی رسیده که هیچ مربی خارجی در لیگ برتر حضور ندارد. تفاوت اینجاست که این بار مسئله صرفاً یک تصمیم مقطعی نیست و شرایط اقتصادی و مدیریتی فوتبال کشور نیز در شکلگیری این وضعیت نقش پررنگی داشته است. همین موضوع اهمیت فصل جدید را بیشتر میکند. زیرا عملکرد مربیان ایرانی میتواند مشخص کند که این اتفاق صرفاً نتیجه شرایط موجود بوده یا میتواند آغاز دورهای تازه در اعتماد به مربیان داخلی باشد.
یکی از مهمترین نگرانیها در چنین شرایطی، قطع ارتباط مستقیم لیگ با بخشی از دانش فنی بینالمللی است. راهحل البته الزاماً حضور مربی خارجی روی نیمکت نیست. باشگاهها میتوانند از مربیان و مدرسان خارجی در دورههای آموزشی، آنالیز، بدنسازی و توسعه فنی استفاده کنند. همچنین حضور مربیان ایرانی در دورههای بینالمللی و افزایش ارتباط آنها با مدارس و باشگاههای فوتبال خارج از کشور میتواند بخشی از این خلأ را جبران کند. در واقع، مسئله اصلی نباید «ایرانی یا خارجی بودن» مربی باشد؛ مسئله باید کیفیت دانش و توانایی انتقال آن به تیم باشد.
اکنون لیگ برتر ایران وارد فصلی میشود که تمام نیمکتهای آن در اختیار مربیان ایرانی است. اتفاقی که در تاریخ این رقابتها بسیار کمسابقه است و برای دومین بار تکرار میشود. این شرایط میتواند سکوی پرتابی برای مربیان داخلی باشد؛ مربیانی که اگر از حمایت مناسب برخوردار شوند، فرصت ساختن تیم داشته باشند و بر اساس معیارهای فنی انتخاب و ارزیابی شوند، میتوانند اعتماد از دسترفته بخشی از باشگاهها به مربیان ایرانی را بازسازی کنند. اما اگر انتخابها بر مبنای روابط، شهرت یا ملاحظات مدیریتی انجام شود و در ادامه نیز با چند نتیجه ضعیف، پروژههای فنی نیمهکاره رها شوند، ایرانی شدن نیمکتها هیچ دستاوردی برای فوتبال کشور نخواهد داشت.