عصر ایران ؛ علی خیرآبادی - در سیاست آمریکا، بعضی انتخابات فقط درباره این نیستند که چه کسی یک کرسی را به دست میآورد. گاهی یک انتخابات به آزمایشی برای آینده یک حزب، یک جریان سیاسی و حتی یک نسل تبدیل میشود.
انتخابات سنای ایالت میشیگان در سال ۲۰۲۶ حالا یکی از همین انتخابات است.
در مرکز آن، مردی ایستاده که اگر در ماه نوامبر پیروز شود، نامش برای همیشه در تاریخ آمریکا ثبت خواهد شد: عبدالرحمن محمد السید، معروف به عبدال السید؛ پزشک و اپیدمیولوژیستی که از خانوادهای مهاجر و مصری در دیترویت به یکی از چهرههای شناختهشده جناح مترقی حزب دموکرات رسیده و حالا میتواند نخستین مسلمان تاریخ سنای آمریکا شود.
اما داستان السید فقط داستان یک مسلمان است که میخواهد وارد سنا شود. اتفاق مهمتر این است که او نماینده جریانی در حزب دموکرات است که معتقد است این حزب برای پیروزی در آمریکا باید از سیاستهای سنتی فاصله بگیرد، بیشتر روی مشکلات اقتصادی مردم تمرکز کند و با نفوذ شرکتهای بزرگ و ثروتمندان در سیاست مقابله کند.
درست به همین دلیل است که انتخابات او از همین حالا به یکی از آزمونهای مهم دموکراتها برای انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸ تبدیل شده است.
عبدال السید در ۳۱ اکتبر ۱۹۸۴ در دیترویت، میشیگان، به دنیا آمد و در منطقه مترو دیترویت بزرگ شد.
پدرش در سال ۱۹۷۸ از اسکندریه مصر به آمریکا مهاجرت کرده بود. خانواده السید در دورهای در دیترویت زندگی میکردند که این شهر با مشکلات اقتصادی عمیقی روبهرو بود؛ کارخانهها یکی پس از دیگری تعطیل میشدند، جمعیت شهر کاهش پیدا میکرد و محلههای زیادی با خانههای خالی و فقر دستوپنجه نرم میکردند.
السید بعدها بارها درباره همین تجربه صحبت کرد؛ اینکه از کودکی دیده بود شرایط اقتصادی و اجتماعی یک محله چگونه میتواند روی سلامت مردم تأثیر بگذارد.
شاید همین تجربه، مسیر زندگی او را توضیح دهد.
او در دانشگاه میشیگان تحصیل کرد و با بالاترین درجه فارغالتحصیلی از این دانشگاه بیرون آمد. در دانشگاه، فقط دانشجوی علوم نبود؛ ورزشکار هم بود و در رشتههایی مانند فوتبال آمریکایی، لاکراس و کشتی فعالیت میکرد.
اما بعد تصمیم گرفت مسیر زندگیاش را به پزشکی و سلامت عمومی گره بزند.
مسیر تحصیلی او خیلی زود از یک پزشک معمولی فراتر رفت.
السید با دریافت بورسیه معتبر رودز به دانشگاه آکسفورد رفت و در حوزه سلامت جمعیت و بهداشت عمومی دکترا گرفت. سپس در دانشگاه کلمبیا پزشکی خواند و مدرک پزشکی گرفت. او بعدها به عنوان استاد اپیدمیولوژی در دانشکده بهداشت عمومی کلمبیا فعالیت کرد و بیش از ۱۰۰ مقاله علمی منتشر کرد.
اما یک سؤال مهم در ذهن او شکل گرفته بود:
اگر دانشمندان میدانند چرا مردم بیمار میشوند، چرا سیاستمداران نمیتوانند شرایطی ایجاد کنند که مردم کمتر بیمار شوند؟
برای السید، پاسخ به این سؤال کمکم او را از دانشگاه به سیاست کشاند.
در سال ۲۰۱۵، زمانی که تنها حدود ۳۰ سال داشت، السید به شهر خودش برگشت.
او مدیر بهداشت دیترویت شد؛ شهری که هنوز با پیامدهای ورشکستگی و بحران اقتصادی دستوپنجه نرم میکرد.
کار او فقط درمان بیماران نبود. نگاه السید به سلامت بسیار گستردهتر بود.
از نظر او، اگر یک کودک در یک محله فقیر به آسم مبتلا میشود، مسئله فقط بیماری او نیست؛ باید دید خانهاش چه وضعیتی دارد، هوا چقدر آلوده است، خانوادهاش چقدر درآمد دارد و آیا غذای مناسب در دسترس آنها هست یا نه.
او سلامت را نتیجه مجموعهای از عوامل اجتماعی و اقتصادی میدانست.
به همین دلیل تلاش کرد اداره بهداشت دیترویت را دوباره سازماندهی کند و آن را به نهادی فعالتر در زمینه سلامت عمومی تبدیل کند. پیش از آن، این اداره در جریان بحران مالی دیترویت خصوصی شده بود و السید مأمور شد ساختار سلامت عمومی شهر را بازسازی کند.
اما اتفاقی که چند سال بعد در میشیگان افتاد، مسیر زندگی او را به سمت سیاست انتخاباتی برد.
در میشیگان، شهر فلینت به نماد یکی از بزرگترین بحرانهای آب آمریکا تبدیل شده بود.
آب آلوده به سرب، هزاران کودک را در معرض خطر قرار داده بود.
السید بعدها گفت که مشاهده این بحران باعث شد به این نتیجه برسد که بسیاری از مشکلاتی که پزشکان با آنها مواجهاند، اصلاً در بیمارستان ایجاد نمیشوند.
مشکل ممکن است در تصمیم یک دولت، کاهش بودجه، سیاست اقتصادی یا بیتوجهی به یک جامعه شکل گرفته باشد.
او در نهایت به این نتیجه رسید که اگر میخواهد واقعاً روی این مسائل اثر بگذارد، باید وارد سیاست شود.
در سال ۲۰۱۷ از سمت خود در اداره بهداشت دیترویت کنار رفت و نامزدی خود را برای فرمانداری میشیگان اعلام کرد.
این نخستین تلاش جدی او برای ورود به سیاست انتخاباتی بود.
السید در انتخابات مقدماتی دموکراتها در سال ۲۰۱۸، برنامهای بسیار مترقی ارائه کرد.
او از «سلامت برای همه» یعنی نظام درمانی همگانی برای همه آمریکاییها، حمایت کرد.
خواهان سرمایهگذاری گسترده در خدمات عمومی بود.
از انرژی پاک حمایت میکرد.
با نفوذ شرکتها و پول بزرگ در سیاست مخالف بود.
و تلاش کرد کمپین خود را بیشتر با کمکهای کوچک مردمی پیش ببرد تا کمک شرکتها.
این مواضع باعث شد خیلی زود مورد توجه جناح چپ حزب دموکرات قرار بگیرد.
برنی سندرز از او حمایت کرد و الکساندریا اوکاسیو-کورتز نیز در کنار او قرار گرفت.
اما میشیگان در سال ۲۰۱۸ هنوز برای چنین سیاستمداری آماده نبود.
السید حدود ۳۴۰ هزار رأی گرفت و در رقابت سهنفره مقدماتی دموکراتها دوم شد.
برنده انتخابات، گرچن ویتمر بود؛ سیاستمداری میانهروتر که بعدها به یکی از مهمترین چهرههای حزب دموکرات تبدیل شد.
برای السید، شکست ۲۰۱۸ پایان سیاست نبود.
در واقع، شاید تازه آغاز کار بود.
بعد از شکست در انتخابات فرمانداری، السید به دانشگاه و فضای رسانهای برگشت.
او کتاب نوشت، درباره سیاست سلامت صحبت کرد، در رسانهها حضور پیدا کرد و به یکی از چهرههای فکری جناح مترقی دموکراتها تبدیل شد.
کتاب معروفش «Healing Politics»، درباره چیزی بود که او آن را نوعی بیماری سیاسی در آمریکا میدانست.
از نگاه السید، مشکلات آمریکا فقط اختلاف میان جمهوریخواه و دموکرات نیست.
فقر، ناامنی اقتصادی، هزینه بالای درمان، مشکلات مسکن، دستمزد پایین و احساس بیقدرتی مردم همگی بخشی از بحران سیاسی آمریکا هستند.
این نگاه باعث شد یک ویژگی مهم در سیاست او شکل بگیرد:
او تلاش میکند مسائل پیچیده سیاسی را به تجربه روزمره مردم وصل کند.
برای او، سیاست فقط درباره واشنگتن نیست؛ درباره قیمت غذا، قبض پزشکی، اجاره خانه و دستمزد کارگر هم هست.
همین پیام، چند سال بعد دوباره او را به انتخابات برگرداند.
در سال ۲۰۲۵، السید اعلام کرد که برای کرسی سنای میشیگان نامزد خواهد شد.
این کرسی اهمیت زیادی داشت.
سناتور دموکرات گری پیترز تصمیم گرفته بود برای دوره بعد دوباره نامزد نشود و بنابراین صندلی او باز شده بود.
برای دموکراتها، انتخابات میشیگان فقط یک انتخابات معمولی نبود؛ نتیجه میتوانست بر کنترل کل سنای آمریکا تأثیر بگذارد.
اما مشکل السید این بود که تنها نبود.
در مقابل او هیلی استیونز، نماینده میانهروتر دموکرات، قرار داشت؛ سیاستمداری که از حمایت بخش بزرگی از تشکیلات حزب برخوردار بود.
گرچن ویتمر، گری پیترز و بخشی از رهبران سنتی دموکراتها پشت استیونز قرار گرفتند.
در طرف دیگر، السید نماینده جناح مترقی بود.
برنی سندرز از او حمایت کرد.
الکساندریا اوکاسیو-کورتز در کنار او قرار گرفت.
و اتحادیهها و گروههای مترقی نیز به کمپین او پیوستند.
انتخابات به یک نبرد درونحزبی تبدیل شد:
دموکراتهای سنتی در برابر دموکراتهای مترقی.
این فقط یک اختلاف سیاسی نبود؛ اختلاف مالی هم بسیار بزرگ بود.
رقیب او، هیلی استیونز، از حمایت مالی بسیار قدرتمندی برخوردار بود و بیش از ۶۰ میلیون دلار از منابع کمپین و گروههای بیرونی برای رقابتش جمعآوری شد.
السید با منابع بسیار کمتری وارد رقابت شد.
به همین دلیل پیروزی احتمالی او برای جناح چپ دموکراتها بسیار مهم بود.
اگر یک نامزد مترقی میتوانست در برابر چنین حجم عظیمی از پول و حمایت تشکیلاتی پیروز شود، پیام آن روشن بود:
پول و تشکیلات هنوز همهچیز نیستند.
چهارم اوت ۲۰۲۶، رأیگیری مقدماتی دموکراتها برگزار شد.
در ساعات اولیه مشخص نبود چه کسی برنده خواهد شد.
رقابت آنقدر نزدیک بود که ساعتها طول کشید تا نتیجه روشن شود.
در نهایت عبدال السید پیروز شد.
اما نه با یک پیروزی قاطع.
او با اختلاف بسیار کمی هیلی استیونز را شکست داد و نامزد نهایی دموکراتها برای انتخابات سنا شد. رسانههای آمریکایی این پیروزی را یکی از مهمترین موفقیتهای جناح مترقی دموکراتها در انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ توصیف کردند.
حالا داستان کاملاً عوض شده است. السید دیگر فقط یک فعال سیاسی یا یک نامزد درونحزبی نیست. او نامزد رسمی حزب دموکرات برای یکی از مهمترین کرسیهای سنای آمریکاست.
و در ماه نوامبر باید با جمهوریخواهی به نام مایک راجرز روبهرو شود.
راجرز برای آمریکاییها چهره ناشناختهای نیست. او سالها نماینده جمهوریخواه میشیگان در مجلس نمایندگان بود و سابقه فعالیت در FBI نیز دارد.
در انتخابات سنای سال ۲۰۲۴ هم نامزد جمهوریخواهان در میشیگان بود و با اختلاف بسیار کمی از الیسا اسلاتکین، دموکرات شکست خورد.
بنابراین او نشان داده که میتواند در یک انتخابات سراسری در میشیگان رقابت کند.
اکنون بار دیگر برگشته است.
این بار روبهروی عبدال السید.
و همینجا اهمیت انتخابات نوامبر مشخص میشود.
اگر السید ببازد، داستان او ممکن است همانجا متوقف شود.
اما اگر پیروز شود، وارد سنا خواهد شد و نامش برای همیشه در تاریخ ثبت میشود.
تا امروز هیچ مسلمانی در تاریخ آمریکا به عضویت سنای ایالات متحده نرسیده است.
مسلمانان پیش از این به مجلس نمایندگان راه پیدا کردهاند؛ از جمله ایلهان عمر، رشیده طلیب و آندره کارسون.
اما سنا هنوز چنین عضوی نداشته است.
بنابراین اگر السید در نوامبر پیروز شود، نخستین سناتور مسلمان تاریخ آمریکا خواهد بود.
این اتفاق در میشیگان اهمیت بیشتری پیدا میکند.
میشیگان یکی از مهمترین مراکز جمعیت عرب و مسلمان آمریکا است و منطقه دیترویت، بهویژه اطراف دیربورن، یکی از شناختهشدهترین جوامع عربآمریکایی کشور را در خود جای داده است.
اما نکته جالب اینجاست که السید نمیخواهد انتخابات را فقط به یک انتخابات «مسلمانان در برابر غیرمسلمانان» تبدیل کند.
او تلاش میکند خود را به عنوان یک سیاستمدار اقتصادی و اجتماعی معرفی کند.
پیامش این است: مشکل اصلی مردم آمریکا، قیمت بالای زندگی و توزیع نابرابر قدرت و ثروت است.
السید از سیاستهایی حمایت میکند که در سیاست آمریکا در جناح چپ حزب دموکرات قرار میگیرند.
او از سلامت همگانی دفاع می کند و اندیشه های چپ دارد.
از افزایش مالیات ثروتمندان و میلیاردرها دفاع میکند.
با نفوذ شرکتهای بزرگ در سیاست مخالف است.
از افزایش دستمزدها و گسترش خدمات عمومی حمایت میکند.
در سیاست خارجی نیز مواضعی بسیار متفاوت با جریان اصلی حزب دموکرات دارد.
او از منتقدان جدی حمایت نظامی آمریکا از اسرائیل است و خواهان تغییر اساسی در سیاست واشنگتن در قبال اسرائیل و جنگ غزه شده است.
همین مواضع، هم بزرگترین سرمایه او هستند و هم بزرگترین خطرش.
در میشیگان، مسلمان و عرب بودن السید میتواند یک مزیت انتخاباتی باشد. اما در انتخابات سراسری، همین مسئله ممکن است به یک نقطه حمله جمهوریخواهان تبدیل شود. جمهوریخواهان تلاش کردهاند او را سیاستمداری «بیش از حد چپ» و «رادیکال» معرفی کنند. دونالد ترامپ نیز به او حمله کرده است.
در مقابل، السید تلاش میکند بحث را از هویت مذهبی خود به مسائل اقتصادی برگرداند.
او میخواهد رأیدهندهای که مسلمان نیست، اما از قیمت غذا، مسکن، بیمه درمانی یا وضعیت اقتصادی ناراضی است، هم دلیلی برای رأی دادن به او داشته باشد.
این استراتژی برای پیروزی در میشیگان حیاتی است.
چون برای پیروزی در انتخابات سراسری، او فقط به رأی مسلمانان و مترقیها نیاز ندارد.
به رأی سیاهپوستان، کارگران، رأیدهندگان مستقل، حومهنشینها و حتی بخشی از سفیدپوستان طبقه کارگر نیز نیاز دارد.
پاسخ این است: بله؛ اما هنوز نمیتوان او را برنده دانست.
انتخابات عمومی میشیگان یکی از رقابتیترین رقابتهای سنای آمریکا در سال ۲۰۲۶ محسوب میشود.
میشیگان دیگر یک ایالت کاملاً دموکرات نیست. در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۴، دونالد ترامپ توانست در این ایالت پیروز شود و همین موضوع اهمیت انتخابات سنا را بیشتر کرده است.
از طرف دیگر، دموکراتها در انتخابات میاندورهای میتوانند از نارضایتی عمومی از دولت مستقر استفاده کنند.
بنابراین انتخابات نوامبر احتمالاً بسیار نزدیک خواهد بود.
حتی اگر السید پیروز شود، پیروزی او احتمالاً از جنس انتخابات راحت و یکطرفه نخواهد بود.
او باید ائتلاف بزرگی بسازد:
مترقیها + مسلمانان و عربآمریکاییها + جوانان + اتحادیهها + سیاهپوستان + رأیدهندگان مستقل + بخشی از طبقه کارگر سفیدپوست.
اگر نتواند این ائتلاف را شکل دهد، جمهوریخواهان شانس بسیار جدی خواهند داشت.
در ظاهر، عبدال السید اکنون فقط برای سنا رقابت میکند. اما فضای سیاسی آمریکا از همین حالا دارد سؤال دیگری مطرح میکند:
اگر السید سناتور شود، آیا میتواند یکی از نامزدهای ریاستجمهوری ۲۰۲۸ باشد؟
فعلاً پاسخ رسمی این است:
نه.
السید تاکنون نامزدی خود برای ریاستجمهوری ۲۰۲۸ را اعلام نکرده است. هیچ کمپین رسمی ریاستجمهوری از طرف او وجود ندارد.
اما مسئله اینجاست که حتی بدون اعلام نامزدی، نام او وارد بحث ۲۰۲۸ شده است.دلیلش هم مشخص است.
جناحی که او نمایندگی میکند، همان جریانی است که از سالها پیش با برنی سندرز رشد کرده و حالا تلاش میکند نشان دهد سیاستهای مترقی فقط برای شهرهای بزرگ و ایالتهای کاملاً دموکراتیک جواب نمیدهد.
انتخابات میشیگان یکی از اولین آزمایشهای این نظریه است.
آکسیوس در تحلیل اخیر خود انتخابات السید در میشیگان را بخشی از یک آزمون بزرگتر برای آینده پوپولیسم اقتصادی برنی سندرز در آستانه انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸ دانسته است.
فرض کنیم در نوامبر، عبدال السید مایک راجرز را شکست دهد.
در آن لحظه، او سه ویژگی مهم خواهد داشت:
اول، سناتور آمریکا خواهد بود.
دوم، اولین سناتور مسلمان تاریخ کشور خواهد شد.
و سوم، مهمتر از همه، نشان داده خواهد بود که یک سیاستمدار بسیار مترقی توانسته در یک ایالت رقابتی آمریکا پیروز شود.
این سومی برای حزب دموکرات بسیار مهم است.
چون یک سؤال بزرگ در حزب وجود دارد:
آیا دموکراتها برای شکست جمهوریخواهان و بازگشت به قدرت باید به مرکز سیاسی نزدیک شوند؟
یا میتوانند با سیاستهای اقتصادی بسیار مترقی، جوانان و طبقه کارگر را دوباره بسیج کنند؟
اگر السید پیروز شود، پاسخ جناح چپ دموکراتها روشن خواهد بود:
میتوانیم.
السید برای ریاستجمهوری ۲۰۲۸ هنوز نامزد نیست.
حتی نمیتوان گفت که حتماً نامزد خواهد شد.
اما اگر سناتور شود، شرایط کاملاً متفاوت خواهد بود.
او یک تریبون ملی خواهد داشت.
میتواند در تلویزیونهای آمریکا دائماً دیده شود.
میتواند درباره اقتصاد، درمان، مالیات، سیاست خارجی و فلسطین موضع بگیرد.
میتواند در میان جوانان و فعالان مترقی شبکه سیاسی بزرگی بسازد.
و میتواند تبدیل شود به یکی از چهرههای اصلی جناح چپ حزب دموکرات.
در این صورت، حتی اگر خودش در انتخابات ریاستجمهوری شرکت نکند، میتواند در تعیین اینکه چه کسی در سال ۲۰۲۸ نامزد دموکراتها شود و حزب چه مواضعی داشته باشد نقش مهمی ایفا کند.
برای اینکه تصور کنیم السید همین حالا یکی از مدعیان جدی ریاستجمهوری ۲۰۲۸ است، هنوز خیلی زود است.
او ابتدا باید یک مرحله سخت را پشت سر بگذارد:
انتخابات سنای ۲۰۲۶.
بعد باید در سنا موفق شود.
باید نشان دهد که فقط نماینده یک جناح نیست و میتواند ائتلاف گستردهتری بسازد.
باید رأیدهندگان مستقل را جذب کند.
باید در مقابل حملات جمهوریخواهان دوام بیاورد.
و مهمتر از همه، باید ثابت کند که سیاستهای بسیار مترقی او فقط در یک حوزه انتخاباتی خاص محبوب نیستند.
اگر همه این اتفاقها رخ دهد، آن وقت نام او در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸ جدیتر خواهد شد.
در حال حاضر، اما او در کنار چهرههای بسیار قدرتمندتری قرار میگیرد که از همین حالا نامشان برای ۲۰۲۸ مطرح است.
بنابراین السید در حال حاضر مدعی اصلی ریاستجمهوری نیست.
او بیشتر شبیه یک ستاره در حال ظهور است.
ممکن است السید اصلاً در ۲۰۲۸ نامزد ریاستجمهوری نشود.
ممکن است بعد از ورود به سنا به یکی از رهبران اصلی جناح مترقی تبدیل شود.
در این صورت میتواند نقشی شبیه آنچه برنی سندرز طی سالهای گذشته در حزب دموکرات داشت، ایفا کند؛ با این تفاوت که جوانتر است و به نسل جدیدی از رأیدهندگان دسترسی دارد.
ممکن است در سالهای آینده به یکی از مهمترین صداهای حزب درباره اقتصاد، سلامت عمومی، نابرابری، طبقه کارگر و سیاست خارجی تبدیل شود.
شاید همین نقش برای آینده سیاسی او مهمتر از یک کمپین ریاستجمهوری زودهنگام باشد.
عبدال السید در حال حاضر در نقطهای ایستاده که شکست و پیروزی او دو آینده کاملاً متفاوت برایش میسازند.
اگر در نوامبر شکست بخورد، احتمالاً همچنان یک چهره مهم در جناح مترقی باقی میماند، اما رسیدن به جایگاه ملی بسیار دشوارتر میشود.
اما اگر پیروز شود، داستان کاملاً تغییر خواهد کرد.
او نهتنها اولین سناتور مسلمان تاریخ آمریکا میشود، بلکه ثابت میکند یک سیاستمدار مهاجرزاده، مسلمان و بسیار مترقی میتواند در یکی از ایالتهای رقابتی آمریکا پیروز شود.
آن وقت سؤال دیگر فقط این نخواهد بود که: «آیا عبدال السید میتواند سناتور شود؟»
بلکه سؤال بزرگتری مطرح خواهد شد:
«آیا عبدال السید میتواند یکی از چهرههایی باشد که حزب دموکرات را برای نسل بعدی سیاست آمریکا شکل میدهند؟»
و شاید حتی سؤال بعدی این باشد:
«آیا او در سال ۲۰۲۸ برای کاخ سفید قدم برمیدارد؟»
فعلاً پاسخ این سؤال آخر «نه» است؛ چون السید هیچ نامزدی رسمی برای ریاستجمهوری اعلام نکرده است.
اما یک چیز روشن است: انتخابات سنا در میشیگان دیگر فقط درباره یک کرسی سنا نیست.
این انتخابات میتواند اولین امتحان بزرگ نسل جدید سیاستمداران مترقی آمریکا باشد؛ نسلی که میگوید برای پیروزی، دموکراتها باید کمتر درباره جنگهای فرهنگی و بیشتر درباره چیزی صحبت کنند که مردم هر روز با آن زندگی میکنند: پول، درمان، مسکن، دستمزد و هزینه زندگی.