صبا کریمی
خبرگزاری ایرنا
در این سالها درامهای اجتماعی معمولاً به سراغ معضلات و آسیبهایی رفتهاند که امکان پرداختن به آنها مسیر هموارتری پیدا کرده؛ همچون اعتیاد، فقر، طلاق، خشونت و انواع بزههای اجتماعی که بارها و بارها از زوایای مختلف و بعضاً تکراری هم روایت شدهاند. اما «کوری» که ظهرهای جمعه از فیلم نت پخش می شود از همان نقطه آغاز، مسیر متفاوتی را انتخاب میکند.
سریال «کوری» دست روی بحرانی میگذارد که با وجود تداومش در لایههای پنهان جامعه، اما به دلیل حساسیتهای فرهنگی یا قانونی، کمتر مجال حضور در آثار نمایشی را پیدا کرد و تا پیش از این نیز به عنوان موضوعی مستقل و در مواجهه مستقیم با مراجع قانونی و قضایی به آن پرداخته نشده بود.
همین انتخاب، نخستین امتیاز سریال است. «کوری» به کارگردانی سجاد پهلوان زاده به جای آنکه یک حادثه تلخ را صرفاً دستاویزی برای شوک و تعلیق قرار دهد، تلاش میکند آن را به مرکز روایت خود تبدیل کند؛ روایتی که اگر بتواند در ادامه، از سطح حادثه عبور کند و به ریشهها و پیامدهای این بحران بپردازد، یکی از معدود درامهای اجتماعی سالهای اخیر خواهد بود که سراغ آسیبی کمتر روایتشده رفته است.
انتخاب چنین سوژهای البته بیارتباط با مسیر حرفهای کاظم دانشی در مقام تهیه کننده نیست؛ فیلمنامهنویس، کارگردان و تهیهکنندهای که در سالهای اخیر علاقه خود را به پروندههای قضایی و تبدیل آنها به روایتهای سینمایی، در آثاری چون «علفزار»، «بیبدن»، «زندهشور» و «اردوبهشت» نشان داده است. «کوری» که او در مقام تهیهکننده آن است نیز در امتداد همین مسیر حرکت میکند و یکی از تلخترین پروندههای سالهای اخیر را دستمایه روایت قرار داده است. البته امتیاز انتخاب سوژه، بهتنهایی برای موفقیت یک اثر کافی نیست. پرسش اصلی این است که آیا «کوری» در ادامه، به واکاوی ریشههای این بحران خواهد پرداخت یا صرفاً از این حادثه بهعنوان موتور تعلیق داستان استفاده میکند.
داستان سریال با روایتی موازی از یک مراسم عروسی و آغاز تحقیقات پلیس درباره مرگ چندین پزشک در اثر مصرف مشروبات الکلی تقلبی آغاز میشود. از همان قسمت نخست، دو مسیر روایی شکل میگیرد؛ از یک سو یونس، بازپرس پروندهای که هر روز با قربانیان تازهای روبهرو میشود و از سوی دیگر خانوادههای عروس و داماد که فرزندانشان به دلیلی مشابه قربانی شدهاند. این دو مسیر به تدریج به یکدیگر گره میخورند و چارچوب اصلی روایت را شکل میدهند.
«کوری» محصول فیلم نت در ذات خود با فاجعهای تلخ و تکاندهنده به میدان آمده است؛ بحرانی که ظرفیت آن را دارد تا از همان قسمتهای نخست مخاطب را درگیر کند. با این حال، شیوه روایت و دراماتیزه کردن این سوژه هنوز نتوانسته تأثیری هم اندازه اهمیتش، بر جای بگذارد که یکی از دلایل آن، ریتم کند داستان، نوع تدوین و کارگردانی است. هرچند فیلمنامه با پنهان نگه داشتن بخشی از اطلاعات و حرکت همزمان چند خط روایی، تلاش میکند التهاب و تعلیق ایجاد کند، اما به جز معدود بزنگاههایی در داستان، نمیتواند در خلق این فضا موفق باشد. از سوی دیگر، شخصیتپردازیها نیز هنوز به نقطهای نرسیده که بتواند بار درام را به دوش بکشد. اگرچه برخی شخصیتها، از جمله یونس، در همین سه قسمت نخست تصویری نسبتاً روشن از گذشته و موقعیت خود ارائه میدهند و آشنا شدن مخاطب با شخصیت شیدا نیز همگام با آن پیش میرود، اما در مقابل «شمس» با بازی محسن قصابیان که به نظر میرسد یکی از کلیدیترین پرسوناژهای «کوری» باشد هنوز در هاله ای از ابهام است و در مقابل بسیاری دیگر از کاراکترهای جوان سریال نیز همچنان در حد تیپ باقی ماندهاند.
با این همه، «کوری» اثری از سجاد پهلوان زاده هر جا از ملودرام فاصله میگیرد و به نمایش سازوکار این فاجعه نزدیک میشود، موفقتر عمل میکند. نمایش شیوه تولید مشروبات الکلی تقلبی در کارگاهها، از تکاندهندهترین لحظات سریال است؛ سکانسهایی که تنها کارکرد روایی ندارند، بلکه مخاطب را با ابعاد بحرانی آشنا میکنند که معمولاً از چشم افکار عمومی پنهان میماند. یکی از مهمترین دیالوگهای قسمت سوم نیز همین نگاه را آشکار میکند؛ جایی که یونس خطاب به دادستان میگوید: «با گندهها که جلسه میذاری بگو فکری به حال این سیکل معیوب بکنند؛ ما نمیتونیم هر ماه بشماریم چند نفر مردند.» و در جواب میشنود که «این مسئله قابل حل نیست؛ یک چیز همیشگیه!»؛ دیالوگی کلیدی که بیش از هر چیز، نگاه سریال به چرخه تکرارشونده این فاجعه را توضیح میدهد؛ چرخهای که قربانیانش تغییر میکنند، اما خود بحران همچنان پابرجاست. پس باید امیدوار باشیم «کوری» بتواند دست کم تلنگری بزند و مهمترین دستاوردش نه حل یک فاجعه، بلکه شکستن سکوت پیرامون یکی از پنهانترین آسیبهای اجتماعی سالهای اخیر باشد.