حشرات در سالهای اخیر بیش از گذشته به عنوان یکی از گزینههای احتمالی برای تأمین بخشی از غذای آینده بشر مطرح شدهاند. دلیل این توجه، تنها تازگی موضوع نیست، بلکه به ترکیب غذایی این موجودات و امکان استفاده از برخی گونهها در تغذیه انسان و حتی خوراک دام و طیور مربوط میشود.
به گزارش ایسنا، در میان این گروه، نوزادان زنبور عسل یعنی لارو و شفیره، از نظر علمی توجه ویژهای را به خود جلب کردهاند. این نوزادان، غیرسمی هستند و از نظر مواد مغذی، ترکیبی غنی دارند. همچنین در برخی کشورها مصرف آنها از نظر فرهنگی پذیرفته شده و حتی در دستورهای مختلف غذایی، به شکل خشک، پخته یا کنسروشده استفاده میشوند.
لارو و شفیره زنبور عسل فقط یک خوراک غیرمعمول نیستند، بلکه میتوانند منبعی جایگزین برای دریافت برخی مواد ضروری بدن باشند. این مواد از نظر پروتئین و چربی با برخی منابع شناختهشده غذایی قابل مقایسهاند و در بعضی مواد معدنی و ویتامینها حتی غنیتر توصیف شدهاند. با این حال، استفاده از آنها با چالشهایی نیز همراه است.
از یک سو، ترکیب غذایی آنها به مرحله رشد، خوراک زنبورها، شرایط زیستگاه، آبوهوا و روشهای فرآوری بستگی دارد و از سوی دیگر، مسائل اجتماعی، اقتصادی، فناورانه، زیستمحیطی و حتی قانونی بر امکان مصرف و تجاریسازی آنها اثر میگذارد. به همین دلیل، پژوهش در این زمینه میتواند به روشنتر شدن ظرفیتها و محدودیتها کمک کند.
در تحقیقی که در همین زمینه انجام شده است، مانی جباری، محقق علوم و مهندسی باغبانی گرایش گیاهان دارویی از دانشگاه بیرجند، با همکاری دانشگاه گرگان و دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری به بررسی ارزش غذایی و توان بالقوه لارو و شفیره زنبور عسل به عنوان یک منبع خوراکی پرداخته و تلاش کرده تصویری روشن از اهمیت تغذیهای این نوزادان، کاربردهای احتمالی آنها و موانع موجود در مسیر استفاده گستردهتر از آنها ارائه دهد.
روش انجام این پژوهش «مروری ترویجی» بوده است. یعنی پژوهشگر به جای انجام آزمایش تازه روی نمونههای جدید، یافتههای علمی و گزارشهای موجود در این حوزه را گردآوری و بررسی کرده تا نتیجهای منسجم و قابل فهم به دست آید. در چنین روشی، اطلاعات منتشرشده در منابع علمی کنار هم قرار میگیرند و با مرور آنها، تصویری کلی از وضعیت دانش موجود شکل میگیرد. مزیت این روش آن است که میتواند بدون ورود به جزئیات بسیار تخصصی، جمعبندی مناسبی از یافتههای پراکنده ارائه کند و برای مخاطبانی که میخواهند با یک موضوع علمی آشنا شوند، مفید باشد.
نتایج این بررسی نشان دادند که لارو و شفیره زنبور عسل از نظر تغذیهای بسیار غنی هستند. این نوزادان حاوی پروتئین، از جمله اسیدهای آمینه ضروری، چربی، شامل اسیدهای چرب اشباعشده و تک غیراشباع، کربوهیدرات، ویتامین C، ویتامینهای گروه B و مواد معدنی مهمی مانند پتاسیم، منیزیم، کلسیم و فسفر هستند. به بیان ساده، اسیدهای آمینه ضروری موادی هستند که بدن انسان به آنها نیاز دارد اما نمیتواند همه آنها را خودش بسازد و باید از راه غذا دریافت شوند. همین ویژگی باعث میشود که چنین منبعی از نظر تغذیهای مورد توجه قرار گیرد.
یافتههای این تحقیق که در «دوفصلنامه علوم و فنون زنبورعسل» وابسته به انجمن علمی زنبور عسل ایران منتشر شدهاند، همچنین نشان میدهند که ترکیب این مواد در مراحل مختلف رشد یکسان نیست. با حرکت از مرحله لارو به مرحله شفیرگی، میزان چربی و پروتئین بیشتر میشود و مقدار کربوهیدرات کاهش مییابد. در عین حال، پژوهش یادآور میشود که تولید نسل زنبور عسل در کندو و نیز حذف این نوزادان میتواند بر سلامت کندو اثر بگذارد؛ بنابراین استفاده خوراکی از آنها محدودیتهایی دارد. از سوی دیگر، مصرف این نوع غذا در همه جوامع به یک اندازه پذیرفته نیست و در بعضی بازارها، احساس هراس یا انزجار نسبت به حشرات مانع پذیرش آن میشود. در مقابل، در بازارهای تخصصی یا در میان برخی جوامع، امکان عرضه و مصرف آن بیشتر است.
اطلاعات تکمیلی این پژوهش حاکی از آن هستند که اهمیت موضوع فقط به خودِ ارزش غذایی محدود نمیشود. اگر لارو و شفیره زنبور عسل به عنوان یک محصول با ارزش افزوده یا محصول جانبی در زنبورداری در نظر گرفته شوند، میتوانند از جنبه اقتصادی نیز قابل توجه باشند. البته این موضوع به شیوه تولید، روش جدا کردن آنها از کندو و تأثیر این کار بر عملکرد و کیفیت کندو وابسته است. به همین دلیل، هر نوع استفاده عملی از این ظرفیت باید با توجه به سلامت کلنیهای زنبور و ملاحظات فنی انجام شود.
از سوی دیگر، پذیرش اجتماعی همچنان یکی از مهمترین موانع است. در بعضی کشورها و فرهنگها مصرف حشرات امری پذیرفتهشده است، اما در برخی دیگر چنین نیست. حتی نقش آشپزها و روشهای سنتی پخت میتواند در افزایش تمایل مردم به مصرف این نوع مواد غذایی اثرگذار باشد. همچنین در برخی جوامع، از جمله در بعضی کشورهای مسلمان، محدودیتهای شرعی نیز ممکن است بر مصرف این محصولات اثر بگذارد. در نتیجه، اگر قرار باشد چنین منبع غذایی در آینده بیشتر مطرح شود، علاوه بر جنبه تغذیهای، باید به آگاهیرسانی، فرهنگسازی، مقررات ایمنی و شرایط بازار هم توجه شود.