بعضا والدین شاغل ناگزیرند برای نگهداری از فرزندان از خانواده خود کمک بگیرند اما به گفته یک روانشناس، برای جلوگیری از چند تربیتی شدن و یا تضاد تربیتی کودک لازم است مرز نقشها و مسئولیتها بهروشنی مشخص شود؛ هرچند استفاده از تجربه پدربزرگ و مادربزرگ، در کنار حفظ مسئولیت نهایی والدین، در تصمیمهای تربیتی، بهترین راه برای ایجاد محیطی امن، آرام و هماهنگ برای رشد کودک خواهد بود.
پگاه دوستی در گفتوگو با ایسنا، با بیان اینکه میتوانیم از تضاد تربیتی فرزند و به اصطلاح عامیانه چند تربیتی شدن کودکان بدلیل رفتارهای والدین از یک سو و پدربزرگ و مادربزرگها و یا خانواده والدین از سوی دیگر جلوگیری کنیم، گفت: نقش پدربزرگ و مادربزرگ در زندگی کودک میتواند بسیار ارزشمند و حمایتکننده باشد، اما برای اینکه این حضور به رشد سالم کودک کمک کند، لازم است مرز نقشها و مسئولیتها بهروشنی مشخص باشد.
به گفته وی، نخستین گام این است که خود والدین درباره اصول و شیوههای فرزندپروری به تفاهم برسند؛ زیرا اگر میان پدر و مادر اختلافنظر وجود داشته باشد، هماهنگی با پدربزرگ و مادربزرگ نیز دشوارتر خواهد شد. پس از آن، بهتر است درباره موضوعات مهمی مانند ساعت خواب، تغذیه، استفاده از تلفن همراه، قوانین خانه و شیوههای تشویق و تنبیه و... با اعضای خانواده گفتوگو شود تا همه در چارچوبی مشترک حرکت کنند. البته انتظار اینکه همه افراد دقیقاً یکسان رفتار کنند، واقعبینانه نیست و تفاوتهای جزئی، مانند زمان بیشتر برای بازی یا یک خوراکی اضافه، معمولا تا زمانی که اصول اساسی خانواده حفظ شود، آسیبزا نخواهد بود.
این روانشناس درباره وابستگی بیش از حد کودک به پدربزرگ و مادربزرگ و تأثیر آن بر رابطه عاطفی فرزند با والدین در آینده، توضیح داد: رابطه صمیمی کودک با پدربزرگ و مادربزرگ نهتنها مضر نیست، بلکه میتواند به رشد هیجانی، احساس تعلق و دریافت حمایت عاطفی بیشتر کمک کند. با این حال، براساس نظریه دلبستگی، والدین باید همچنان پایگاه امن و مرجع اصلی کودک باقی بمانند و پدربزرگ و مادربزرگ نقش مکمل و حمایتگر داشته باشند، نه جایگزین والدین. بنابراین، محبت زمانی بیشترین اثر مثبت را خواهد داشت که تصمیمهای اصلی تربیتی همچنان بر عهده والدین باشد و نقش هر یک از اعضای خانواده بهروشنی مشخص شده باشد.
وی در خصوص این که اگر پدربزرگ و مادر بزرگ در تربیت کودک با والدین اختلافنظر داشته باشند، بهترین برخورد چیست؟ گفت: در نهایت، اختلاف نظر میان نسلها تا حد زیادی طبیعی است، زیرا هر نسل با باورها و تجربههای متفاوتی فرزندپروری کرده است. آنچه اهمیت دارد این است که این اختلافها در حضور کودک مطرح نشود؛ زیرا مشاهده تعارض میان بزرگترها میتواند احساس امنیت او را کاهش دهد.
این روانشناس در این باره که اگر پدربزرگ و مادربزرگ کودک را لوس کنند، واکنش والدین باید چه باشد؟ گفت: اگر پدربزرگ و مادربزرگ گاهی کودک را بیش از حد نازپرورده کنند، واکنش مناسب والدین، سرزنش یا برخورد هیجانی نیست، بلکه گفتوگویی محترمانه، شفاف و همراه با تعیین مرزهای روشن است. استفاده از تجربه ارزشمند پدربزرگ و مادربزرگ، در کنار حفظ مسئولیت نهایی والدین در تصمیمهای تربیتی، بهترین راه برای ایجاد محیطی امن، آرام و هماهنگ برای رشد کودک خواهد بود.
دوستی اظهار کرد: زمانی که میان والدین با پدربزرگ و مادربزرگ تعارض یا پیامهای متناقض وجود داشته باشد، نخستین فردی که آسیب میبیند کودک است. پژوهشها نشان میدهد دریافت پیامهای متناقض میتواند موجب سردرگمی، کاهش احساس امنیت، دشواری در پذیرش قوانین و حتی افزایش رفتارهای مقابلهای یا لجبازانه شود.
وی ادامه داد: اگر والدین نقش پدربزرگ و مادربزرگ را نادیده بگیرند یا برعکس، پدربزرگ و مادربزرگ بهطور مداوم در تصمیمهای تربیتی والدین دخالت کنند، روابط خانوادگی نیز دچار تنش خواهد شد. به همین دلیل، احترام متقابل، گفتوگوی سازنده و تعیین مرزهای روشن، مهمترین عوامل پیشگیری از این مشکلات هستند. این موضوع در خانوادههایی که والدین شاغل هستند و از پدربزرگ و مادربزرگ برای مراقبت از کودک کمک میگیرند، اهمیت بیشتری پیدا میکند. پیش از آغاز این همکاری، بهتر است درباره قوانین اصلی و انتظارات دو طرف توافق شود.
این روانشناس ادامه داد: در عین حال، والدین نباید تمام مسئولیت تربیت را به دیگران واگذار کنند. حتی اگر فرصت محدودی داشته باشند، اختصاص زمانی برای تعامل باکیفیت با کودک اهمیت زیادی دارد؛ زیرا پژوهشها نشان میدهد کیفیت رابطه والد و کودک، از صرف مدت زمانی که در کنار یکدیگر هستند، نقش تعیینکنندهتری در رشد کودک دارد.
دوستی در خصوص تفاوت کودکانی که کنار پدربزرگ و مادربزرگ زندگی می کنند با کودکانی که در مهدکودک هستند، گفت: نمیتوان گفت کودکانی که بیشتر کنار پدربزرگ و مادربزرگ بزرگ میشوند، یا کودکانی که به مهدکودک میروند، ذاتاً وضعیت بهتری یا بدتری دارند. اگر پدربزرگ و مادربزرگ رابطهای گرم، حمایتگر و هماهنگ با والدین داشته باشند، میتوانند نقش بسیار مثبتی در رشد کودک ایفا کنند. در مقابل، مهدکودک نیز فرصت مناسبی برای یادگیری مهارتهای اجتماعی، استقلال و تعامل با همسالان فراهم میکند. آنچه بیش از محل نگهداری اهمیت دارد، کیفیت روابط، ثبات قوانین و پاسخگویی مناسب به نیازهای عاطفی کودک است.
این روانشناس تاکید کرد: در برخورد با کودکانی که توانایی شناختی بالاتری دارند نیز باید توجه داشت که آنها معمولاً زودتر متوجه تفاوت رفتار بزرگترها و تناقضهای موجود میشوند و پرسشهای بیشتری مطرح میکنند. بهترین شیوه برخورد، گفتوگوی صادقانه، متناسب با سن کودک و پرهیز از فریب یا پنهانکاری است. البته نباید به دلیل هوش بالاتر، از این کودکان انتظار رفتار کاملاً بزرگسالانه داشت؛ زیرا از نظر هیجانی، همچنان کودک هستند و به محبت، امنیت و مرزبندی روشن نیاز دارند.