عصر ایران ؛ حسن ظهوری ــ دردسرهای تازه بار دیگر گریبان مجموعه میراث جهانی باغ عباسآباد بهشهر را گرفته است؛ مجموعهای که در سالهای اخیر بارها درگیر تصمیمهای متناقض، تغییرات مدیریتی و اختلاف میان دستگاههای مختلف بوده و هر بار به نظر میرسید از یک بحران عبور کرده، اما خیلی زود با چالشی تازه روبهرو شده است. اینبار نیز ماجرا به تدوین یک «کتابچه ضوابط بهرهبرداری» و برگزاری یک مزایده مربوط میشود؛ مزایدهای که بنا بر برخی اسناد و شواهد، در شرایطی برگزار شده که از نظر برخی کارشناسان و نهادهای مرتبط، محل پرسشهای جدی است.
بر اساس اطلاعات موجود، این کتابچه قرار است مبنای واگذاری بهرهبرداری از مجموعهای باشد که در اسناد رسمی همچنان بخشی از آن در زمره عرصه میراث جهانی ثبت شده قرار دارد. منتقدان معتقدند این سند نهتنها بدون طی کامل فرآیندهای قانونی و کارشناسی نهایی تهیه شده، بلکه در زمان برگزاری مزایده نیز وضعیت بررسی و تأیید آن در هالهای از ابهام قرار داشته است. موضوع زمانی حساستر میشود که گفته میشود این مزایده در مقطعی برگزار شده که فضای عمومی کشور تحت تأثیر تنشهای شدید ناشی از حملات اسرائیل و آمریکا به ایران و بمباران در تهران بوده است.
در همین حال، روایتهای میدانی از وضعیت فعلی مجموعه نیز تصویر پیچیدهای ارائه میدهد. در بازدیدهای غیررسمی، رفتوآمد خودروها به این مجموعه قابل توجه است و بخش قابلتوجهی از درآمد حاصل از ورود گردشگران و خودروها، بدون شفافیت کامل در نحوه هزینهکرد، در جریان است. پرسش اصلی اینجاست که این درآمدها دقیقاً به چه میزان است و چه سهمی از آن به حفاظت، مرمت و نگهداری خود باغ تاریخی عباسآباد اختصاص مییابد.
باغ عباسآباد یکی از مهمترین باغهای تاریخی ایران و از جمله آثار ثبتشده در فهرست میراث جهانی یونسکو است. این مجموعه حدود ۴۰۰ هکتار عرصه و بیش از ۱۰۰۰ هکتار حریم دارد و ساخت آن به دوره صفوی و دستور شاه عباس اول بازمیگردد. آنچه امروز از این باغ دیده میشود، نتیجه کاوشهای باستانشناسی و تلاش برای آشکارسازی بخشهایی از یک مجموعه تاریخی گسترده است که هنوز بخشهای زیادی از آن در زیر خاک باقی ماندهاند. به همین دلیل، کارشناسان تأکید دارند که هرگونه مداخله در این محوطه باید با حساسیت بسیار بالا و مطابق استانداردهای میراث جهانی انجام شود.
این مجموعه در سال ۱۳۹۰ در قالب پرونده «باغهای ایرانی» به همراه چندین باغ دیگر در فهرست میراث جهانی ثبت شد. با این حال، مالکیت عرصه آن همچنان در اختیار منابع طبیعی باقی ماند و از سال ۱۳۷۸ بهرهبرداری و مدیریت اجرایی آن برای مدت ۳۰ سال به سازمان میراث فرهنگی وقت واگذار شد تا عملیات کاوش، مرمت و حفاظت در آن انجام گیرد.
اما روند همکاری میان دستگاهها در سالهای بعد با چالشهایی جدی روبهرو شد. در سال ۱۳۹۴، به دلیل اختلافات مالی و عدم پرداخت بهره مالکانه از سوی میراث فرهنگی، منابع طبیعی اقدام به طرح شکایت کرد. مبلغ این بهره مالکانه در آن زمان رقمی در حدود ۲۰ تا ۳۰ میلیون تومان در سال عنوان شده بود. این اختلاف نهایتاً به خلع ید میراث فرهنگی از مدیریت مجموعه منجر شد؛ تصمیمی که در جلساتی با حضور برخی مسئولان قضایی و اجرایی اتخاذ شد، اما بنا بر برخی گزارشها، نمایندگان میراث فرهنگی در آن جلسات حضور نداشتند.
پس از این تغییر، شورایی با عنوان «شورای حفظ حقوق بیتالمال» مسئول تعیین تکلیف بهرهبرداری از مجموعه شد. این شورا متشکل از مسئولان قضایی شهرستان، نمایندگان منابع طبیعی و فرمانداری بود. در نخستین مرحله، بهرهبرداری مجموعه به دهیاری یکی از روستاهای مجاور واگذار شد و پس از حدود یک سال، این مسئولیت به یک پیمانکار خصوصی سپرده شد. گفته میشود در این دوره تغییرات متعددی در نحوه استفاده از بخشهای مختلف مجموعه رخ داده است.
یکی از نمونههای مورد بحث، تغییر کاربری یک فضای ساختهشده توسط میراث فرهنگی است که در ابتدا بهعنوان نمازخانه مورد استفاده قرار میگرفت. این بنا در دوره مدیریت میراث فرهنگی برای استفاده گردشگران و نمازگزاران احداث شده بود و در زمان تحویل مجموعه نیز در وضعیت سالم قرار داشت. اما در سال ۱۳۹۵، این فضا با تصمیمی اداری و بر اساس صورتجلسهای در فرمانداری، متروکه تلقی و سپس به یک پیمانکار دیگر واگذار شد تا به اقامتگاه گردشگری تبدیل شود. این تغییر کاربری از سوی برخی کارشناسان، اقدامی غیرمتعارف و فاقد پشتوانه روشن قانونی توصیف شده است.
در ادامه، تصمیم گرفته شد نمازخانه جدیدی در مجموعه ساخته شود؛ بنایی که هنوز هم به صورت نیمهکاره در محوطه دیده میشود. میراث فرهنگی با ادامه ساخت این بنا مخالفت کرده و آن را منوط به دریافت مجوزهای لازم دانسته است. این پروژه نیز در مقطعی متوقف شد و در دورههایی دوباره فعالیت محدودی در آن گزارش شده است، اما همچنان وضعیت نهایی آن مشخص نیست.
در کنار این موارد، گزارشهایی از ساختوسازهای دیگر در عرصه اصلی مجموعه منتشر شده که برخی از آنها بدون مجوز رسمی میراث فرهنگی انجام شدهاند. این موضوع نگرانیهایی را درباره احتمال آسیب به لایههای تاریخی مدفون در این محوطه ایجاد کرده است؛ لایههایی که ممکن است به دورههای بسیار قدیمیتر از صفویه، حتی تا عصر آهن، بازگردند.
در سالهای بعد، مدیریت بهرهبرداری از مجموعه چندین بار تغییر کرده است؛ از شهرداری بهشهر تا نهادهای دیگر و در نهایت نیز در مقطعی به یک انجمن فعال در حوزه حمایت از زندانیان واگذار شده است. این تغییرات پیدرپی باعث شده انسجام مدیریتی مجموعه زیر سؤال برود و برنامهریزی بلندمدت برای حفاظت از آن با مشکل مواجه شود.
اما موضوع اصلی در ماههای اخیر، تدوین همان کتابچهای است که قرار است مبنای واگذاری جدید بهرهبرداری از مجموعه برای ۱۵ سال آینده باشد. منابع طبیعی قصد دارد این واگذاری را از طریق مزایده انجام دهد. با این حال، بر اساس برخی مکاتبات موجود، هنوز مشخص نیست این کتابچه به تأیید نهایی مراجع تخصصی میراث فرهنگی رسیده باشد یا خیر.
در مکاتبات رسمی، اداره کل میراث فرهنگی استان مازندران تأکید کرده است که هرگونه ضوابط بهرهبرداری باید منطبق با قوانین و استانداردهای عرصه و حریم اثر جهانی باشد و این ضوابط باید بهعنوان سند بالادستی در نظر گرفته شود. همچنین تأکید شده که هرگونه واگذاری یا جذب سرمایهگذار باید پیش از اخذ مجوزهای قانونی از وزارت میراث فرهنگی انجام نشود.
با وجود این هشدارها، گزارشهایی وجود دارد که نشان میدهد مزایده در اواخر اسفندماه برگزار شده است؛ آن هم در شرایطی که فضای حاکم بر ایران تحت تأثیر حملات اسرائیل و آمریکا بود و تهران مدام بمباران میشد و وضعیت خاص امنیتی و تعطیلی یا نیمهتعطیلی بسیاری از وزارتخانهها بوده است. برنده این مزایده نیز همان پیمانکار سابق معرفی شده؛ موضوعی که باعث طرح پرسشهایی درباره روند برگزاری و شفافیت فرآیند انتخاب شده است.
در ادامه این روند، مکاتبات بعدی از سوی میراث فرهنگی نشان میدهد که این نهاد همچنان نسبت به برخی جزئیات کتابچه و نحوه اجرای آن ابهاماتی جدی دارد. از جمله مهمترین این ایرادات، نحوه تعریف محدوده مجموعه است؛ بهگونهای که در حالی که تنها بخشی از عرصه بهعنوان پارک جنگلی شناخته میشود، در کتابچه کل ۴۲۰ هکتار مجموعه بهعنوان «پارک جنگلی» معرفی شده است. این تغییر تعریف میتواند در نحوه مدیریت و کاربری اثر تأثیرات قابل توجهی داشته باشد.
از سوی دیگر، تأکید شده که باغ عباسآباد بهعنوان یک اثر ثبت جهانی، در زمره نفایس ملی قرار دارد و هرگونه تصمیمگیری درباره آن باید با نظر نهادهای تخصصی در سطح ملی و وزارتخانهای انجام شود، نه صرفاً در سطح استانی. بر همین اساس، برخی کارشناسان معتقدند که نبود تأیید نهایی مراجع مرکزی میراث فرهنگی میتواند کل فرآیند را با چالش حقوقی مواجه کند.
در همین حال، برخی گزارشها از استعلامهای قضایی نیز حکایت دارد؛ بهگونهای که دادستان شهرستان درباره وضعیت حقوقی مزایده و روند واگذاریها پرسشهایی مطرح کرده است. پاسخهای ارائهشده از سوی منابع طبیعی و میراث فرهنگی نیز بهطور کامل همسو نبوده و هرکدام برداشت متفاوتی از میزان هماهنگی میان دستگاهها ارائه کردهاند.
در نهایت، نگرانی اصلی کارشناسان این است که تداوم این وضعیت و واگذاریهای غیرشفاف، در بلندمدت به جایگاه جهانی باغ عباسآباد آسیب وارد کند. برخی حتی هشدار دادهاند که در صورت ادامه این روند، احتمال صدور اخطار از سوی یونسکو نیز وجود دارد؛ اخطاری که میتواند نهتنها جایگاه این باغ، بلکه وضعیت سایر باغهای ایرانی ثبتشده در پرونده جهانی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
در این رابطه فیلمی ساخته شده که بر اساس اسناد به دست آمده درباره پیش و پس از برگزاری مزایده است. اسنادی که نشان میدهد احتمالا مزایده پیش از آنکه میراث فرهنگی نظر نهایی خود را درباره کتابچه اعلام کند برگزار شدهاست. برای همین مزایده به شدت سئوالبرانگیز است. مخصوصا زمان آن که همزمان با اوج حملات اسرائیل و آمریکا به ایران و بمباران پایتخت بودهاست.
ممنون