عصر ایران ؛ حسن ظهوری ــ تازهترین اظهارات محمدباقر خرازی جنجال تازهای به پا کرده است. او ادعا کرده که مسعود پزشکیان بارها استعفا داده، اما رهبر جمهوری اسلامی ایران آن را نپذیرفته است و حالا کاسه صبر لبریز شده و اگر یک بار دیگر استعفا کند، رهبر آن را میپذیرد. کمی پس از انتشار این فیلم، روابط عمومی دفتر مجتبی خامنهای اطلاعیهای صادر کرد و این قبیل اظهارنظرها را کذب خواند.
حالا معلوم نیست او این اخبار را از کجا آورده است. خودش طوری حرف میزند که انگار این مطالب را در یک دیدار خصوصی از خود آیتالله مجتبی خامنهای شنیده باشد. بعضیها هم چون خواهر خرازی همسر سید مسعود خامنهای، برادر رهبر ایران، است، آن را باور میکنند. اما ظاهراً این حرفها را در محفلی به او گفتهاند و خرازی، که خودش مدیرمسئول یک نشریه است و باید بداند چنین ادعاهایی نیاز به راستیآزمایی دارند، بدون بررسی صحتوسقم آنها اینگونه دربارهشان صحبت میکند؛ گفتههایی که حتی خود رئیسجمهور هم آنها را تکذیب کرد.
احتمالاً حرفهایی که درباره عباس عراقچی میگوید یا آنچه درباره تغییرات شورای عالی امنیت ملی مطرح کرده و از آمدن محسن رضایی به جای علیاکبر ذوالقدر خبر میدهد هم نادرست باشد. البته این اولین بار نیست که محمدباقر خرازی اظهاراتی جنجالی و در عین حال بدون پشتوانه و مستندات کافی مطرح میکند.
جنجالیترین اظهارات او به اواخر سالهای ۱۳۹۱ و ۱۳۹۲ و انتخابات یازدهمین دوره ریاستجمهوری بازمیگردد. او که پسر آیتالله سیدمحسن خرازی، عضو مجلس خبرگان رهبری، برادر سیدمحمدصادق خرازی و برادرزاده کمال خرازی، وزیر امور خارجه پیشین، است، قصد داشت رییس جمهوری شود.
محمدباقر خرازی چندان سابقه فعالیت اجرایی، مانند نمایندگی مجلس یا حضور در کابینه دولت، را در کارنامه خود ندارد. پیش از انقلاب، در نوجوانی همراه برادرش در برخی فعالیتهای سیاسی علیه حکومت پهلوی شرکت کرده بود. پس از انقلاب هم به جبهه رفت. همچنین در حوزه علمیه قم نزد آیتالله محمدتقی مصباح یزدی، آیتالله عبدالله جوادی آملی و آیتالله حسنزاده آملی تحصیل کرده است.
او از دهه ۱۳۷۰ حزبالله ایران را تأسیس کرد و از آن زمان تاکنون دبیرکل این حزب است. به همین دلیل مدیرمسئول نشریه «حزبالله» هم هست. علاوه بر این، مراکزی مانند مدرسه اجتهادی محسنی، مؤسسه فرهنگی ـ هنری امام حسن عسکری و مدرسه امام هادی را هم تأسیس کرده و مدیریت میکند. همچنین گفته میشود که مجتبی خامنهای احتمالاً از شاگردان او بوده است.
این روحانی ۶۵ ساله، زمانی که در ۵۲سالگی سودای ریاستجمهوری را در سر داشت، تصور میکرد با طرح ادعاهای بزرگ و بیان حرفهایی که شواهد و مستندات روشنی برای آنها وجود نداشت، میتواند آرای کافی برای نشستن بر صندلی ریاستجمهوری را به دست آورد. او همان زمان نام «دولت پارس اسلامی» را برای دولت خود انتخاب کرد؛ «پارس» مخفف «پیشرفت، آرامش، رفاه و سلامتی» بود. همچنین میگفت دولتش «دولت المتقین» است و رنگ سبز را هم بهعنوان رنگ انتخاباتی خود برگزیده بود.
به باور او، شرط ظهور حضرت امام زمان سه مرحله دارد: نخست «آحاد المتقین»، یعنی افراد باتقوا؛ سپس «حزب المتقین»، یعنی تشکیل حزب متقین؛ و در نهایت «دولت المتقین»، یعنی تشکیل دولت متقین.
جنجالیترین و بحثبرانگیزترین شعار او در آن دوران، بازگرداندن سرزمینهای جداشده از ایران، یعنی تاجیکستان، ارمنستان و جمهوری آذربایجان، بدون جنگ بود؛ شعاری که بازتاب گستردهای داشت. هر سه کشور به این اظهارات واکنش نشان دادند. تاجیکستان این سخنان را «ماجراجویانه، سادهلوحانه، دسیسهجویانه و ناشی از بیاطلاعی از واقعیتهای منطقه، جهان و نظم حقوقی بینالملل» توصیف کرد، آن را مداخله در امور یک کشور مستقل دانست و بهشدت محکوم کرد.
ارمنستان و جمهوری آذربایجان هم سخنان او را مضحک و نامعقول خواندند، آن را چندان جدی نگرفتند و مدعی شدند که این اظهارات نشاندهنده فقدان اندیشهای آزاد و مستقل است.
او همچنین وعده داده بود که ظرف کمتر از یک سال، قیمت دلار را به هزار تومان خواهد رساند. بیشتر شعارها و ادعاهای او با تمسخر و بیتوجهی روبهرو شد و نه با حمایت جدی. خرازی خود را فقیرترین نامزد انتخابات معرفی میکرد و مدام جنجالی تازه به پا میکرد. جنجالهای او همان سال، با تأیید نشدن صلاحیتش، پایان یافت.
در سالهای اخیر، او دوباره با طرح اظهارات جنجالی به صحنه بازگشته است. او یکی از سرسختترین مخالفان مذاکره با آمریکا و از موافقان ساخت سلاح هستهای است. او تنها راه نجات ایران را ساخت بمب اتمی میداند و معتقد است نهتنها باید این بمب ساخته شود، بلکه باید از آن هم استفاده کرد؛ آن هم برای حمله به آمریکا. مثلا میگوید بمب و موشک به اقیانوس اطلس و آرام بزینم که موجش به آمریکا برسد.
البته او ایده دیگری هم برای از پا درآوردن آمریکا دارد. مثلاً در یکی از ویدیوهایش میگوید وقت آن رسیده که در آمریکا جنگ داخلی راه بیندازیم. سیاهان را به جان سفیدپوستان بیاندازیم و بین ایالتها درگیری ایجاد کنیم.
این روزها تعداد کسانی که همفکر او هستند، اگرچه کم است، اما تریبون رسمی برای بیان دیدگاههایشان دارند. اینکه چگونه فکر میکنند، شاید چندان مهم نباشد، اما اینکه به آنها تریبون داده میشود تا چنین اظهاراتی که نادرست هم هستند مطرح کنند، عجیب است. مثل استعفای رئیس جمهور و کذب بودن آن.