روزنامه فرهیختگان در گزارش "درباره تفاهمنامه اسلامآباد" نوشت: «در چند ساعت پس از اعلام امضای تفاهمنامه پایان جنگ؛ برخی در مورد حرکت به سمت صلح سخن گفتهاند، این تحلیلی غلط است؛ چرا که پایان جنگ به معنای پایان دشمنی نیست و تا وقتی دشمنی آمریکا و اسرائیل علیه ایران وجود دارد، صحبت از صلح بیمعناست. نباید تصور کرد که امضای یک توافق، به معنای پایان خصومتها و دشمنیهای ریشهدار آمریکا و اسرائیل در برابر ایران است.»
به گزارش عصر ایران، میکائیل دیانی نویسنده گزارش، افزود: «این تفاهمنامه و پایان جنگ فعلی، موضوعی مجزا از انتقام خونهایی است که ما در این جنگ دادهایم. خونخواهی رهبر شهیدمان و دیگر شهدای این جنگ برای ما محفوظ است و کینه پدرکشتگی در دلهای جامعه ایران؛ نسبت به آمریکا و اسرائیل حک شده است.»
در بخش دیگری از گزارش روزنامه فرهیختگان آمده است: در مدتی که موضوع تفاهمنامه پایان مذاکرات مطرح شد، نقدهای بسیاری در خصوص متن یا متون احتمالی که منجر به متن نهایی شده است، در فضای رسانهای کشور مطرح شد؛ برخلاف نظر رهبر معظم انقلاب که فرمودند «اختلافات غیرموجه و حتی موجه تبدیل به منازعات نشود»؛ بعضاً این نقدها تبدیل به منازعات و حتی بستری برای اختلاف و درگیری بین صفوف ملت شد؛ اگرچه که قاطبه ملت با هوشیاری تلاش کردند در عین اختلافنظر در مورد انتظاراتشان از مذاکرات، این موضوع را به محلی برای اختلاف و آسیب به وحدت نکنند.
در مورد کموکیف مذاکرات آنچه مهم است «اطلاعات از شرایط و ملاحظات اداره کشور» در همه سطوح اداری، اقتصادی، اجتماعی، انتظامی، نظامی و زوایای آن است.
واقعیت این است که افکار عمومی و حتی فعالان سیاسی و رسانهای، تنها بخش محدودی از اطلاعات و ملاحظات کشور را در اختیار دارند.
تصمیمگیران عالی کشور اما مجموعهای از دادههای امنیتی، اقتصادی، نظامی و سیاسی را بهصورت همزمان بررسی میکنند؛ از مسائل مربوط به منابع ارزی و تأمین کالاهای اساسی گرفته تا وضعیت آمادگی دفاعی و تحولات منطقهای خبر دارند و آنها بهتر میتوانند در مورد کشور تصمیم بگیرند و اعتماد به این فرایند شاید معقولانهترین رفتار ایرانیان باشد.
از همین رو، تحلیلهای عمومی هرچند ارزشمند هستند، اما نمیتوانند جایگزین تصویری شوند که تصمیمگیران از کلیت شرایط کشور در اختیار دارند. در همین چهارچوب، دستکم باید از بدبینی و سوءظن نسبت به مسئولانی که در چهارچوب نظام جمهوری اسلامی مسئولیت دارند، پرهیز کرد.
نقد عملکردها حق طبیعی جامعه است، اما نسبتدادن خیانت یا سوءنیت بدون دلیل، نه کمکی به حل مسائل میکند و نه به انسجام ملی! کمااینکه خامنهای شهید همین چند ماه پیش فرمودند «من از اینکه به رؤسای کشور، به رئیسجمهور و دیگران در یکچنین شرایط مهم بینالمللی و داخلی اهانت بشود، بهشدت پرهیز میدهم و نمیگذارم و منع میکنم، نهی میکنم کسانی را؛ حالا ممکن است در مجلس باشد، ممکن است بیرون مجلس باشد، ممکن است هر جا باشد.»
احتمالاً مواجهه اولیه با قطعنامه 598 نیز چنین بوده است که امام در آن نامه محرمانه و تاریخی نوشتهاند: «گفتم جلسهای تشکیل گردد تا آتشبس را به مردم تفهیم نمایند. مواظب باشید، ممکن است افراد داغ و تند با شعارهای انقلابی شما را از آنچه صلاح اسلام است دور کنند. صریحاً میگویم باید تمام همتتان در توجیه این کار باشد. قدمی انحرافی حرام است و موجب عکسالعمل میشود؛
شما میدانید که مسئولان ردهبالای نظام با چشمی خونبار و قلبی مالامال از عشق به اسلام و میهن اسلامیمان چنین تصمیمی را گرفتهاند. خدا را درنظر بگیرید و هر چه اتفاق میافتد از دوست بدانید. والسلام علینا و علی عبادالله الصالحین. شنبه ۲۵/تیر ۶۷ روحالله الموسوی الخمینی»