فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۷۰۶۱۷
تاریخ انتشار: ۱۱:۲۰ - ۲۵-۰۳-۱۴۰۵
کد ۱۱۷۰۶۱۷
انتشار: ۱۱:۲۰ - ۲۵-۰۳-۱۴۰۵
گذار از بازیگری به اجرا؛ گفت و گو در تقاطع هنر و اندیشه

نه فرشته‌ام نه شیطان؛ نگاهی به دگردیسی بهاره افشاری در برنامۀ «منشور»

س
جزئیات ساده و حساب‌شده، فضای گفت‌وگو را از حالت رسمی و خشک خارج می‌کنند و به میهمان این پیام را می‌دهد که قرار نیست در گفتگویی متعارف حاضر شود بلکه به محفلی دعوت شده که روایت‌های شخصی‌ او ارزش شنیده‌ شدن دارند.

عصر ایران؛ یلدا آذرپی- احتمالاً این گزاره به مذاق بهاره افشاری خوش نیاید، اما مرور کارنامهٔ پُرحجم او پرسشی جدی را پیش می‌کشد. بازیگری که از دههٔ هشتاد در آثار متعددی از کارگردانانِ گوناگون سینما و تلویزیون حضور داشته، انتظار می‌رود مسیر رشد و تکامل چشمگیری را در حرفهٔ بازیگری طی کرده باشد؛ انتظاری که دست‌کم در بسیاری از نقش‌های او برآورده نشده است.

به بیان دیگر، کارنامه‌اش بیش از آنکه نشان‌دهندهٔ سیر صعودی در بازیگری باشد، حکایت از تکرار الگوهای آشنا دارد. با این حال، همین ویژگی‌ها او را به گزینه‌ای مناسب برای اجرای رئالیتی‌شو تبدیل کرده است.

حضور طبیعی، شخصیت رسانه‌ای و توانایی ایجاد ارتباط با مخاطب، گاه مهم‌تر از مهارت‌های کلاسیکِ بازیگری است. از این منظر، بهاره افشاری در فضای رئالیتی‌شو نه‌تنها موفق، که در برخی موارد درخشان ظاهر شده است.

خانم افشاری از چهره‌ای گیرا و شخصیتی جسور برخوردار است و همین ویژگی‌ها در سریال بحث‌برانگیز «او یک فرشته بود» به کارگردانی «علیرضا افخمی» به‌خوبی نمود پیدا کرد.

او در این مجموعه، که از پربحث‌ترین سریال‌های مناسبتی دههٔ هشتاد بود، حضوری تأثیرگذار داشت و توانست توجه طیف گسترده‌ای از مخاطبان را به خود جلب کند.

این نقش در عمل به ویترینی برای نمایش کاریزما، اعتمادبه‌نفس و توانایی او در باورپذیر کردنِ شخصیت تبدیل شد؛ ویژگی‌هایی که باعث شدند حضورش در ذهن بسیاری از بینندگان ماندگار شود، حتی اگر کارنامهٔ بازیگری‌اش در سال‌های بعد هم‌سطحِ آن موفقیت پیش نرفته باشد.

او یک فرشته بود

حضور بهاره افشاری در نقش شخصیتی با وجوه شیطانی در سریال «او یک فرشته بود»، او را در کانون یکی از جنجالی‌ترین تجربه‌های تلویزیونِ ایران قرار داد.

این مجموعه به‌دلیل پرداختِ متفاوت به مفاهیم خیر و شر و تصویرسازی کم‌سابقه‌ از مفاهیمی مثل وسوسه و فریب، با واکنش‌های گسترده و گاه تند مواجه شد و حاشیه‌های فراوانی برانگیخت.

افشاری در چنین فضایی نشان داد از پذیرش نقش‌های پرریسک و چالش‌برانگیز هراسی ندارد. او با اتکا به نگاه نافذ، اعتمادبه‌نفس در اجرا و توانایی القای پیچیدگی‌های شخصیتی، موفق شد کاراکتری خلق کند که فراتر از نقش تلویزیونی، به بخشی از حافظهٔ جمعی مخاطبانِ آن دوره مبدل شود. همین حضور جسورانه، نام او را در میان چهره‌های به‌یادماندنیِ صدا و سیمای دههٔ هشتاد تثبیت کرد و ظرفیتش را برای ایفای نقش‌های مبتنی بر اغواگری، قدرت و تأثیرگذاری به نمایش گذاشت.

پدرخوانده تسهیل‌گر است

اما دگرگونی اصلی در شخصیت رسانه‌ایِ بهاره افشاری، با ورود به جهان سرگرمی و رئالیتی‌شو رخ داد.

حضور در برنامه‌هایی چون «شب‌های مافیا» و «پدرخوانده» به کارگردانی «سعید ابوطالب»، تصویری متفاوت از او به نمایش گذاشت؛ تصویری که در آن دیگر خبری از نقش‌های از پیش نوشته‌شده نبود و توانایی تحلیل، استدلال، مدیریت گفت وگو و خوانش رفتار انسان‌ها اهمیت داشت.

مخاطب در این رقابت‌های پرفشار با چهره‌ای روبه‌رو شد که می‌توانست از خلال جزئیات گفتار، زبان بدن و تناقض‌های رفتاری، به لایه‌های پنهان شخصیت افراد نفوذ کند.

شاید بتوان گفت تجربهٔ حضور در «شب‌های مافیا» و «پدرخوانده» مقدمه‌ای برای رسیدن به «منشور» بود. کسی که در میدان پیچیده بازی‌های روان‌شناختی می‌تواند با پرسشی حساب‌شده، سکوتی معنادار و مشاهده‌ای دقیق، مسیر گفتگو را تغییر دهد، طبعاً در مقام مجری نیز ابزارهای متفاوتی در اختیار دارد.

در «مافیا» هدف، شناسایی و حذف رقیب بود و در «منشور»، هدف کشف و فهم انسان‌ها. افشاری همان مهارت‌های تحلیلی را این بار در خدمت روایتگری قرار داده تا به‌جای کنار زدنِ افراد، آن‌ها را برای مخاطب آشکار کند.

در این میان، نقش سعید ابوطالب در شکل‌گیری این مسیر را نمی‌توان نادیده گرفت. مهم‌ترین دستاورد او تغییر نگاه به مفهوم سرگرمی در رسانه‌های ایران است.

ابوطالب نشان داد جذابیت الزاماً از دل ستاره‌های بزرگ، دکورهای پرزرق‌وبرق یا فیلمنامه‌های پیچیده بیرون نمی‌آید. او دوربین را متوجه موقعیت‌ها کرد؛ موقعیت‌هایی که در آن انسان‌های واقعی، با همهٔ ضعف‌ها، تردیدها، رقابت‌ها و واکنش‌های پیش‌بینی‌ناپذیرشان، داستان مفرحی می‌سازند.

به این ترتیب مرکز ثقل سرگرمی از «بازیگر» به «موقعیت» منتقل شد؛ رویکردی که راه را برای گسترش مسابقه‌ها، رئالیتی‌شوها و تاک‌شوهای متکی بر شخصیت و تعامل انسانی هموار کرد.

تاک‌شوهایی که امروز با اجرای چهره‌هایی چون بهاره افشاری شکل می‌گیرند، در واقع ادامهٔ منطقی همین مسیرند. تفاوت در این است که این بار رقابت جای خود را به گفتگو داده و هیجان از دل مواجههٔ اندیشه‌ها و تجربه‌های انسانی بیرون می‌آید. مزیت افشاری در «منشور» این است که تجربهٔ بازیگری را نیز به این فرمول اضافه کرده است.

او گفت وگو را مانند مجری یا خبرنگار پیش نمی‌برد، بلکه با درکی دراماتیک از روایت، ریتم و شخصیت‌پردازی، مسیر مصاحبه را هدایت می‌کند. درنتیجه می‌داند چه زمانی سکوت کند تا میهمان فرصت اندیشیدن بیابد و چه زمانی با طرح پرسشی دقیق، از لایه‌های دفاعی او عبور کند.

مهارت در شنیدن و هدایت هوش‌مندانه

حضور او در «منشور» بیش از آنکه یادآور حضور مجری رسمی باشد، به دوست، همراه و راهنمای گفت وگو شباهت دارد.

این رویکردِ دوستانه، در کنار تسلط کلامی و تجربهٔ سال‌ها حضور در برابر دوربین، فضایی امن برای میهمانان ایجاد می‌کند؛ فضایی که در آن افراد کمتر به نمایش چهره‌ای کنترل‌شده از خود فکر می‌کنند و بیشتر به بیان آنچه واقعاً در ذهن دارند تمایل نشان می‌دهند.

همین ویژگی است که شیوهٔ میزبانی افشاری را از بسیاری از تاک‌شوهای متعارف متمایز می‌کند و نشان می‌دهد در گفت‌وگوهای عمیق، گاهی شنیدنِ دقیق و هدایتِ هوشمندانه، مؤثرتر از تقابل و پرسش‌های تهاجمی است.

انقلاب در فرم؛ جایگاه تاک‌شوهای زنانه در رسانهٔ امروز

اجرای زنانه در رسانه فارسی سال‌ها عمدتاً میان دو قطب در نوسان بود؛ یا برنامه‌هایی با محوریتِ سبک زندگی، خانواده و سرگرمی‌های روزمره ساخته می‌شد، یا گفت‌وگوهایی کوتاه و کم‌عمق شکل می‌گرفت که مجال چندانی برای کندوکاو در شخصیت و اندیشه میهمان باقی نمی‌گذاشت. «منشور» کوشیده از این الگو فاصله بگیرد و تصویری متفاوت از اجرای زنانه ارائه دهد؛ تصویری که در آن قدرت نه از گذر تسلط آشکار بر گفت‌وگو، که از مسیر همدلی، دقت و فهم متقابل شکل می‌گیرد.

در این چارچوب، اجرای زنانه دیگر مترادف با لطافتِ صرف یا بازتولید کلیشه‌های رایج نیست، بلکه به معنای توانایی نفوذ به لایه‌های پنهانِ شخصیت انسان‌هاست.

بهاره افشاری در مقام مجری کمتر می‌کوشد بر میهمان غلبه کند و بیشتر تلاش می‌کند او را به بیان ناگفته‌هایش ترغیب کند. نتیجه آن است که گفت‌وگو از قالب خشکِ پرسش و پاسخ خارج می‌شود و به فرآیندی برای کشف مشترک تبدیل می‌شود؛ فرآیندی که در آن مجری و میهمان در کنار یکدیگر به فهم عمیق‌تری از تجربه‌های زیسته می‌رسند.

در شرایطی که بسیاری از تاک‌شوها بر تقابل، سرعت و چالش‌های مستقیم استوارند، «منشور» از آرامش، تأمل و گفت‌وگوی تدریجی بهره می‌گیرد. همین تفاوت باعث شده برنامه نه فقط برای مخاطبان زن، که برای طیف گسترده‌ای از بینندگان جذاب باشد؛ زیرا فضایی فراهم می‌کند که در آن اندیشیدن بر هیاهو و شنیدن بر غلبه‌کردن اولویت دارد.

جراحی با کلمات؛ نقش نگاه انتقادی در لایه‌های پنهان گفت‌وگو

یکی از ویژگی‌های مهم «منشور» پرهیز از ستایش‌های کلیشه‌ای و تعارفات رایج در برنامه‌های گفت‌وگومحور است. در بسیاری از تاک‌شوها، مجری برای ایجاد صمیمیت، مسیر گفتگو را با تعریف و تمجید هموار می‌کند، اما در «منشور» نزدیکی از مسیر پرسش‌گری حاصل می‌شود که گرچه محترمانه است، اما از طرح مسائلِ دشوار نیز هراس ندارد.

نگاه انتقادی در این برنامه بیشتر به کنجکاوی فلسفی شباهت دارد تا بازجویی رسانه‌ای. پرسش‌ها به گونه‌ای طراحی می‌شوند که میهمان را از پاسخ‌های آماده و کلیشه‌ای دور کنند و او را وادارند دربارهٔ انتخاب‌ها، شکست‌ها، تناقض‌ها و باورهایش عمیق‌تر بیندیشد. در چنین فضایی، هر خاطره صرفاً روایت شخصی نیست؛ مجالی برای تحلیل و بازاندیشی است.

همین رویکرد است که «منشور» را از برنامه‌ای صرفاً سرگرم‌کننده فراتر می‌برد و به مستندی اجتماعی تبدیل می‌کند که مخاطب را با زندگی افراد مشهور و شیوهٔ مواجههٔ آن‌ها با مسائل انسانی آشنا می‌کند. جسارت در پرسشگری، همراه با حفظ احترام و وقار، موجب شده میهمانان حتی در حساس‌ترین لحظات نیز احساس امنیت کنند و گفت‌وگو را به میدان دفاع و حمله تبدیل نکنند.

میهمانان خاص و جادوی لحظه‌های ماندگار

یکی از عوامل موفقیت هر تاک‌شو، کیفیت انتخاب میهمانان آن است و «منشور» نیز از این قاعده مستثنی نیست. ترکیب میهمانان برنامه به چهره‌های مشهور محدود نمی‌شود، بلکه طیفی از هنرمندان، اندیشمندان، فعالان فرهنگی و افرادی را در بر می‌گیرد که هر یک تجربه‌ای متفاوت برای روایت دارند.

برنامه بیش از آنکه به دنبال شهرت باشد، در پی معناست. ارزش میهمان در «منشور» به تعداد دنبال‌کنندگانش نیست و به ظرفیت او برای روایتِ تجربه‌ای انسانی و تأمل‌برانگیز وابسته است. به همین دلیل، لحظاتی که افراد از شکست‌ها، تردیدها، ترس‌ها یا تصمیم‌های سرنوشت‌ساز زندگی خود سخن می‌گویند، به نقاط عطفِ برنامه تبدیل می‌شوند.

هنر اصلی مجری نیز همین‌ است؛ توانایی استخراج جوهر شخصیت میهمان. بسیاری از تأثیرگذارترین جمله‌های برنامه حاصل پرسش‌های پیچیده نیستند؛ نتیجهٔ مکث‌های به‌جا و پیگیری‌ هوشمندانۀ یک واژه یا یک خاطره‌اند. این شیوه باعث می‌شود مخاطب احساس کند با نسخه‌ای واقعی‌تر و کمتر دیده‌شده از میهمان روبه‌روست.

روایتی فراتر از مصاحبهٔ معمولی

بزرگ‌ترین امتیاز «منشور» شاید در شیوهٔ روایت آن نهفته باشد. در بسیاری از برنامه‌های گفت‌وگومحور، پرسش‌ها به‌صورت خطی و مستقل مطرح می‌شوند، اما در «منشور» هر پاسخ به نقطهٔ آغاز پرسش بعدی تبدیل می‌شود و گفت‌وگو به‌تدریج ساختاری روایی پیدا می‌کند.

هدف صرفاً جمع‌آوری اطلاعات نیست، بلکه ایجاد ساختاری منسجم از زندگی، اندیشه و جهان ذهنی میهمان است. گفتگو مانند داستانی پیش می‌رود که فصل به فصل گسترش می‌یابد و در پایان تصویری کامل‌تر از شخصیت فرد ارائه می‌دهد.

در کنار این موارد، کادربندی‌های بصری و فضای آرام برنامه نیز قابل‌توجه‌اند. کادربندی‌های آرام، نورپردازی ملایم و پرهیز از شلوغی‌های مرسوم در بسیاری از تاک‌شوها، فضایی ایجاد کرده که بیش از آنکه یادآور استودیوی رسمی باشد، به نشستی دوستانه و تأمل‌برانگیز شباهت دارد.

یکی از امضاهای شخصی بهاره افشاری در این برنامه، شیوهٔ میزبانی اوست. استقبال از میهمانان با چای، میوه، شیرینی و گاه دل‌نوشته‌هایی که برای آنان آماده شده، بخشی از معماری احساسی برنامه است. همین جزئیات ساده و حساب‌شده، فضای گفت‌وگو را از حالت رسمی و خشک خارج می‌کنند و به میهمان این پیام را می‌دهند که قرار نیست در گفتگویی متعارف حاضر شود. او به محفلی دعوت شده که تجربه‌ها و روایت‌های شخصی ارزش شنیده‌شدن دارند.

همین آداب میزبانی دیوارهای معمولِ حائل بین مجری و میهمان را کوتاه‌تر می‌کند. چای و پذیرایی در «منشور» بخشی از زبان برنامه است، زبانی که بر صمیمیت، احترام و شنیدن استوار شده است. دل‌نوشته‌های افشاری نیز در بسیاری از قسمت‌ها نقش مقدمه‌ای عاطفی برای ورود به جهان ذهنی میهمان را ایفا می‌کنند و نشان می‌دهند گفت‌وگو پیش از آغاز ضبط، با مطالعه و شناخت قبلی همراه بوده است.

امضای «منشور»؛ بازگرداندنِ شأن به گفت‌وگو

«منشور»، تلاش برای بازگرداندن شأن و عمق به گفت‌وگو است. تفاوت اصلی برنامه با بسیاری از نمونه‌های مشابه در هدف آن نهفته است. در حالی که بخش قابل توجهی از تاک‌شوهای امروز بر جنجال، حاشیه‌سازی و تولید لحظه‌های وایرال متمرکزند، «منشور» بر تأمل و شناخت تأکید می‌کند.

در این برنامه، مجری خود را به مرکز توجه تبدیل نمی‌کند، بلکه نقش تسهیل‌گر را بر عهده می‌گیرد؛ کسی که مسیر گفتگو را هموار می‌کند تا میهمان بتواند خود را آشکار سازد. از سوی دیگر، موضوعات مورد بحث نیز غالباً فراتر از اخبار روزمره و حواشی زودگذر هستند و به مفاهیمی بنیادین همچون تنهایی، شکست، عشق، مسئولیت، امید و معنای زندگی می‌پردازند.

«منشور» نشان می‌دهد که مخاطب ایرانی همچنان از گفت‌وگوهای عمیق و اندیشمندانه استقبال می‌کند و برای جذاب‌بودن، همیشه نیازی به جنجال و هیاهو نیست. ترکیب روایتگری، اجرای سنجیده و پرسش‌های هوشمندانه، به این برنامه هویتی مستقل بخشیده است؛ هویتی که در آن کیفیت سکوت به اندازهٔ کیفیت کلام اهمیت دارد و هر گفت‌وگو فرصتی است برای کشف لایه‌ای پنهان از حقیقت انسانی.

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
علی اکبر صالحی: مبادا با اختلاف و چنددستگی، زمینه تحقق خواست دشمنان را فراهم آوریم روز چهارم جام جهانی؛ از شمشیر سامورایی تا بازیکن تونسی‌الاصل که به تونس گل زد(+خلاصه بازی ها) مرگ تلخ کارگر در عمق یک چاه ۱۶۰ شکایت از تبلیغ دخانیات در سریال‌های نمایش خانگی واکنش ظریف به یادداشت تفاهم ایران- آمریکا: جای شهدا خالی خبرگزاری فرانسه: جلسات مقدماتی پیش از امضای توافق‌نامه ایران-آمریکا در دوحه برگزار می‌شود وداع هنرمندان با شهرزاد جواهری در بهشت زهرا تاکید وزیر کشور بر ضرورت مدیریت مصرف انرژی: باید به سمت انرژی‌های غیر فسیلی برویم اطلاعات سپاه: انهدام هسته تروریستی در سیستان و بلوچستان عارف: پیروزی ایران مرهون رهبری هوشمندانه و دقیق آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای است وزیرعلوم: چرا دانشگاه باید هدف باشد؟ احکام سنگین در بحرین علیه ۱۲ نفر به اتهام همبستگی با ایران آخرین وضعیت ساختمان‌های ناایمن پایتخت فرمانده کل ارتش: دشمن فهمید که باید به ایران احترام بگذارد بانک رفاه سقف وام بازنشستگان را افزایش داد