فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۶۹۱۹۶
تاریخ انتشار: ۰۵:۳۹ - ۱۹-۰۳-۱۴۰۵
کد ۱۱۶۹۱۹۶
انتشار: ۰۵:۳۹ - ۱۹-۰۳-۱۴۰۵

چرا حمله ایران به اسرائیل قابل دفاع است؟

پرتاب موشک ایران
پاسخ ایران دفاع از یک نقطه جغرافیایی نبود؛ دفاع از این پیام بود که ایران، به‌عنوان یک دولت تمدنی، نه متحدانش را در لحظه خطر رها می‌کند، نه اجازه می‌دهد آتش‌بس به نام صلح و به کام فرسایش قدرتش تبدیل شود.

دکتر روزبه کردونی در یادداشتی در روزنامه اطلاعات با تحلیل اقدام ایران در حمله به اسرائیل پس از بمباران ضاحیه لبنان نوشت:
«پاسخ ایران به اسرائیل را باید در یک جمله خلاصه کرد: ایران برای گسترش جنگ پاسخ نداد؛ برای جلوگیری از بی‌اعتبار شدن آتش‌بس، فروپاشی بازدارندگی و تبدیل لبنان به نقطه فشار علیه ایران پاسخ داد. لبنان در این لحظه حاشیه جنگ نیست؛ آزمون صداقت آتش‌بس، اعتبار ایران و معنای واقعی صلح منطقه‌ای است.

به گزارش عصر ایران در بخشی از این یادداشت آمده است: «در چارچوب «ایران به‌مثابه دولت تمدنی»، این پاسخ معنای عمیق‌تری هم دارد. دولت تمدنی فقط با جغرافیا، جمعیت یا قدرت نظامی تعریف نمی‌شود؛ با حافظه تاریخی، اعتبار کلام، وفاداری به عهد و توان دفاع از نظم معنایی خود شناخته می‌شود.

 کشوری که خود را حامل یک سنت تمدنی می‌داند، نمی‌تواند در لحظه آزمون، از اعتبار سخن، تعهدات و متحدان خود عقب‌نشینی کند. چنین عقب‌نشینی‌ای فقط یک عقب‌نشینی نظامی نیست؛ فرسایش شأن تمدنی و اعتبار تاریخی کشور است.

از این منظر، پاسخ ایران دفاع از یک نقطه جغرافیایی نبود؛ دفاع از این پیام بود که ایران، به‌عنوان یک دولت تمدنی، نه متحدانش را در لحظه خطر رها می‌کند، نه اجازه می‌دهد آتش‌بس به نام صلح و به کام فرسایش قدرتش تبدیل شود.

 دولت تمدنی اگر از صلح سخن می‌گوید، باید از صلح واقعی دفاع کند؛ صلحی که گزینشی نباشد، متحد را قربانی نکند و اعتبار تعهد را از میان نبرد.

 بنابراین، پاسخ ایران از ضاحیه تا بازدارندگی امتداد داشت: دفاع از لبنان، دفاع از اعتبار ایران بود.»

متن کامل یادداشت دکتر روزبه کردونی را به نقل از روزنامه اطلاعات در ادامه آمده است:

از ضاحیه تا بازدارندگی چرا ایران پاسخ داد؟

دکتر روزبه کردونی 

روزنامه اطلاعات

پاسخ ایران به اسرائیل پس از حمله به ضاحیه بیروت، از منظر راهبردی قابل دفاع بود؛ نه چون ایران خواهان گسترش جنگ است، بلکه چون اجازه نداد آتش‌بس به ابزار تضعیف تدریجی بازدارندگی، متحدان و اعتبار منطقه‌ای‌اش تبدیل شود.

اگر قرار باشد ایران به منطق توقف جنگ پایبند بماند، اما هم‌زمان لبنان زیر حمله باشد، دیگر با آتش‌بس واقعی روبه‌رو نیستیم؛ با آتش‌بسی گزینشی روبه‌رو هستیم که در یک جبهه توقف می‌خواهد و در جبهه‌ای دیگر جنگ را ادامه می‌دهد. دلایلی که این پاسخ را قابل دفاع می‌کند، به‌ترتیب زیر است:

۱. آتش‌بس گزینشی

آتش‌بس زمانی معنا دارد که منطق توقف جنگ در همه جبهه‌های مرتبط پذیرفته شود. اگر طرف مقابل بتواند با ایران از آتش‌بس سخن بگوید، اما هم‌زمان در لبنان عملیات نظامی انجام دهد، معنای آتش‌بس تغییر می‌کند. در چنین وضعی، آتش‌بس دیگر ابزار توقف جنگ نیست؛ به ابزار مدیریت یک‌طرفه جنگ و فرسایش تدریجی قدرت ایران تبدیل می‌شود.

پاسخ ایران نشان داد که تهران آتش‌بس را گزینشی نمی‌پذیرد: نمی‌توان با ایران از توقف جنگ گفت و هم‌زمان لبنان را زیر حمله برد.

۲. بازدارندگی ایران

لبنان برای ایران صرفاً یک پرونده مذهبی، عاطفی یا ایدئولوژیک نیست؛ بخشی از معماری بازدارندگی منطقه‌ای است. اگر حمله به لبنان بی‌پاسخ بماند، پیام خطرناکی تولید می‌شود: اینکه طرف مقابل می‌تواند با ایران مذاکره کند، اما هم‌زمان متحدان، عمق راهبردی و نقاط اتکای بازدارندگی ایران را هدف بگیرد.

 چنین وضعی نه صلح، بلکه تضعیف تدریجی ایران در پوشش آتش‌بس است. از این منظر، دفاع از لبنان دفاع از یک متحد صرف نیست؛ دفاع از منطق بازدارندگی ایران است.

۳. تصویر قدرت

پاسخ ایران یک تصویر مهم از قدرت ساخت: ایران فقط از سرزمین خود دفاع نمی‌کند؛ از اعتبار تعهدات، متحدان و عمق بازدارندگی خود نیز دفاع می‌کند. در ماه‌های گذشته کوشیده شده بود تصویری ساخته شود که ایران تضعیف شده، شبکه متحدانش فرسوده شده و امکان اعمال اراده منطقه‌ای خود را از دست داده است.

پاسخ به حمله علیه لبنان، این تصویر را مخدوش کرد و نشان داد که ایران هنوز می‌تواند هزینه نقض آتش‌بس را بالا ببرد. این تصویر، خود بخشی از بازدارندگی است.

۴. رها نکردن متحد

رها نکردن متحد، فقط یک شعار سیاسی نیست؛ قاعده‌ای عقلانی در سیاست قدرت است. در سنت راهبردی آمریکا نیز این اصل جایگاه داشته است. در روند پایان جنگ ویتنام، نیکسون و کیسینجر مفهوم «صلح با شرافت» را بر این پایه توضیح می‌دادند که آمریکا نباید به‌عنوان قدرتی شناخته شود که برای خروج از جنگ، متحد خود، یعنی ویتنام جنوبی، را قربانی و رها کرده است.

پیام چنین رفتاری فقط در سایگون شنیده نمی‌شد؛ در همه پایتخت‌هایی شنیده می‌شد که به تعهدات امنیتی آمریکا تکیه کرده بودند.

از همین منظر، ایران نیز نمی‌تواند در آتش‌بس منطقه‌ای بپذیرد که لبنان، به‌عنوان بخشی از معادله بازدارندگی، بیرون از شمول آتش‌بس باقی بماند. کوتاه‌آمدن در این نقطه، فقط عقب‌نشینی از لبنان نیست؛ عقب‌نشینی از اصل اعتبار راهبردی ایران است.

۵. مدیریت زمان جنگ

نکته مهم دیگر، زمان پاسخ است. اگر ارزیابی نیروهای مسلح ایران این بوده که جنگ دوباره محتمل یا حتی اجتناب‌ناپذیر است، عقلانی نیست که ایران اجازه دهد زمان، مکان و ریتم جنگ فقط به انتخاب دشمن تعیین شود. در چنین وضعی، پاسخ ایران می‌تواند تلاشی برای تغییر زمان‌بندی، بازگرداندن ابتکار عمل و جلوگیری از تحمیل جنگ در لحظه مطلوب دشمن باشد. این نه شتاب‌زدگی، بلکه مدیریت زمان در منطق جنگ است.

۶. افکار عمومی

از منظر افکار عمومی ایران نیز این پاسخ قابلیت فهم دارد. جامعه‌ای که هزینه جنگ، ناامنی و تهدید را لمس کرده، می‌فهمد که نقض بی‌پاسخ آتش‌بس، دشمن را به نقض‌های بعدی تشویق می‌کند. اگر امروز حمله به لبنان بی‌هزینه بماند، فردا آتش‌بس در جبهه‌ای دیگر بی‌اعتبار خواهد شد.

دفاع از لبنان در این چارچوب دفاع از یک پیوند مذهبی یا عاطفی صرف نیست؛ دفاع از این اصل است که امنیت ایران فقط در مرزهای جغرافیایی ایران تعریف نمی‌شود، بلکه در اعتبار بازدارندگی و وفاداری به متحدان نیز معنا پیدا می‌کند.

جمع‌بندی: دولت تمدنی و اعتبار تعهد

پاسخ ایران به اسرائیل را باید در یک جمله خلاصه کرد: ایران برای گسترش جنگ پاسخ نداد؛ برای جلوگیری از بی‌اعتبار شدن آتش‌بس، فروپاشی بازدارندگی و تبدیل لبنان به نقطه فشار علیه ایران پاسخ داد. لبنان در این لحظه حاشیه جنگ نیست؛ آزمون صداقت آتش‌بس، اعتبار ایران و معنای واقعی صلح منطقه‌ای است.

در چارچوب «ایران به‌مثابه دولت تمدنی»، این پاسخ معنای عمیق‌تری هم دارد. دولت تمدنی فقط با جغرافیا، جمعیت یا قدرت نظامی تعریف نمی‌شود؛ با حافظه تاریخی، اعتبار کلام، وفاداری به عهد و توان دفاع از نظم معنایی خود شناخته می‌شود.

کشوری که خود را حامل یک سنت تمدنی می‌داند، نمی‌تواند در لحظه آزمون، از اعتبار سخن، تعهدات و متحدان خود عقب‌نشینی کند. چنین عقب‌نشینی‌ای فقط یک عقب‌نشینی نظامی نیست؛ فرسایش شأن تمدنی و اعتبار تاریخی کشور است.

از این منظر، پاسخ ایران دفاع از یک نقطه جغرافیایی نبود؛ دفاع از این پیام بود که ایران، به‌عنوان یک دولت تمدنی، نه متحدانش را در لحظه خطر رها می‌کند، نه اجازه می‌دهد آتش‌بس به نام صلح و به کام فرسایش قدرتش تبدیل شود. 

دولت تمدنی اگر از صلح سخن می‌گوید، باید از صلح واقعی دفاع کند؛ صلحی که گزینشی نباشد، متحد را قربانی نکند و اعتبار تعهد را از میان نبرد. بنابراین، پاسخ ایران از ضاحیه تا بازدارندگی امتداد داشت: دفاع از لبنان، دفاع از اعتبار ایران بود.

در هنگام نگارش این یادداشت، بیانیه قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا منتشر شد؛ بیانیه‌ای که در آن، ضمن اعلام انجام عملیات متقابل ایران در واکنش به حملات اخیر اسرائیل به جنوب لبنان و ضاحیه بیروت، از توقف عملیات نظامی سخن گفته شد. اهمیت این بیانیه در آن است که منطق پاسخ ایران را دقیق‌تر روشن می‌کند: پاسخ، نه از سر شتاب‌زدگی و نه برای گسترش بی‌مهار جنگ، بلکه در چارچوب محاسبه نظامی، بازدارندگی و اعلام حد و مرز آتش‌بس انجام شده است.

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان