عصر ایران- در اواسط دهه 80 میلادی، پیشرفت سریع در مهندسی آیرودینامیک باعث شد طراحی دوچرخه های مسابقه ای وارد مرحله ای کاملا جدید شود. استفاده گسترده از تونل های باد در صنعت دوچرخه سازی، جایگزین روش های سنتی مبتنی بر تجربه شد و تمرکز اصلی مهندسان از کاهش وزن به بهینه سازی مصرف توان یا وات تغییر کرد.
در این دوره، شرکت فرانسوی ژیتان (Gitane) با همکاری شرکت تجهیزات دوچرخه سازی ماویک (Mavic) و حمایت گروه خودروسازی رنو، مدل دلتا را توسعه داد. ماویک یک شرکت فرانسوی فعال در تولید قطعات حرفه ای دوچرخه مانند چرخ ها، رینگ ها و تجهیزات مسابقه ای است که نقش مهمی در توسعه فناوری دوچرخه های رقابتی دارد.
طراحی این دوچرخه تحت تاثیر موج جدید آیرودینامیک در ورزش شکل گرفت که تا حد زیادی پس از رکورد ساعت فرانچسکو موزر شدت گرفت. رکورد ساعت یکی از معتبرترین رکوردهای دوچرخه سواری است که در آن ورزشکار تلاش می کند در مدت زمان یک ساعت، بیشترین فاصله ممکن را در پیست طی کند. فرانچسکو موزر، دوچرخه سوار حرفه ای ایتالیایی، در سال 1984 با استفاده از فناوری های نوین و طراحی آیرودینامیک توانست این رکورد را به شکل چشمگیری ارتقا دهد و توجه جهانی را به نقش علم در دوچرخه سواری جلب کند.
مدل ژیتان دلتا با الهام از این رویکرد، طراحی کاملا متفاوتی نسبت به دوچرخه های سنتی داشت. مهم ترین ویژگی آن فرمانی با طراحی آیرودینامیک و الهام گرفته از بال های دلتا در هواپیما بود که امکان قرارگیری فشرده تر بدن و کاهش مقاومت هوا را فراهم می کرد.
این دوچرخه ابتدا در مسابقات پیست معرفی شد و در سال 1984 وارد رقابت های جاده ای گردید. در ادامه، دوچرخه سوارانی مانند لوران فینیون و گرگ لماند از این مدل در تست ها و مسابقات استفاده کردند. بر اساس مطالعات تونل باد در آن زمان، طراحی فرمان به تنهایی می توانست بیش از 20 وات صرفه جویی انرژی ایجاد کند و در ترکیب با سایر بهینه سازی های آیرودینامیکی، کاهش مصرف توان در سرعت های بالا به حدود 117 وات می رسید.
با وجود نوآوری قابل توجه در طراحی فرمان دلتا، این ایده در سال های بعد به تولید انبوه نرسید. یکی از مهم ترین دلایل این موضوع، تغییر قوانین فدراسیون جهانی دوچرخه سواری بود که بسیاری از طراحی های بسیار آیرودینامیک و غیرمتعارف را محدود یا ممنوع کرد تا رقابت بیشتر بر توان جسمی ورزشکاران استوار باشد.
از سوی دیگر، این فرمان در عمل کنترل پذیری محدودی داشت و برای استفاده در مسیرهای جاده ای و شرایط واقعی مسابقه، نسبت به طراحی های استاندارد کارایی کمتری ارائه می داد. همزمان با پیشرفت فناوری، راه حل های جدیدی مانند فرمان های تایم تریل مدرن و فریم های کربنی یکپارچه توسعه یافتند که همان مزایای آیرودینامیک را با راحتی و کنترل بیشتر ارائه می کردند، در نتیجه ایده هایی مانند دلتا به تدریج جای خود را به نسل های جدیدتر طراحی دادند.
مدل دلتا نمونه ای از دوره ای بود که در آن مهندسان با تکیه بر فناوری های نوین، مرزهای طراحی دوچرخه را جابجا کردند و نگاه علمی به آیرودینامیک نقش تعیین کننده ای در توسعه تجهیزات ورزشی پیدا کرد.
تنظیم و ترجمه: مازیار دانیالی