فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۶۸۵۴۴
تاریخ انتشار: ۱۸:۴۸ - ۱۶-۰۳-۱۴۰۵
کد ۱۱۶۸۵۴۴
انتشار: ۱۸:۴۸ - ۱۶-۰۳-۱۴۰۵

چرا انتخابات ارمنستان تا این اندازه برای تهران مهم است؟

ارمنستان
رسانه‌های ایران در مورد انتخابات یک‌شنبه ۱۷ خرداد می‌نویسند نتیجه مشخص خواهد کرد آیا ارمنستان به حرکت خود به سمت غرب ادامه می‌دهد یا به سمت روسیه بازمی‌گردد.
سیلویا بولتوک، پژوهشگر ژئوپلیتیک، در مقاله‌ای برای پایگاه تحلیلی اوراسیا اسپشیال به بررسی ابعاد راهبردی انتخابات پارلمانی ارمنستان و بازتاب آن در مواضع و دکترین امنیتی جمهوری اسلامی ایران می‌پردازد. نویسنده با اشاره به طرح کریدور «مسیر ترامپ برای صلح و شکوفایی بین‌المللی» (TRIPP) تاکید می‌کند که از دیدگاه ایران به این کریدور به عنوان جایگزینی خطرناک‌تر از کریدور زنگزور پس از درگیری‌های نظامی اخیر در منطقه نگریسته می‌شود. 
 
به گزارش ایرنا، در این نوشتار آمده‌است: بسیاری از رسانه‌های ایرانی، رای‌گیری انتخابات پارلمانی ارمنستان را بیش از آنکه یک انتخابات عادی بدانند، به عنوان یک همه‌پرسی درباره مسیر صلح پاشینیان و جهت‌گیری ژئوپلیتیک ایروان ارزیابی می‌کنند.
 
رسانه‌های ایران در مورد انتخابات یک‌شنبه ۱۷ خرداد می‌نویسند نتیجه مشخص خواهد کرد آیا ارمنستان به حرکت خود به سمت غرب ادامه می‌دهد یا به سمت روسیه بازمی‌گردد.
 
نیکول پاشینیان، نخست‌وزیر ارمنستان، این انتخابات را به عنوان رفراندومی برای صلح با جمهوری آذربایجان معرفی کرده است، در حالی که منتقدان استدلال می‌کنند این «صلح» به قیمت منافع ارمنستان تمام می‌شود. بر این اساس، تحلیل‌های ایران کمتر بر سیاست حزبی داخلی ارمنستان و بیشتر بر امنیت منطقه‌ای، نفوذ روسیه و مسیر صلح ارمنستان و آذربایجان متمرکز است. همچنین نوعی احساس عدم قطعیت وجود دارد: اگرچه ممکن است پاشینیان شانس بیشتری داشته باشد، اما انتخابات به دلیل احتمال مداخله روسیه و وجود یک جامعه رأی‌دهنده دوقطبی، می‌تواند نتایج غیرمنتظره‌ای داشته‌باشد.
 

دکترین امنیتی ایران و خطوط قرمز ساختاری

 
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران می‌گوید: «جمهوری اسلامی ایران از گسترش مراودات اقتصادی و رفع انسداد از مسیرهای مواصلاتی استقبال می‌کند اما نسبت به نیات بدخواهانه امریکا که سابقه شرارت و تجاوزگری در مناطق مختلف دنیا دارد، سوء ظن شدید دارد و مخالفت خود را با چنین حضور ناامن‌سازی صراحتا اعلام کرده‌ است.»
 
این صرفا یک ژست لفاظانه نیست، بلکه بازتاب‌دهنده یک دکترین امنیتی معتبر است. پیش از این، علی‌اکبر ولایتی، مشاور مقام معظم رهبری ایران، به سفیر ارمنستان در تهران گفته بود که طرح موسوم به «طرح ترامپ» در قبال قفقاز، آینه تمام‌نمای کریدور زنگزور است و جمهوری اسلامی به طور کامل با آن مخالف است.
 
ولایتی
 

دیدار سفیر ارمنستان در ایران با علی اکبر ولایتی، مشاور رهبر معظم انقلاب

 
خطوط قرمز تهران صرفاً ایدئولوژیک نیستند، بلکه ریشه‌های ساختاری دارند. هسته اصلی نگرانی‌های امنیتی ایران، پتانسیل هر قدرت خارجی برای ایجاد یک پیوند زمینی تحت حاکمیت خارجی از طریق جنوب ارمنستان است؛ امری که تهران آن را تهدیدی مستقیم برای اتصال مرز زمینی خود با ارمنستان و روسیه می‌داند. از این منظر، به‌ویژه پس از پیامدهای حمله مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران در اسفند ۱۴۰۴، کریدور ترامپ حتی جایگزینی مخرب‌تر از کریدور زنگزور خواهد بود، که توسط جمهوری آذربایجان و ترکیه پیگیری می‌شد.
 
در آوریل ۲۰۲۶، الکسی اورچوک، معاون نخست‌وزیر روسیه به صراحت اظهار داشت که هدف آمریکا از پیگیری کریدور ترامپ، نظارت بر مرزهای شمالی ایران است. این ادعا فارغ از میزان صحت آن، بازتاب‌دهنده درک تهدید مشترک میان مسکو و تهران است و نگرانی‌های جمهوری اسلامی را در چشم مخاطبان داخلی و کشورهای متحدش مشروعیت می‌بخشد.
 
مخالفت تهران تنها به دلیل احتمال نزدیک شدن نظامیان آمریکایی به خاک خود نیست. در صورت عملیاتی شدن کامل، کریدور ترامپ به صورت ساختاری نقش ایران را به عنوان یک هاب ترانزیتی غیرقابل چشم‌پوشی کاهش می‌دهد و اتصال سرزمینی جمهوری اسلامی را با ارمنستان قطع می‌کند. ارمنستا بازاری با ۳ میلیون جمعیت است که دروازه‌ای بالقوه برای دسترسی به ۲۰۰ میلیون مصرف‌کننده در اتحادیه اقتصادی اوراسیا (EAEU) به شمار می‌رود.
 
علاوه بر این، کریدور خلیج فارس-دریای سیاه بخشی از پروژه «چهارراه صلح» پیشنهادی پاشینیان بود که بنادر ایرانی را به زیرساخت‌های ارمنستان و گرجستان متصل می‌کرد و از این طریق جریان‌های تجاری اوراسیا را تقویت می‌نمود. کریدور ترامپ با تغییر دادن جریان‌های ترانزیتی از شمال به جنوب به سمت شرق به غرب از طریق آذربایجان و ترکیه، به طور مستقیم با این کریدور رقابت می‌کند و ممکن است آن را به حاشیه براند.
 

اهداف ژئوپلیتیک واشنگتن و ابزارهای نفوذ اقتصادی

 
دو هفته پیش مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا در سفری به ایروان با همتای ارمنی خود سندی را برای همکاری‌های راهبردی ارمنستان و آمریکا امضا کرد که در بخشی از آن به همکاری‌ها برای پیشبرد کریدور «مسیر ترامپ برای صلح و شکوفایی بین‌المللی» اشاره شده‌بود. زمان‌بندی امضای توافق‌نامه روبیو-میرزویان از نظر سیاسی حساب‌شده و از نظر راهبردی حائز اهمیت است.
 
سفر روبیو در حالی صورت می‌گیرد که روسیه تهدید کرده است به دلیل روابط رو به رشد ایروان با غرب، فشارهای اقتصادی بر این کشور اعمال خواهد کرد و این سفر به دنبال «عملیات خشم حماسی» آمریکا انجام می‌شود که منجر به یک جنگ منطقه‌ای در خلیج فارس شد. بازدید بسیار پرسرعت و آشکار واشنگتن تنها چند روز پیش از یک انتخابات چالش‌برانگیز، هم‌زمان به عنوان یک سیگنال ژئوپلیتیک و یک مداخله انتخاباتی عمل می‌کند و به پلتفرم غرب‌گرای پاشینیان در لحظه آسیب‌پذیری داخلی مشروعیت می‌بخشد.
 
وزیر خارجه آمریکا

دیدار مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا با آرارات میرزویان، وزیر خارجه ارمنستان

 
ارمنستان برای تامین انرژی خود به شدت به روسیه و ایران وابسته است و هر کریدوری که مسیرهای تامین جایگزین را باز کند، این وابستگی و به همراه آن نفوذ ایران را تضعیف می‌کند. با این حال، برخلاف روسیه، ایران نمی‌تواند ارمنستان را به طور جدی به تلافی اقتصادی تهدید کند، بدون آنکه به منافع خود آسیب بزند. هرگونه اقدام‌های تنبیهی از سوی تهران، منطق ایروان را برای ضرورت تنوع‌بخشی به شرکای خود تقویت خواهد کرد.
 
مسکو همچنان یکی از شرکای اصلی صادراتی ایروان است و حدود ۲۴ درصد از صادرات ارمنستان را به خود اختصاص داده است (که قبلاً تا ۳۵ الی ۴۰ درصد نیز می‌رسید). این وابستگی اقتصادی به کرملین اهرم فشاری می‌دهد که ایران به سادگی از آن برخوردار نیست، چرا که جمهوری اسلامی تنها حدود ۴.۴۵ درصد از تجارت ارمنستان را شامل می‌شود. با این حال، تهران جزو ۵ شریک تجاری بزرگ ارمنستان است و نقش مهمی در ساختار واردات این کشور دارد. به رغم کاهش مجموع گردش تجارت خارجی ارمنستان در سال ۲۰۲۵، تجارت با ایران روندی رو به رشد را تجربه کرد. در عین حال نظام تجاری فعلی میان ایران و ارمنستان در چارچوب اتحادیه اقتصادی اوراسیا است که موانع تعرفه‌ای را برای تعدادی از کالاها پیش‌بینی‌شده برطرف کرده‌است.
 
مسئله دیگری که اغلب دست‌کم گرفته می‌شود این است که شریک تجاری اصلی ایروان، امارات متحده عربی است که تقریباً ۴۰ درصد از تجارت ارمنستان را به خود اختصاص داده است. در میان تمام کشورهای حوزه خلیج فارس، ابوظبی اصلی‌ترین مخالف ایران است: این کشور پیمان ابراهیم را امضا کرد، میزبان توانمندی‌های دفاعی اسرائیل بود، سازمان اوپک پلاس را ترک کرد و به گفته منابع ایرانی، در توطئه‌ای دست داشت که باعث سقوط پول ملی ایران شد و ناآرامی‌های مدنی را با هدف بی‌ثبات کردن دولت ایران تحریک کرد.
 
همان‌طور که ارمنستان روابط خود را با کشورهای دشمن ایران (مانند امارات، ایالات متحده و اخیراً اوکراین) افزایش می‌دهد، این خطر وجود دارد که در صورت حمله آینده بلوک غرب به ایران، ارمنستان نیز به شیوه‌ای مشابه کشورهای حوزه خلیج فارس به چنین درگیری کشانده شود. همه اینها در شرایطی‌ست که ایران همچنان مهم‌ترین کریدور راهبردی است که ارمنستان را به خلیج فارس متصل می‌کند و موقعیت راهبردی ایروان باید بر همین اساس تنظیم شود.
 
برای واشنگتن، اظهارات مقام های ایران تایید می‌کند که پروژه کریدور ترامپ در ایجاد سیگنال ژئوپلیتیک مورد نظر (حضور ایالات متحده در مرز شمالی ایران) موفق بوده است، اما این امر با هزینه‌های احتمالی تنش‌زا همراه است. برای تهران، مأموریت حیاتی این است که رابطه خود با ارمنستان را به عنوان یک منطقه حائل و دارایی ترانزیتی حفظ کند، در حالی که وضعیت نظامی در جنوب تشدید می‌شود. بیانیه سخنگوی وزارت امور خارجه ایران نشان می‌دهد که ایران همچنان در موضع اعتراض دیپلماتیک قرار دارد تا اقدام متقابل فعال.
 
همچنین قابل توجه است که موضع گیری مقام‌های ایران از جمله سخنگوی وزارت خارجه این کشور، ایالات متحده را هدف قرار می‌دهد و به طور سیستماتیک از هرگونه اشاره به ترکیه که در واقع ذینفع اصلی کریدور ترامپ است، خودداری می‌کند. این درک وجود دارد که این کریدور بیش از هر قدرت بزرگ دیگری در منطقه به نفع آنکارا است؛ در پی این توافق کریدور، آنکارا ساخت راه‌آهن قارص-ایگدیر-آرالیک-دیلوجو را اعلام کرد که هاب ریلی قارص در ترکیه را به نخجوان متصل می‌کند.
 
ایران آشکارا تمایلی به تقابل با ترکیه نشان نمی‌دهد، بنابراین تمام مخالفت خود را در چارچوب ضد آمریکایی هدایت می‌کند. در صورت تکمیل، کریدور ترامپ وابستگی ترانزیتی فعلی جمهوری آذربایجان به ایران نیز برای دسترسی به منطقه نخجوان از بین می‌رود.
 
اگر حزب قرارداد مدنی در انتخابات پیروز شود و پاشینیان برای کاهش وابستگی به گاز روسیه اقدام کند، این امر به طور خودکار اتکا به ذخایر جمهوری آذربایجان را افزایش می‌دهد. چنین تحولی به نوبه خود خطرات ناشی از موضع تهاجمی باکو را که در هماهنگی با ترکیه در قبال منطقه جنوبی سیونیک ارمنستان دنبال می‌شود، تشدید می‌کند و تهران را در معرض خطر از دست دادن هم‌زمان نقش خود به عنوان منبع انرژی و پیوند زمینی‌اش با ارمنستان و اتحادیه اقتصادی اوراسیا قرار می‌دهد.
 

مواضع جناح‌های سیاسی ارمنستان در قبال ایران

 
اتحادیه اروپا به رغم اتهام‌های پاک‌سازی قومی در منطقه قره‌باغ کوهستانی و نقض حقوق بشر در جمهوری آذربایجان، از به خطر انداختن روابط خود با آذربایجان خودداری کرده استآنچه در مقایسه با دیگر موضوعات کمتر به آن پرداخته شده، نگرش احزاب سیاسی ارمنستان نسبت به ایران است. از یک دیدگاه بیرونی، دولت فعلی به روابط با تهران اهمیت می‌دهد. در سال ۲۰۲۲، زمانی که آذربایجان حملات متعددی را علیه قلمرو حاکمیتی جمهوری ارمنستان انجام داد، معاون وزیر ارمنستان اظهار داشت که بلندترین صدایی که از حاکمیت ارمنستان دفاع کرد از سوی ایران بلند شد؛ کشوری که اعلام کرد تغییر در مرزها یا تمامیت ارضی جمهوری قفقاز را تحمل نخواهد کرد و دفاع تهران از این کشور را ستود. در سال ۲۰۲۴، همین مقام گزارش داد که ایران هرگز با آرزوهای ارمنستان برای تقویت روابط با اروپا یا همکاری‌اش با ناتو به عنوان یک کشور غیرعضو، مخالفت نکرده است.
 
اگرچه در فوریه ۲۰۲۶ نخست‌وزیر پاشینیان قصد خود را برای سفر به ایران در سال ۲۰۲۶ جهت امضای توافق‌نامه شراکت راهبردی جامع بین دو کشور تایید کرد، اما اپوزیسیون ارمنستان به طور کلی نسبت به دولت فعلی، به‌ویژه در مسائل امنیتی، همدلی بیشتری با ایران نشان می‌دهد. چهره‌های اپوزیسیون استدلال می‌کنند که ارمنستان باید روابط راهبردی و حتی نظامی-سیاسی خود را با تهران تعمیق کند، با این استدلال که ایران تنها بازیگری است که با هرگونه کریدور فراسرزمینی از طریق منطقه سیونیک ارمنستان مخالفت می‌کند.
 
مداخله اتحادیه اروپا در صورت تکرار تهدید ترکیه علیه سیونیک بعید به نظر می‌رسد. بروکسل اخیراً شراکت گسترده خود را با آذربایجان تقویت کرده است، شراکتی که ابزاری برای تنوع‌بخشیدن به منابع گاز و کاهش وابستگی به روسیه و کاهش مواجهه با نوسانات قیمت مرتبط با بحران خاورمیانه است. اتحادیه اروپا به رغم اتهام‌های پاک‌سازی قومی در منطقه قره‌باغ کوهستانی و نقض حقوق بشر در جمهوری آذربایجان، از به خطر انداختن روابط خود با آذربایجان خودداری کرده است.
 
در سال ۲۰۲۵، آرمن رستمیان، رهبر ارشد حزب فدراسیون انقلابی ارمنی (داشناکتسوتیون) خواستار ائتلاف دفاعی با ایران شد و حزب حاکم را به تبدیل کردن دوستان ارمنستان به دشمن متهم کرد. به همین ترتیب، رابرت کوچاریان، از چهره‌های برجسته اپوزیسیون که در حال حاضر در انتخابات حضور دارد، علناً از روابط نظامی نزدیک‌تر با ایران حمایت کرده و اعلام کرده است که موضع تهران همان عاملی است که در درجه اول آذربایجان را از تهاجم به ارمنستان برای باز کردن اجباری کریدور زنگزور بازداشته است.
 
به طور خاص، اپوزیسیون موضع ایران در قبال کریدور موسوم به «زنگزور» را بیشتر همسو با منافع ارمنستان می‌داند تا رویکرد دولت پاشینیان؛ رویکردی که به ادعای آنها اجازه داده سیاست خارجی و امنیتی تحت هدایت پاشینیان توسط ترکیه و جمهوری آذربایجان دیکته شود.
 
موضع اپوزیسیون این نیست که ارمنستان باید با ایران علیه بقیه همسو شود، بلکه این است که ایران یک شریک امنیتی ضروری در یک محیط منطقه‌ای خصمانه است. آنها ایران را با قدرت‌های غربی مقایسه کرده و استدلال می‌کنند که تهران با احتمال بیشتری به بازدارندگی در برابر فشارهای جمهوری آذربایجان بر مرزهای جنوبی ارمنستان کمک خواهد کرد.
 
اگرچه پاشینیان در تلاش است تا یک سیاست خارجی چندوجهی را حفظ کند، اما موقعیت جغرافیایی ارمنستان و محیط ژئوپلیتیک فعلی اوراسیا احتمالاً مانع از این توازن خواهد شد. زمانی که سرمایه‌گذاری‌های رو به رشد ایالات متحده و اتحادیه اروپا تثبیت شوند، بروکسل و واشنگتن، ایروان را ترغیب خواهند کرد تا از مسکو و تهران فاصله بگیرد؛ همان‌طور که با دیگر کشورهای شرق اروپا و آسیای میانه در پی بحران اوکراین انجام دادند. برخلاف قدرت‌های متوسطی مانند قزاقستان که از اهرم راهبردی کافی برای حفظ یک توازن معنادار برخوردارند، پاشینیان از همان فضای مانور قاسم جومارت توکایف، رئیس جمهور قزاقستان، هم بهره‌مند نیست.
 
در نهایت، در حالی که روسیه و ایران ممکن است در قبال ارمنستان هم همکاری و هم رقابت داشته باشند (همکاری در کریدور شمال جنوب و همزمان رقاب در بازار گاز ارمنستان)، منافع چین به طور آشکارتری همگرا است. پکن در نظر داشت از بخش راه‌آهن جنوب ارمنستان به عنوان بخشی از «کریدور میانی» برای انتقال کالا به اروپا استفاده کند و اکنون با تسلط ایالات متحده بر یک شاهراه ترانزیتی زمینی کلیدی در چارچوب کلان پروژه «کمربند و جاده» خود مواجه است.
 

چشم‌انداز آینده

 
مخالفت ایران با کریدور ترامپ از منظر منافع ملی، ساختاری کاملاً منطقی دارد. امضای توافق‌نامه روبیو-میرزویان نشان‌دهنده عینی‌ترین گام در چارچوب نهادینه‌سازی نفوذ ایالات متحده در قفقاز جنوبی است.
 
انتخابات ارمنستان متغیر کوتاه مدت است: پیروزی پاشینیان مسیر غربی را بیشتر تثبیت کرده و به حاشیه‌نشینی راهبردی ایران سرعت می‌بخشد، در حالی که چرخش غیرمنتظره به نفع اپوزیسیون طرفدار روسیه باعث ایجاد آشفتگی می‌شود اما با توجه به تعهدات ساختاری که پیش از این امضا و نافذ شده‌اند، لزوماً اهرم فشار ایران را احیا نخواهد کرد.
 
در میان‌مدت، ابزار اصلی ایران برای حفظ جایگاه خود، رابطه انرژی با ارمنستان است. اما این ابزار هم تحت فشار قرار دارد زیرا ایروان به دنبال تنوع‌بخشی است. فرصت تهران برای شکل دادن به پیامدها در قفقاز جنوبی در حال محدودتر شدن است.
 
برداشت راهبردی ایران این است که طرح واقعی ائتلاف غربی، به نوار سرزمینی به عرض تقریبی ۶ کیلومتر و طول ۴۳ کیلومتر مربوط می‌شود که دوفاکتو تحت پوشش یک کنسرسیوم آمریکایی-ارمنی به ایالات متحده و ناتو واگذار شده است. چه این ارزیابی دقیق باشد چه نباشد، این همان چیزی است که بدنه راهبردی ایران به آن باور دارد و توضیح می‌دهد که چرا زبان سخنگوی وزارت خارجه ایران تا این حد سنجیده است: تهران با توافقی مواجه است که معماری حقوقی آن به طور خاص برای خنثی کردن مخالفت ایران طراحی شده است.
 
رسانه‌های ایرانی آشکارا از هیچ جناح خاصی جانبداری نمی‌کنند، بلکه فضای انتخاباتی ارمنستان را تنها از یک لنز ارزیابی می‌کنند: نیاز به دولتی در ایروان که به اندازه کافی پایدار باشد تا از حاکمیت سرزمینی خود دفاع کند، کانال‌های تجاری با تهران را باز نگه دارد و قفقاز را به عرصه رویارویی قدرت‌های غربی تبدیل نکند. برای تهران، هرگونه گذار سیاسی یا رویداد انتخاباتی در ایروان باید تداوم ژئوپلیتیک منطقه را تضمین کند.
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان