تلاش تیمهای ایرانی برای گرفتن سهمیه آسیا از آن «دستوپا زدنهای» غیرقابل درک است.
به گزارش فوتبال 360، فوتبال در ایران شیب تندی را برای «آماتور» شدن در پیش گرفته است؛ در روزهایی که از فوتبال حرفهای همچنان شماره پشت پیراهن بازیکنان خودنمایی میکند، آینده روشنی قابل تصور نیست و شرایط هر روز بدتر از دیروز میشود. شاید برای شروع بد نباشد از همین وضعیت فراموششده ورزشگاه و چمن چنین مجموعههایی استارت زد؛ به راستی این حجم از زشتی چه سنخیتی با فوتبال حرفهای دارد؟
از سوی دیگر، مدیریت چنین فوتبالی هم به «فشلترین» حالت ممکن درحال سپری شدن است؛ درست است که نباید «همه را به یک چوب راند» اما اغلب داستانهای مدیریتی در فوتبال ایران، منجر به رخدادهای ناخوشایندی است که خود، حاصل عدم تخصص و شایسته سالاری است. در چنین فضایی، پولهایی هم برای این ورزش با چنین سطح آماتورگونهای هزینه میشود که اگر دود از سر بلند نشود، جای تعجب دارد.
دقیقا در روزهایی که مشکلات اقتصادی بیخ گلوی 96 درصد مردم است، هزینه برای بازیکنان معمولی و گاها سفارشی، سرسامآور شده. حال ای کاش این همه وقت، هزینه و ادعا نتیجهای هم در پی داشت؛ بعید است مخاطب عام فوتبال در ایران بداند آخرین بار کی یک باشگاه ایرانی قهرمان آسیا شده و کی تیم ملی ایران توانسته بر قله آسیا بایستد. جالب آنکه در چنین فضایی، تب داغ برای نشستن روی صندلیهای مدیریتی در این فوتبال، فزونی گرفته و هر آن بعید نیست «سری شکسته و یا حقی پایمال شود» تا مدیری به مرادش برسد.
فوتبال ایران حرفهای نیست؛ هر گزارهای غیر از این، خودفریبی است. نمایشی که محصول ایرانیها، حال چه ملی و چه باشگاهیاش، در حال عرضه است، قرابتی با فوتبال حرفهای در دنیا که هیچ، با آسیا هم ندارد. ایران و مسئولانش، سالهاست دلخوش به «غیرت ایرانی» شده و سایر موارد را به قضا و قدر سپردهاند. چنین تفکری از ابتدا محکوم به شکست است. در چنین فضایی حتی اگر موفقیتی هم حاصل شود، یقینا گلخانهای و غیرقابل دوام است.
با چنین پیشفرضی، تصور اینکه مدیران فوتبال ایران در ماههای اخیر به در و دیوار زده تا تیمشان به آسیا برود، غیرقابل هضم است. البته که در شرایط «نرمال»، شاید این دست وپا زدنها قابل درک بود؛ با این حال، در روزهایی که انواع و اقسام بحران اقتصادی گریبان کشور را گرفته، این حجم از تقلا برای رفتن به آسیا غیرقابل درک است.
نیازی نیست تا هوادار حرفهای فوتبال در ایران باشید تا بدانید در ماه گذشته، دغدغه تیمهای مطرح ایرانی حضور در رقابتهای آسیایی است؛ دغدغهای که اهمال فدراسیون در برگزاری ادامه رقابتهای لیگ برتر، به آن دامن بیشتری زد و خود، هیزم این آتش شد.
ضمن تاکید دوباره بر این موضوع که رفتن به رقابتهای آسیایی در شرایط عادی توجیهپذیر بود، باید به این پرسش در این شرایط منطقهای و جغرافیایی پاسخ داد که رفتن به آسیا چه گلی بر سر فوتبال ایران زده؟ آیا شکست مفتضحانه مقابل تیمهای نه چندان سطح بالای اماراتی و یا اردنی، عطش حضور دوباره دارد؟
استقلال در همین تورنمنت 7 بار در یک بازی دروازهاش گشوده شد؛ آنها به الحسین اردن باختند و از گردونه رقابتهای لیگ قهرمانان آسیا سطح 2 کنار رفتند. سپاهان از پس تیم ناشناختهای مثل آخال در همین تورنمنت برنیامد و در ادامه رقیبی به اسم الاهلی امارات آنها را حذف کرد. در سطحی بالاتر، تراکتور در لیگ نخبگان آسیا بدون اینکه به رقبای گردن کلفت آسیایی بخورد، مقابل تیم شباب الاهلی امارات شکست خورد و از گردونه بازیهای در مرحله یکهشتم نهایی کنار رفت. تصور کنید 3 تیم متمول ایران با صرف هزینههای زیاد از پس رقبای گمنام و نه چندان قدرتمند اماراتی و اردنی برنیامدند.
از همه اینها بدتر باشگاه پرسپولیس است که دو فصلی میشود از کسب سهمیه آسیا هم بازمیماند ولی بالاتر از بقیه برای رفتن به آسیا اعلام آمادگی میکند. مشخص نیست فرمول مدیران این باشگاه برای رفتن به آسیا چیست و چرا در پی اجرایی کردنش هستند. اصلا اگر پرسپولیس در آسیا بود، آنهم با توجه به اتفاقاتی که در دو فصل اخیر در این باشگاه رخ داده، آیا نتیجهای بهتر از بقیه میگرفت؟
با آنچه که در بالا به طور مختصر عنوان شد، واضح است شرایط فوتبال ایران، نه به لحاظ فنی، نه مدیریتی و نه حتی اقتصادی شبیه به شرایط فوتبالی که باید در حد آسیا باشد و برای قهرمانی بجنگند نیست. این روزها، باشگاههای ایرانی بیشتر باید برای سلامتی به فکر انجام فوتبال و حضور در رقابتهای آسیایی باشند.
به این گزارهها، بحرانهای مالی را هم اضافه کنید؛ مالک باشگاههای استقلال و سپاهان در جنگ متضرر شده و هر آن بیم ورشکستگیشان میرود. پرسپولیس و بانکهای مالکش هم بعید است در این حال و روز، دستکمی از آنها داشته باشند. میماند یک تراکتور و مالک شخصیاش که اگر قرار باشد در چنین اوضاعی هنوز دستودل باز باقی بماند و خریدهای دلاری انجام دهد، باید متعجب ماند.
تازه، تیمهای ایرانی که سال گذشته بدون چنین دغدغههایی توانی برای رقابت با باشگاههای سطح متوسط اماراتی و اردنی نداشتند و به عربستانیهای متمول هم برخورد نکردند؛ امسال با چه امیدی قرار است برای قهرمانی و موفقیت در رقابتهای آسیایی بجنگند؟ اصلا در روزهایی که گوشت کیلویی 2 میلیون تومان شده، هزینه کردن پتروشیمی و صنعت فولاد و بانکها برای فوتبال، از معنا تهی است. آسیا برای ایرانیها، با این وضع مدیریتی و ساختاری، تورنمنتی برای سلامتی خواهد بود؛ برای سلامتی بازی کردن هم جنگ و دعوا ندارد.