عصر ایران؛ رضا رئیسی- به هنگامه خروش جنگ و در چکاچک نبرد و در میدانه تلاطم و درگیری که اذهان معطوف به تکانهها و ضربات سهمگین در میدان منازعه است، به طور طبیعی توجهات معطوف به صحنه نبرد و فعل و انفعالات آن است.
بخش عمدهای از این روند ، گریز ناپذیر و لاجرم است اما باید توجه داشت جریان سیال زندگی فراتر از متن و بطن جنگ برقرار است و نباید این موقعیت و شرایط ویژه مانع از تبلور کارکردهای ذاتی و روندهای طبیعی بروز و ظهور لایه های مختلف و متکثر جامعه شود.
جرقه نگارش این یادداشت، آنجا زده شد که در همین ادوار وقوع جنگ ، نگارنده مسوولیتی در حوزه رسانه ای «فدراسیون ورزش کارگری» پذیرفته ام و در این حیطه مشغول به کار شده ام. واکنش ها و بازخوردهایی که از دوستان رسانه ای و اطرافیان دریافت کرده ام دست مایه نگارش متن حاضر است.
از یک طرف بسیاری در وهله اولیه میپرسیدند اصلا این فدراسیون ورزش کارگری کجاست و از اساس اطلاعی از وجود چنین ساختاری نداشتند و در دیگر وجه برخی دیگر میپرسیدند، در این هنگامه جنگ و نبرد، حضور و فعالیت در چنین ساختاری چه لزومی دارد و به زبان عامیانه چه منفعت و حاصلی خواهد داشت و به چه کاری میآید؟
و در نهایت بخش دیگری و حتی خودم متوجه به این نکته بودم که فعالیتم در این عرصه در این شرایط خاص جنگی چه ارزش افزوده و چه خروجی در این موقعیت ، میتواند داشته باشد و چه کمکی به جامعه پیرامونی خواهد داشت و در میانه اینهمه تلاطمات و مشکلات و مصائبی که جامعه از ابعاد مختلف در آن درگیر است ، چه جای توجه و تفکر و نقشآفرینی درباره مقولات اینچنینی است؟
به این اندیشیدم که این بخش کوچکی از ماجراست، از اساس در شرایط جنگی چه لزوم توجهی به روندها و فرآیندهای زیست فردی و اجتماعی، فراتر از متن تحولات جنگی و گزارههای معطوف به آن در عرصه های، ورزشی و فرهنگی و اجتماعی و روندهای اینچنینی است؟
این نکته وقتی برایم بارزتر شد که موضوع حضور زنان در عرصه ورزش کارگری را یکی از سوژههای اصلی کار رسانهای در مجموعه قرار دادم، موضوعی که در شرایط عادی هم توجهات لازم را آنگونه که بایسته و شایسته آن است، در بر نمیگیرد.
حال در این شرایط خاص چگونه میتوان اذهان عمومی و نگاه تصمیم سازان و متولیان اقتصادی را در چنین شرایط بغرنجی به لزوم توجه به حوزه زنان در ورزشن کارگری معطوف داشت و آنان را متوجه سرمایه گذاری در این عرصه و توجه به این حوزه به ظاهر فرعی و به دور از متن اصلی کرد.
زنانی که مادر و همسر هم هستند و گوشهای از بار زندگی را نیز بر دوش میکشند، آنهم در این شرایط سخت و برای بازسازی روحی و روانی و کسب افتخار و غرور برای حامعه 15 میلیونی کارگران در عرصه های داخلی و بین المللی عزم ایستایی و توقف ندارند و حضور در عرصه های ورزشی میتواند آنان را مهیای نقش آفرینی بهینه در عرصه فعالیت اقتصادی نیز کند و در نهایت خروجی بهتری برای حیطه شغلی خود به ارمغان بیاورند.
یا فعال فرهنگی که برای نقش آفرینی در عرصههای اجتماعی و فرهنگی آنهم در این بحبوحه تلاطمهای اقتصادی، به طور قطع به یقین نیاز به توجهات دو چندان دارد اما از آنجا که توجهات به متن و بطن جنگ و حوزه های سخت افزاری آن متوجه است، این فرصتهای بکر از او دریغ میشود و چشم اندازهای پیش رو در نگاه مسولان مغفول میماند ، یا قهرمانان ورزشی که با هر بار افتخار آفرینی در عرصههای بین المللی و اهتزاز پرچم در بُعد احیای غرور ملی کار یک عملیات سنگین نظامی را به انجام میرسانند.
کار یکان یکان ما فعالان عرصههایی که شاید در این شرایط جنگی، فرعیات نگریسته شود، نه تنها کم اهمیت تر از فعالان عرصه خط مقدم نبرد نیست که در فرآیندهای کلان و روندهای میان مدت و بلند مدت پسا جنگ از کارکرد و اهمیت دو چندانی برخوردار است. چه در نگاه عمومی و چه از دید مسولان نباید تحولات پر بسامد جنگ ، اذهان را از فرعیات و روندهای خرد تحولات فرهنگی و اجتماعی منحرف و به دور دارد، هر یک از اضلاع خرد و کلان جامعه به مثابه قطعات پازلی هستند که در نهایت تصویر کلان جامعه و نقشه راه توسعه و پیشرفت کشور را ریل گذاری میکنند.
در این میانه نباید هیچ حوزه و حیطهای را در این مسیر کم و بی فروغ دید و در این شرایط خاص تنها متوجه روزمره های عبور از چالش جنگ شد و جزئیات و لطائف و ظرایف طی طریق در مسیر ابر روندهای جامعه در چشم انداز پیش رو را ملحوظ نکرد.هر کدام از ما در هر جایگاه و مسوولیت و حیطه عملکردی میبایست با توجه به الزامات شرایط خاص موجود ، با تفکیک نگرش عملیاتی، ضمن لحاظ موقعیت کنونی و مقتضیات آن با نگاه فرا متنی ، از ایفای نقش در ساحت های روزمره و چشم اندازهای بلند مدت به دور از روندهای جنگی غافل بمانیم که این روزها دیر یا زود سپری خواهد شد و هم باید زندگی در
این شرایط را تا هر میزان که میتوانیم نرمالیزه کنیم و از درد و آلام عمومی بکاهیم و در نهایت در فردای پسا جنگ مسیری روشن برای رشد و توسعه و تجلی کشورمان در عرصه های داخلی و بین المللی فراهم آوریم.
انسانها سخت افزار و ابزار عمل کننده در یک فرآیند مکانیکی نیستند که انتظار داشته باشیم، بدون فراهم آوری و تسهیل شرایط زیست فردی و اجتماعی چرخ دنده کنشگری سخت افزاری باشند، باید در همه ابعاد زیر ساختهای مختلف و متکثر فردی و کنشگری در قالب ساختار جمعی آحاد شهروندان را ملحوظ کرد و در این وادی اتفاقات و تلاطمات پر بسامد جنگی با همه برانگیزانندگی و پر بسامدی و طنین اندازی آن سبب انحراف اذهان از جزئیات و ریز روندهای لازمه یک زندگی معقول مغفول بماند، کاری که همه ما در هر جایگاه و موقعیتی نسبت بدان مسول و موظف هستیم و نباید قطار جنگ ما را با خود ببرد و از توجه به پس زمینههای لازم و ضروری به دور مانیم.