سید عبدالجواد موسوی: بارها گفتهام و نوشتهام که مشکل اصلی صدا و سیما سیاسی نیست و هنوز هم بر این عقیدهام. نه اینکه هیچ ربطی به سیاست نداشته باشد. اتفاقا از یک منظر این صدا و سیمایِ فاجعه محصول سیاسی دیدن همۀ امور است و نشانهای از غلبۀ تام و تمام ایدئولوژی و تک ساحتی شدن همۀ شئون فردی و جمعی ما. اما میخواهم بگویم این گروهی که امروزه در صدا و سیما یکهتازی میکنند پیادهتر از این حرفهایند.
اصلا به اینجاها نمیرسند. ماقبل سیاست و ایدئولوژی و تعابیری از این دست باید تعریفشان کرد. در واقع عنوان سیاسی بخشیدن به این گروه ناکاربلد و ناکارآمد یکجور امیتاز دادن به آنها محسوب میشود. یعنی معتقدم مشکل این نیست که صدا وسیما فیالمثل دست این جناح و گروه است و اگر آنرا بسپارند به جناح و گروه مقابل، کار درست میشود.
صریحتر بگویم مشکل صدا و سیما این نیست که الان دستِ پایداریچیها افتاده و مثلا اگر آنرا بسپارند به اصلاحطلبها مشکل حل میشود. چه بسا اگر به اصلاحطلبها بدهند به مراتب بدتر از چیزی بشود که حالا هست. مشکل اصلی این است که کار به دست کسانی افتادهاست که هِر را از بِر تشخیص نمیدهند و اگر مملکت سر و سامانی داشت نگهبانی دم در آن سازمان عریض و طویل را هم به اینها نمیسپردند.
به همین دسته گل آخری که صدا و سیماییها به آب دادهاند دقت کنید. جوانی را فرستادهاند میان جمعیت تا از آنها بپرسد: چه کسی از سگِهلالِاحمر پستتر است؟ فعلا به پاسخِ طرفِ مقابل کاری نداریم. اندکی تأمل در نفسِ این پرسش، خودش به خوبی نشان میدهد با چه فاجعۀ عمیقی روبروییم. بالاخره یک ناقصالعقلی این سئوال را طراحی کرده، یک عقبماندهای آنرا تایید کرده، یک کُندذهنی آنرا اجرا کرده و یک مشنگی دستور پخش آنرا صادر فرموده.
تا این حد از مرحله پرت بودن والله نوبر است. نگویید بندگان خدا که نمیدانستند ممکن است مصاحبه شونده چه میخواهد بگوید و ممکن است در هر برنامه زندهای در دنیا چنین اتفاقی رخ دهد. نخیر. در اینجا مهمتر از پاسخ، پرسشِ ناموجه و نامعقولی است که احتمال پاسخی از این دست را بسیار بالا میبرد. آب میگردد و جویش را پیدا میکند و یا به قول حضرت مولانا «در که از کهربا نشانی هست» و بالاخره هر جنسی جنس خودش را جذب خواهد کرد.
اینها مهم نیست، مهم این است که: به ذهن کدام نابغهای خطور کردهاست معیارِ پستی «سگ» است و آنهم سگِهلالاحمر و حالا برویم از مردم بپرسیم از این پستتر کسی را میشناسند یا نه؟ اصلا چرا سگِهلالاحمر؟ میتوانستند بپرسند پستتر از نتانیاهو یا ترامپ چه کسی است؟ اصلا میتوانستند بپرسند پستتر از مسعود رجوی چه کسی است؟ سگِهلالاحمر پست است؟ با چه متر و معیاری؟ سگی که جان انسانهارا نجات میدهد؟ آخر سگِهلالاحمر چه گناهی مرتکب شده؟
بام تا شام در کار دوقطبی سازی است؟ یا آنکه در هنگامه جنگِ میهنی به فکر تفرقهافکنی و انتقام شخصی؟ سگی که نه اختلاس میکند، نه دینفروشی میکند، نه برای چهارتا رأی به مردم دروغ میگوید و نه اصلا درکی از نفاق و ریا و پشتهماندازی دارد و بیخود و بیجهت هم پاچۀ روشنفکر و عالم و دانشجو و درویش و روزنامهنگار و هنرمند و هموطنش را نمیگیرد چه گناهی دارد که باید بشود نمادِ پستی و رذالت؟
سگهای زندهیاب نه در جمهوری اسلامی ایران که در تمامی دنیا تربیت میشوند برای نجات جان انسانها و همینکه ببینند انسانی به دردسر افتاده، فارق از اینکه او یک آدم عادی است یا سلبریتی و یا اینکه اصلاحطلب است یا پایداریچی، جمهوریخواه است یا دمکرات، رنگینپوست است یا سفیدپوست، طرفدار جبهۀمقاومت است و یا عضو داعش، به کمکش میروند. والله اگر بسیاری از ما به اندازه سگانِهلالاحمر که چه عرض کنم حتی به اندازۀ سگانِولگردِ بیابانی مهر و معرفت داشتیم کار دنیا به اینجاها نمیرسید.
و اما علی دایی. من هیچوقت مدافع سلبریتی جماعت نبوده و نیستم. مدافع کم ندارند. از سیاستبازانی که برای رأی آوردن به آنها آویزان میشوند تا شیفتگانِ شهرتپرستِ در فضای مجازی، به اندازه کافی از آنها حمایت کرده و میکنند، اما این چه کار زشتی است که تا تقی به توقی میخورد به سلبریتیها بد و بیراه میگویند؟ مگر سلبریتیها مملکت را به اینجا رساندهاند؟ سلبریتیها خوب یا بد، درست یا غلط، محصول سیاستگذاریهای کارگزاران فرهنگی همین مملکتند.
سیاستگذارانی که فکر میکنند همه آدمها از سلبریتی تا مردم بینام و نشان و از باحجاب و بیحجاب صرفا ابزاری هستند برای پیشبرد مقاصد سیاسی و اهداف ایدئولوژیک آنان و اِلّا هیچ ارزشی ندارند.
آنروزی که همین سلبریتی جماعت در تلویزیون حرفهای دلخواه حضرات را بر زبان میآوردند عالی بودند و نورچشمی، حالا که نمیخواهند نقش ضبط صوت را بازی کنند شدهاند اخ و پیف. کار به جایی رسیده بود که همین فوتبالیستهایی که بندگان خدا هیچ هنری جز خوب فوتبال بازی کردن بلد نبودند و اغلب حتی یکی دو جمله سالم و معمولی را نمیتوانستند ادا کنند بعد از افطار میآوردند در تلویزیون تا برای مردم از معنویت و خدا و پیغمبر بگویند و بر درجات معنویت آنان بیفزایند.
همین جماعت ظاهربین و سطحینگر که سلبریتیبازی و سلبریتیپروری را در این مملکت راه انداختند و گسترش دادند حالا شدهاند بلای جان سلبریتیها؛ چرا که از دهان سلبریتیها سخن دلخواه خودرا نمیشنوند. بابا بیخیال شوید. علی دایی چهکاره مملکت است که همه هم و غمتان را گذاشتهاید برای این که او را از چشم مردم بیندازید. محبوب است؟ به شما چه؟ مگر جای شمارا تنگ کرده؟ بهجای اینهمه حسادت و عداوت بروید ببینید چرا محبوب شده؟
بخشیش به دلیل رفتاری است که در سالهای اخیر انجام داده. از کارهای خیر عامالمنفعة تا فاصله گرفتن از شما و امثال شما. شما هم بروید کار خیر انجام بدهید. شما هم بروید در کار و بار خودتان تأمل کنید و ببینید چرا هرکسی از شما فاصله میگیرد بلافاصله محبوب میشود.
این همان علی دایی است که در آخرین حضورش در جامجهانی همتیمیهایش به او پاس نمیدادند و خیلی از همین مردمی که او را امروز ستایش میکنند آنروزها به او بد و بیراه میگفتند و علت ناکامی تیم ملی را شخص او میدانستند. حالا خیلی از همان خیلیها طرفدار او شدهاند. به دلیل لجبازی با شما؟ بله، به دلیل لجبازی با شما. اما شما به جای اینکه فکر کنید چرا تعداد قابل توجهی از مردم اینقدر با شما لجاند تنها هنری که دارید این است که بیشتر لجِ آنها را دربیاورید.
یعنی نه رسانه میفهمید، نه سیاست بلدید، نه حتی خیر خودتان را تشخیص میدهید. اصلا به شما چه باید گفت؟ با چه زبانی باید با شما سخن گفت که بفهمید؟ میدانم دل کندن از پُست و مقامی که دارید برایتان از جان کندن دشوارتر است.
نمیگویم از میز و منصبتان دست بردارید، بمانید اما برای ماندن بیشتر هم که شده کمی فکر کنید. در همان مجموعهای که دراختیار دارید هنوز هم آدمهایی هستند که از شما هم دلسوزترند و هم خوشفکرتر. از آنها کمک بگیرید. پاچهخواران و فرومایگان دین و دنیایتان را برباد میدهند. این برای هزارمین بار. از ما گفتن بود.
منبع:خبرآنلاین
به استحضار همراهان فرهیخته عصر ایران می رسانیم به دلیل محدودیت های اینترنت در ایران ، تا عادی شدن وضعیت ، ویدئوها در خارج کشور قابل مشاهده نیستند.
پوزش ما را بپذیرید؛ قدرتان را می دانیم.
به امید روزهای خوب برای ایران عزیزمان.