عصر ایران - سیستم عصبی مرکز فرماندهی بدن است؛ شبکهای پیچیده از مغز، نخاع و اعصاب که مدام در پسزمینه فعال است، محیط اطراف را بررسی میکند، پیامها را تفسیر میکند و تصمیم میگیرد بدن در هر لحظه چگونه واکنش نشان دهد.
بخش زیادی از این فرایندها بهطور خودکار و از طریق سیستم عصبی خودمختار انجام میشود؛ همان بخشی که عملکردهایی مثل ضربان قلب، تنفس و هضم را بدون نیاز به فکر کردن ما تنظیم میکند.
وقتی از «تنظیم بودن» سیستم عصبی صحبت میشود، منظور این است که بدن تا چه اندازه میتواند بین حالتهای مختلف جابهجا شود؛ یعنی وقتی به انرژی، تمرکز یا واکنش سریع نیاز داریم فعال شود و بعد از عبور از موقعیت، دوباره به حالت آرامش برگردد.
برای روشنتر شدن این موضوع، یک پزشک توضیح داده که وقتی این تعادل به هم میخورد دقیقاً چه اتفاقی در بدن میافتد و چرا این مسئله میتواند روی سلامت جسم و روان اثر بگذارد.
برخلاف تصور رایج، استرس همیشه چیز بدی نیست. بدن ما برای انجام کارها، تصمیمگیری، واکنش سریع و حفظ تمرکز به مقدار مشخصی استرس نیاز دارد.
به گفته دکتر آرون بلاک، استرس در بعضی شرایط حتی میتواند مفید باشد. این نوع استرس مثبت گاهی باعث میشود انگیزه بیشتری داشته باشیم، بهتر تمرکز کنیم و برای روبهرو شدن با چالشها آمادهتر باشیم.
از نظر پزشکی، استرس باعث فعال شدن سیستم عصبی سمپاتیک میشود؛ همان بخشی که به آن حالت «جنگ یا گریز» میگویند. در این حالت، بدن هورمونهایی مثل آدرنالین و کورتیزول ترشح میکند تا:
این سازوکار در کوتاهمدت کاملاً طبیعی و حتی ضروری است. مشکل از جایی شروع میشود که استرس بیش از حد شود یا مدت زیادی ادامه پیدا کند. در این شرایط، همان واکنشی که قرار بود به بدن کمک کند، کمکم میتواند به آن فشار وارد کند.
وقتی گفته میشود سیستم عصبی از تعادل خارج شده، منظور این نیست که بدن «خراب» شده است. در واقع، یعنی بدن بیش از حد در یک حالت مانده؛ معمولاً در همان حالت هشدار، تنش و آمادهباش که با استرس همراه است.
دکتر بلاک میگوید بدن ما به فشار کاری، کمخوابی یا نگرانیهای روزمره تقریباً شبیه یک خطر واقعی واکنش نشان میدهد. به همین دلیل اگر این فشارها ادامهدار باشند، بدن ممکن است مدت زیادی در حالت روشن و آمادهباش بماند.
در یک سیستم عصبی متعادل، ممکن است در طول یک روز شلوغ استرس را تجربه کنید، اما بعد از آن بدن بتواند به حالت پایه و عادی خودش برگردد. اما وقتی این فرایند بهخوبی انجام نشود، بازگشت به حالت عادی کند، ناقص یا سخت میشود.
این وضعیت ممکن است خودش را به شکلهای زیر نشان دهد:
این حس که انگار «بدن خاموش نمیشود» معمولاً یعنی سیستم بدن بیشتر از حد لازم در حالت استرس مانده و بهخوبی وارد فاز استراحت و بازیابی نشده است؛ حالتی که بیشتر تحت کنترل سیستم عصبی پاراسمپاتیک قرار دارد.

یکی از دلایلی که این مشکل دیر شناخته میشود، این است که نشانههای اولیه آن خیلی وقتها با استرس معمولی روزمره اشتباه گرفته میشوند.
به گفته این پزشک، نشانههای اولیه بیشتر جسمی هستند و ممکن است در ابتدا چندان به چشم نیایند. از جمله:
اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، تغییرات گستردهتری هم ممکن است دیده شود؛ مثل نوسان در فشار خون یا اختلال در تنظیم قند خون.
در کنار اینها، نشانههای ذهنی و شناختی هم شایع هستند، از جمله:
همه اینها میتوانند نشان دهند که سیستم عصبی بیشتر از چیزی که برایش طراحی شده، فعال مانده است.
استرس مزمن یکی از اصلیترین عواملی است که سیستم عصبی را از تعادل خارج میکند. این حالت معمولاً ناگهانی ایجاد نمیشود، بلکه کمکم و در طول زمان شکل میگیرد.
وقتی بدن برای مدت طولانی در حالت «جنگ یا گریز» بماند و فرصت کافی برای بازگشت به حالت عادی نداشته باشد، تعادل طبیعی آن بههم میخورد. این شرایط میتواند در موقعیتهای مختلف زندگی رخ دهد، از جمله:
البته اینطور نیست که هر کسی دورهای پرتنش را پشت سر بگذارد حتماً دچار این مشکل شود. مسئله اصلی فقط مقدار استرس نیست؛ بلکه این است که بدن چقدر فرصت بازیابی بین دورههای استرس دارد.
این بازیابی از مسیرهای ساده اما مهمی اتفاق میافتد، مثل:
قرار گرفتن مکرر در معرض هورمونهای استرس، بهویژه کورتیزول، میتواند روی بخشهای مختلف بدن اثر بگذارد.
به گفته دکتر بلاک، این وضعیت ممکن است:
استرس مزمن روی دستگاه گوارش هم اثر میگذارد و میتواند با مشکلاتی مثل ریفلاکس، ناراحتی معده یا تغییر در عادتهای دفع همراه شود.
در زندگی روزمره هم این وضعیت اغلب به شکلهایی ظاهر میشود که خیلیها آنها را فوراً به استرس ربط نمیدهند، مثل:
سلامت روان هم ارتباط بسیار نزدیکی با این فرایند دارد. فعال ماندن طولانیمدت سیستم استرس با افزایش احتمال اضطراب و افسردگی همراه است و نشان میدهد که بدن و ذهن چقدر به هم وابستهاند.
این روزها زیاد درباره «ریست کردن» یا «درست کردن» سیستم عصبی صحبت میشود، اما دکتر بلاک تأکید میکند که این نگاه همیشه دقیق نیست.
او میگوید ایده «تعمیر کردن» سیستم عصبی میتواند کمی گمراهکننده باشد، چون سیستم عصبی چیزی نیست که یکبار تنظیم شود و برای همیشه همانطور بماند. این سیستم مدام در حال سازگار شدن با شرایط درونی و بیرونی است.
در خیلی از موارد، چیزی که بهنظر «اختلال» میآید، در واقع یک سیستم عصبی بیشازحد تحت فشار است، نه سیستمی که برای همیشه آسیب دیده باشد.
هدف اصلی هم این نیست که استرس را کاملاً حذف کنیم یا همیشه در یک آرامش کامل و بدون تنش باشیم. هدف این است که ظرفیت بدن برای عبور از استرس و بازگشت دوباره به تعادل بیشتر شود.
به بیان سادهتر، زندگی همیشه با مقداری استرس همراه است. مهم این نیست که استرس را صفر کنیم؛ مهم این است که بدن در حالت هشدار گیر نکند.
خبر خوب این است که برای کمک به سیستم عصبی، همیشه لازم نیست تغییرات بزرگ و سخت ایجاد کنید. چیزی که بیشتر اهمیت دارد پیوستگی و تداوم است.
دکتر بلاک میگوید بعضی عادتهای ساده اما منظم میتوانند اثر قابل توجهی داشته باشند. از جمله:
تنفس عمیق و آرام میتواند ضربان قلب را پایین بیاورد و به بدن این پیام را بدهد که خطری در کار نیست. همین پیام ساده به خروج بدن از حالت تنش کمک میکند.
ذهنآگاهی کمک میکند توجه از چرخه نگرانی و نشخوار فکری برداشته شود و فرد بیشتر در لحظه حال بماند.
مدیتیشن در طول زمان میتواند شدت واکنش بدن به استرس را کمتر کند و آرامش بیشتری به همراه بیاورد.
یوگا ترکیبی از حرکت، تنفس و توجه به بدن است و به همین دلیل میتواند در تنظیم بهتر سیستم عصبی نقش مهمی داشته باشد.
تحرک منظم، حتی در حد یک پیادهروی روزانه، میتواند به تنظیم واکنشهای استرسی کمک کند و توان بدن برای کنار آمدن با فشارها را بالا ببرد.
در کنار تمرینهای آرامسازی، چند عادت پایهای هم برای سلامت سیستم عصبی اهمیت زیادی دارند:
دکتر بلاک همچنین روی یک نکته مهم دیگر هم تأکید میکند: آگاهی از وضعیت بدن. حتی همین که در طول روز چند لحظه مکث کنید و از خودتان بپرسید «الان بدن من چه حسی دارد؟» میتواند کمک کند استرس را زودتر تشخیص دهید، پیش از آنکه شدت بگیرد.
شاید این کارها ساده بهنظر برسند، اما دقیقاً همین عادتهای تکرارشونده هستند که به بدن فرصت میدهند از حالت استرس خارج شود و وارد فاز بازیابی شود؛ فرصتی که خیلی از افراد در زندگی روزمره به اندازه کافی به آن نمیرسند.
تنظیم سیستم عصبی یعنی بدن بتواند بین استرس و بازیابی بهدرستی جابهجا شود. خود استرس لزوماً مضر نیست و حتی یک واکنش طبیعی و ضروری برای سازگاری با شرایط مختلف به شمار میرود.
مشکل زمانی ایجاد میشود که واکنش استرسی بارها فعال شود اما زمان کافی برای ریکاوری وجود نداشته باشد. در این حالت، بدن ممکن است کمکم در وضعیت هشدار طولانیمدت گیر کند.
نتیجه این وضعیت میتواند به شکل خواب ضعیف، خستگی، مهگرفتگی ذهنی، زودرنجی، دلشوره و احساس از پا افتادن ظاهر شود.
برای بهبود این شرایط، معمولاً یک راهحل فوری و یکشبه وجود ندارد. آنچه بیشتر کمک میکند، عادتهای روزانه و پیوسته مثل خواب کافی، تحرک بدنی، تغذیه مناسب، تنفس آرام، استراحت و توجه بیشتر به وضعیت بدن است. این کارها به بدن پیام امنیت میدهند و کمک میکنند دوباره راحتتر به تعادل برگردد.
منبع: healthline