فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۵۳۳۷۰
تاریخ انتشار: ۱۳:۵۱ - ۱۳-۰۱-۱۴۰۵
کد ۱۱۵۳۳۷۰
انتشار: ۱۳:۵۱ - ۱۳-۰۱-۱۴۰۵

ترامپ جنگ را «نمایش سیاسی» می‌دید

ترامپ جنگ را «نمایش سیاسی» می‌دید
بزرگ‌ترین شکست ترامپ در جنگ با ایران، شاید این بوده که به جای کاهش تنش، چرخۀ تهدید و واکنش را تشدید کرده است. او نه توانسته ایران را به عقب‌نشینی وادار کند، نه توانسته برای افکار عمومی آمریکا و جهان توضیح روشنی از چرایی و چگونگی جنگ بدهد، و نه توانسته است برای پایان جنگ طرحی معتبر ارائه کند. نتیجه، تصویری از رهبری است که بیشتر به دنبال «نمایش اقتدار» بود تا «ساختن امنیت».  

عصر ایران؛ بانو بیدرانی - در نقد عملکرد ترامپ در جنگ با ایران، شاید مهم‌ترین ایراد این باشد که او جنگ را نه به عنوان یک اقدام استراتژیک، بلکه به عنوان یک «نمایش سیاسی» پیش برده است. از همان ابتدا، اهداف جنگ آمریکا علیه ایران، مبهم، متغیر و حتی متناقض بوده. ترامپ یک روز از «پیروزی کامل» حرف می‌زند و روز دیگر از «آغاز راه». این دوگانگی نشانۀ ضعف در فرماندهی و نبود نقشۀ روشن برای پایان بحران است. وقتی رئیس جمهور نمی‌تواند برای یک جنگ، هدف مشخص و معیار موفقیت و مسیر خروج تعریف کند، نتیجه معمولا نه پیروزی، بلکه فرسایش است. جنگی که با شعار شروع شود و با ابهام ادامه پیدا کند، بیشتر شبیه قمار است تا سیاست.

از سوی دیگر، ترامپ در این ماجرا هزینه‌های سیاسی، اقتصادی و انسانی را دست کم گرفت. گزارش‌های خبری اخیر هم نشان می‌دهند که در آمریکا و میان متحدان این کشور، تردید جدی دربارۀ منطق و مشروعیت این جنگ وجود دارد و حتی برخی قانونگذاران و تحلیلگران در خود آمریکا، از نبود توجیه روشن، خطر طولانی‌شدن جنگ و به تبع آن فشار سنگین بر اقتصاد این کشور سخن گفته‌اند.

چنین وضعی نشان می‌دهد که مسئله فقط «قدرت‌نمایی» نیست؛ بلکه ضعف در ارزیابی پیامدهاست. رهبر سیاسی‌ای که بدون اجماع داخلی، بدون توضیح قانع‌کننده و بدون «راهبرد خروج» وارد جنگ می‌شود، در عمل امنیت را کمتر و بحران را بیشتر می‌کند.

نقد مهم دیگر، بی‌ثباتی در تصمیم‌گیری است. ترامپ در مدیریت بحران، بارها با پیام‌های متناقض، فضای تصمیم‌سازی را آشفته کرده است. این طرز گفتار شاید در کارزار انتخاباتی یا معاملات تجاری به کار آید، اما در جنگ، ابهام می‌تواند خطرناک باشد؛ چون هم دشمن را برای پاسخ سخت‌تر آماده می‌کند، هم متحدان را مردد می‌سازد. جنگ، عرصۀ سیاست‌ورزیِ لحظه‌ای و جمله‌های کوتاه شبکه‌های اجتماعی نیست. در جنگ هر واژه می‌تواند اثر میدانی داشته باشد.

در مجموع باید گفت که بزرگ‌ترین شکست ترامپ در جنگ با ایران، شاید این بوده که به جای کاهش تنش، چرخۀ تهدید و واکنش را تشدید کرده است. او نه توانسته ایران را به عقب‌نشینی وادار کند، نه توانسته برای افکار عمومی آمریکا و جهان توضیح روشنی از چرایی و چگونگی جنگ بدهد، و نه توانسته است برای پایان جنگ طرحی معتبر ارائه کند. نتیجه، تصویری از رهبری است که بیشتر به دنبال «نمایش اقتدار» بود تا «ساختن امنیت».  

جنگ با ایران، این واقعیت را هم نشان داد که دونالد ترامپ لایق هر چه باشد، لایق جایزۀ نوبل صلح نیست؛ جایزه‌ای که اگرچه ذاتا اهمیت چندانی ندارد، ولی به هر حال سروصدای زیادی در جهان ایجاد می‌کند و متقاضیان بسیاری دارد و ترامپ هم تشنه‌ترین فردی است که برای رسیدن به آن له‌له می‌زند!

ترامپ مدعی بود که نحوۀ سیاست‌ورزی‌اش چنان است که حقیقتا مستحق کسب جایزۀ صلح نوبل است. او پیش از به قدرت رسیدن مجدد، ادعا می‌کرد یک‌روزه به جنگ روسیه و اوکراین خاتمه می‌دهد. اما نه تنها از عهدۀ چنین کاری برنیامد، بلکه الان تقریبا یکسال و هفتاد روز از آغاز دورۀ دوم ریاست جمهوری‌اش گذشته و هنوز نتوانسته به جنگ اوکراین خاتمه دهد. ولی نکتۀ مهم‌تر این است که او در کنار ناکامی در اتمام جنگ اوکراین، آتش یک جنگ منطقه‌ای را نیز در منطقۀ باروت‌خیز خاورمیانه برافروخته است؛ جنگی که پایانش ممکن است چندان هم نزدیک و قریب‌الوقوع نباشد.

کدام عقل سلیمی حکم می‌کند به چنین فردی باید جایزۀ صلح اعطا شود؟ ترامپ پس از شکست مقابل بایدن در انتخابات سال 2020، مدعی بود که اگر گذاشته بودند مجددا رئیس جمهور شود، ظرف چند روز با ایران به توافق می‌رسید. ولی وقتی که دوباره به قدرت رسید و این بار مذاکرات «جمهوری اسلامی ایران با دولت ترامپ» آغاز شد، معلوم شد که وعدۀ توافق فوری ترامپ با ایران، همانند وعدۀ اتمام فوری جنگ روسیه و اوکراین، چیزی بیش از یک دروغ رسوا نبوده.

اما مهم‌تر اینکه، آقای دوستدار جایزۀ صلح نوبل، حتی صبر نکرد که مذاکرات دولتش با مقامات سیاسی ایران به پایان برسد و دو بار در میانۀ مذاکرات دستور آغاز جنگ را صادر کرد. فقدان تعقل سیاسی، در کنار یاوه‌گوییِ مدام، دو خصیصه‌ای که در سیاست‌ورزی ترامپ موج می‌زد، اینک در جنگ‌افروزی او و مدیریت جنگ از جانب او نیز آشکار شده و به همین دلیل فی‌الحال آقای تاجر، که «سیاست» را صرفا از منظر «اقتصاد» می‌نگرد، گرفتار وضعیتی نامنتظَر شده. یعنی نمی‌داند چطور از جنگی که آغازش کرده و آن را کوتاه‌مدت می‌دانست، باید برون آید. 

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
انهدام هواپیماهای آمریکا در استان اصفهان (عکس) خبر معاون استاندار خوزستان درباره صدای انفجار در شهرستان امیدیه پاسخ قالیباف به ادعای پیروزی ترامپ در عملیات شنبه شب رایزنی‌های فشرده مصر برای مهار تنش‌ها؛ گفت‌وگو با آمریکا و ایران درباره کاهش بحران منطقه‌ای آتش سوزی در یک کارخانه پتروشیمی در امارات معامله اوراق بهادار به ارزش ۳.۲ میلیون میلیارد تومان در اسفند خواجه آصف: ایالات متحده از پاکستان استفاده کرد و سپس ما را مثل دستمال توالت دور انداخت قیمت بیت کوین و ارز‌های دیجیتال امروز یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۵ + جدول زیستن در «عصر حجر» یعنی چه؟ از منظر باستان شناسی و جامعه شناسی «ترامپ» یک زیستمند عصر حجر است ! افزایش قیمت کالاهای کلیدی در جهان آموزش و پرورش: شاد با اختلال مواجه نیست، کُند است فلر چیست؟/ راز جرقه‌های جنگی مرموز در آسمان حمله پهپادی به ساختمان مجتمع وزارتخانه‌های کویت تاق بستان دومین اثر تاریخی پربازدید کشور در ایام نوروز شد چرا رسانه‌های غربی از جنگ آمریکا علیه ایران حمایت نکردند؟