فیلم بیشتر »»
کد خبر ۸۰۰۶۲۱
تاریخ انتشار: ۱۴:۲۱ - ۰۸-۰۶-۱۴۰۰
کد ۸۰۰۶۲۱
انتشار: ۱۴:۲۱ - ۰۸-۰۶-۱۴۰۰

دیدار ابطحی با کروبی: به برادران بالا گفتم اگر یک روز صبح بساط حصر را جمع کنید و بروید، هیچ اتفاقی نمی‌افتد

دیدار ابطحی با کروبی: به برادران بالا گفتم اگر یک روز صبح بساط حصر را جمع کنید و بروید، هیچ اتفاقی نمی‌افتد
آقای خاتمی هم که می‌دانست قرار است با اقای کروبی صحبت کنم، خیلی سلام رسانده بود. متقابلا آقای کروبی هم سلام رساند. هم به آقای خاتمی و هم به اعضای مجمع روحانیون که اولین دبیرش بود.
محمدعلی ابطحی در صفحه اینستاگرامش نوشت: بعد از یازده سال، آقای کروبی را دیدم.
 
هفته‌ی پیش برادران بالا زنگ زدند که دوسه بار است آقای کروبی اسم شما را داده‌اند برای ملاقات، اگر خودتان موافقید قرار بگذاریم. خیلی ذوق کردم.
 
دیروز وقت گذاشتند، رفتم، حاج خانم و حسین آقای کروبی هم بودند. مهربانانه و پدرانه اول گفت عینک و ماسک را بردار قیافه‌ات را ببینم. مثل آدم‌های دل تنگ شده.
 
حال جسمی آقای کروبی خوب بود. دو ساعت گپ زدیم. ازشب رحلت امام گفت و از فردای آن روز و اتفاقاتی را یاد‌آوری کرد که البته می‌دانستم. اتفاقات سرنوشت‌ساز در تاریخ انقلاب. بعضی وقت‌ها می‌گفتم صدا نمی‌آید! می‌خندید و بحث عوض می‌شد.
 
می‌گفت از شرایط فعلی بگو. آینده را چه می‌بینی. من با خوشبینی ذاتی‌ام کمی تحلیل کردم.
صحبت به اتفاقات انتخابات ۸۴ کشید که من هم با آقای کروبی هم نظر بودم، استراتژیک‌ترین اشتباه اصلاح‌طلبان در آن تاریخ بود.
 
از دوران آقای روحانی هم صحبت به میان آمد. از آسیبی که دولت او به همه ماها زد حرف زدیم و از یأسی که به وجود آمد افسوس خوردیم.
 
من به روش‌های اصلاحی که در دولت فعلی و سیستم قضایی در پیش گرفته شده اشاره داشتم. آقای کروبی به خوش‌بینی من نبود.
آقای خاتمی هم که می‌دانست قرار است با اقای کروبی صحبت کنم، خیلی سلام رسانده بود. متقابلا آقای کروبی هم سلام رساند. هم به آقای خاتمی و هم به اعضای مجمع روحانیون که اولین دبیرش بود.
 
حس مشورت دهی‌ام گل کرده بود، به برادران بالا هم گفتم امتیاز رفع حصر را به دولت روحانی نمی‌خواستید بدهید، اوکی. الان در مجموعه‌ی یک دست اگر یک روز صبح بساط حصر را جمع کنید و بروید، هیچ اتفاقی نمی‌افتد.
 
حالا سیاست به کنار. دیدار پر مهری بود. خیلی پرحرفی کردم که روحیه آقای کروبی عوض شود. با مزه می‌گفت: خیلی از کسانی که مجوز ملاقات می‌گیرند و می‌آیند، نگاهی به دوربین گوشه حیاط می‌کنند و حتی توی اینجا با من حرف نمی‌زنند. فقط تعارفات به‌جا می‌آورند. من جبران کردم. از سیاست و خاطره و حتی جوک بهره گرفتم تا شیخ ۸۴ ساله ما که بعد از یازده سال می‌دیدمش کمی شاد باشد.
 
به امید روزی که کلا این حصر طولانی برداشته شود. باورم نمی‌شد یازده سال است در حصرند.
ارسال به دوستان
captcha
تعویض فیلتر روغن همراه با روغن موتور چه اهمیتی دارد؟ چرا انسان‌ها بیشتر موهای بدنشان را از دست دادند، اما موی سر باقی ماند؟ تحقیق جدید: یک‌هشتم سرطان‌های جهان تنها با مهار عفونت‌ها قابل پیشگیری هستند قهوه با افسردگی ما چه می‌کند؟ آشنایی با قابلیت‌های ویژه‌ ساعت خلبانان جنگنده یافته جدید: برای آزمایش خون ناشتا بودن همیشه ضروری نیست کبرا در برابر آپاچی؛ هلیکوپترهای تهاجمی آمریکا چه تفاوتی با یکدیگر دارند؟ استارلینک پای سفیر نروژ را به وزارت خارجه کشاند؛ اعتراض رسمی ایران آکسیوس: آمریکا حمله به یمن را برای تمرکز بر ایران رد کرد معاون ارتباطات دفتر رئیس‌جمهور: پاک نژاد به دلایل شخصی از مسئولیت وزارت نفت استعفا کرد سناتور آمریکایی: واشنگتن باید با ایران به توافق برسد سردار فدوی: برای نخستین بار هیچ شناور امریکایی در خلیج فارس حضور ندارد وقوع حادثه دریایی در نزدیکی سواحل یمن مدارس ابتدایی و متوسطه اول منطقه سیستان دوشنبه تعطیل شد صدای انفجار در تنگه هرمز / کشتی متخلف مجازات شد