فیلم بیشتر »»
کد خبر ۶۴۰۸۹۵
تاریخ انتشار: ۱۰:۴۹ - ۲۸-۰۸-۱۳۹۷
کد ۶۴۰۸۹۵
انتشار: ۱۰:۴۹ - ۲۸-۰۸-۱۳۹۷

مراقبت

پسر جوان آن قدر عاشق دختر بود که گفت: تو نگران چی هستی؟

دختر جوان هم حرفش را زد: همون طور که خودت می‌دونی مادرت پیره و جز تو فرزندی نداره... باید شرط ضمن عقد بگذاریم که اگر زمین گیر شد، اونو به خونه ما نیاری و ببریش خانه سالمندان.

پسر جوان آهی کشید و شرط دختر را پذیرفت...

هنوز شش ماه از ازدواجشان نگذشته بود که زن جوان در یک تصادف اتومبیل قطع نخاع و ویلچر نشین شد.

پسر جوان رو به مادرش گفت: بهتر نیست ببریمش آسایشگاه؟

مادر پیرش با عصبانیت گفت: مگه من مُردم که ببریش آسایشگاه؟ خودم تا موقعی که زمین‌گیر نشدم ازش مراقبت می‌کنم.

پسر جوان اشک ریخت و به زنش نگاه کرد.

زن جوان انگار با نگاهش به او می‌گفت: شرط ضمن عقد رو باطل کن!

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
برچسب ها: داستان مراقبت
ارسال به دوستان
گشتی در دنیای انواع چای‌ چینی و طعم‌های خاص آن‌ها هشت بندر باستانی که تجارت جهانی را کنترل می‌کردند(+عکس) بحران چهل سالگی؛ بازآفرینی هویت در میانه مسیر یا بن‌بست روانی؟ مادربزرگ جاسوس‌های بریتانیا (+عکس) نوشیدنی خانگی دلپذیر، شربت سکنجبین نعنای تازه برای روزهای گرم ژاپن علیه روسیه؛ جنگی که مسیر تاریخ را تغییر داد دهه شصت میلادی تا پیش از ۱۹۹۰: چه چیزی این نسل را متمایز می‌کند؟ چرا برای بد نیاوردن «بزنیم به تخته»؟! ریشه‌های درختیِ یک باور چرا هنگام مشاجره مغز ما انگار خاموش می‌شود؟ وان پلاس پد ۴؛ تبلتی باریک، قدرتمند و مناسب کار و سرگرمی چرت زدن در این ساعت ها می‌تواند زنگ خطر سلامت در سالمندی باشد کلاه ذهن خوانی که شاید کیبورد را از رده خارج کند ۱۰ توصیه کاربردی برای والدینی که با میگرن مزمن زندگی می کنند چطور از قابلمه به عنوان فر استفاده کنیم؟ بیکسونیمانیا؛ بیماری ساختگی ای که اینترنت و حتی برخی پژوهشگران را فریب داد