فیلم بیشتر »»
کد خبر ۶۱۳۹۵۰
تاریخ انتشار: ۱۳:۱۳ - ۲۰-۰۳-۱۳۹۷
کد ۶۱۳۹۵۰
انتشار: ۱۳:۱۳ - ۲۰-۰۳-۱۳۹۷

تشریح جنایت عجیب در خانه فساد توسط پسر19ساله/ پدرم 3 زن داشت/ دوستم توهم زده بود صورت اش نصف شده

عصر ایران
سر و صورت دوستم خون آلود بود او توهم زده بود و فکر می کرد صورتش به دو قسمت مساوی تقسیم شده است در همین حال رضا مقابل من قرار گرفت که من هم چند ضربه با قمه به بالا تنه اش زدم و سپس محمد به کمکم آمد و با او درگیر شد به طوری که درگیری آن ها به بیرون از ساختمان و داخل کوچه کشید.

روزنامه خراسان با جوان 19ساله ای که در پی ارتباط با یک زن مرتکب جنایت شده است،گفتگو کرده است.

بخشی از مصاحبه را می خوانید:

اسمت چیست؟ میلاد- ر

چند ساله هستی؟ اردیبهشت سال 78 در مشهد به دنیا آمدم

چند خواهر و برادر داری؟ 6 برادر و 3 خواهر دارم

پس در خانواده پرجمعیتی رشد کردی؟ نه! پدرم 3 زن داشت. الان همه آن ها و از جمله مادر من از او طلاق گرفتند
چرا؟ بیماری عصبی دارد! خیلی زود به هم می ریزد به همین دلیل هم کسی نمی توانست با او زندگی کند.
مادر تو چه زمانی از پدرت جدا شد؟ من خیلی کوچک بودم درست به خاطر ندارم اما فکر کنم حدود 2.5 یا 3 ساله بودم که از پدرم طلاق گرفت.

حضانت تو را پدرت به عهده داشت؟ نه! من نزد یکی از خواهران ناتنی ام بزرگ شدم

معتادی؟ نه! ولی به قرص های ترک اعتیاد مانند ترامادول معتاد هستم و زیاد مصرف می کنم!

یعنی اصلا مواد مخدر را تجربه نکرده ای؟ چرا! چند بار شیشه (مواد مخدر صنعتی) کشیده ام که آخرین آن دو روز قبل از وقوع قتل بود!

اولین بار کجا قرص مخدردار استفاده کردی؟ آن زمان حدود 13 یا 14 سالم بود که برای اولین بار قرص مصرف کردم

در کلاس چندم ترک تحصیل کردی؟ دوم دبیرستان بودم که درس را رها کردم چون دیگر مغزم نمی کشید و از سویی هم مدام با دوستانم اوقاتم را می گذراندم.

چگونه با آن زن جوان (مهلا) آشنا شدی؟ او را از قبل می شناختم یعنی از طریق یک پیرزن که «خاله» صدایش می کنیم با او ارتباط برقرار کردم.

از شب حادثه بگو، چه شد که به آن خانه رفتی؟ آن شب یکی از دوستانم به نام محمد با من بود، تصمیم گرفتیم برای برقراری ارتباط شیطانی نزد آن زن جوان برویم به همین دلیل هم ابتدا با «خاله» تماس گرفتیم چون فقط او از موقعیت «مهلا» خبر داشت. «خاله» هم برای ساعت 3 بامداد قرار گذاشت و آدرس منزلی در بولوار طبرسی شمالی را داد.

در بازجویی ها مدعی شدی که ابتدا قرص روانگردان مصرف کردید؟ بله! حدود نیم ساعت قبل از آن که به آن خانه برویم قرص مخدردار استفاده کرده بودیم

چرا قمه ها یا به قول خودت «نیمچه» همراه داشتید؟ ما آن شب پولی نداشتیم به همین دلیل سعی کردیم با قدرت نمایی و زورگویی، به هوسرانی خودمان ادامه بدهیم. برای همین هم هر کدام یک نیمچه برداشتیم!

آن شب چند نفر در آن ساختمان بودند؟ دقیق نمی دانم ولی دو زن و سه مرد در طبقه سوم بودند و مهلا هم در طبقه پایین حضور داشت.

چرا درگیر شدید؟ آن ها وقتی فهمیدند ما پول نداریم و به زور متوسل شده ایم با ما درگیر شدند.

زن ها هم هنگام درگیری در آن خانه بودند؟ نه! آن ها همان لحظات اولیه فرار کردند تنها پیرمردی ماند که نمی توانست فرار کند!

به خاطر پول درگیر شدید یا به خاطر مهلا؟ در مورد نداشتن پول با رضا و هادی(که در خانه بودند) بحث می کردم که رضا مرا زد و بلافاصله به طبقه پایین رفت جایی که دوستم محمد نزد مهلا ایستاده بود! بعد هم من هادی را زدم و به گوشه اتاق انداختم وقتی از پله ها پایین می رفتم دوباره با رضا درگیر شدم!

وقتی به طبقه پایین رفتی چه دیدی؟ سر و صورت دوستم خون آلود بود او توهم زده بود و فکر می کرد صورتش به دو قسمت مساوی تقسیم شده است در همین حال رضا مقابل من قرار گرفت که من هم چند ضربه با قمه به بالا تنه اش زدم و سپس محمد به کمکم آمد و با او درگیر شد به طوری که درگیری آن ها به بیرون از ساختمان و داخل کوچه کشید.

چرا خودروهای مردم را با قمه تخریب کردی؟ می خواستیم بترسند و بیرون نیایند.

«مهلا» را چگونه از صحنه قتل بیرون بردید؟ او خیلی ترسیده بود، خودش با ما فرار کرد و ما او را به مخفیگاه‌مان بردیم.

همان لحظه در جریان قتل قرار گرفتی؟ وقتی رضا کنار کوچه افتاد فکر کردم دیگر جان ندارد به همین دلیل از آن جا گریختیم.

کجا رفتی؟ یک شب را که با مهلا و دوستم بودیم! صبح هم به کاشمر رفتم.

چند ضربه به رضا زدی؟ نمی دانم فکر کنم 4 تا 5 ضربه هوا تاریک بود و من هم حال خودم را نمی فهمیدم.

«مهلا» هم معتاد است؟ بله! آن شب یکی از ساقی ها (خرده فروشان مواد مخدر) برای او مواد آورده بود.

پس به همین دلیل بعد از قتل با شما آمد؟ او خیلی ترسیده بود اما می گفت اگر برای من مواد و پول جور کنید با شما می آیم که من هم به او قول دادم و او با من آمد اما آن وقت شب نمی توانستم برای او مواد مخدر تهیه کنم به همین دلیل هم خیلی التماس کردم که چند ساعت صبر کند او خمار بود و فقط مواد می خواست!

برچسب ها: خانه فساد ، قتل
ارسال به دوستان
captcha
مریم معصومی : سوال خصوصی مهران مدیری ۳۰ روز به گریه ام انداخت ادامه تظاهرات اسرائیلی ها علیه نتانیاهو سقاب اصفهانی: بنزین در ایران به نوعی لنگر اسمی تورم تبدیل شده محسن امیریوسفی: فیلم‌های زیرزمینی قسمتی مهم از سینمای امروز ایران است [آیت‌الله دکتر سیدمصطفی محقق داماد] بازاندیشی در یک سخن رکورد تاریخی طلا تکرار می‌شود؟ نشانه‌های تازه از ادامه رشد قیمت رامین رضاییان تا پرسپولیس فقط یک قدم فاصله داشت؛ چرا توافق نشد؟ ادارات خوزستان دوشنبه دورکار شدند؛ گرمای هوا دلیل تغییر فعالیت‌ها سهمیه بنزین به خانوار می‌رسد؛ حتی بدون خودرو ماهانه ۳۰ لیتر قطر اسارت خلبانان ایرانی را تکذیب کرد مدیرکل سیاسی استانداری تهران: برای برگزاری انتخابات شوراها، منتظر اعلام پایان جنگ از سوی شعام هستیم ژوائو فلیکس بهترین بازیکن فصل لیگ روشن عربستان شد؛ بالاتر از رونالدو واکنش پرسپولیس به مصدومیت‌ها و چمن بلند دیدار با شمس‌آذر سقوط از دندان اژدها در ارتفاع ۴۴۰۰ متری؛ کوهنورد همدانی زنده ماند چتر ترمز چگونه جنگنده‌های چند ده تنی را در چند ثانیه متوقف می‌کند؟